والس آنتونی هاپکینز؛ رویایی که پس از ۴۷ سال شنیده شد

برای بیشتر ما، آنتونی هاپکینز پیش از هر چیز همان بازیگر بزرگی است که با یک نگاه یا چند جمله، صحنه را در اختیار میگیرد. اما پشت این چهره سینمایی، علاقهای قدیمی به موسیقی وجود دارد؛ علاقهای که سالها پیش از شهرت جهانی او، به نوشتن یک والس انجامید.
هاپکینز این قطعه را در سال ۱۹۶۴ ساخت. نزدیک به نیم قرن بعد، آندره ریو، ویولونیست و رهبر ارکستر هلندی، آن را به صحنه آورد. نام اثر، «و والس ادامه دارد» ــ And the Waltz Goes On ــ بود؛ عنوانی که انگار با سرگذشت خودش هم تناسب داشت: زندگی مسیر دیگری رفته بود، اما موسیقی هنوز ادامه داشت.
رویای موسیقی، پیش از شهرت در سینما
رابطه هاپکینز با پیانو از کودکی آغاز شد. در روایتهای مربوط به سالهای نخست زندگی او، از پیانویی یاد میشود که مادرش برایش تهیه کرده بود؛ سازی که فرصتی برای تمرین و پناهبردن به دنیای موسیقی فراهم میکرد.
او به آهنگسازی علاقه داشت، اما درباره تواناییاش برای دنبالکردن حرفهای این مسیر مطمئن نبود. هاپکینز در گفتوگوهایش نیز از علاقه جوانی خود به موسیقی و این احساس گفته است که به اندازه کافی برای موسیقیدانشدن خوب نیست.
بااینحال، این تردید مانع نوشتن نشد. در ۱۹۶۴، زمانی که حدود ۲۶ سال داشت، قطعهای برای پیانو ساخت که بعدها با عنوان «و والس ادامه دارد» شناخته شد.
بازیگری بهتدریج به مسیر اصلی زندگی او تبدیل شد، اما علاقه به موسیقی از بین نرفت. نتهای آن والس هم باقی ماندند؛ یادگاری از آرزویی که هنوز فرصت شنیدهشدن پیدا نکرده بود.
آندره ریو چگونه به والس هاپکینز رسید؟
سالها بعد، هاپکینز و همسرش، استلا آرویاو، با اجراهای آندره ریو آشنا شدند؛ هنرمندی که همراه با ارکستر یوهان اشتراوس، والسها و موسیقی ارکسترال را به مخاطبانی گسترده در سراسر جهان معرفی کرده است.
در روایت منتشرشده از این همکاری، استلا نقشی مهم در رساندن موسیقی هاپکینز به ریو داشت. این ارتباط، فرصتی فراهم کرد تا قطعه قدیمی از صفحه نت فاصله بگیرد و برای اجرای ارکستر آماده شود.
گاهی برای بازگشت به یک آرزوی قدیمی، فقط استعداد کافی نیست؛ کسی هم باید آن را جدی بگیرد. برای هاپکینز، همراهی همسرش و استقبال ریو چنین فرصتی ساخت.
۴۷ سال انتظار برای شنیدن یک قطعه

در سال ۲۰۱۱، یعنی ۴۷ سال پس از ساختهشدن والس، آندره ریو و ارکسترش آن را اجرا کردند. در معرفیهای این اثر، از اجرای نخست در وین یاد میشود. همچنین اجرای مشهور ماستریخت هلند، با حضور هاپکینز و همسرش در میان تماشاگران، به یکی از تصاویر ماندگار این ماجرا تبدیل شد.
در ویدئوی آن اجرا، دوربین میان نوازندگان و چهره هاپکینز حرکت میکند؛ مردی که این بار نه برای بازی در یک نقش، بلکه برای شنیدن موسیقی خودش در سالن نشسته است.
تماشای این لحظه، حتی بدون دانستن تمام جزئیات زندگی او، تأثیرگذار است. ملودیای که در جوانی نوشته شده بود، حالا با صدای یک ارکستر جان میگرفت و با تشویق تماشاگران روبهرو میشد.
رویایی که سالها کنار گذاشته شده بود، بالاخره شکل دیگری از زندگی پیدا کرد.
آیا این قطعه واقعاً یک «راز ۴۷ساله» بود؟
تعبیر «رازی که ۴۷ سال پنهان ماند» جذاب است، اما تمام واقعیت را بیان نمیکند. فاصله میان ساخت قطعه در ۱۹۶۴ و اجرای آن توسط ریو در ۲۰۱۱، واقعاً ۴۷ سال بود؛ بااینحال، نمیتوان با اطمینان گفت هاپکینز در تمام این مدت اثر را از همه پنهان کرده بود یا نتها کاملاً به فراموشی سپرده شده بودند.
در واقع والسی که دههها پس از ساختهشدن، با اجرای یک ارکستر مشهور به گوش مخاطبان گسترده رسید.
علاقه هاپکینز به آهنگسازی نیز به همین اثر محدود نماند. در ۲۰۱۲، آلبوم Composer با مجموعهای از ساختههای او و اجرای ارکستر سمفونیک شهر بیرمنگام منتشر شد؛ نشانهای روشن از اینکه موسیقی برای او صرفاً خاطرهای از جوانی نبود.
بعضی رویاها دیرتر به صحنه میرسند
داستان والس آنتونی هاپکینز فقط درباره استعداد کمتر شناختهشده یک بازیگر نیست. درباره تردیدی هم هست که میتواند آدم را از علاقهاش دور کند؛ و فرصتی که سالها بعد، آن علاقه را دوباره به زندگی برمیگرداند.
البته همه آرزوهای قدیمی سرانجام به اجرای ارکسترال و تشویق یک سالن ختم نمیشوند. اما این ماجرا یادآوری میکند که کنارگذاشتن یک رؤیا، همیشه به معنای پایان آن نیست.
گاهی زندگی راه دیگری پیش پای ما میگذارد؛ بااینحال، جایی در میان آن همه تغییر، والس همچنان ادامه دارد.





