دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

رواقی‌گری چگونه کار می‌کند؟

راهنمایی جامع برای فهم فلسفه رواقی از یونان باستان تا زندگی امروز

رواقی‌گری (Stoicism) اگر فقط از روی برداشت‌های امروزی قضاوت شود، ممکن است فلسفه‌ای سرد، بی‌احساس و شبیه به شخصیت «آقای اسپاک» (Mr. Spock) در مجموعه «پیشتازان فضا» (Star Trek) به نظر برسد؛ شخصیتی که لئونارد نیموی (Leonard Nimoy) نقش او را بازی می‌کرد و نماد منطق خشک، بی‌تفاوتی نسبت به درد و احساسات و «خونسردی افراطی» است. اما این تصویر، برداشت نادرستی از رواقی‌گری واقعی است.

آنچه امروز با حروف کوچک «stoic» (خویشتن‌دار) می‌شناسیم، یعنی کسی که احساساتش را بروز نمی‌دهد، درد را نادیده می‌گیرد و «لبخند محکم» دارد، تفاوت زیادی با «رواقی‌گری» با حرف بزرگ S دارد. رواقی‌گریِ فلسفی، بسیار پیچیده‌تر، عمیق‌تر و البته بسیار قدیمی‌تر است.

رواقی‌گری یک فلسفه باستانی است که هزاران سال پیش در یونان و روم باستان شکل گرفت، قرن‌ها آموزش داده شد و امروز دوباره در سراسر جهان در حال احیا شدن است. این فلسفه، مجموعه‌ای از ایده‌های خشک روی طومارهای کهنه نیست؛ بلکه روشی عملی برای زیستن است.

رواقی‌گری در دنیای امروز

رواقیونِ امروزی (Stoics) کتاب می‌نویسند؛ از جمله:

  • «چگونه رواقی باشیم» (How to Be a Stoic: Using Ancient Philosophy to Live a Modern Life)
  • «رواقی‌گری و هنر خوشبختی» (Stoicism and the Art of Happiness)

آن‌ها وبلاگ می‌نویسند، مثل:

  • «چگونه رواقی باشیم» (How to Be a Stoic)
  • «روزمرگی رواقی‌گری» (Daily Stoic)
  • «رواقی‌گری مدرن» (Modern Stoicism) و «رواقی‌گری سنتی» (Traditional Stoicism)

رواقیون حتی گردهمایی‌های محلی تشکیل می‌دهند و در همایشی جهانی به نام «استوآیکان» (Stoicon) شرکت می‌کنند؛ چیزی شبیه «کامیک‌کان» (Comic-Con)، با این تفاوت که به جای بتمن و انتقام‌جویان، نام‌هایی مثل مارکوس اورلیوس (Marcus Aurelius) و اپیکتتوس (Epictetus) محور بحث‌اند. شعار استوآیکان ۲۰۱۶ که در نیویورک (New York City) برگزار شد این بود: «Get Your Stoicon».

در تاریخ، حتی کل جهان متمدن زمانی تحت حکومت یک رواقی بود: مارکوس اورلیوس، امپراتور روم از سال ۱۶۱ تا ۱۸۰ میلادی (C.E.) که به «پادشاه فیلسوف» شهرت داشت.

رواقی‌گری، باور و روان‌شناسی

رواقی‌گری یک مذهب نیست، اما بر برخی سنت‌های دینی و فکری تأثیر گذاشته است:

  • در بودیسم (Buddhism): از نظر ذهن‌آگاهی (Mindfulness)
  • در مسیحیت (Christianity): از نظر یکتاپرستی، خودکاوی و پذیرش اراده خدا

با این حال، تفاوت‌های اساسی میان رواقی‌گری و این ادیان وجود دارد و بسیاری از رواقیون مدرن، آتئیست (Atheist) هستند.

پیوندهایی میان رواقی‌گری و درمان شناختی–رفتاری (Cognitive Behavioral Therapy – CBT) نیز دیده می‌شود؛ به‌ویژه در تأکید بر منطق، کنترل افکار و اصلاح باورها.

در هسته خود، رواقی‌گری فلسفه‌ای است که می‌آموزد کنترل احساسات کلید یک زندگی کامل است. از نگاه رواقیون، نیکی اخلاقی و خوشبختی از راه عقلانیت کامل به دست می‌آید. اما نکته دشوار اینجاست: انسان باید بپذیرد که بسیاری از امور خارج از کنترل اوست.

تاریخچه رواقی‌گری

رواقی‌گری در یونان باستان و در اوج شکوفایی فلسفه زاده شد. واژه «رواقی» از عبارت یونانی استوآ پویکیله (Stoa Poikile) به معنای «ایوان یا رواق نقاشی‌شده» گرفته شده است؛ مکانی عمومی در آتن (Athens) که استادان و شاگردان در آن گرد هم می‌آمدند و درباره فلسفه بحث می‌کردند. این رواق، یکی از مراکز اصلی زندگی فکری یونان بود.

حدود سال ۳۰۰ پیش از میلاد (B.C.E.)، مردی که امروز او را پدر رواقی‌گری می‌دانند، در همین مکان آغاز به آموزش کرد.

زنونِ کیتیومی (Zeno of Citium)

زنون، فرزند تاجران یونانی، پس از کشتی‌شکستگی در سفری از قبرس (Cyprus) به آتن رسید. او ابتدا شاگرد مکاتب دیگر، از جمله کلبی‌گری (Cynicism) بود. سپس به تدریج اندیشه‌های خود را شکل داد و عناصری از کلبی‌گری و دیگر آموزه‌های باستانی را در فلسفه‌ای تازه ترکیب کرد؛ فلسفه‌ای که بعدها به نام همان رواق (Stoa) شناخته شد.

هیچ‌یک از نوشته‌های زنون باقی نمانده، اما گفته‌ها و حکایت‌هایش توسط شاگردانش ثبت شده‌اند.

به بیان ساده وب‌سایت «دیلی استوئیک»، رواقی‌گری یعنی: «جست‌وجوی خوشبختی از راه آرامش ذهنی که از زندگیِ بافضیلت، هماهنگ با عقل و طبیعت به دست می‌آید.»

از دیگر فیلسوفان مهم رواقی می‌توان به این نام‌ها اشاره کرد:

  • کلئانتس (Cleanthes)
  • کاتو (Cato)
  • سنکا (Seneca)
  • اپیکتتوس (Epictetus)
  • و پس از انتقال مرکز رواقی‌گری از آتن به روم، مارکوس اورلیوس

اپیکتتوس؛ برده‌ای که فیلسوف شد

اپیکتتوس برده‌ای بود که اجازه داشت در دوران بردگی به سخنان فیلسوفان رواقی گوش دهد. پس از آزادی، خود به آموزگاری بزرگ تبدیل شد. اندیشه‌های او در کتابی به نام «انکیریدیون» (The Enchiridion) گردآوری شده است. نخستین جمله منسوب به او چنین است: «برخی چیزها در کنترل ما هستند و برخی نه.» پذیرفتن همین جمله، آغاز راه رواقی‌گری است.

رواقی‌گری دقیقاً چیست؟

رواقی‌گری بی‌احساسی نیست؛ بلکه نقشه راهی برای زندگی بهتر است. راهی برای رسیدن به آنچه «خوشبختی» نامیده می‌شود. رواقیون باستان سه حوزه اصلی را برای تمرین و تفکر مشخص کردند:

۱) فیزیک

منظور، فقط طبیعت مادی نیست، بلکه متافیزیک (Metaphysics) و کل هستی را دربرمی‌گیرد. «طبیعت» نزد رواقیون شامل جهان، خدا و امر الهی است؛ همه یک کل واحدند.

به گفته ماسیمو پیلیوچی (Massimo Pigliucci) در وبلاگ «چگونه رواقی باشیم»: زندگی مطابق طبیعت می‌تواند یا به‌معنای هماهنگی با اراده زئوس (Zeus) یا صرفاً زندگی مطابق عقل تعبیر شود. رواقیون باور داشتند جهان از آتش کیهانی آغاز شده و دوباره به همان بازمی‌گردد.

۲) منطق

این بخش شامل روان‌شناسی، علوم اجتماعی، اقتصاد، جامعه‌شناسی و تاریخ است. منطق یا «عقل» ارزشمندترین ابزار انسان است که به کمک آن می‌توان جهان را فهمید و در آن شکوفا شد.

۳) اخلاق

هسته اخلاق رواقی بر چهار فضیلت اصلی استوار است:

  • شجاعت
  • عدالت
  • خرد
  • خویشتن‌داری یا اعتدال

رواقی‌گری یعنی پرورش روزانه این فضایل.

رواقیون به «آپاتیا» (Apatheia) می‌رسند؛ حالتی نه از بی‌تفاوتی، بلکه از رهایی از هیجانات مخرب، تا ذهن بتواند شفاف بیندیشد. احساسات سرکوب نمی‌شوند، بلکه دگرگون می‌گردند تا آرامش درونی حاصل شود.

رواقی‌گری در زندگی امروز

برخی معتقدند رواقی‌گری با دنیای امروز سازگار نیست. حتی در زمان خود نیز منتقد داشت. سیسرون (Cicero) فیلسوف رومی (۴۳–۱۰۶ پیش از میلاد) می‌گفت رواقی‌گری بیش از حد خشن است و شور انسانی را می‌کشد.

با این حال، بسیاری امروز هم آن را راهی معتبر برای زندگی می‌دانند: تمرکز بر فضیلت، پذیرش اینکه خدا یا جهان کنترل نهایی را در دست دارد، و رها شدن از دل‌مشغولی‌هایی چون ثروت، نفرت، حسادت یا حتی یک مدل موی بد!

تمرین‌های روزانه رواقی‌گری

ماسیمو پیلیوچی در نیویورک تایمز (New York Times) از تمرین‌های روزانه‌اش می‌گوید:

  • مراقبه صبحگاهی (Meditation) برای پیش‌بینی چالش‌های روز
  • اندیشیدن به چهار فضیلت اصلی
  • تصور بدترین اتفاق ممکن (مثل از دست دادن شغل) و دیدن آن به‌عنوان «بی‌تفاوتِ نامطلوب»
  • توجه به بُعد اخلاقی تمام تصمیم‌های روزمره
  • نوشتن یادداشت شبانه درباره عملکرد روز

برخی رواقیون در گروه‌ها یا کمپ‌هایی مثل «اردوی رواقی» (Stoic Camp) شرکت می‌کنند و آثار اپیکتتوس، از جمله «گفتارها» (The Discourses) نوشته شاگردش آرریان (Arrian)، را مطالعه می‌کنند.

سخنانی از رواقیون بزرگ

  • اپیکتتوس:
    «به یاد داشته باش که تو بازیگری در نمایشی هستی که نویسنده‌اش دیگری است… وظیفه تو این است که نقش خود را خوب بازی کنی، نه اینکه آن را انتخاب کنی.»
  • مارکوس اورلیوس:
    «برای داشتن زندگی خوب: اگر بیاموزیم نسبت به چیزهای بی‌اهمیت بی‌تفاوت باشیم، این توانایی را داریم.»
  • سنکا:
    «اگر هماهنگ با طبیعت زندگی کنی، هرگز فقیر نخواهی بود؛ اگر بر اساس نظر دیگران زندگی کنی، هرگز ثروتمند نخواهی شد.»

در نهایت باید گفت بسیاری از ورزشکاران حرفه‌ای نیز حرف‌هایی کاملاً رواقی می‌زنند: «به چیزهایی که کنترلش دست ما نیست اهمیت نمی‌دهیم.» اما در عمل، آن‌ها هم تشنه تأیید و تحسین‌اند. شاید همین‌جا بزرگ‌ترین چالش رواقی‌گری باشد: گفتنِ اینکه جهان بر تو اثر نمی‌گذارد آسان است، اما زندگیِ واقعی ــ با تمام آشوبش ــ همان چیزی است که ما را انسان می‌کند.

و شاید رواقی‌گری، نه فرار از این آشوب، بلکه یاد گرفتن زیستن خردمندانه در دل آن باشد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا