نقد و بررسی فیلم «لیزا فرانکنشتاین» (Lisa Frankenstein): کاترین نیوتن و کول اسپروس در این کمدی ترسناک در کنار هم به ایفای نقش می پردازند

نقد و بررسی فیلم «لیزا فرانکنشتاین» (Lisa Frankenstein): کاترین نیوتن و کول اسپروس در این کمدی ترسناک در کنار هم به ایفای نقش می پردازند …
اگر ایده شما از یک هیاهوی خنده دار، یک پسر افسانه ای دبیرستانی است که با تبر آلت تناسلیاش جدا می شود در حالی که موسیقی متن مطابق با اثر «روی شاخه های عشق» فیلم کلاسیک دهه ۸۰، اوج می گیرد، پس «لیزا فرانکنشتاین» ممکن است برای شما فیلم جالبی باشد؛ البته تا زمانی که استاندارد مرجع شما به اندازه فیلم «Edward Scissorhands» (ادوارد دستقیچی) بالا نباشد.

فیلمنامه «دیابلو کودی» درباره نوجوانی بداخلاق و ناسگار است که با پیوند عاطفی با یک جسد زنده شده، حس هدفمندی پیدا می کند و به اندازه کافی دیالوگ های خنده دار ارائه می دهد تا شما از خنده روده بر شوید. اما کارگردانی نابسامان زلدا ویلیامز خیلی زود این حسن نیت را از بین می برد، چرا که این داستان ترسناک – کمدی – عاشقانه با ذهنیتی قدیمی از صحنه ای به صحنه دیگر می رود، بدون اینکه هیچ وقت اشتیاق زیادی تولید کند. تمرکز این فیلم روی مخاطبان جوانی است که در روز ولنتاین کمی طنزِ ترسناک را دوست دارند.
یک سکانس انیمیشن سیاه و سفید جالب که جایی بین ادوارد گوری و کارا واکر قرار دارد، به داستان غم انگیز مردی در پشت سنگ قبر سال ۱۸۳۷ اشاره می کند که تخیل عاشقانه لیزا سولو (کاترین نیوتن) ۱۷ ساله را به تصویر می کشد. لیزا که پس از مشاهده یک مهاجم قاتل مرگبار که مادرش را شکنجه می کند به شدت شوکه شده، در برابر تبدیل شدن به بخشی از خانواده جدید که پدرش، دیل (جو کرست)، با ازدواج شتاب زده با پرستار روانی، جانت (کارلا گوگینو)، شکل گرفته است، مقاومت می کند. به نظر می رسد که حتی همذات پنداری همدلانه تافی (لیزا سوبرانو)، خواهر ناتنی لیزا هم، کمکی نمی کند.

به غیر از تافی که فکر می کند عقل کل است، لیزا هیچ دوستی در مدرسه ندارد. اما او وقتی مایکل ترنت (هنری ایکنبری) سردبیر مجله ادبی، در یک مهمانی از شعر سیاه او تمجید کرد، لحظه ای از امید را تجربه می کند. با این حال، این رویا بلافاصله محو می شود، زمانی که یک نوشیدنی داغ باعث می شود او کنترل خود را از دست بدهد و از ترس تحقیر عمومی به پناهگاه قبرستان فرار کند. با وقوع طوفان و رعد و برق، لیزا رو به قبر مورد علاقه اش میکند و زیر لب می گوید: «کاش با تو بودم.»
منظور لیزا از این حرف مردن بود، اما موجود بی نام (کول اسپراوس)، که از قبر بلند می شود و شب بعد در خانه اش ظاهر می شود، پیام دیگری از حرف او دریافت گرفته. پس از فرار اجباری، لیزا متوجه می شود که زامبی آرام و پوشیده از گل، معشوق خیالی ویکتوریایی او است، بنابراین او را تمیز می کند، او را در کمد خود پنهان می کند و او را آرایش می کند.

به نظر می رسد کودی که سناریویی به اندازه کافی قابل قبول را آماده کرده، نمی داند چگونه آن را فراتر ببرد و به کمدی، فضای آزاردهندهای از ناامیدی می بخشد. فیلمنامه نویس درک خوبی از کارگردانی یا حس زیبایی شناسی در فیلم ندارد تا کارین کوشا را قادر سازد بر ضعف های فیلمنامه که بیشتر به تک گویی های نوجوانانه توجه دارد تا رشد شخصیت ها، غلبه کند.
یک مساله این است که دلبستگی لیزا به موجود، بیهوده، به طور ناگهانی قبل از اینکه تبدیل به فرم عاشقانه شود، از بین می رود. به جای اینکه داستان به روی ما دریچه ای از آنچه در سر او می گذرد را باز کند، ما فقط با دگرگونی بیرونی مواجه می شویم، زیرا دوست مرده اش حس افسردگی درونی او را آزاد می کند و در پیِ آن، او در راهروهای مدرسه با لباس هایی مثل «هلنا بونهام کارتر» میدود.
این فیلم می خواهد جشنی برای آدم های عجیب و غریبِ جسوری باشد که فراتر از سطح دبیرستاناند. این موضوع در مورد قتل عام نیز صدق می کند؛ آن «موجود»ِ فداکار شروع به از بین بردن هر کسی که معشوقه اش را ناراحت کرده، می کند، و از اجساد آن ها برای جایگزینی اعضای گم شده بدنش استفاده خواهد کرد. با یک گوش و یک دست شروع می شود، و شما به راحتی می توانید حدس بزنید که وقتی لیزا یک سوزن و نخ برای وصل کردن آخرین ضمائم مهم به دست بگیرد، به کجا ختم خواهد شد. بخش زیادی از این کمدی به خنده های ساده، مانند صحنه خواندن آهنگ «نمی توانم با این احساس بجنگم» توسط لیزا که همراه با آن موجود بر روی پیانو می نوازد ختم میگردد.
نیوتن، اسپراوس و سوبرانوی همگی دوست داشتنی و جذاب تر از پکیج شلخته و شخصیت های کم پخته فیلم هستند. کودی از ویرد ساینس به عنوان الهام بخش یاد کرده، اما نه نویسنده و نه کارگردان، استعدادِ جان هیوز را برای ارتباط برقرار کردن بین قهرمانان نوجوان خود، ندارند.
عوامل فیلم :
شرکت های تولید: MXN، Lollipop Woods
توزیع: ویژگی های تمرکز
بازیگران: کاترین نیوتن، کول اسپروس، لیزا سوبرانو، هنری آیکنبری، جو کرست، کارلا گوگینو، برایس رومرو، جوی بری هریس
کارگردان: زلدا ویلیامز
فیلمنامه نویس: دیابلو کودی
تهیه کنندگان: میسون نویک، دیابلو کودی
تهیه کننده اجرایی: جفری لمپرت
مدیر فیلمبرداری: پائولا هویدوبرو
طراح تولید: مارک ورتینگتون
طراح صحنه و لباس: میگان مک کلاگلین لوستر
موسیقی: ایزابلا سامرز
تدوینگر: برد ترنر
انتخاب بازیگر: نانسی نیر
دارای رده بندی سنی PG-13،
مدت زمان : ۱ ساعت و ۴۱ دقیقه






