آدریا آرجونا از «Onslaught» و همکاری با جیمز گان گفت

آدریا آرجونا، بازیگر «Andor» و «Hit Man»، در گفتوگویی تازه از تجربه بازی در تریلر اکشن و ترسناک «Onslaught» به کارگردانی آدام وینگارد گفت؛ از نقش مادری آسیبدیده و سابقهدار در ارتش تا کامیون فورد قدیمی خودش که بارها او را در مسیر لوکیشن فیلمبرداری گرفتار کرد. او همچنین از بازگشت به همکاری با جیمز گان در «Man of Tomorrow» و احتمال ادامه داستان بیکس کالین در جهان «Andor» حرف زد.
«Onslaught» که از ۴ سپتامبر اکران سینمایی میشود، آرجونا را در نقش سلست نشان میدهد؛ تکتیرانداز سابق ارتش که پس از تجربههای تلخ جنگ و ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه، از زندگی اجتماعی فاصله گرفته و در یک پارک خانههای متحرک دورافتاده زندگی میکند. اما وقتی دیزی، دختر هفتسالهاش با بازی بلیک کندی، ناگهان نزد او میآید، آزمایشی نظامی در همان حوالی به فاجعه تبدیل میشود و سلست باید از دخترش در برابر سه سرباز فوقالعاده خطرناک محافظت کند.

آرجونا گفت در ابتدا از سنگینی این نقش مطمئن نبوده است: «درست پیش از ملاقات با آدام وینگارد، با خودم میگفتم: “نمیدانم از پس این یکی برمیآیم یا نه؛ خیلی سخت خواهد بود.” سلست شخصیتی چندلایه است و من هم خسته بودم.» او پیش از این پروژه مشغول بازی در سریال جنایی «Criminal» و آماده حضور در کمدی «Splitsville» بود، اما دیدار با وینگارد نظرش را بهکلی تغییر داد.
او توضیح داد: «ظرف ۳۰ دقیقه بعد از ملاقات با آدام، گفتم من هستم؛ این نقش باید مال من باشد. شیفته این آدم و شیفته فیلمنامه شدم. او ۲۵ دقیقه ابتدایی فیلم را برایم تعریف کرد و من گفتم: “دیوانهوار به نظر میرسد؛ انگار خفنترین فیلم دنیاست.”» آرجونا فضای «Onslaught» را نزدیک به آثار جان کارپنتر دانست و گفت موسیقی الهامگرفته از دهه ۸۰، از همان ابتدا برای یافتن لحن فیلم به او کمک کرده است؛ فیلمی که میان شوخی، اکشن سنگین و خشونت هولناک مدام جابهجا میشود.
به گفته آرجونا، وینگارد از او خواسته بود برای درک حالوهوای پروژه، فیلمهای دهه ۸۰ از جمله «Aliens» و «Terminator» را تماشا کند. او گفت: «تمرکز اصلی ما موسیقی بود. قطعههای زیادی را با هم به اشتراک گذاشتیم؛ بعضی از آهنگها کاملاً آلمانی بودند و انتخابهای موسیقی برای سکانس آغازین واقعاً عجیبوغریب است، چون باعث میشود مدام حدس بزنید فیلم از نظر لحن قرار است به کجا برود.»
یکی از نکات متفاوت شخصیت سلست، رابطهاش با دیزی است؛ کودکی که در عمل منظمتر و بالغتر از مادرش به نظر میرسد. دیزی چمدانش را مرتب میکند، ظرفها را میشوید، به گیاهان آب میدهد و آداب اجتماعی را رعایت میکند، در حالی که سلست بههمریختهتر و بیحوصلهتر است. آرجونا گفت این وارونگی از گفتوگوهای اولیه او و وینگارد شکل گرفت: «هر دو از دیدن مادر بینقص در فیلمها خسته شده بودیم و میخواستیم کمی این تصویر را از هم باز کنیم.»

او درباره نگاه سلست به تربیت فرزندش گفت: «او انگار میگوید: “رفیق، وقتت را صرف تعارفات نکن؛ این همه اتفاق بد در دنیا میافتد، ما داریم چه کار میکنیم؟” او یک کهنهسرباز است و برای این چیزها وقت ندارد. هر احساسی را که تجربه میکند، سرکوب میکند. در مقابل، همسر سابقش به دخترشان یاد میدهد احساساتش را بیان کند و مدیتیشن انجام دهد. این سلست نیست و معنایش هم این نیست که او مادر بدی است.» به باور آرجونا، همین انتخابها باعث شده «Onslaught» در نهایت به داستان رستگاری یک مادر تبدیل شود.
بازیگر «Andor» درباره گذشته سلست نیز گفت که این شخصیت در جنگ چند دوستش را از دست داده و همین اتفاق او را بهشدت آسیبزده کرده است. او افزود: «برای دیگران، سلست همان آدم عجیبوغریب و نظریهپرداز توطئهای است که در پارک خانههای متحرک زندگی میکند. خودش را منزوی کرده، چون همه فکر میکنند دیوانه است، اما در نهایت معلوم میشود حق با او بوده است.»
یکی از جزئیات مهم بازی آرجونا در نقش سلست، واکنش او هنگام ناتوانی در کشیدن ماشه است. سلست برای آرام کردن خودش، حلقهاش را در پوست ساعدش فشار میدهد. آرجونا تأکید کرد که این ایده را خودش با همراهی جیسون موموآ، همسرش، طراحی کرده است: «لرزش دست در فیلمنامه بود و من گفتم باید راهی برای تخلیه وجود داشته باشد؛ چیزی که با آن مقابله کند. با جیسون دربارهاش حرف میزدم و هر دو به این ایده رسیدیم.»
او ادامه داد: «به آدام گفتم: “اگر روی ساعدش زخمی داشته باشد چه؟ طوری که معلوم باشد مدتهاست این کار را میکند.” بعد هم برای اینکه کمی بامزه باشد، گفتم: “میشود حلقه، حلقه نامزدی قدیمیاش باشد و نگین نداشته باشد؟” یعنی شاید الماسش را فروخته و با پولش تفنگ یا کلی آبجو خریده است.» آرجونا در توضیح انگیزهاش گفت مصاحبههای زیادی با کهنهسربازان و سربازانی دیده که به مأموریت اعزام شده بودند و دریافت درد گاهی برای آنها به حس آشنایی و آرامش تبدیل میشود. «این موضوع واقعاً در من ماند و آزارم داد. با خودم گفتم: “خیلی وحشتناک است.” باید نشان میدادیم درد هم یک شخصیت مهم در این داستان است.»
اما شاید شخصیترین شباهت آرجونا و سلست، کامیون فورد اف-۱۵۰ مدل ۱۹۷۹ او باشد. آرجونا با همین کامیون به نخستین ملاقاتش با آدام وینگارد رفت و معتقد است شاید این موضوع در گرفتن نقش بیتأثیر نبوده باشد: «او گفت: “این کامیون خودت است؟ سلست هم دقیقاً همین را میراند.” من هم گفتم: “پس من شبیه سلستم.” شاید یکی از دلایل انتخابم همین بوده باشد.»
هرچند کامیون نارنجیرنگ آرجونا در نهایت وارد فیلم نشد، چون رنگ تند آن برای فیلمبرداری چالش ایجاد میکرد، اما او آن را به لوکیشن نیومکزیکو برده بود؛ تصمیمی که چندبار باعث شد گروه حملونقل فیلم به کمکش بیاید. آرجونا با لحنی شوخ گفت: «وسط بزرگراه گیر میکردم. کامیون مزخرفی است؛ از سایت کارز دات کام خریدم و نباید این کار را میکردم. خیلی ارزان بود، اما حالا نصف حساب بانکیام صرف تعمیرش شده است.» او افزود: «حالا بالاخره راه میرود، اما هنگام فیلمبرداری این فیلم راه نمیرفت. گروه حملونقل چندبار مجبور شد وسط بزرگراه بیاید دنبالم تا دیر به صحنه نرسم.»
او همچنین از یکی از سختترین برداشتهای «Onslaught» گفت؛ صحنهای که سلست مقابل قفسه اسلحههایش، سیلندر هفتتیر را میچرخاند. آرجونا گفت: «باید آن را در حدود سه برداشت درست انجام میدادم، چون وقت کم داشتیم. برت اندروز، مسئول سلاحها و وسایل صحنه، باعث شد در این فیلم باحال به نظر برسم. او به تریلرم آمد و آن حرکت را یادم داد و من تمام روز تمرینش کردم.»
برداشت اول اما با حادثهای غیرمنتظره همراه شد: «تمام قفسه اسلحه روی من افتاد. تریلر پر از آدم بود و اگر یک نفر تکان میخورد، همهچیز حرکت میکرد. احتمالاً آدام هنوز فیلمش را دارد؛ همهچیز ریخت روی من و ما گفتیم: “لعنتی، جمعش کنید و دوباره بچینید.” بعد فقط برای یک برداشت نهایی وقت داشتیم. برت گفت: “نفس بکش، تمرکز کن، از پسش برمیآیی.” و همان برداشت در تریلر فیلم است.»
آرجونا در کنار «Onslaught»، در پروژههای پرشماری حضور دارد؛ از نقش اصلی زن در «Criminal»، اقتباسی از کمیک اد بروبیکر، تا «The Thomas Crown Affair» به کارگردانی مایکل بی. جردن. او همچنین نقشی محرمانه در «Man of Tomorrow»، دنباله «Superman» جیمز گان، دارد؛ نقشی که جزئیات آن هنوز اعلام نشده است.
او درباره همکاری دوباره با جیمز گان و پیتر سفرن، مدیران دیسی استودیوز (DC Studios)، گفت احساس امنیت و آشنایی ویژهای داشته است. گان و سفرن پیشتر تهیهکنندگان نخستین فیلم آرجونا، «The Belko Experiment» در سال ۲۰۱۶، بودند. او گفت: «خیلی عالی بود. بازگشت به صحنهای که آدمهای آشنا در آن حضور دارند، خیلی آسان است، چون از قبل اعتماد وجود دارد. لازم نیست روز اول چیزی را ثابت کنید یا اعتماد کسی را به دست بیاورید.»
آرجونا ادامه داد: «وقتی وارد صحنه “Man of Tomorrow” و این نقش شدم، دقیقاً همین حس را داشتم. جیمز گان و پیتر سفرن همانجا بودند؛ اعتماد و حمایت کاملشان را داشتم. با خودم گفتم: “خیالم راحت است، چون آنها هوایم را دارند.”» او اضافه کرد که پیش از این، فقط در فصل دوم «Andor» چنین حس آشنایی و آرامشی را تجربه کرده بود و یادآور شد روزهای نخست فیلمبرداری معمولاً برای بازیگران اضطرابآور است.
این بازیگر همچنین درباره امکان ادامه یافتن داستان بیکس کالین و فرزندش با کاسیان آندور با بازی دیهگو لونا، با احتیاط صحبت کرد. او تأکید داشت که بدون تونی گیلروی، خالق سریال، علاقهای به گسترش این مسیر ندارد: «من وفادارترین آدم به گیلروی هستم. اگر تونی گیلروی باشد، من هم همانجا هستم. برای چیزی که خلق کرده احترام زیادی قائلم و آنقدر دوستش دارم که نمیخواهم رد پای خودم را روی آن بگذارم.»
او افزود: «شاید هنوز خیلی زود باشد. نمیخواهم بگویم هرگز، اما پایان سریال را دوست دارم و به آن احترام میگذارم؛ برای همین فعلاً دوست دارم همانطور باقی بماند.» آرجونا در فصل دوم «Andor» نقش بیکس را در دورههایی پیچیده و عاطفی بازی کرد و گفت هرچند مأموریتهای اکشن بیشتری برای این شخصیت میتوانست جذاب باشد، اما به ریتم و منطق روایت گیلروی اعتماد داشته است.
آرجونا پیشتر در ساخت «Hit Man» با ریچارد لینکلیتر و گلن پاول همکاری نزدیکی داشت و در فرایند نگارش نیز مشارکت کرد؛ از جمله، جمله بهیادماندنی «گَری کیه؟!» را او نوشت و به اصرار لینکلیتر خودش در رایانه کارگردان تایپ کرد. با این حال، وقتی پس از آن تجربه با اعتمادبهنفس سراغ گیلروی رفت و ایدههایی برای بیکس در فصل دوم «Andor» مطرح کرد، پاسخ متفاوتی شنید: «با کلی ایده به تونی زنگ زدم و او گفت: “نه، نه، نه؛ نه برای این فیلم، عزیزم.” من هم گفتم: “لعنتی، باشه.”»
او با خنده اضافه کرد: «بله، بعد از تجربه نوشتن “Hit Man” به توانایی نویسندگیام خیلی مطمئن شده بودم؛ اما نه در برابر تونی گیلروی.»





