نقد و بررسی فیلم «غرق در خشکی» (Drowning Dry)
کابوسی خانوادگی در دل طبیعت؛ درامی روانشناختی و تکاندهنده از لیتوانی

«غرق در خشکی» (Drowning Dry) جدیدترین اثر لوریناس باریشا (Laurynas Bareiša) کارگردان لیتوانیایی است که با روایتی سرد، چندلایه و پرتعلیق، تراژدی یک خانواده را از زوایای گوناگون و با نگاهی عمیق به روان انسانها به تصویر میکشد. این فیلم با الهام از آثار میشائل هانکه (Michael Haneke) و طنز تلخ روبن اوستلوند (Ruben Östlund)، موفق میشود تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز برای تماشاگر بسازد؛ تجربهای که تا مدتها ذهن را درگیر خود نگه میدارد.
داستان فیلم حول دو خانواده لیتوانیایی میچرخد که برای تعطیلات به ویلایی کنار دریاچه آمدهاند. دو خواهر، ارنستا (جلمین گلمزایته) و یوسته (آگنه کاکتایته)، این سفر را ظاهراً برای فرار از روزمرگی و بیحوصلگی خود ترتیب دادهاند، اما زیر پوست این آرامش، روابط خانوادگی متشنج و پر از سوءظن و خشونت پنهان جریان دارد. ارنستا با شوهری رزمیکار (Pپالیوس مارکویسیوس) زندگی میکند که خشونتش حتی در خارج از میدان مبارزه نیز سایه سنگینی بر خانواده انداخته است. در سوی دیگر، رابطه یوسته با همسرش به سردی گراییده و هرگونه تلاش برای نزدیکی بیشتر، با بیمیلی و حتی نوعی تهدید روبهرو میشود.
باریشا با هوشمندی، فاجعهای را به مرکز روایت خود میآورد؛ حادثهای که ممکن است به مرگ دختربچه یوسته منجر شود و خانوادهها را به لبه فروپاشی برساند. اما آنچه فیلم را از یک درام حادثهای ساده فراتر میبرد، شیوه روایت آن است: فیلم با بازنمایی چندباره یک صحنه، از زوایای مختلف و با تغییرات جزئی اما معنادار، هر بار برداشت تازهای از حقیقت را پیش روی مخاطب میگذارد. این تکنیک که یادآور «راشومون» (Rashomon) کوروساوا است، اینبار نه برای آشکار کردن واقعیت نهایی، بلکه برای تأکید بر نسبی بودن حقیقت و شکنندگی حافظه و ادراک انسانی به کار میرود.
باریشا که خود وظیفه فیلمبرداری را نیز بر عهده داشته، با قاببندیهای سرد و بیروح، فضای خفقانآور و اضطرابآور تعطیلات خانوادگی را بهخوبی منتقل میکند. شخصیتها کمتر بهعنوان افراد واقعی و بیشتر بهعنوان مهرههایی برای بیان چشماندازی تلخ و فلسفی درباره مرگ، تقدیر و بیگانگی انسانها به تصویر کشیده میشوند. رقص دو خواهر بر روی آهنگ «I Love You Always Forever» دانا لوئیس (Donna Lewis)، لحظهای از همدلی و نزدیکی را نشان میدهد، اما تکرار همان رقص با آهنگی دیگر، این بار به شکلی سرد و بیروح، تأثیرگذارتر و هولناکتر میشود و نشانهای از تکرارپذیری و بیثباتی روابط انسانی است.
فیلم با تدوین دقیق و بیرحمانه سیلویا ویلکایته (Silvija Vilkaitė)، بین زمانها و روایتهای مختلف جابهجا میشود و هر بار با تغییرات ظریف در بازی بازیگران و زاویه دوربین، مخاطب را دعوت میکند تا یک واقعه واحد را بارها و بارها از نو ارزیابی کند. این ساختار باعث میشود تماشاگر هرگز به قطعیت نرسد و تا پایان فیلم، حس تعلیق و ناامنی باقی بماند.
یکی از دستاوردهای مهم «غرق در خشکی»، نمایش بیپرده خشونت پنهان، ناکامیها و زخمهای عاطفی است که در زیر نقاب ظاهری آرام خانوادهها جریان دارد. رابطههای سرد، سکوتهای معنادار و ناتوانی در بیان احساسات، همگی در خدمت خلق فضایی کابوسوار و وحشتزده قرار گرفتهاند. فیلم بهجای شخصیتپردازی سنتی، بر الگوها و رفتارهای تکرارشونده تمرکز دارد و از این راه، تصویری جهانی و انتزاعی از درد و فقدان ارائه میکند.
در نهایت «غرق در خشکی» (Drowning Dry) اثری است جسورانه، هنرمندانه و عمیق که با ساختاری غیرمتعارف، مخاطب را به بازنگری مدام در حقیقت و روابط انسانی وامیدارد. این فیلم با فضاسازی سرد، روایت چندلایه و بازیهای دقیق، بهخوبی در ژانر درام روانشناختی میدرخشد و تجربهای فراموشنشدنی برای علاقهمندان سینمای هنری و روانشناسانه رقم میزند. اگر به دنبال فیلمی هستید که ذهنتان را به چالش بکشد و تا مدتها درگیرتان کند، «غرق در خشکی» انتخابی ایدهآل است.
جمع بندی
امتیاز - ۷٫۹
۷٫۹
خوب
«غرق در خشکی» (Drowning Dry) به کارگردانی لوریناس باریشا، اثری جسورانه و متفاوت در ژانر درام روانشناختی است که با فضاسازی سرد، روایت چندلایه و تکنیکهایی الهامگرفته از آثار بزرگان سینما، تراژدی روابط خانوادگی را به تصویر میکشد. این فیلم با بازنمایی یک حادثه از زوایای مختلف، مخاطب را به بازنگری در حقیقت و شکنندگی حافظه انسانی دعوت میکند و با نمایش خشونت پنهان و ناکامیهای عاطفی، فضایی اضطرابآور و کابوسوار خلق میکند. روایت غیرمتعارف، بازیهای دقیق و تدوین هوشمندانه، تجربهای تأملبرانگیز و فراموشنشدنی را برای علاقهمندان سینمای هنری رقم میزند.





