
این روزها مباحث «جادوگرها» (Witches) دوباره مُد شدهاند؛ از بازسازی سریالهای پرطرفداری مثل «افسونشده» («Charmed») و «سابرینا، جادوگر نوجوان» («Sabrina the Teenage Witch») گرفته تا تلاش ناموفق فروشگاه سفورا (Sephora) برای عرضه یک «کیت آغازین جادوگری» (Starter Witch Kit)، و حتی دستهبندی دوستانتان در یکی از گروههای مدرسه هاگوارتز.
اما داستان واقعی جادوگران در تاریخ آمریکا، بهمراتب تاریکتر از این سرگرمیهای امروزی است؛ داستانی آمیخته از آزار باورمندانه، وحشت جمعی و ــ آنطور که بعدها روشن شد ــ نخستین سرپوشگذاری دولتی در تاریخ آمریکا.
این موضوع در یکی از اپیزودهای پادکست «چیزهایی که آنها نمیخواهند شما بدانید» («Stuff They Don’t Want You To Know») بررسی شده است؛ اپیزودی با عنوان «حقیقت درباره محاکمه جادوگران سِیلم» («The Truth About the Salem Witch Trials») که در آن مت فردریک (Matt Frederick) و بن بولین (Ben Bowlin) با مهمان ویژهشان آرون مانکی (Aaron Mahnke) گفتوگو میکنند.
آغاز ماجرا؛ جنگ، مهاجرت و فقر
داستان از سال ۱۶۹۲ آغاز میشود؛ زمانی که انگلستان (England) و فرانسه (France) درگیر جنگ بودند و مستعمرات آمریکایی را به میدان نبرد خود تبدیل کرده بودند. در نتیجه این درگیریها، بسیاری از ساکنان شمال ایالت نیویورک امروزی (Upstate New York) مجبور به فرار شدند و به مستعمره خلیج ماساچوست (Massachusetts Bay Colony)، بهویژه روستای سِیلم (Salem Village ــ که امروز شهر دنورس (Danvers) نام دارد)، پناه بردند.
هجوم پناهندگان فشار زیادی بر منابع محدود روستا وارد کرد و مشکلات اقتصادی گذشته را تشدید نمود. تنشها شدت گرفت و بسیاری از اهالی، انگشت اتهام را به سوی شیطان گرفتند. سِیلم یک جامعه کاملاً پیوریتن (Puritan) و بهشدت مذهبی بود و ترس از شیطان و جادوگری در آنجا امری رایج به شمار میرفت. این ذهنیت از اروپا به آمریکا منتقل شده بود؛ جایی که بین قرن چهاردهم تا هفدهم، دهها هزار نفر ــ عمدتاً زنان ــ به جرم جادوگری اعدام شده بودند.
نقش کشیش پَریس و آغاز رفتارهای عجیب
با این حال، همه تقصیر را به گردن نیروهای اهریمنی نمیانداختند. بسیاری از ساکنان روستا، کشیش رسمی تازهمنصوبشده، ساموئل پریس (Reverend Samuel Parris)، را عامل اصلی مشکلات میدانستند. و عجیب آنکه ماجرا دقیقاً از خانه او آغاز شد.
دختر ۹ سالهاش الیزابت و برادرزاده ۱۱ سالهاش ابیگیل، دچار رفتارهای غیرعادی شدند: تشنج، فریاد زدن، پرتاب اشیا و حرکات شدید و پیچان بدن. کمی بعد، دختر دیگری نیز علائم مشابهی نشان داد. در ذهن جامعهای که همهچیز را از دریچه ماوراءالطبیعه میدید، تنها توضیح ممکن، دخالت نیروهای شیطانی بود.
مقامات قضایی دختران را تحت فشار گذاشتند تا مقصران را معرفی کنند. سرانجام، آنها یک زن برده به نام تیتوبا (Tituba) و دو زن دیگر، سارا آزبورن (Sarah Osborne) و سارا گود (Sarah Good)، را به معامله با شیطان متهم کردند. دو سارا اتهامات را انکار کردند، اما تیتوبا اعتراف کرد؛ و این اعتراف، آتش شکار جادوگران را شعلهور ساخت.
محاکمهها و فاجعه انسانی
در طول سال ۱۶۹۲، بیش از ۲۰۰ نفر متهم و زندانی شدند. ۱۹ نفر به دار آویخته شدند و یک مرد سالخورده با قرار دادن تختهسنگهای سنگین روی بدنش تا مرگ، شکنجه شد. این روند تا زمانی ادامه یافت که فرماندار ویلیام فیپس (Gov. William Phips) به محاکمهها پایان داد.
دلیل توقف محاکمهها، نه صرفاً تعداد مرگها، بلکه یک مسئله حقوقی جدی بود: آیا «شواهد طیفی» باید در دادگاه پذیرفته شود؟ شواهد طیفی بر پایه رویاها، رویتها و ادعاهای معنوی بود و عملاً همان چیزی بود که باعث محکومیت ۲۰ نفر و نابودی زندگی صدها نفر دیگر شد. همین موضوع، قاضیان و روحانیان مسئول محاکمهها را نیز دچار تردید کرده بود.
کشیش سرشناس کاتن مَدر (Cotton Mather) از همان ابتدا به استفاده از این نوع شواهد اعتراض کرد. سپس پدرش، اینکریز مَدر (Increase Mather)، نیز وارد میدان شد و جملهای معروف نوشت: «بهتر است ده جادوگر مظنون آزاد شوند تا اینکه یک انسان بیگناه محکوم گردد.»
اما نقطه عطف زمانی بود که همسر خودِ فرماندار فیپس نیز به جادوگری متهم شد. فیپس در واکنش، دادگاه ویژه «رسیدگی و صدور حکم» («Court of Oyer and Terminer») را منحل کرد و دادگاهی جدید تشکیل داد که استفاده از شواهد طیفی را ممنوع میکرد.
پایان محاکمهها و آغاز سرپوشگذاری
بدون شواهد طیفی، تقریباً هیچ محکومیتی صادر نشد. بهزودی، تمام زندانیان آزاد و عفو شدند. اما تا آن زمان، عدهای جان باخته بودند و بسیاری بیش از یک سال بهناحق زندانی شده بودند.
همین موضوع فرماندار فیپس را نگران کرد؛ نهفقط از نظر اخلاقی، بلکه از ترس واکنش عمومی و پیامدهای سیاسی. در نتیجه، نخستین سرپوشگذاری دولتی آمریکا آغاز شد. فیپس انتشار هرگونه نوشته درباره محاکمهها را ممنوع کرد تا اطلاعات پنهان بماند. بسیاری از نامهها، اسناد دادگاه و مدارک حتی عمداً نابود شدند و به همین دلیل، روایتهای باقیمانده عمدتاً از دیدگاه دادستانی و متهمکنندگان است.
این سرپوشگذاری چندان دوام نیاورد. ظرف سه سال، نوشتههایی در نقد محاکمههای جادوگران سِیلم و نحوه برخورد دولت منتشر شد و بهسرعت دستبهدست گشت. با این حال، این تلاش برای پنهانکاری همچنان برخی حقایق را در هالهای از ابهام نگه داشته است.
پرسشهایی که بیپاسخ ماندهاند
امروز هم این پرسش پابرجاست: واقعاً در سِیلم چه گذشت؟ چه حقایق دیگری هرگز ثبت نشدند یا عمداً حذف شدند؟ برای یافتن پاسخِ پرسشهای باقیمانده، باید به روایتهای عمیقتر تاریخی و البته به کل اپیزود این پادکست گوش سپرد.
محاکمههای جادوگران سِیلم یادآور این واقعیت تلخاند که ترس، تعصب و قدرتِ مهارنشده میتوانند حتی در جامعهای کوچک، فاجعهای به بار آورند که قرنها بعد هم ردِ آن از تاریخ پاک نشود.





