
در ۶ سپتامبر ۱۸۷۰، روز انتخابات، مقامهای قلمرو وایومینگ (Wyoming Territory) نگران بودند. تنها یک سال پیشتر، در منطقه ساوت پس (South Pass)، جمعیتی خشن تلاش کرده بودند مانع رأی دادن مردان آفریقاییتبار شوند. حالا، قانونگذاران قلمرو، برابری کامل سیاسی را به زنان شهروند اعطا کرده بودند و مشخص نبود واکنش جامعه چه خواهد بود.
اما با باز شدن حوزههای رأیگیری در لارامی (Laramie)، لوییزا سواین (Louisa Swain)، که از او بهعنوان «مادربزرگی سالخورده» یاد شده، رأی خود را به صندوق انداخت و جمعیت شاهد، با تشویق از او استقبال کرد. آن روز زنان بسیاری در لارامی رأی دادند، از جمله دستکم دو زن آفریقاییتبار که با همراهی یک معاون مارشال فدرال آمریکا (Deputy U.S. Marshal) به حوزه رأیگیری رفتند. کمی بعد، یوتا (Utah) نیز به زنان حق رأی داد و زنان آن ایالت در فوریه و اوت ۱۸۷۰ بدون تنش رأیگیری کردند. پنجاه سال پیش از آنکه متمم نوزدهم قانون اساسی آمریکا (۱۹th Amendment) تبعیض جنسیتی در رأیگیری را ممنوع کند، زنان غرب آمریکا پیشگامان برابری سیاسی شدند.
آغاز راهی که به متمم نوزدهم رسید
با نزدیک شدن به صدمین سالگرد متمم نوزدهم، شمار بیسابقهای از زنان نامزد ریاستجمهوری شدند؛ نشانهای از پیشرفت زنان در سیاست آمریکا. این مسیر اما از غرب آغاز شد؛ جایی که جامعهای بهسرعت در حال تغییر و میل عمومی به اصلاحات به کنشگران حق رأی اجازه داد پایههای سلطه سیاسی مردان را به چالش بکشند. هرچند سیاستهای نژادپرستانه مانع بهرهمندی همه زنان شد، تصمیم غرب برای گسترش رادیکال حق رأی، میلیونها آمریکایی را وارد عرصه سیاست کرد.
پس از جنگ داخلی: شهروندی بدون حق رأی

پس از پایان جنگ داخلی آمریکا (Civil War) در ۱۸۶۵، متممهای بازسازی (Reconstruction Amendments) بسیاری از زنان را شهروند کرد، اما حق رأی آنان را تضمین نکرد. با وجود تلاشهای جنبشهای ملی حق رأی، دولتهای شرق و جنوب پذیرای چنین ایده رادیکالی نبودند.
در مقابل، غربیها گشودهتر بودند. بسیاری احساس میکردند راهآهنها و شرکتهای بزرگ بیش از حد قدرتمند شدهاند و فساد، دولت را از «مردم عادی—و زنان» دور کرده است. خانم ای.پی. تورندایک (Mrs. E.P. Thorndyke) از کالیفرنیا در سال ۱۸۸۰ نوشت: «این آزمایش مردانه از حکومت جمهوریخواهانه شکستی تأسفبار بوده و بهسرعت به الیگارشیای میانجامد که ویژگیهای برجستهاش تقلب، بیکفایتی و استبداد است.» شاید زنان میتوانستند اوضاع را سامان دهند و قدرت را به مردم بازگردانند.
عقبگردها و پیروزیها
قدرتهای مستقر بهسادگی کنار نمیرفتند. موفقیتهای اولیه در وایومینگ و یوتا با سالهایی از عقبگرد دنبال شد: واشنگتن (Washington) در ۱۸۸۳ حق رأی را اعطا کرد، اما دیوان عالی ایالت در ۱۸۸۷ آن را لغو کرد. همچنین، قانون فدرالی که چندهمسری را هدف میگرفت، در همان سال زنان یوتا را از حق رأی محروم ساخت. با مبارزاتی دشوار در دهه ۱۸۹۰، زنان کلرادو (Colorado)، یوتا و آیداهو (Idaho) دوباره به صندوق رأی دست یافتند؛ هرچند پس از آن، پیشرفت کند شد.
با این همه، کنشگران دست نکشیدند: در معادن و بر قلهها سخنرانی کردند، باشگاههای زنان و راهپیماییهای حق رأی سازمان دادند، و با اتحادیهها، پوپولیستها و ترقیخواهان (Populists, Progressives) ائتلاف ساختند. آنان از جوامع مورمون (Mormon communities) و طرفداران اعتدال (Temperance advocates) نیز پشتیبانی گرفتند، به مجالس ایالتی لابی کردند و همهپرسیها را پیش بردند؛ بسیاری شکست خورد تا اینکه واشنگتن در ۱۹۱۰ با بازگرداندن حق رأی، نقطه عطف شد و بیشترِ نواحی غرب اندکی بعد به آن پیوست.
نقش جوامع متنوع غرب

تنوع غرب برای موفقیت کارزارها حیاتی بود. بسیاری از زنان آفریقاییتبار، لاتینا، چینیتبار و بومی حق رأی را راهی برای توانمندسازی خود و جوامعشان میدیدند. نائومی اندرسن (Naomi Anderson)، کنشگر آفریقاییتبار، در ۱۸۹۶ در سانفرانسیسکو گفت: «حق رأی زنان نهتنها به زنان، که به مردان نیز سود میرساند؛ زیرا قوانین سیاهپوستان در کتابهای قانون کالیفرنیا لغو نخواهد شد مگر آنکه زنان حقوق خود را بگیرند و رأی دهند.»
تبعیضهای همزمان: جیم کرو در غرب
با وجود گسترش حق رأی زنان، بسیاری از ایالتهای غربی قوانین جیم کرو (Jim Crow) به سبک جنوب را پذیرفتند؛ از جمله آزمونهای سواد و آزمون زبان انگلیسی که غالباً برای محرومسازی مهاجران و لاتینتباران بهکار میرفت. این سیاستها علیه جوامع بومی نیز اعمال شد. در سراسر قرن نوزدهم، دولت فدرال بومیان را به رزرویشنهای روبهکاهش راند و توسعه نسخهای جدید از غرب را به بهای ساکنان اصلی آن پیش برد. تا تصویب قانون شهروندی سرخپوستان ۱۹۲۴ (Indian Citizenship Act of 1924)، تنها بومیانی که هویت قبیلهای خود را کنار میگذاشتند شهروند میشدند و رأی میدادند. حتی پس از ۱۹۲۴ نیز، بسیاری از ایالتهای غربی به محرومسازی ادامه دادند و تبعیضها تا امروز پابرجاست.
دروازهای به سیاست: نخستینها
هرچند اجرای حق رأی ناقص بود، اما برای برخی—عمدتاً زنان سفیدپوست—راهی به سیاست گشود. غرب آمریکا شاهد چند «نخستین» تاریخی بود:
- لورا آیزنهوت (Laura Eisenhuth) از داکوتای شمالی (North Dakota)، نخستین زن منتخب به سمت ایالتی در ۱۸۹۲؛
- جینت رنکین (Jeanette Rankin) از مونتانا (Montana)، نخستین زن عضو کنگره آمریکا در ۱۹۱۷؛
- نلی تیلوی راس (Nellie Tayloe Ross) از وایومینگ، نخستین فرماندار زن در ۱۹۲۵.
دنیای امروز
در برخی جنبهها، غرب هنوز پیشتاز است: در ۲۰۱۸، نوادا (Nevada) نخستین مجلس قانونگذاری با اکثریت زن در تاریخ آمریکا را برگزید؛ کالیفرنیا (California) بیش از هر ایالت دیگری زن به کنگره فرستاده؛ و چند ایالت غربی هیئتهای سناتوری تمامزن دارند. با این حال، پیشرفت یکنواخت نبوده است: در وایومینگ، مجلس قانونگذاری امروز فقط ۱۵.۶ درصد زن دارد—از پایینترینها در کشور. در سطح ملی نیز، کنگره همچنان کمتر از ۲۵ درصد زن است.
دموکراسیها برای تکامل ساخته شدهاند، اما گاه تغییرات کند پیش میرود. حتی اگر زنی در آینده نزدیک سقف شیشهای ریاستجمهوری را بشکند، تا برابری جنسیتی در سیاست فاصله وجود دارد. یکونیم قرن پیش، پیشینیان غربی در آمریکا—زنان و متحدان مردشان—نخستین گامها را برداشتند. اینکه با این میراث چه کنیم، به انتخاب امروز ما بستگی دارد.





