امیلی آزمنت چرا برای همبازی جوانش در «Young Sheldon» هماهنگکننده صحنههای صمیمی خواست؟
آزمنت میگوید هنگام شکلگیری رابطه مندی و جورجی، نگران بود مونتانا جردنِ ۱۸ساله از بیان ناراحتی احتمالی خود در صحنههای صمیمانه خودداری کند.

نگرانی امیلی آزمنت سر صحنه «Young Sheldon» نه اجرای یک صحنه عاشقانه با همبازی تازه، بلکه اطمینان از آسودگی بازیگر جوان مقابلش بود. وقتی داستان قرار شد مندی مکآلیستر و جورجی کوپر را وارد رابطهای عاطفی کند، آزمنت ۲۹ سال داشت و مونتانا جردن ۱۸ساله بود؛ تفاوتی که او را به درخواست حضور هماهنگکننده صحنههای صمیمی واداشت.
آزمنت این تجربه را در کتاب جسیکا رادلاف با عنوان «Young Sheldon: The (Juicier-Than-Meemaw’s Brisket) Inside Story of the Hit Comedy» روایت کرده است؛ بخشهایی از این کتاب را پیپل منتشر کرده است.
او درباره واکنش خود گفت: «نگرانیام این نبود که باید با کسی معاشقه داشته باشم که تازه با او آشنا شدهام؛ بازیگرم و به این چیزها عادت دارم. چیزی که معذبم میکرد این بود که او هجده سال داشت. خیلی کمسن بود! یک بچه با مدل موی مولت.»
آزمنت خودش از کودکی وارد بازیگری شد؛ در دو فیلم از مجموعه «Spy Kids» حضور داشت و سپس با نقش لیلی تراسکات در «Hannah Montana» شناخته شد. این سابقه ممکن است در احساس مراقبت او نسبت به همبازی جوانش نقش داشته باشد، اما نگرانی مشخصش این بود که جردن، که او را «پسر خیلی مهربانی» توصیف میکند، حتی اگر با صحنهای راحت نباشد، ناراحتیاش را در دل نگه دارد.
او توضیح داد: «نمیدانم مونتانا اصلاً میدانست که میتواند چنین درخواستی بکند یا نه.» خواسته آزمنت این بود که همبازیاش دستکم از وجود این امکان آگاه باشد: «بیایید این گزینه را در اختیار او هم بگذاریم. کاری کنیم احساس راحتی کند.»
الکس رید، کارگردان بسیاری از قسمتهایی که شخصیت مندی در آنها حضور داشت، از درخواست آزمنت حمایت کرد و پذیرفت که گروه تولید باید زودتر به این موضوع توجه میکرد.
رید به رادلاف گفت: «کاملاً حق با او بود؛ هزار درصد. ما در این سریال صحنه رابطه اروتیک نداریم، برای همین چندان عادت نداشتیم با چنین موضوعی سروکار داشته باشیم. صحنهها فقط صمیمانه معمولی بودند، اما در این مورد واقعاً کوتاهی کردیم.»
او افزود: «البته بعداً مسئله را بین خودشان حل کردند و حالا هماهنگی فوقالعادهای دارند، ولی آن اتفاق کمی خجالتآور بود.»
استیو مولارو، از خالقان «Young Sheldon»، نیز تأکید کرد که آزمنت «کاملاً حق داشت» درخواست هماهنگکننده صحنههای صمیمی کند. او در عین حال گفت که این بازیگر «بعدتر بدون حضور چنین فردی هم احساس راحتی میکرد». این توضیح بهتنهایی روشن نمیکند که در آن مقطع دقیقاً چه ترتیباتی برای همراهی بازیگران فراهم شده بود.
نکته مهم در روایت آزمنت، ادعای ناراحتی جردن نیست؛ او میخواست مطمئن شود همبازی جوانش اگر ناراحت شد، امکان بیان آن و دریافت حمایت را دارد. این تجربه یادآور آن است که حتی صحنهای که برای یک گروه تولید «فقط یک لحظه» به نظر میرسد، نیازمند گفتوگویی روشن درباره مرزها و آسودگی هر دو بازیگر است؛ گفتوگویی که نباید آغاز آن تنها بر عهده فرد کمتجربهتر گذاشته شود.





