چرا کت چرمی رابرت سیمز در «Silo» از نگاه نویسنده کتابها یک انتخاب درخشان است؟

اقتباس از کتابهای بسیار موفق گاهی شبیه شمشیری دولبه است. از یک سو، بعضی جنبههای داستان در قالب مکتوب را نمیتوان در رسانهای دیگر بازآفرینی کرد، چه برسد به اینکه از آنها فراتر رفت. از سوی دیگر، سینما و تلویزیون تواناییهای خاص خودشان را دارند که حتی بهترین نویسندگان هم نمیتوانند با آنها رقابت کنند. اما «Silo»، سریال اپل تیوی (Apple TV) که براساس مجموعه کتابهای تحسینشده هیو هاوی ساخته شده، در کدام سوی این بحث قرار میگیرد؟ آیا تخیل بیحدومرز و آزادی ساختاری، کتابهای هاوی را برتر میکند یا انتخاب بازیگران بینقص، بودجه ظاهرا نامحدود و روایت منسجمتر سریال کفه ترازو را به سود اقتباس تلویزیونی سنگین کرده است؟
نظر طرفداران هرچه باشد، دیدگاه خود هاوی درباره این اقتباس اهمیت بیشتری دارد. گراهام یوست خالق «Silo» است و هاوی نیز بهعنوان تهیهکننده اجرایی با پروژه همکاری میکند؛ موضوعی که نشان میدهد او تا حد زیادی با مسیر سریال طی سالهای اخیر موافق بوده است. در واقع، هاوی چنان از تلاشهای یوست رضایت دارد که معتقد است اقتباس تلویزیونی دستکم در یک زمینه مشخص از داستانهای خودش بهتر عمل کرده است.
آن ویژگی چیزی نیست جز طراحی لباس. هاوی پس از پایان فصل دوم، در جلسه پرسشوپاسخ ردیت مستقیما با این پرسش روبهرو شد که سریال چه چیزی را نسبت به کتابها بهبود داده است. او پاسخ داد: «فکر میکنم لباسها در سریال جذابتر از کتابها هستند. لباسهای سرهمی که براساس شغل افراد تفاوت دارند، یکی از کلیشههای رایج علمیتخیلیاند و البته کارکرد خودشان را داشتند؛ اما جزئیاتی مثل کت چرمی سیمز، شخصیت کامن، جالبترند. این کت چند سال قدمت دارد؟ چرا اینقدر نو به نظر میرسد؟ آیا او مرتب واکسش میزند؟ یک جزئیات کوچک، اینهمه پرسش ایجاد میکند.»
وقتی قرار است یکی از خیالانگیزترین داستانهای علمیتخیلی قرن حاضر اقتباس شود، جزئیات جهانسازی باید درست از آب دربیایند. در «Silo»، بازماندگان بشر صدها سال است که به دلایلی عمدتا ناشناخته در سیلوهای زیرزمینی زندگی میکنند و چنین شرایطی طبیعتا بر تکامل جامعه آنها تاثیر گذاشته است.
این تاثیر را میتوان در باورهای سختگیرانه آنها درباره «یادگارها» دید؛ اشیا و بقایای بهجامانده از دوران پیشین که نگهداریشان غیرقانونی است. شیوه دفن مردگان در مراسمی مرتبط با درختان میوه و همچنین مجازات فرستادن خطرناکترین افراد به بیرون برای «تمیزکاری» نیز بخشی از همین جهان هستند. تمیزکاری در عمل حکم اعدام و هشداری برای دیگر ساکنان سیلو را دارد.

بااینحال، یکی از ظریفترین نکات به لباسهای روزمره ساکنان مربوط میشود. وقتی آنها به امکانات معمول روی سطح زمین دسترسی ندارند، آیا این محدودیت نباید بر مواد و پارچههای موجود نیز تاثیر بگذارد؟ درست به همین دلیل، کت چرمی شیک رابرت سیمز با بازی کامن پرسشهای فراوانی به وجود میآورد.
در رمانها، تقریبا همه ساکنان سیلو لباسهای سرهمی استاندارد میپوشند و رنگ هر لباس نشاندهنده شغل فرد است. اینکه شخصیتی مانند سیمز انتخابی جسورانه در پوشش داشته باشد و بتواند در محیط چرک و فرسوده سیلو، کت چرمی خود را اینقدر تمیز و نو نگه دارد، ممکن است حتی باورپذیری جهان داستان را زیر سوال ببرد. تازه هنوز به دردسرهای پرورش دام در اعماق زمین برای تولید چرم نرسیدهایم! بااینحال، از نگاه هیو هاوی، همین پرسشها نشان میدهند طراحی لباس سریال تا چه اندازه توانسته جزئیات تازه و جذابی به جهان «Silo» اضافه کند.





