وقتی جری ساینفلد تهدید به کنارهگیری کرد؛ مخالفت با ازدواج جری و الین در «Seinfeld»

در نگاه مدیران انبیسی (NBC) در اوایل دهه ۱۹۹۰، لری دیوید دردسرساز اصلی پشت صحنه «Seinfeld» بود. او از همان روزهای نخست، هر وقت مدیران بالادستی اصرار داشتند سریالش را تغییر بدهند، محکم مخالفت میکرد. جری ساینفلد، دیگر خالق مجموعه، در مقابل به خوشبرخوردی و میانجیگری شهرت داشت. همین تفاوت باعث میشد وقتی جری هم صدای اعتراضش را بلند میکرد، مخالفتش وزن بیشتری پیدا کند.
یکی از همین موقعیتها در فاصله فصل دوم و سوم پیش آمد؛ زمانی که مدیران «انبیسی» دیوید و ساینفلد را به جلسهای دعوت کردند و خواستار تغییراتی اساسی در داستان شدند. به روایت کتاب تازه «Emperor of Nothing»، زندگینامه لری دیوید نوشته بلیک جی. هریس که با تایید او منتشر شده، شبکه میخواست جری و الین، با بازی جولیا لوئی درایفوس، وارد رابطهای جدی شوند؛ رابطهای که در ادامه سریال به ازدواج و حتی چند فرزند برسد.
ساینفلد پیش از جلسه از دیوید خواسته بود ساکت بماند و مودبانه برخورد کند. دیوید بعدها به یاد آورد که در ذهنش فریاد میزد: «اما این که سریال ما نیست! این سریال ما نیست!» او در جلسه خویشتنداری کرد، اما بعد با خشمی مهارشده به ساینفلد گفت: «ببین، اگر روی این تغییرات اصرار کنند، من دیگر این سریال را ادامه نمیدهم.»
اگر تنها دیوید چنین موضعی داشت، شاید شبکه میتوانست خواستهاش را تحمیل کند. اما ساینفلد فقط یکی از سازندگان نبود؛ چهره اصلی سریال هم بود و کنارزدن مخالفت او به این سادگی ممکن نبود.
هریس در «Emperor of Nothing» مینویسد که ساینفلد در پاسخ به اعتراض دیوید، کنار او ایستاد: «اگر لری میرفت، ساینفلد هم میرفت.»
جورج شاپیرو، مدیر برنامههای ساینفلد و از تهیهکنندگان مجموعه، درباره این تصمیم به هریس گفته است: «هر دو بهشدت مخالف پیشنهاد انبیسی بودند. به نظرشان کاملا اشتباه بود… بهعنوان یک تیم اعلام کردند که کنار میکشند.»
به گفته شاپیرو، اهمیت موضع ساینفلد تا حدی به موقعیت شغلی متفاوت این دو برمیگشت. دیوید در صورت پایان همکاری، پشتوانه دیگری نداشت: «او شغل دیگری نداشت. درآمد دیگری هم نداشت.» ساینفلد، در مقابل، بهعنوان کمدین استندآپ موفق بود و میتوانست به کارش ادامه بدهد. بنابراین تهدید او به رفتن، هم ادامه حیات سریال را به خطر میانداخت و هم برای مدیران شبکه جدیتر و باورپذیرتر بود.
خوشبختانه تا پایان فصل دوم، «انبیسی» کمکم متوجه ظرفیت بالای «Seinfeld» شده بود. مدیران بهجای آنکه هر دو خالق مجموعه را از دست بدهند، از خواسته خود کاملا عقب نشستند. دیوید آن لحظه را اینطور به یاد میآورد: «بعد دیدم همهچیز درست شده است… از آن به بعد دیگر هیچ مشکلی با انبیسی نداشتم.»
مسیر «Seinfeld» از فصل سوم به بعد هموارتر شد؛ فصلی که برای اولینبار با تعداد معمول ۲۲ قسمت ساخته شد. در فصل چهارم، که شماری از بهترین قسمتهای مجموعه را در خود داشت، سریال جایگاهش را بهعنوان اثری پربیننده تثبیت کرد و در فصل ششم به رتبه نخست جدول تماشای تلویزیون آمریکا رسید. دستاورد کوچکی نبود برای مجموعهای که قسمت آزمایشیاش با واکنش بسیار منفی مخاطبان آزمایشی روبهرو شده بود و در دو فصل نخست بارها تا مرز لغو پیش رفت.
«Seinfeld» با وجود شروع دشوارش، فرصت پیدا کرد مخاطبان خود را پیدا کند؛ فرصتی که در عصر پلتفرمهای آنلاین کمتر نصیب کمدیهای موقعیت میشود. ساینفلد نیز در سال ۱۹۹۸، هنگام توضیح اینکه چرا نمیخواهد در سیتکام دیگری بازی کند، به اورلاندو سنتینل (Orlando Sentinel) گفت: «فقط یک احمق میتواند فکر کند دوباره تا این حد خوششانس خواهد بود.»
او سالها بعد، در ویژهبرنامه چهلمین سالگرد «Saturday Night Live»، همین خوششانسی را با شوخی به لری دیوید یادآوری کرد: «انگار دو تا بلیت آخر را داشتیم، درست قبل از اینکه دیزنیلند آتش بگیرد.» کنایهای به فرصتی استثنایی که شاید دیگر تکرار نمیشد.
در نهایت، همان سریالی که به «سریالی درباره هیچ» شهرت داشت، نه فصل دوام آورد و هر چهار بازیگر اصلیاش را به ستارههایی بزرگ تبدیل کرد؛ موفقیتی که یکی از نقاط تعیینکنندهاش، همصدایی دو خالق آن در برابر تغییری بود که به باورشان، هویت مجموعه را از بین میبرد.





