دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

نقد و بررسی فیلم «می‌دانم تابستان گذشته چه کردی» (I Know What You Did Last Summer)

فیلم جدید «می‌دانم تابستان گذشته چه کردی» (I Know What You Did Last Summer) با بازگشت دو ستاره اصلی نسخه کلاسیک دهه ۹۰، جنیفر لاو هویت و فردی پرینز جونیور، تلاشی است برای زنده‌کردن یک فرنچایز محبوب و خلق نوستالژی برای نسل تازه و قدیمی. با این حال، آیا این بازسازی/ادای احترام می‌تواند ارزش افزوده‌ای به این میراث ترسناک اضافه کند یا تنها تلاش بی‌رمق دیگری برای دوشیدن خاطرات گذشته است؟

فیلم با جمله‌ای معنادار آغاز می‌شود: «خب، دوباره برگشتیم به سال ۱۹۹۷!» این دیالوگ، که توسط یکی از شخصیت‌ها بیان می‌شود، به‌نوعی اعتراف صادقانه فیلم به مخاطب است. چرا که در واقعیت، «می‌دانم تابستان گذشته چه کردی» جدید بیشتر یک بازسازی محافظه‌کارانه و پر از اشاره و شوخی با نسخه اصلی است تا تجربه‌ای کاملاً جدید. فیلم سعی می‌کند با انبوهی از ایستراگ‌ها، طرفداران قدیمی را سرگرم نگه دارد، اما همین وفاداری افراطی به گذشته باعث شده هویت مستقل و مدرنی برای خود پیدا نکند.

داستان فیلم تقریباً همان فرمول آشنای نسخه اصلی را تکرار می‌کند: گروهی از جوانان خوش‌تیپ (این بار در اواسط دهه بیست زندگی) پس از پوشاندن یک جنایت مرگبار، یک سال بعد با پیامی تهدیدآمیز روبرو می‌شوند و کم‌کم یکی پس از دیگری توسط قاتلی با قلاب ماهیگیری و بارانی ماهیگیرانه شکار می‌شوند. گروه شخصیت‌های اصلی این بار شامل دَنیکا (مدلین کلاین)، تدی (تیرک ویترز)، آوا (چیس سوی واندرز)، میلو (جونا هاوئر-کینگ) و استیوی (سارا پیدجون) است. متأسفانه، شخصیت‌پردازی در این نسخه سطحی و بی‌رمق است و کمتر کسی در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود.

حتی اولین قربانی قاتل، وایات (جاشوا اورپین)، که هیچ نقشی در حادثه اصلی نداشته، صرفاً برای پیشبرد رویدادها حذف می‌شود و هیچ تأثیر احساسی خاصی بر مخاطب نمی‌گذارد.

فیلم در نیمه دوم، با ورود جولی جیمز (جنیفر لاو هویت) و ری برانسون (فردی پرینز جونیور) کمی رنگ می‌گیرد. این دو، که هنوز هم زخم‌های روانی حوادث گذشته را با خود دارند، به عنوان بازماندگان نسل قبلی وارد داستان می‌شوند و هم حس نوستالژی را تقویت می‌کنند و هم تا حدی به فیلم عمق احساسی می‌بخشند. شوخی‌های خودآگاهانه فیلم با گذشته نیز در این بخش‌ها گاهی لبخند به لب مخاطب می‌آورد. (مثلاً زمانی که ری توصیه می‌کند به هیچ وجه با قایق به باهاما نروند!)

جنیفر کیتین رابینسون، کارگردان فیلم (که پیش‌تر با «Do Revenge» در نتفلیکس شناخته شد)، به همراه هم‌نویسنده‌اش سم لانسکی، آشکارا به فرنچایز علاقه دارند و برای طرفداران قدیمی، چند سورپرایز و حضور افتخاری کنار گذاشته‌اند. اما همان‌طور که در بسیاری از آثار بازسازی‌شده دیده‌ایم، صرف علاقه و احترام به گذشته کافی نیست. فیلم در خلق حس تعلیق یا نوآوری بصری ناموفق است و صحنه‌های قتل و ترس، هیچ چیز تازه یا جسورانه‌ای ارائه نمی‌دهند.

در نیمه پایانی فیلم، تعداد بسیار زیادی گره و پیچش داستانی وارد می‌شود تا مخاطب درباره هویت قاتل گیج شود، اما این پیچیدگی بیش از آنکه جذاب باشد، خسته‌کننده و بی‌هدف به نظر می‌رسد.

متأسفانه، بیشتر شخصیت‌های جدید فیلم، کلیشه‌ای و فاقد عمق‌اند و تماشاگر به سختی می‌تواند با آن‌ها ارتباط برقرار کند. حتی شخصیت‌هایی که پتانسیل سرگرم‌کنندگی دارند، مثل کشیش مرموز (آستین نیکولز) یا پادکستر شوخ‌طبع (گابریت بیچتل)، فرصت کافی برای درخشش پیدا نمی‌کنند.

در مقابل، حضور کوتاه و پخته پرینز جونیور و لاو هویت، تنها بخش‌هایی است که فیلم توانسته بار احساسی یا ارتباطی با گذشته برقرار کند. بازگشت این دو بازیگر، تنها دلیل اصلی برای تماشای این فیلم برای بسیاری از علاقه‌مندان نسخه اصلی است.

از لحاظ فنی، فیلم استانداردهای متوسط یک اسلشر هالیوودی را دارد؛ طراحی صحنه و نورپردازی قابل قبول است اما چیز خاصی برای تعریف ندارد. موسیقی، که توسط چاندا دنسی ساخته شده، بیشتر به پس‌زمینه تبدیل می‌شود و به ندرت لحظات خاصی خلق می‌کند.

در نهایت، «می‌دانم تابستان گذشته چه کردی» جدید، بیشتر از آنکه بازآفرینی جسورانه‌ای برای نسل امروز باشد، صرفاً تکرار و ادای احترام به گذشته است. فیلم نه در خلق ترس و تعلیق موفق است، نه در شخصیت‌پردازی و نه حتی در نوآوری بصری. تنها نقطه قوت آن، بازگشت بازیگران اصلی و شوخی با نوستالژی است که آن هم فقط برای طرفداران سرسخت نسخه اصلی ارزشمند خواهد بود.

اگر به دنبال تجربه‌ای تازه و هیجان‌انگیز در ژانر اسلشر هستید، این فیلم احتمالاً شما را ناامید می‌کند. اما اگر صرفاً می‌خواهید برای یک ساعت و نیم به گذشته برگردید و دیداری دوباره با جولی و ری داشته باشید، شاید ارزش یک‌بار تماشا را داشته باشد.

جمع بندی

امتیاز - ۵

۵

ضعیف

یک اسلشر پرزرق و برق، اما بی‌روح و بی‌خلاقیت که باید همان‌طور که بود، در گذشته باقی می‌ماند.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا