دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال های ترکی

نگاهی به قسمت ۳۵ سریال چشم چران عمارت

کاظم سیران را از عمارت با خشونت بیرون می برد، فرید که قصد دارد به دنبال او برود با شنیدن جمله ی قاتل ، از سوی پدربزرگش متوقف میشود.

پدربزرگش او را مقصر مرگ فواد دانسته و می‌گوید اگر آن ها فرار نمی کردند، فوات هم به آن جنگل نمی رفت. همچنین بخاطر آخرین رفتار خودش با فواد، فریت را مقصر می داند.

اورهان سعی می کند فرید را آرام کند، اما فریدت می گوید که سیران همه چیز اوست و او را از همه چیز بیشتر دوست دارد. کاظم آقا سیران را با عصبانیت به عمارت صفوت آقا برده، در راه هم از او می پرسد که آیا شب بین او و فرید اتفاقی افتاده یا نه..‌. سیران در عمارت خواهر خود را دیده و را در آغوش می گیرد، کاظم به صفوت آقا می گوید این دختر کوچک را هم مثل خواهر بزرگترش، عقدش را جاری کن و از این به بعد مسئولیت سیران با آن هاست چون او دیگر توان در افتادن با کورهان ها را ندارد. سیران به پای پدرش میفتد که او را به خانه ببرد اما فایده ای ندارد.

فرید، که پلین را در عمارت می بیند، سر او داد زده و مقصر همه چیز را پلین میداند، و می گوید این پلین بود که ماجرای سیران را خبرچینی کرده است. پلین با حرف های فرید بشدت بهم می ریزد و از او می پرسد آیا مرگ او را میخواهد؟؟ اما جواب فرید این است که ذره ای برای او اهمیت ندارد. سپس از خانه خارج می شود، فرید هم چنین نمی تواند به عابدین بگوید که سونا ازدواج کرده .

در عمارت صفوت آقا، طارق با سیران صحبت می کند، سیران با گفتن این جمله که تو چطور مردی هستی که حاضری با زنی ازدواج کنی که از تو متنفر است و عاشق مرد دیگری است؟؟ طارق را بشدت عصبانی می کند، اما طارق خشم خود را کنترل کرده و از عمارت خارج می شود.

فرید او را تعقیب کرده و در پارک با هم روبرو می شوند، فرید برای طارق خط و نشان کشیده و قانون های مردانه را به او یاد میدهد، که مهم ترین قانون این است که به زن و یا دختر کسی چشم ندوزی اگر این کار را کردی، بلافاصله یک گلوله به سر خود شلیک کرده‌ای. اما طارق نیز ساکت نمی ماند و با گفتن این جمله که برادرت در آرامش مرد اما مرگ تو این طور نخواهد بود، فرید را تهدید می‌کند.

پلین از عمارت به خانه بر میگردد در حالی که وضع روحی بشدت بدی دارد، او دست به خودکشی می‌زند اما مادرش مانع میشود، افاکات نیز از طریق تلفن شاهد این ماجرا می شود.

طارق پس از ملاقات با فرید با اورهان قرار می گذارد و می گوید اگر فرید به رفتارهایش ادامه دهد او را می کشد.
در عمارتِ صفوت آقا، سیران ماجرا ها را برای سونا تعریف کرده، همچنین می گوید پس از شبی که با فرید گذرانده دیگر کسی نمی تواند آن ها را از هم جدا کند. صفوت از پشت در حرف های آن ها را می‌شنود و به طارق می گوید، طارق با اینکه خیلی خشمگین میشود تغییر حالت داده و به سیران می گوید او را به زور نگه نخواهد داشت و به خانه ی پدرش خواهد برد. سونا نیز با سیران صحبت کرده و می گوید نگران او نباشد و برود. طارق در راه خانه کاظم ، سیران را با جان فرید تهدید می‌کند و می گوید درد واقعی آنجاست که بلایی سر عزیزان انسان بیاید نه خودش.

فرید به خانه بر می گردد و توسط افاکات و اورهان احاطه می شود، اورهان می گوید که خبر دارد فرید با طارق حرف زده و می گوید دست از این کارهایش بردارد، هم چنین به او می‌گوید خانواده ات وضع بدی دارد، بخاطر تو پسرم را از دست دادم، پدرم را هم نمی توانم از دست بدهم، فرید از این حرف پدرش شوکه می شود که افاکات خبر خودکشی پلین را به فرید می دهد و از او می‌خواهد حال او را جویا شود.

طارق سیران را به خانه کاظم می برد و از کاظم می‌خواهد دخترش را همچون یک کالا حراست کند، و از کاظم می‌خواهد تا سیران را به آنتپ بفرستد تا در آن جا تحت احاطه افراد خودش باشد و سر عقل بیاید. در خانه، سیران به وسیله ی تلفن عمه هاتوچ با فرید قرار می گذارد.

فرید، شب، پایین خانه ی سیران می آید و با هم دیدار می کنند، سیران می گوید شاید بهتر باشد جدا شوند اما فرید عصبانی شده و سیران را مقصر می داند که لجبازی کرد و عمارت را ترک کرد‌. اما در آخر کوتاه آمده و از سیران می‌خواهد فرار کنند، از او می‌خواهد صبح خیلی زود سوار تاکسی شده و به فرودگاه برود، سیران هم قبول می کند.

شب شده و کاظم پس از شام به خانه می آید، که اسمه دعوا راه می اندازد و معطل می‌کند تا سیران سر برسد، فردا صبح قرار است سیران و عمه به آنتپ بروند. فرید، شب هنگام از همه به نوعی خداحافظی می کند. پیش مادرش می رود و با او درد دل میکند، حال گلگون اصلا خوب نیست و بعد از فوت پسرش وضع روحی بسیار بدی دارد. همچنین پیش پدربزرگش می رود و به او می گوید که خیلی دوستش دارد‌.

صبح سیران سوار تاکسی می شود اما در آنجا اورهان را می بیند، اورهان به او می گوید که بخاطر جان فرید او را ترک کند، در فرودگاه فرید منتظر سیران است که نامه ای به دستش می رسد، نامه اس از سوی سیران که می گوید همیشه او را دوست دارد و دوست خواهد داشت، اما نمی تواند با او فرار کند.

قسمت ۳۵ با رفتن سیران به آنتپ و بهت فریت در فرودگاه تمام می شود. اما امشب در قسمت سی و ششم (پایان فصل اول) این دو عاشق یک بار دیگر به‌هم نزدیک می‌شوند. تیزر اول قسمت سی و ششم را از این لینک و تیزر دوم را از این لینک تماشا کنید.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا