دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
سلامت روانمجله فرا

چگونه هدف زندگی خود را پیدا کنیم؟ راهنمایی برای داشتن زندگی معنادار

داشتن هدف در زندگی فقط یک شعار انگیزشی نیست؛ پژوهش‌ها نشان می‌دهند احساس معنا می‌تواند سلامت روان، رضایت از زندگی و حتی سلامت جسم را تقویت کند

گاهی به نظر می‌رسد همه آدم‌ها مسیرشان را پیدا کرده‌اند؛ می‌دانند چه می‌خواهند، ارزش‌هایشان چیست و قرار است در زندگی چه کاری انجام دهند. اما شما شاید هنوز درگیر این باشید که امروز ناهار چه بخورید! اگر چنین احساسی دارید، تنها نیستید. بسیاری از افراد هنوز به پاسخ روشنی درباره هدف زندگی خود نرسیده‌اند.

بر اساس تحلیلی که در «نیویورک تایمز» (The New York Times) منتشر شده، فقط حدود ۲۵ درصد از بزرگسالان آمریکایی می‌گویند که درک روشنی از معنای زندگی خود دارند. حدود ۴۰ درصد دیگر یا نسبت به این موضوع موضعی خنثی دارند یا می‌گویند نمی‌دانند چه چیزی زندگی‌شان را معنادار می‌کند.

اما چرا یافتن هدف در زندگی اهمیت دارد؟ چون زندگی هدفمند می‌تواند به احساس کنترل، رضایت، آرامش درونی و سلامت روان بهتر کمک کند. وقتی حس می‌کنید کاری که انجام می‌دهید ارزشمند است، احتمال بیشتری دارد زندگی را معنادارتر و رضایت‌بخش‌تر تجربه کنید.

البته هدف زندگی برای همه یکسان نیست. چیزی که برای یک نفر معنا دارد، ممکن است برای دیگری اهمیت چندانی نداشته باشد. همچنین قرار نیست هدف زندگی همیشه ناگهان و در یک لحظه کشف شود. در بسیاری از موارد، هدف چیزی نیست که فقط «پیدا» کنیم؛ بلکه چیزی است که به‌تدریج می‌سازیم.

چرا به احساس هدف در زندگی نیاز داریم؟

داشتن احساس هدف، یکی از پایه‌های مهم سلامت روان و رضایت از زندگی است. هدف به ما کمک می‌کند بدانیم چرا صبح از خواب بیدار می‌شویم، چرا تلاش می‌کنیم و چرا بعضی مسیرها را انتخاب یا رها می‌کنیم.

زندگی هدفمند می‌تواند این احساس را ایجاد کند که:

  • زندگی شما جهت دارد؛
  • کارهایی که انجام می‌دهید بی‌معنا نیستند؛
  • بر بخشی از مسیر زندگی خود کنترل دارید؛
  • با ارزش‌ها، علاقه‌ها و توانایی‌های خود ارتباط بیشتری برقرار کرده‌اید؛
  • در برابر سختی‌ها تاب‌آوری بیشتری دارید.

پژوهش‌ها نیز از اهمیت این موضوع حمایت می‌کنند. تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که سطح بالاتری از «بهزیستی یودایمونیک» (eudemonic well-being) دارند، یعنی احساس هدف، کنترل و ارزشمندی در کارهایشان را تجربه می‌کنند، معمولاً عمر طولانی‌تری دارند.

در پژوهشی دیگر، افرادی که بیشترین سطح بهزیستی را داشتند، در دوره پیگیری هشت‌ونیم‌ساله، ۳۰ درصد کمتر در معرض مرگ قرار گرفتند. همچنین مطالعاتی وجود دارد که احساس هدف را با پیامدهای مثبت جسمی مرتبط می‌دانند؛ از جمله کاهش احتمال سکته مغزی و حمله قلبی، خواب بهتر و کاهش خطر زوال عقل و ناتوانی‌ها.

حتی از نظر اقتصادی نیز احساس هدف می‌تواند اثرگذار باشد. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۶ که در «مجله پژوهش و شخصیت» (Journal of Research and Personality) منتشر شد، نشان داد افرادی که در زندگی خود احساس هدف دارند، نسبت به کسانی که کارشان را بی‌معنا می‌دانند، درآمد بیشتری کسب می‌کنند.

بنابراین، لازم نیست میان ثروت و زندگی معنادار یکی را انتخاب کنید. گاهی هرچه بیشتر احساس معنا و هدف داشته باشید، احتمال موفقیت مالی‌تان نیز بیشتر می‌شود.

پیدا کردن هدف زندگی زمان می‌خواهد

با وجود همه فواید زندگی هدفمند، یافتن هدف معمولاً کاری فوری و ساده نیست. این فرایند به زمان، صبر، خودشناسی، توجه به بازخورد دیگران و ارتباط با تجربه‌های مثبت نیاز دارد.

گاهی هدف از دل کارهای کوچک روزمره شکل می‌گیرد؛ از کمک به دیگران، گفت‌وگو با آدم‌های تازه، کشف علاقه‌ها، توجه به بی‌عدالتی‌هایی که ما را ناراحت می‌کنند یا شناخت مهارت‌هایی که می‌توانند برای دیگران مفید باشند.

در ادامه، چند راهکار روانشناختی و کاربردی برای پیدا کردن یا ساختن هدف زندگی را مرور می‌کنیم.

۱. زمان، پول یا استعداد خود را به دیگران ببخشید

اگر قرار باشد فقط یک عادت مفید برای یافتن هدف زندگی انتخاب کنید، کمک به دیگران یکی از بهترین گزینه‌هاست.

پژوهشگران «دانشگاه ایالتی فلوریدا» (Florida State University) و «دانشگاه استنفورد» (Stanford University) دریافتند که شادی و معناداری تا حدی با هم همپوشانی دارند، اما دقیقاً یکی نیستند. در این پژوهش، شادی بیشتر با «دریافت کردن» ارتباط داشت، در حالی که معناداری بیشتر با «بخشیدن» همراه بود. افرادی که در روابط خود بیشتر اهل بخشش بودند تا دریافت، بیشتر گزارش کردند که زندگی هدفمندی دارند.

رفتارهای نوع‌دوستانه می‌توانند شکل‌های مختلفی داشته باشند؛ مانند:

  • داوطلب شدن در یک سازمان خیریه یا غیرانتفاعی؛
  • کمک مالی به هدفی که برایتان مهم است؛
  • کمک روزمره به اطرافیان؛
  • همراهی با سالمندان، کودکان، بیماران یا افراد نیازمند؛
  • استفاده از مهارت‌های شخصی برای حل مشکلی در جامعه.

برای مثال، شاید تصمیم بگیرید ماهی دو شنبه را در یک مرکز خیریه غذا توزیع کنید. یا هفته‌ای یک بار همسایه سالمند خود را برای خرید همراهی کنید. چنین کارهایی می‌توانند این احساس را تقویت کنند که زندگی شما اثرگذار و معنادار است.

۲. به بازخورد دیگران گوش دهید

گاهی شناختن علاقه‌ها و توانایی‌های خودمان دشوار است. ممکن است کارهایی را که دوست داریم آن‌قدر طبیعی و روزمره انجام دهیم که متوجه اهمیت آن‌ها نشویم. در چنین مواقعی، دیگران می‌توانند آینه‌ای برای شناخت بهتر ما باشند.

شاید اطرافیان شما مدت‌هاست نشانه‌هایی از علاقه، استعداد یا هدف شما را دیده‌اند، بی‌آنکه خودتان متوجه شده باشید. می‌توانید از چند نفر مورد اعتماد بپرسید:

  • وقتی به من فکر می‌کنی، چه ویژگی‌ای به ذهنت می‌رسد؟
  • به نظر تو من در چه کاری خوب هستم؟
  • فکر می‌کنی چه چیزی برای من واقعاً مهم است؟
  • در چه موقعیت‌هایی بیشتر زنده، پرانرژی یا الهام‌بخش به نظر می‌رسم؟

همچنین به تعریف‌ها و مشاهده‌های دیگران توجه کنید. اگر چند نفر به شما می‌گویند «تو خیلی خوب دیگران را می‌خندانی» یا «واقعاً برای کمک به سالمندان اشتیاق داری»، شاید این بازخوردها نشانه‌هایی از علاقه‌ها و مسیرهای معنادار شما باشند.

نوشتن این بازخوردها و جست‌وجوی الگوهای تکرارشونده می‌تواند به کشف هدف زندگی کمک کند.

۳. خود را با افراد مثبت و الهام‌بخش احاطه کنید

ضرب‌المثلی معروف می‌گوید: «شما شبیه کسانی می‌شوید که بیشترین وقت را با آن‌ها می‌گذرانید.» این جمله در مسیر یافتن هدف زندگی نیز اهمیت دارد.

به افرادی فکر کنید که انتخاب می‌کنید کنارشان باشید؛ نه همکارانی که ناچارید ببینید یا اعضای خانواده‌ای که به دلیل نسبت خانوادگی با آن‌ها ارتباط دارید. منظور کسانی است که آگاهانه برای وقت‌گذرانی انتخابشان می‌کنید.

اگر اطراف شما پر از افرادی باشد که در حال ایجاد تغییرات مثبت هستند، احتمال بیشتری دارد از انگیزه و نگاه آن‌ها الهام بگیرید. اما اگر بیشتر با افرادی وقت می‌گذرانید که دائماً منفی‌باف‌اند، شما را ناامید می‌کنند یا هیچ علاقه‌ای به رشد و اثرگذاری مثبت ندارند، ممکن است پیدا کردن هدف برایتان سخت‌تر شود.

محیط اجتماعی سالم می‌تواند اشتیاق، امید و انگیزه شما را تقویت کند. گاهی تغییر در حلقه ارتباطی، یکی از قدم‌های مهم برای تغییر مسیر زندگی است.

۴. با افراد جدید گفت‌وگو کنید

وقتی در مترو تنها هستید یا در کافه منتظر دوستتان نشسته‌اید، احتمالاً وسوسه می‌شوید شبکه‌های اجتماعی را بالا و پایین کنید. اما گاهی بهتر است این عادت را کنار بگذارید و با افراد اطراف خود گفت‌وگو کنید.

شروع مکالمه با غریبه‌ها شاید در ابتدا کمی عجیب یا سخت به نظر برسد، اما می‌تواند دریچه‌ای به تجربه‌ها، فعالیت‌ها، سازمان‌ها یا فرصت‌هایی باشد که قبلاً از آن‌ها خبر نداشتید.

می‌توانید از دیگران بپرسید:

  • روی پروژه خاصی کار می‌کنید؟
  • برای تفریح چه کاری انجام می‌دهید؟
  • با سازمان یا گروهی همکاری دارید؟
  • از چه فعالیت‌هایی لذت می‌برید؟
  • آیا از هدف یا مسئله اجتماعی خاصی حمایت می‌کنید؟

گفت‌وگو با افراد خارج از حلقه همیشگی شما می‌تواند نگاهتان را گسترده‌تر کند. شاید از دل همین مکالمه‌ها با فعالیتی تازه، مکانی جدید، فرصت شغلی متفاوت یا هدفی اجتماعی آشنا شوید که به زندگی‌تان معنا بدهد.

۵. علاقه‌های خود را بررسی کنید

گاهی نشانه‌های هدف زندگی در چیزهایی پنهان شده‌اند که دائماً درباره‌شان حرف می‌زنید یا در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارید.

از خودتان بپرسید:

  • بیشتر درباره چه موضوعاتی صحبت می‌کنم؟
  • چه مقاله‌ها، پست‌ها یا خبرهایی را بیشتر به اشتراک می‌گذارم؟
  • چه فعالیت‌هایی در عکس‌ها و خاطراتم تکرار می‌شوند؟
  • در گفت‌وگوهای حضوری، از چه موضوعاتی بیشتر هیجان‌زده می‌شوم؟
  • چه چیزی باعث می‌شود زمان را فراموش کنم؟

ممکن است بارها درباره تغییرات اقلیمی، حقوق پناهندگان، تاریخ، باغبانی، هنر، آموزش مالی یا صرفه‌جویی در هزینه‌ها صحبت کرده باشید. این علاقه‌ها می‌توانند سرنخ‌هایی از چیزهایی باشند که به زندگی شما معنا می‌دهند.

هدف زندگی همیشه موضوعی بزرگ و دور از دسترس نیست. گاهی از دل همین علاقه‌های تکرارشونده و به‌ظاهر ساده آشکار می‌شود.

۶. به بی‌عدالتی‌هایی فکر کنید که عمیقاً آزارتان می‌دهند

بسیاری از افراد هدف خود را از دل ناراحتی عمیق نسبت به یک بی‌عدالتی پیدا می‌کنند. مسئله‌ای در جهان وجود دارد که وقتی به آن فکر می‌کنید، واقعاً قلبتان به درد می‌آید؟ چیزی هست که شما را ناراحت، خشمگین یا بسیار درگیر کند؟

برای برخی افراد، این موضوع می‌تواند رفاه حیوانات باشد. برای برخی دیگر، حقوق مدنی، چاقی کودکان، تنهایی سالمندان در تعطیلات یا کمبود فرصت‌های درمان و بازتوانی برای افرادی که با سوءمصرف مواد درگیرند.

لازم نیست هدف زندگی شما به شغل تمام‌وقتتان تبدیل شود. شاید شغلتان به شما امکان دهد از نظر مالی از یک هدف مهم حمایت کنید. یا شاید به‌جای پول، زمان و انرژی خود را برای موضوعی که به آن باور دارید اختصاص دهید.

مهم این است که ببینید چه مسئله‌ای آن‌قدر برایتان مهم است که بخواهید بخشی از توان خود را صرف بهتر کردن آن کنید.

۷. کشف کنید واقعاً عاشق انجام چه کاری هستید

در سوی دیگر ماجرا، گاهی هدف زندگی نه از درد و بی‌عدالتی، بلکه از عشق و اشتیاق می‌آید. کافی است به کارهایی فکر کنید که واقعاً از انجامشان لذت می‌برید.

از خودتان بپرسید:

  • چه کاری را حتی بدون پاداش بیرونی هم دوست دارم انجام دهم؟
  • در چه فعالیتی احساس زنده بودن می‌کنم؟
  • چه مهارتی دارم که می‌تواند برای دیگران مفید باشد؟
  • چه چیزی هم برای من لذت‌بخش است و هم برای دیگران ارزش ایجاد می‌کند؟

برای مثال، اگر عاشق تئاتر موزیکال هستید، شاید بتوانید از این علاقه برای آشنا کردن کودکان با هنرهای نمایشی استفاده کنید. اگر تحلیل داده برایتان لذت‌بخش است، بسیاری از گروه‌ها، سازمان‌ها یا پروژه‌ها ممکن است به این مهارت نیاز داشته باشند.

هدف، نقطه تلاقی علاقه، مهارت و اثرگذاری است. یعنی جایی که چیزی را دوست دارید، در آن توانایی دارید و می‌توانید از آن برای ساختن معنایی بزرگ‌تر استفاده کنید.

از کجا بفهمیم هدف زندگی خود را پیدا کرده‌ایم؟

پیدا کردن هدف زندگی معمولاً در چند روز، چند هفته یا حتی چند ماه اتفاق نمی‌افتد. این مسیر می‌تواند سفری مادام‌العمر باشد؛ سفری که باید قدم‌به‌قدم طی شود.

اما چطور می‌توان فهمید که به هدف خود نزدیک شده‌ایم؟ پاسخ قطعی و یکسانی برای همه وجود ندارد. همان‌طور که هدف برای هر فرد متفاوت است، نشانه‌های یافتن آن نیز متفاوت خواهد بود.

برای برخی افراد، هدف ممکن است از احساس ارتباط عمیق با جهان و جایگاه خود در آن بیاید. برای برخی دیگر، معنا در دین و معنویت پیدا می‌شود. عده‌ای نیز آن را در رابطه عمیق با دیگران، کار داوطلبانه، کمک به جامعه یا فعالیت‌هایی می‌یابند که زندگی دیگران را بهتر می‌کند.

همچنین ممکن است هدف زندگی در طول زمان تغییر کند. شاید در جوانی کار با حیوانات برایتان بیشترین معنا را داشته باشد، اما بعدها بخواهید در مبارزه با قاچاق انسان مشارکت کنید. یا شاید هر دو مسیر برایتان مهم باشند. بعضی افراد خوش‌شانس‌ترند و بیش از یک هدف مهم در زندگی خود پیدا می‌کنند.

در نهایت، شاید یکی از نشانه‌های مهم یافتن هدف این باشد که دیگر کمتر از خود می‌پرسید: «آیا زندگی من هدفی دارد؟» چون در عمل، احساس می‌کنید مسیرتان معنا دارد.

هدف زندگی را پیدا نمی‌کنیم؛ می‌سازیم

زندگی هدفمند یکی از عوامل مهم سلامت روان، رضایت از زندگی و حتی سلامت جسم است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که احساس هدف و معنا دارند، ممکن است زندگی طولانی‌تر، خواب بهتر، سلامت جسمی قوی‌تر و رضایت بیشتری تجربه کنند.

اما هدف زندگی همیشه آماده و مشخص در جایی منتظر ما نیست. گاهی باید آن را از دل تجربه‌ها، رابطه‌ها، علاقه‌ها، مهارت‌ها و ارزش‌های خود بسازیم.

برای شروع، می‌توانید به دیگران کمک کنید، به بازخورد اطرافیان گوش دهید، با افراد مثبت وقت بگذرانید، گفت‌وگوهای تازه را تجربه کنید، علاقه‌های خود را بررسی کنید، به بی‌عدالتی‌هایی که آزارتان می‌دهند توجه کنید و ببینید واقعاً عاشق انجام چه کاری هستید.

هدف زندگی ممکن است بزرگ، کوچک، فردی، اجتماعی، معنوی یا ترکیبی از همه این‌ها باشد. مهم این است که قدمی بردارید و اجازه دهید معنا به‌تدریج در مسیر زندگی شما شکل بگیرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا