
با احترام به هنر بازیسازی و اشکهایی که برای هر پیکسلی ریخته میشود، گاهی صنعت بازی آنقدر خودجوش پیش میرود که میخواهی دسته را زمین بگذاری و به یاد کودکی، به همان منچ و مار و پله وفادار بمانی! در این لیست، قرار است با هم ۱۰ بازی واقعاً فاجعهآمیز ۲۰۲۵ را مرور کنیم—آثاری که اگر در یک نوبت همگیشان را بازی کنید، خودتان تبدیل به یک باس فایت اعصاب خردکن میشوید. به رسم یک منتقد با چاشنی طنز و نگاهی منتقدانه، بزن بریم!
۱۰. Marvel’s Spider-Man 2 (نسخه PC) – مرد عنکبوتی: در تلهی باگها!
به به! باز هم سونی، باز هم پورت PC… و باز هم زجر جمعی! نسخه پیسی بازی مرد عنکبوتی ۲ نه تنها نمیتواند تار بزند، بلکه بیشتر شبیه عنکبوتی است که پاهایش را گچ گرفتهاند: کرش، افت فریم، دیالوگهای از دهان جا مانده و سینماتیکهایی که نیاز به زیرنویس برای خودش دارند! اگر خوششانس باشید شاید سالم بالا بیاید، ولی در اکثر موارد باید اسپایدی را از تسک منیجر صدا بزنید. خلاصه اگر میخواهید مرد عنکبوتی را واقعاً در تله ببینید، این نسخه بهترین گزینه است!
۹. WWE 2K25 – کشتی کج در جزیرهی ناکجاآباد
وقتی که فکر میکنی بالاخره سری WWE راه افتاده، یک چیز جدید سر راهت سبز میشود: حالت «جزیره»! مینیگیمی که به زور تمام امکانات و آیتمهای جذاب را پشت ماموریتهای بیمزه و تکراری قایم کرده. دیگر از مبارزه خبری نیست؛ بیشتر باید جزیره را مدیریت کنی تا کشتیگیر! اگر این فرمول قرار است در سال بعد هم تکرار شود، آماده باشید برای سری جدید «کشتیگیران افسرده و خاکنشین»!
۸. Nintendo Switch 2: Welcome Tour – راهنمای عذاب دسته جمعی!
نینتندو همیشه دوست دارد با یک بازی دمدستی قدرت کنسولش را نمایش دهد؛ ولی این یکی حتی قدرت شما را هم کم میکند! چند مینیگیم بیخاصیت (مثل حدس فریمریت!)، بالون ترکاندن و آزمونهای عجیب، آن هم با قیمت جداگانه. طرفداران وفادار Wii Sports همینجا احتمالاً دستمال میکشند و اشک میریزند. یادش بخیر Wii Sports… حالا بیا و با Welcome Tour حدس بزن: چقدر پولت هدر رفت؟
۷. Deck of Haunts – بازیای که حتی اشباح هم تحملش را ندارند!
داستان خوب: کنترل یک خانه ارواح و شکار آدمها… اما اجرا؟ یک «روگلایک» به شدت غیرمتعادل و بیرحمانه که حتی هفته اول را هم دوام نمیآورید. انتخابهایتان محدود، قیمت کارتها گران و مسیر پیروزی شبیه رویا! بازی طوری سخت است که انگار سازندهاش بچگیاش توسط جاروبرقی خانه تسخیر شده. متأسفانه، بیشتر از لذت، خشم و ناکامی نصیبتان میشود.
۶. Venus Vacation Prism: Dead or Alive Extreme – قرار عاشقانه با هیچکس!
چه کسی فکر میکرد بازی فرعی «دیدارهای عاشقانه» Dead or Alive بدون هیچکدام از شخصیتهای جذاب Dead or Alive ساخته شود؟! این نسخه نه تنها قهرمانان کلاسیک را ندارد، بلکه کاراکترهای حاضر هم آنقدر بینمکاند که آدم وسوسه میشود کنسول را خودش دمر کند! وقتی نه کسومی هست، نه هیتومی و نه حتی لیزا یا کریستی… پس اصلاً چرا این بازی باید ساخته میشد؟ تنها کاری که میشود کرد، پاک کردن حافظه بازی و خاطراتش است!
۵. Neptunia Riders vs. Dogoos – سوار بر بیحوصلگی!
یک ایده بامزه: دخترها سوار موتورسیکلت و نبرد با هیولاهای ژلهای! اما اجرا؟ صفر! هیچ عمقی، هیچ شخصیتپردازی و هیچ جذابیتی وجود ندارد. مبارزات بیجان، دشمنان بیروح و در نهایت، ۲-۳ ساعت کمپین که بعدش باید با خودتان کلنجار بروید چرا پولتان را برای این بیحوصلگی خرج کردید! اگر میخواهید حالتان بد نشود، همان بازی سگهای پارک محله جذابتر است.
۴. Spray Paint Simulator – شبیهساز افسوس و حسرت!
موفقیت Powerwash Simulator همه را وسوسه کرد که «شبیهساز» بسازند. این یکی اما همه استانداردها را از پنجره پرتاب کرده: کمپین کوچک و بیهیجان، ابزارهای محدود و یک روند کاری که حتی کارگران ساختمان هم وسطش چرت میزنند! با این هزینه، نه فقط تجربه بیروح دریافت میکنید بلکه حتی بخار رنگ هم به دستتان نمیرسد. پس اگر دنبال تمیزکاری هیجانانگیز هستید، بهتر است کمی پول بیشتر بدهید و Powerwash Simulator را بخرید!
۳. Glover Cubite Classics – دستِبد روزگار!
یک ریمستر دیگر از دوران طلایی نینتندو ۶۴… که با همان کیفیت دوران کارت گرافیک ۱۹۹۸ عرضه شده! کنترلهای ناکارآمد، افت فریم، خراب شدن تصویر و مشکلات فنی سرتاسری؛ هرچه بود، فقط نوستالژی تلخ برایتان باقی میگذارد. توسعهدهنده عزیز، ریمستر یعنی بهبود، نه تحمیل مشکلات جدید!
۲. Captain Blood – کاپیتان خون، غرق در فراموشی!
خیال کرده بودیم بازیای که ۲۲ سال در برزخ ساخت مانده، یک جواهر فراموششده است… اما فقط یک کابوس کهنه با شمشیرهای زنگزده تحویلمان شد! مبارزات سرد، محیطهای بیجان و مکانیکهایی که حتی دزدان دریایی هم حوصلهشان سر میرود. تاریخدانان بازی شاید از روی دلسوزی نیمنگاهی به آن بیندازند، اما اگر یک بازی گمشده بماند، لزوماً دلیلش «مظلومیت تاریخی» نیست!
۱. Mind’s Eye – شکستِ قرن!
این یکی را باید با دست بگیرید و همان اول در سطل زباله بندازید. هر اتفاق عجیبی که فکر کنید در بازیسازی ممکن است رخ دهد، اینجا یک جا جمع شده: گرافیک سایهدار و بافتهای تاسفآور، هوش مصنوعیای که ترجیح میدهد بیکار بایستد، ماموریتهایی که بهخاطر ایراد نقشه بیخودی میبازید، مینیگیمهای بیربط مثل احیای قلبی وسط آتش! حتی نمیتوانید به دلخواه در جهان باز بچرخید؛ داستان آبکی و دیالوگهایی که بیشتر شبیه چتبات فلسفی است! شاید سازندههای GTA هم بعد تماشا این اثر دچار بحران وجودی شدهاند. رکورد جدیدی زدیم: شش ماه از سال گذشته و چنین فاجعهای ساخته شد!
سال ۲۰۲۵ نشان داد گاهی برای ساختن یک «کابوس اینتراکتیو» فقط کمی عجله، کمی بیحوصلگی و البته کمی بازارگرمی کافیست! امیدواریم نیمه دوم سال کمی بهتر شود، چون اگر این روند ادامه پیدا کند، بزودی باید یک لیست ویژه «ده راه برای کنار آمدن با افسردگی گیمری» منتشر کنیم! حالا شما بگویید: بدترین بازی امسالتان کدام بوده؟ شاید بخندیم… شاید هم گریه کنیم!





