دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی سریال

نقد و بررسی سریال «دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection) – بازگشت غیرمنتظره یک ضدقهرمان

بازگشت دکستر مورگان، با بازی مایکل سی. هال، شاید یکی از غیرمنتظره‌ترین اتفاقات دنیای تلویزیون باشد. پسری که قلب پدرش را سوراخ کرد، شبکه اصلی که او را به شهرت رساند مدت‌هاست از بین رفته، اما دکستر همچنان زنده است و باز هم در نیویورک، کنار گروهی از قاتلان زنجیره‌ای، به شکار بدها مشغول است.

سریال «دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection) چهارمین سری از این مجموعه است که حالا بعد از دو دهه، جان تازه‌ای به شخصیتش داده است.

شخصیت دکستر مورگان اولین بار در سال ۲۰۰۴ توسط جف لیندسی در رمان «Darkly Dreaming Dexter» خلق شد و دو سال بعد با هنرنمایی مایکل سی. هال در سریال «دکستر» (Dexter) شبکه شوتایم به تلویزیون آمد. پس از فینال نه‌چندان قانع‌کننده فصل هشتم در سال ۲۰۱۳، تصور می‌شد که داستان این قاتلِ بااصول به پایان رسیده است؛ اما سریال «دکستر: خون تازه» (Dexter: New Blood) در ۲۰۲۱ بازگشتی شجاعانه داشت و با مرگ دکستر توسط دست پسرش، پرونده‌اش را به ظاهر بست.

اما در دنیای سریال‌ها، مرگ همیشه قطعی نیست؛ به ویژه اگر پای موفقیت تجاری در میان باشد. شبکه پارامونت پلاس با همکاری شوتایم، تصمیم گرفت عمر دکستر را باز هم تمدید کند. سریال «دکستر: گناه نخستین» (Dexter: Original Sin) پیش‌درآمدی غیرضروری بود، اما در نهایت همه این‌ها بهانه‌ای شد تا «دکستر: رستاخیز» راهی تلویزیون شود و بار دیگر شاهد بازگشت دکستر باشیم.

نکته جالب اینجاست که سریال اصلاً توضیح قانع‌کننده‌ای برای بازگشت دکستر پس از شلیک به قلب و خونریزی شدید نمی‌دهد. کارگردان (کلاید فیلیپس) عمداً وارد جزئیات نمی‌شود و فقط با یک جمله شوخ‌طبعانه («قبولش دارم!») از زبان دکستر، همه چیز را به شوخی می‌گیرد: او بعد از عمل جراحی معجزه‌آسا زنده مانده و حالا دوباره آماده شکار است.

در فصل جدید، دکستر پس از دوره کوتاه نقاهت، راهی نیویورک می‌شود تا از وضعیت پسرش هریسون (جک آلکات) باخبر شود. هریسون باور دارد که پدرش مرده و حالا شغل جدیدی به عنوان لابی‌من هتل امپایر دارد. دکستر سر دوراهی می‌ماند: آیا باید بماند و نقش پدر را بازی کند یا بار دیگر ناپدید شود و زندگی جدیدی آغاز کند؟

پاسخ این دوگانگی با ورود به باشگاهی از قاتلان زنجیره‌ای ثروتمند و عجیب در نیویورک داده می‌شود. لئون پریتر (با بازی پیتر دینکلیج)، میلیاردر مرموز، مهمانی‌هایی برای قاتلان سریالی برگزار می‌کند و دکستر با افرادی نظیر خانم انتقام (کریستن ریتر)، کلکسیونر تتو (نیل پاتریک هریس) و مردی ملقب به راپونزل (اریک استون‌استریت) آشنا می‌شود.

این گروه شخصیت‌هایی دارند که همزمان هم ترسناک و هم بامزه‌اند و حس و حال کلاسیک دکستر را با طنز و اغراق به میان می‌آورند. دکستر هم مدام به خودش می‌گوید فقط برای جمع‌آوری اسامی قربانیان به این مهمانی‌ها می‌رود، اما کنجکاوی‌اش نسبت به این جامعه مخفی، داستان را پیش می‌برد.

یکی از نکات جالب و تازه این فصل، شوخی با موقعیت‌های روزمره است. دکستر حالا به عنوان راننده تاکسی اینترنتی (UrCar) کار می‌کند و با شوخی‌های خلاقانه نسبت به فضای شهری نیویورک و فرهنگ دیجیتال، بار دیگر چهره طنزآمیز خود را به رخ می‌کشد.

از نگاه خیره دکستر به تابلوهای پارکینگ گرفته تا رقابتش با کودکی که همه پنکیک‌های صبحانه هتل را می‌خورد، همه و همه طنز خاص و تلخ سریال را زنده می‌کند.

بدون شک بازگشت مایکل سی. هال در نقش دکستر همچنان قدرتمندترین نقطه قوت سریال است. بازی او هم در لحظات شوخ و هم در لحظات تاریک، همچنان مسحورکننده است و به شخصیت عمق و پیچیدگی می‌دهد.

اما نباید از یاد برد که فقط چهار قسمت اول برای منتقدان نمایش داده شده و دکستر سابقه شروع‌های طوفانی و پایان‌های ضعیف دارد. در فصل جدید، خبری از کندوکاو عمیق در اخلاقیات و کدهای شخصیتی دکستر نیست و بیشتر تمرکز روی سرگرمی و مواجهه با شخصیت‌های عجیب است. شاید برخی طرفداران قدیمی، دلشان برای بُعد روان‌شناسانه و چالش‌های اخلاقی تنگ شود.

در عین حال، حضور ستارگان مهمان و شخصیت‌های فرعی بامزه، به سریال جذابیت تازه‌ای داده و حال و هوای آن را شاداب‌تر و مدرن‌تر ساخته است. کلاید فیلیپس با افزودن طنز و شوخی به داستان، فضا را از تلخی خالص فاصله داده و مخاطب را دوباره به دنیای دکستر دعوت می‌کند.

«دکستر: رستاخیز» (Dexter: Resurrection) برخلاف تمام پیش‌بینی‌ها، سریالی سرگرم‌کننده و خوش‌ریتم است که با وجود ضعف‌هایش، ارزش تماشا دارد؛ به ویژه برای کسانی که هنوز به دکستر و دنیای تاریکش علاقه دارند. این فصل جدید با تغییر فضای داستان به نیویورک و گروهی از قاتلان غیرمعمول، نفس تازه‌ای به مجموعه بخشیده و با شوخی‌های ریز و موقعیت‌های خلاقانه، مخاطب را راضی می‌کند.

شاید این رستاخیز، نتواند به قله‌های چهار فصل اول برسد و هنوز جای نقد دارد، اما بازگشت دکستر پس از این همه سال، یادآور این حقیقت است که برخی شخصیت‌ها هرگز نمی‌میرند؛ حتی اگر بارها و بارها در داستان کشته شوند.

جمع بندی

امتیاز - ۷

۷

خوب، اما نه بی‌نقص

«دکستر: رستاخیز» با بهره‌گیری از بازی فوق‌العاده مایکل سی. هال، تغییر فضای داستان و افزودن طنز و شخصیت‌های تازه، جان تازه‌ای به دنیای دکستر داده است. اگر از طرفداران قدیمی این مجموعه هستید یا به دنبال یک سریال جنایی متفاوت و سرگرم‌کننده می‌گردید، این فصل جدید را از دست ندهید.

امتیاز کاربران: ۴٫۴ ( ۱ رای)

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. نقد تون رو با کمال میل میپذیرم.
    و کاملا قبول دارم که توی بازگشت دکستر و رهایی از دست پلیس کمی سطحی کار شده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا