چرا مدل پخش «Stranger Things» در فصل پایانیاش، بیشتر تلخی دارد تا شیرینی؟ نقدی بر تأخیرها، قسمتبندی و کشآمدن داستان

تقریباً یک دهه پس از اولین پخش، فصل پایانی «Stranger Things» در آستانه انتشار است. اگرچه پایان هر سریال محبوب، حس تلخی و شیرینی همزمان دارد، اما در مورد ساختهی برادران دافر (Duffer Brothers) این حس بیشتر تلخی است تا شیرینی. دلیل اصلی؟ نه مرگ شخصیتهای محبوب (که احتمالاً تا شب سال نو در قسمت آخر رخ خواهد داد) بلکه کشآمدن بیدلیل و خستهکنندهی روند تولید و پخش، که ضربآهنگ روایی سریال را از بین برده و فاصلههای طولانی بین فصلها، به جای هیجانافزایی، باعث کاهش اشتیاق و حتی بیتفاوتی بخش بزرگی از هواداران شده است.
از مدل سنتی تا قسمتبندی عجیب
در دو فصل اول، سریال فرمت معمول تلویزیونی را دنبال میکرد: بدون پایانبندی نیمفصل و بدون وقفههای طولانی در تولید. فاصلهی بین فصل دوم و سوم کمی بیشتر بود، اما همچنان طبیعی. سریال همیشه بین هشت یا نه قسمت در هر فصل نوسان داشته است. اما فاصلهی بین فصل سوم و چهارم به سه سال کشید؛ مسئلهای که بخشی از آن را میتوان به همهگیری کووید-۱۹ نسبت داد، ولی این توجیه نمیکند که چرا فصل چهار تنها هشت قسمت داشت و سازندگان و نتفلیکس (Netflix) آن را به دو بخش چهارقسمتی تقسیم کردند.
مدل «پایان نیمفصل» چیز جدیدی نیست؛ سریالهایی مانند «Breaking Bad» و «The Walking Dead» از آن استفاده کردهاند تا تعلیق را افزایش دهند، اما این سریالها تعداد قسمت بالاتر و برنامهی پخش سالانه داشتند. در نتیجه وقفهها طبیعی بودند، نه مصنوعی؛ بر خلاف «Stranger Things» که پایانهای ساختگی بدون خطر واقعی ایجاد کرد.
مثالهای شکستخورده از تعلیق مصنوعی
در قسمت هفتم فصل چهار، نانسی (با بازی ناتالیا دایر) در حال فرار است که توسط وکنا (با بازی جیمی کمپبل بائر) گرفتار میشود. به ظاهر قرار بود قربانی بعدی باشد، اما حضورش در تریلر بخش دوم پیش از پخش پایان، نشان داد خطری جدی در کار نیست.
بخش اول همچنین فاش کرد که وکنا در حقیقت هنری کریل/۰۰۱ است و توسط الون (با بازی میلی بابی براون) به «آپساید داون» تبعید شده. این کشف شوکآور، بدون بهرهبرداری روایی قوی در بخش دوم باقی ماند و فاصلهی بین دو بخش بیشتر باعث عصبانیت تا کنجکاوی شد.
کش دادن بیمورد و شخصیتهای بیاثر
حتی با اضافه شدن قسمتهای ۷۰ دقیقهای و فینال دو ساعته، کشآمدن داستان بیشتر به چشم آمد. برخی خطوط داستانی صرفاً پرکننده بودند: شخصیت آرگیل (با بازی ادواردو فرانکو) با طنز کماثر و ارتباط ضعیف با تیم اصلی، نمونهی روشن این مشکل است. شخصیت یوری (با بازی نیکولا جوریچکو) که جویس (وینونا رایدر) و موری (برت گلمان) را به سمت هاپر (دیوید هاربر) میبرد، نیز به دلیل پیشبینیپذیری خیانتش و امن بودن سفر، هیچ تنش واقعی ایجاد نکرد.
مشکل در ساختار پرداخت و روایت
ادارهی اطلاعات و بافت روایی ظرافت میخواهد؛ افزودن عناصر باید دلیل داشته باشد، نه صرفاً پر کردن زمان. فصلهای جدید «Stranger Things» تلاش کردند میان «انباشتن اطلاعات» و «روایت تدریجی» تعادل برقرار کنند، اما موفق نشدند و این منجر به قسمتهایی طولانی و فرسایشی شد که صبر مخاطب را کاهش داد.
مدل پخش و تغییر عادات مخاطب
سریالها بهطور کلی نسبت به فیلمها صبر کوتاهتری از مخاطب طلب میکنند؛ حالا با پلتفرمهای استریم و امکان پشتهم تماشا کردن، این میزان صبر باز هم کمتر شده است. مدل دافرها برای کند کردن ریتم بینگ با فاصلهگذاری بین قسمتها، همراه با سه سال وقفه بین فصلها، نتیجهی معکوس داده است. مثال موفق نبودن این مدل، فصل دوم «Wednesday» است که با تقسیم به دو بخش، ۴۳٪ افت بیننده داشت.
در حالی که دافرها معتقدند انتشار سالانه سریالها «بازده کاهشیافته» دارد، واقعیت این است که مدل قسمتبندی و فاصلهگذاری طولانی خودشان نیز بازده را کاهش داده است. فصل پایانی «Stranger Things» در سه بخش پخش میشود:
- بخش اول (چهار قسمت): چهارشنبه ۲۶ نوامبر
- بخش دوم (سه قسمت): کریسمس (۲۵ دسامبر)
- فینال: شب سال نو (۳۱ دسامبر)
تمام قسمتها ساعت ۸ شب به وقت شرق آمریکا روی نتفلیکس منتشر میشوند.
بسیاری از طرفداران، صرفاً برای دیدن پایان، نه به شوق پاسخ به معماها، پای این فصل خواهند نشست؛ پایانی که به نظر میرسد بیشتر از آنکه شیرین باشد، نتیجه مدل معیوب پخش و مدیریت زمانبندی است.





