دروسکی در «Saturday Night Live» تاریخساز شد؛ اولین اینفلوئنسر اینترنتی مجری برنامه با حضور غافلگیرکننده اما استون

دروسکی، کمدین و تولیدکننده محتوای مشهور فضای مجازی، نخستین تجربه اجرای برنامه «Saturday Night Live» را با کمک اما استون، همبازیاش در فیلم تازه «The Catch»، پشت سر گذاشت. این برنامه طنز شبکه انبیسی (NBC) برای نخستین بار در تاریخ خود اجرای یک قسمت را به یک تولیدکننده محتوای اینترنتی سپرده بود و دروسکی هم مونولوگ افتتاحیهاش را با اشاره به همین موضوع آغاز کرد.
او گفت: «میزبانی Saturday Night Live یه رویاست. ظاهراً مردم دارن میگن من اولین تولیدکننده محتوای اینترنتی، اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی، کسی که فقط تو گوشیت میخندونتت، ستاره تیکتاک و یوتیوب و اینستاگرامم که مجری این برنامه میشه. ووو! راستش مردم درباره من خیلی چیزا میگن.»
بعد هم به سراغ شایعههای عجیب درباره خودش رفت: «بعضیا میگن شبیه لزبینهام. نمیدونم چقدر راسته. بعضیا هم میگن اوزمپیک مصرف میکنم. شاید دروغ باشه، شاید هم یه کم حقیقت داشته باشه.»
اوزمپیک (Ozempic) نام تجاری داروی سماگلوتاید است که برای درمان دیابت نوع دو ساخته شده، اما در سالهای اخیر به دلیل تاثیر چشمگیرش در کاهش وزن، در میان چهرههای مشهور هالیوود محبوب شده است. شایعه مصرف اوزمپیک حالا تقریباً به واکنش همیشگی رسانهها و کاربران به لاغر شدن هر سلبریتی تبدیل شده و دروسکی هم با همین کلیشه شوخی کرد.
دروسکی که نام واقعیاش درو دزبوردز است، گفت گروه سازنده «SNL» قرار نیست جلوی حرف زدنش را بگیرد. به گفته او، فقط چند قانون ساده برایش تعیین شده بود: فحش ندهد و «وایتفیس» نکند. او به شوخی گفت قول هیچکدام را نمیدهد. دروسکی همچنین به این نکته اشاره کرد که بعضیها میگویند او را «فقط بهعنوان یه زن سفیدپوست» میشناسند و ادامه داد: «میدونم فکر میکنید SNL قراره امشب منو آبکی و بیخاصیت کنه، ولی نه. هیچکس جلوی حرف زدنم رو نمیگیره.»
برای درک این شوخی باید با مفهوم «وایتفیس» آشنا بود. این اصطلاح به گریم یا چهرهپردازی بازیگری غیرسفیدپوست برای شبیه شدن به یک سفیدپوست گفته میشود و در نقطه مقابل «بلکفیس» قرار دارد. بلکفیس سابقهای عمیقاً نژادپرستانه در نمایشهای قرن نوزدهم آمریکا دارد. وایتفیس، اما، بیشتر در کمدی به کار رفته است. نمونه مشهورش فیلم «White Chicks» محصول ۲۰۰۴ از برادران وایانز است. خود «SNL» هم سابقهای قدیمی در این زمینه دارد. ادی مورفی در سال ۱۹۸۴ در طرح مشهور «White Like Me» با گریم یک مرد سفیدپوست ظاهر شد. دروسکی هم بخش بزرگی از شهرت اخیرش را مدیون ویدئوهای وایرالی است که در آنها با گریم و چهرهپردازی نقش شخصیتهای سفیدپوست را بازی میکند. به همین دلیل، شوخی او با این «قانون» درواقع اشارهای از پیش به طرحی بود که در ادامه برنامه اجرا کرد.
دروسکی در ادامه مونولوگ، لحنی ظاهراً احساسی به خود گرفت: «ولی راستش، این یه لحظه بزرگ برای منه که یه بچه چاق از حومه شهر بودم. چرا میخندید؟ معلمام هیچوقت بهم باور نداشتن، برای همین فقط میخوام بگم… آره، دارم دروغ میگم. فقط خواستم اینو بگم چون رپرها از اینجور حرفا زیاد میزنن.»
جمله «معلمهایم هیچوقت به من باور نداشتند» از کلیشههای آشنای دنیای رپ است. بسیاری از رپرها در ترانهها و سخنرانیهایشان از معلمها و اطرافیانی یاد میکنند که موفقیتشان را باور نداشتند و حالا با شهرت و ثروت به آنها «جواب» دادهاند. دروسکی با شکستن این جمله در میانه راه، کل آن سنت را دست انداخت.
او سپس از خانوادهاش که در میان تماشاگران حاضر بودند، به خاطر حمایت از رویاهایش تشکر کرد: «خیلی ازتون ممنونم. اول کارم، اجازه دادید رویاهام رو به یه کنوانسیون تمامعیار سینمایی تبدیل کنم. هر روز به این فکر میکنم که چطوری میتونم جبران کنم.» در همین لحظه یکی از اعضای خانوادهاش از میان جمعیت فریاد زد: «یه کم پول!»
دروسکی با مرور مسیر رو به رشد کارش در سالهای اخیر گفت: «من مدرک زندهام که میشه روی خودت شرط ببندی و رویاهات رو واقعی کنی.» او افزود: «تازه فیلمبرداری اولین فیلمم با اما استون تموم شده و اون همین الان اینجاست!»
با این جمله، اما استون، برنده دو جایزه اسکار برای فیلمهای «La La Land» و «Poor Things»، وارد صحنه شد و دو بازیگر خاطراتی از همکاریشان در فیلم «The Catch» تعریف کردند. حضور استون در برنامهای که اولین تجربه اجرای دروسکی بود، جنبه نمادین هم داشت. او از اعضای «باشگاه پنجبارهها» (Five-Timers Club) است؛ لقبی افتخاری که به مجریانی داده میشود که دستکم پنج بار اجرای «SNL» را بر عهده گرفتهاند. این باشگاه یکی از سنتهای مشهور برنامه است و اعضایش معمولاً با کتهای مخصوص و در طرحهای ویژه حضور پیدا میکنند.
دروسکی گفت: «اما، چه خبر؟ راستش من تو فیلم جدیدی که با هم کار کردیم، نقش معشوقهش رو بازی میکنم.» استون هم پاسخ داد: «اوه، متاسفم. خب، آره. فکر کنم اون صحنهها رو اشتباه خوندی، چون ما تو فیلم عاشق و معشوق نبودیم. ولی حالا تازه دارم میفهمم چرا تو همه اون صحنهها اونجوری بهم نگاه میکردی.»
دروسکی ادامه داد: «احتمالاً برای همینه که همدیگه رو هم نبوسیدیم.» او سپس به استون گفت بازیاش را در فیلم «Bugonia» خیلی دوست داشته است. استون با ذوق پرسید: «وای خدای من، ممنونم، جدی؟» و دروسکی جواب داد: «نه، فقط میخواستم اولین مرد سیاهپوستی باشم که اینو میگه.»
فیلم «Bugonia» ساخته یورگوس لانتیموس، کارگردان یونانی، است که در سال ۲۰۲۵ اکران شد. اما استون در این فیلم نقش مدیرعامل یک شرکت بزرگ را بازی میکند که دو مرد معتقد به نظریه توطئه او را میربایند، چون فکر میکنند موجودی فضایی است. نیش این شوخی دروسکی هم در بازگشت به تم اصلی مونولوگش بود. او که شب را با افتخار به «اولین» بودن آغاز کرده بود، تعریف از استون را هم به فرصتی برای ثبت یک «رکورد» دیگر تبدیل کرد.
دروسکی و استون در کمدی رمانتیک «The Catch» از استودیو یونیورسال پیکچرز (Universal Pictures) با هم همبازیاند. ماجرای این فیلم در دنیای بیسبال میگذرد و کریس پاین و اشلی پادیلا، از بازیگران فعلی «SNL»، هم در آن بازی میکنند. دروسکی در ماه ژوئن به گروه بازیگران این فیلم پیوسته بود. کارگردانی «The Catch» را دیو مککری، همسر اما استون، بر عهده دارد. مککری در دهه ۲۰۱۰ از کارگردانان بخشهای ویدئویی «SNL» بود و پیش از این فیلم «Brigsby Bear» را در سال ۲۰۱۷ کارگردانی کرده است. «The Catch» قرار است ۲۱ مه ۲۰۲۷ به سینماها برسد.
یکی دیگر از طرحهای پربحث این قسمت، هجو مستند «You Can See Everything» بود؛ مستند موفق نیتن فیلدر و لنس اوپنهایم درباره الیزابت هلمز. هلمز بنیانگذار شرکت ترانوس (Theranos) بود. این شرکت ادعا میکرد میتواند تنها با چند قطره خون صدها آزمایش پزشکی انجام دهد، اما مشخص شد فناوریاش عملاً کار نمیکند. هلمز در سال ۲۰۲۲ به اتهام کلاهبرداری از سرمایهگذاران مجرم شناخته شد و به بیش از ۱۱ سال زندان محکوم شد. نیتن فیلدر هم با برنامههای «Nathan for You» و «The Rehearsal» از شبکه اچبیاو (HBO) شهرت دارد و به خاطر سبک خاصش در درهم آمیختن واقعیت و نمایش شناخته میشود.
طرح «SNL» با عنوان «Dru Can See Everything» روایتی تازه و خیالی از شکلگیری این مستند ارائه داد. بر اساس این طرح، پیش از پیوستن فیلدر و اوپنهایم به پروژه، قرار بوده دروسکی کارگردان این مستند باشد. جین ویکلاین در این طرح نقش الیزابت هلمز را بازی کرد و بن مارشال در نقش بیلی ایوانز، همسر هلمز، ظاهر شد.
این طرح نماهای بسته و نزدیک مستند را دست انداخت. دروسکی و ویکلاین لحظه مشهوری از مستند را بازسازی کردند که در آن فیلدر و هلمز درباره اینکه آیا هلمز قصد فریب دادن کارگردان را داشته یا نه، گفتوگو میکنند. طرح همچنین تصمیم فیلدر برای آوردن یک بازیگر زن به جای هلمز در بخشهای پایانی مستند را هم به سخره گرفت. این بار خود دروسکی با گریم و چهرهپردازی کامل در نقش مدیرعامل رسوای ترانوس ظاهر شد.
دروسکی گفت: «فقط باید یه نفر رو پیدا کنم که واقعاً بتونه شخصیتش رو مجسم کنه.» بلافاصله تصویری از خود دروسکی با ظاهر الیزابت هلمز روی صفحه آمد. او گفت: «من همیشه دارم رو راست حرف میزنم.» ویکلاین هم همین جمله را تکرار کرد و دو طرف بارها این عبارت را به هم گفتند تا اینکه دروسکی گفت: «میتونم کل روز این کارو بکنم، عوضی. ازت نمیترسم.» به این ترتیب، همان «وایتفیسی» که در مونولوگ قولش را نداده بود، چند دقیقه بعد روی آنتن رفت.
بخش سیاسی برنامه هم مثل همیشه پررنگ بود. جیمز تالاریکو، سناتور منتخب ایالت تگزاس، در «کلد اوپن» این قسمت حاضر شد. کلد اوپن طرح کوتاهی است که پیش از تیتراژ و مونولوگ مجری پخش میشود و با جمله مشهور «Live from New York, it’s Saturday Night!» به پایان میرسد. این بخش سالهاست جایگاه اصلی طنز سیاسی «SNL» است. طرح این هفته با مرور موفقیت دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آغاز شد و تالاریکو در پایان آن به صحنه آمد. تالاریکو پیش از این معلم و نماینده مجلس ایالتی تگزاس بود.
تالاریکو گفت: «مردم یه چیز تازه میخوان، یه چیز متفاوت. منظورم کلد اوپنهای SNLئه.» سپس رو به جیمز آستین جانسون، که در نقش ترامپ بازی میکرد، کرد و پرسید تا کی میخواهد این نقش را ادامه دهد. پاسخ «ترامپِ» برنامه کوتاه بود: «تا بینهایت.» جانسون از سال ۲۰۲۱ نقش دونالد ترامپ را در «SNL» بازی میکند و تقلید او از شیوه حرف زدن پراکنده و پرحاشیه رئیسجمهور آمریکا از محبوبترین بخشهای برنامه در سالهای اخیر بوده است. شوخی تالاریکو هم درواقع کنایهای به این نکته بود که حضور همیشگی ترامپ در کلد اوپنها به یکی از ثابتترین عادتهای برنامه تبدیل شده است.
در بخش دیگری از طنز سیاسی، جرمی کالهین در بخش «Weekend Update»، که بخش خبری طنز «SNL» است، در نقش ایلان ماسک ظاهر شد و نتایج انتخابات میاندورهای را «تحلیل» کرد.
همانطور که دروسکی در مونولوگش گفت، او نخستین تولیدکننده محتوای اینترنتی است که اجرای «SNL» را بر عهده گرفته است. به بیان دقیقتر، او نخستین تولیدکننده محتوایی است که بدون داشتن فیلم یا سریالی در حال پخش، مجری این برنامه شده است. گروه راک «The Strokes» هم مهمان موسیقی این قسمت بود. این گروه نیویورکی که با آلبوم «Is This It» در سال ۲۰۰۱ به یکی از چهرههای اصلی موج تازه راک آغاز هزاره تبدیل شد، برای پنجمین بار بهعنوان مهمان موسیقی در «SNL» حضور پیدا کرد.
دروسکی کارش را در فضای مجازی آغاز کرد و با اجرای طرحهای کمدی کوتاه در شبکههای اجتماعی به شهرت رسید. یکی از شناختهشدهترین مجموعههای او «Coulda Been Records» است؛ یک شرکت ضبط موسیقی خیالی که دروسکی در آن نقش مدیری عجیبوغریب را بازی میکند. او در ادامه به تلویزیون، با سریال «Grown-ish»، و سینما، با فیلم «House Party»، راه پیدا کرد و در ژوئن امسال اجرای جوایز بیایتی (BET Awards) را بر عهده داشت. روز دوشنبه هم اعلام شد دروسکی قراردادی چندساله با نتفلیکس (Netflix) امضا کرده است. نخستین پروژه این همکاری، سریال کمدی «نیمهفیلمنامهدار» «Collect & Praise» با محوریت یک کلیسا خواهد بود. در قالب نیمهفیلمنامهدار، ساختار کلی داستان و موقعیتها از پیش نوشته میشود، اما بخش زیادی از دیالوگها به بداههپردازی بازیگران سپرده میشود.
پیش از دروسکی، جیلن برانسون، ستاره بسکتبال تیم نیویورک نیکس، داکوتا جانسون، شین گیلیس و ایندی ناوارت اجرای قسمتهای فصل پنجاهودوم برنامه را بر عهده داشتند. قسمت بعدی هم ۱۴ نوامبر با اجرای جان مولینی، یکی دیگر از اعضای باشگاه پنجبارهها، و حضور فیبی بریجرز بهعنوان مهمان موسیقی پخش میشود.
حضور دروسکی در جایگاه مجری «SNL» فراتر از یک اتفاق جذاب در یک شب شنبه است. این برنامه نیم قرن نماد کمدی جریان اصلی تلویزیون آمریکا بوده و اجرایش همیشه نوعی مهر تایید برای ستارههای سینما، تلویزیون، ورزش و موسیقی به شمار میرفت. حالا همین برنامه درهایش را به روی کمدینی باز کرده که مخاطبانش او را بیشتر روی صفحه گوشی دیدهاند تا پرده سینما. این انتخاب نشان میدهد مرز میان کمدی اینترنتی و تلویزیون سنتی تا چه اندازه کمرنگ شده است. دروسکی هم هوشمندانه از این موقعیت استفاده کرد. او به جای کنار گذاشتن هویت اینترنتیاش، همان شوخیها و همان «وایتفیس» معروفش را به قلب برنامه آورد و حضور اما استون، عضو باشگاه پنجبارهها، هم به این ورود تاریخی اعتبار بیشتری داد. حالا باید دید با قرارداد نتفلیکس و اکران «The Catch» در سال ۲۰۲۷، این ستاره شبکههای اجتماعی میتواند جایگاهش را در سینما و تلویزیون هم به همان اندازه تثبیت کند یا نه.





