ساپیو سکشوالیتی چیست و آیا واقعاً وجود دارد؟
نگاهی به مفهوم «Sapiosexuality»، ریشه، معنا و جایگاه آن در بحثهای فرهنگی امروز

«ساپیو سکشوال» (Sapiosexual) واژهای است که در سالهای اخیر، بهویژه به لطف پلتفرمهایی مانند ایکس، تیکتاک و …، وارد جریان گفتوگوهای عمومی و رسانهای شده است. نمونهی برجسته آن زمانی بود که مارک رونسون (Mark Ronson)، تهیهکننده موسیقی، در یک برنامه تلویزیونی گفت احساس میکند خود را «ساپیو سکشوال» میداند و این موضوع باعث واکنشهای طنز، انتقاد و کنایه در شبکههای اجتماعی شد. از جمله واکنشها:
- «با افتخار اعلام میکنم که دارم بهشدت عصبانی میشوم» – دانیل سامرز (Daniel Summers)، پزشک کودکان.
- «نمیخواهم واکنشگرا باشم، ولی فکر میکنم خط قرمز من اینجاست: کسی که میگوید ‘بهعنوان ساپیو سکشوال بیرون میآیم’» – جرمی گوردون (Jeremy Gordon)، ویراستار.
این بحثها سئوالهای مهمی مطرح کردند: ساپیو سکشوال بودن یعنی چه؟ و آیا میتوان گفت فردی با اعلام آن «Coming Out» یا همان «آشکارسازی» کرده است؟
ساپیو سکشوالیتی یعنی چه؟
منابع معتبر زیادی برای تعریف دقیق «ساپیو سکشوال» یا «ساپیو سکشوالیتی» وجود ندارد. Urban Dictionary این اصطلاح را به اپلیکیشنهای آنلاین همسریابی مانند OkCupid نسبت میدهد و آن را اینگونه تعریف میکند: «کسی که ذهن و محتوای فکری فرد دیگر را جذابترین ویژگی او میداند، حتی بالاتر از ویژگیهای ظاهری.»
کارول کوئین (Carol Queen)، دکترای سکسولوژی و نویسنده کتاب میگوید: «ساپیو سکشوالیتی یعنی جذب شدن به مغز یا هوش فرد.» این واژه از «Sapient» گرفته شده که با «Homo Sapiens» مرتبط است و معنای «خردمند» میدهد.
امیلی موريس (Emily Morse)، دکترای سکسولوژی و مجری برنامه و پادکست نیز تعریف مشابهی ارائه میکند: «ساپیو سکشوال کسی است که جذب هوش طرف مقابل میشود و این ویژگی را مهمتر از هر چیز دیگری میداند. این موضوع فقط درباره بحثهای علمی نیست؛ بلکه علاقه و مهارت فرد در یک حوزه خاص هم میتواند محرک باشد.»
در مقالهای از دکتر دیانا راب (Diana Raab) در Psychology Today، آمده که گاهی به ساپیو سکشوالها، «Nymphobrainiac» (نابغه هوسباز) هم گفته میشود، به معنای «شیفتهی مغز». کوئین تاکید میکند که ساپیو سکشوالیتی ویژگی خاصی دارد؛ این گرایش ممکن است کاملاً مستقل از جنسیت یا جذابیت فیزیکی باشد و ذهن فرد تنها عامل جذابیت باشد. بسیاری علاقهمندیهای جنسی با ظاهر یا رفتارهای جنسی مرتبطاند، اما ساپیو سکشوالیتی بیشتر بر ویژگیهای شخصیتی و ذهنی تمرکز دارد.
جایگاه فرهنگی ساپیو سکشوالیتی
این واژه حالا وارد بحثهای عمومی درباره جاذبه و گرایش جنسی شده، اما در ماجرای رونسون، بسیاری از کاربران توییتر از آنچه رسانهها بهعنوان «Coming Out» یا «آشکارسازی» عرضه کردند، گیج یا منتقد بودند.
ماجرا زمانی پیش آمد که در برنامه Good Morning Britain، نویسنده نیکی هاجسون (Nichi Hodgson) گفت: «من با همه طیف قرار گذاشتهام و الان خود را بایسکشوال(Bisexual) میدانم. ویژگی مشترک همه این افراد، مغزشان بوده است.» رونسون در بخش بعدی گفت: «نمیدانستم برایش واژهای وجود دارد… اما فکر میکنم خودم را ساپیو سکشوال میدانم.»
امیلی موريس در اینباره میگوید: «از هر خبری که باعث شود مردم بهتر بتوانند به گرایشهای خود نسبت به جاذبه فکر کنند، استقبال میکنم. برای خیلیها این میتواند یک لحظهی “آها” باشد؛ حالا میدانند چرا به شریکشان که مثلاً جدول نیویورک تایمز را قبل از صبحانه حل میکند، بیشتر جذب میشوند.»
اما آیا گفتن «ساپیو سکشوال هستم» واقعاً نوعی «Coming Out» است؟ موريس میگوید: «زبان استفادهشده در اینباره کمی گمراهکننده است، چون رونسون پیش از بیان این گرایش، تحت فشار یا سرکوب توسط گروهی خاص نبوده.»
هاجسون مشخصاً هوش را بالاتر از جنسیت یا گرایش جنسی قرار داد، اما موريس یادآوری میکند که این ویژگی برای همه ساپیو سکشوالها یکسان نیست. «همه ساپیو سکشوالها لزوماً اولویت را به هوش بالاتر از جنسیت یا گرایش جنسی نمیدهند.»
ریشه واژه
به نظر میرسد واژه «Sapiosexual» نخستین بار در یک یادداشت LiveJournal در سال ۱۹۹۸ توسط کاربر «wolfieboy» استفاده شد. او نوشته بود: «برای من جنسیت فرد مهم نیست. میخواهم ذهنی نافذ، کنجکاو، عمیق و شوخطبع داشته باشد. کسی که گفتوگوی فلسفی برایش پیشدرآمد رابطه باشد. میخواهم کسی باشد که گاهی با هوش و شوخطبعی شیطنتآمیزش مرا به چالش بکشد و بخنداند. کسی که بتوانم حتی بیدلیل/نیت همراهش باشم.»
در مجموع، ساپیو سکشوالیتی به عنوان یک گرایش یا ترجیح در حوزه جذب، بر هوش و ذهن فرد تمرکز دارد. هرچند درباره میزان رسمیت و جایگاه آن در طبقهبندیهای علمی گرایشهای جنسی بحث هست، ولی برای بسیاری میتواند توضیحی روشنتر از آنچه آنها در جذبشدن به دیگران تجربه میکنند، ارائه دهد.





