سریال فراموششده آلن هیل جونیور پیش از «Gilligan’s Island»؛ ماجراجوییهای جاسوسی «Biff Baker, U.S.A.»
سالها پیش از آنکه آلن هیل جونیور با نقش اسکیپر مشهور شود، در سریالی کوتاهعمر از شبکه سیبیاس نقش تاجری جهانگرد را بازی کرد که هر سفر کاریاش به مأموریتی جاسوسی تبدیل میشد

آلن هیل جونیور بیش از هر چیز با نقش جوناس گرومبی، معروف به اسکیپر، در کمدی محبوب «Gilligan’s Island» شناخته میشود. او از این شهرت رضایت داشت و ظاهراً هیچ مشکلی هم با این نداشت که مخاطبان برای همیشه او را بهعنوان یک بازیگر کمدی به یاد آورند. بااینحال، کارنامه طولانی و متنوعش نشان میدهد که فعالیت حرفهای او به اقامت در آن جزیره معروف محدود نبود.
یکی از آثار کمتر شناختهشده هیل، سریال ماجراجویانه «Biff Baker, U.S.A.» است؛ مجموعهای محصول سال ۱۹۵۲ که حالوهوای جاسوسی دوران پس از جنگ جهانی دوم را با سفرهای بینالمللی یک زوج آمریکایی ترکیب میکرد. این سریال فقط یک فصل دوام آورد، اما تصویری جالب از مسیر حرفهای هیل پیش از رسیدن به شهرت گسترده ارائه میدهد.
آلن هیل جونیور پیش از نقش اسکیپر
فعالیت بازیگری آلن هیل جونیور از سال ۱۹۴۱ آغاز شد و دهها نقش سینمایی و تلویزیونی را در بر گرفت. او در دوران جنگ جهانی دوم به گارد ساحلی ایالات متحده پیوست، اما پس از پایان خدمت نظامی بیدرنگ به بازیگری بازگشت. یکی از نقشهای تلویزیونی اولیهاش حضور در «The Gene Autry Show» در سال ۱۹۵۰ بود.
پدر او، آلن هیل سینیور، نیز بازیگری سرشناس بود و احتمالاً نام خانوادگی مشهورش در بازشدن بعضی درهای هالیوود بیتأثیر نبود. بااینحال، نمیتوان موفقیت چند دههای هیل جونیور را تنها نتیجه اعتبار پدرش دانست. بازیگری که فقط به نام خانوادگی خود متکی باشد، معمولاً نمیتواند برای چنین مدتی در پروژههای گوناگون و نقشهایی متفاوت به کار ادامه دهد. هیل بازیگری خوشحضور، قابلاعتماد و سازگار با قالبهای مختلف بود؛ ویژگیهایی که بعدها در موفقیت «Gilligan’s Island» نیز نقش مهمی داشتند.
نخستین نقش ثابت تلویزیونی او در سال ۱۹۵۲ و با شخصیت اصلی سریال «Biff Baker, U.S.A.» رقم خورد؛ مجموعهای که خیلی زود فراموش شد، اما از نمونههای جالب تلویزیون ماجراجویانه اوایل دهه ۱۹۵۰ به شمار میآید.
داستان «Biff Baker, U.S.A.» چه بود؟

هیل در این سریال نقش بیف بیکر را بازی میکرد؛ تاجری فعال در حوزه واردات که برای یافتن آثار هنری و کالاهای مختلف به نقاط گوناگون جهان سفر میکرد. همسرش لوئیز نیز در این سفرها همراه او بود. نقش لوئیز را رندی استوارت، بازیگر فیلم «The Incredible Shrinking Man»، ایفا میکرد.
بیف و لوئیز در ظاهر شهروندانی عادی بودند و شغل رسمی آنها ارتباطی با عملیات اطلاعاتی نداشت. بااینحال، تقریباً هر جا قدم میگذاشتند با قاچاقچیان، جاسوسان، تبهکاران و توطئههای بینالمللی روبهرو میشدند. تعداد و نوع این مأموریتها بهاندازهای بود که مخاطب میتوانست تصور کند آنها در واقع مأموران مخفیاند و تجارت واردات فقط پوششی برای فعالیتهایشان است.
«Biff Baker, U.S.A.» در قالب قسمتهای ۳۰ دقیقهای برای شبکه سیبیاس ساخته شد. مجموعه تنها یک فصل و ۲۱ قسمت داشت که براساس اطلاعات موجود، شش قسمت آن هرگز روی آنتن نرفت. عمر کوتاه سریال باعث شد برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک تلویزیون آمریکا، نسخه کامل و منظمی از آن برای نسلهای بعد باقی نماند.
زوجی که در هر سفر گرفتار جاسوسها میشدند
ماجراهای سریال کاملاً تحتتأثیر فضای سیاسی و فرهنگی آغاز دهه ۱۹۵۰ بودند. جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود، جنگ سرد شدت میگرفت و داستانهای جاسوسی با دشمنانی در آن سوی پرده آهنین به یکی از قالبهای محبوب سرگرمی آمریکا تبدیل شده بودند. قرارگرفتن عبارت «U.S.A.» در عنوان سریال نیز اتفاقی نبود و بر هویت آشکارا آمریکایی آن تأکید میکرد.
در نخستین قسمت، بیف و همسرش به شهری کوچک در چکسلواکی و پشت پرده آهنین سفر میکردند و عملاً نقش جاسوس را بر عهده میگرفتند. مأموریت آنها بیرونبردن اطلاعاتی محرمانه بود؛ کاری که حتی مأموران اطلاعاتی در عبور از مرز برای انجامش ناکام مانده بودند.
قسمت دوم زوج بیکر را به مارسی میبرد؛ جایی که آنها از پسری فراری مراقبت میکردند که با یک شبکه محلی بازار سیاه ارتباط داشت. در قسمت سوم نیز با گروهی از جراحان پلاستیک شرور روبهرو میشدند؛ ایدهای که حتی با معیارهای داستانهای عامهپسند آن دوران هم کمی عجیب به نظر میرسد.
ماجراهای دیگر معمولاً به مهارت و حرفه آنها در زمینه واردات و قاچاق کالا گره میخورد. در یکی از قسمتها، بیف و لوئیز مجبور میشدند تابلوهای نقاشی مشهور را قاچاق کنند. قسمت دیگری نیز درباره فریبدادن یک جاسوس چینی برای کمک به کشاورزی خیرخواه در ویتنام بود؛ داستانی که نگاه سیاسی و کلیشههای دوران تولید خود را بهوضوح بازتاب میدهد و طبیعتاً ممکن است برای مخاطب امروز تاریخمصرفگذشته به نظر برسد.
الگوی اصلی تقریباً همیشه ثابت بود: زوج بیکر به کشوری تازه سفر میکردند، گرفتار توطئهای میشدند و در نهایت مقابل افرادی قرار میگرفتند که تهدیدی علیه منافع آمریکا محسوب میشدند. در فضای پس از جنگ، چنین داستانهایی کاملاً با روحیه حاکم بر سرگرمیهای عامهپسند ایالات متحده هماهنگ بود.
چرا بخش زیادی از سریال ناپدید شد؟
دهه ۱۹۵۰ دورهای از تاریخ تلویزیون است که همه آثار آن بهخوبی حفظ نشدهاند. مجموعههایی مانند «I Love Lucy»، «Perry Mason» و «Leave It to Beaver» محبوبیت خود را حفظ کردند، بارها بازسازی تصویری شدند و از طریق پخش تلویزیونی یا انتشار خانگی به نسلهای بعد رسیدند.
«Biff Baker, U.S.A.» چنین سرنوشتی نداشت. سریال نه استقبال گستردهای به دست آورد و نه آنقدر ادامه یافت که جایگاهی تثبیتشده در فرهنگ عامه پیدا کند. به همین دلیل، بسیاری از قسمتهای آن بهمرور از دسترس خارج شدند و مجموعه به گوشهای فراموششده از تاریخ تلویزیون رانده شد.
تاز زمان انتشار گزارش، ۱۰ قسمت سریال از طریق کانال روکو در دسترس بود. توبی نیز همان قسمتها را بههمراه قسمت یازدهم با عنوان «Blue Mosque» ارائه میکرد. نسخههایی از تعدادی قسمت در یوتیوب هم پیدا میشد که بعضی از آنها بهصورت دیجیتالی رنگی شده بودند؛ درحالیکه مجموعه اصلی سیاهوسفید فیلمبرداری شده بود.
پیشتر چند دیویدی ارزانقیمت از سریال نیز منتشر شده بود، اما دو مجموعه موجود در مجموع فقط هشت قسمت را شامل میشدند. نسخههای دستدوم آنها ممکن است همچنان پیدا شوند، ولی برای تماشای کامل «Biff Baker, U.S.A.» راه رسمی و یکپارچهای وجود ندارد.
منتقدان درباره سریال چه نظری داشتند؟

اگرچه بیشتر قسمتهای «Biff Baker, U.S.A.» بهآسانی در دسترس نیستند، تعدادی از نقدهای زمان پخش آن باقی ماندهاند. این نوشتهها نشان میدهند که منتقدان برخورد چندان مهربانانهای با سریال نداشتند.
لئون مورس در شمارهای از مجله بیلبورد در سال ۱۹۵۲، داستان سریال را عامهپسند و فاقد تعلیق لازم دانست. او معتقد بود شخصیتها و موقعیتها در سطحی کودکانه نوشته شدهاند و مأموران کمونیست نیز چیزی بیشتر از شرورهای کلیشهای آن دوره نیستند.
او درباره یکی از قسمتها نوشت که زوج بیکر مأمور میشوند اطلاعات محرمانه را از چکسلواکی خارج کنند؛ آن هم پس از آنکه مأموران اطلاعاتی از عبور از مرز ناکام ماندهاند. بخش بزرگی از داستان به تقابل فکری آنها با پلیس امنیتی اختصاص داشت و البته، همانطور که انتظار میرفت، بیف و لوئیز در پایان موفق میشدند.
با وجود انتقاد از داستان و دیالوگها، مورس از آلن هیل و رندی استوارت بهعنوان دو بازیگر اصلی دوستداشتنی یاد کرد. او همچنین شباهت خیرهکننده هیل جونیور به پدر مشهورش را برجسته ساخت و نوشت که این شباهت نهفقط در چهره، بلکه در خنده پرانرژی، لبخند گرم و حتی لحن صدا نیز دیده میشود.
نقدی قدیمی در نشریه پیتسبورگ پرس نیز ایراد مشابهی را مطرح کرده بود. هال هامفری، منتقد این نشریه، از آن متعجب بود که بیف بیکر بهعنوان یک واردکننده معرفی میشود، اما تقریباً هیچوقت فرصت نمیکند کار واقعیاش را انجام دهد؛ زیرا ماجراهای جاسوسی پیدرپی تمام وقتش را میگیرند. او کارگردانی و بازیها را خام و کمتجربه توصیف کرده بود.
شکستی قدیمی با ظرفیت یک بازسازی تازه
قضاوت منتقدان درباره ضعف دیالوگها، شخصیتهای کلیشهای و اجرای خام سریال احتمالاً منصفانه بود. بااینحال، همین ویژگیها میتوانند برای علاقهمندان به آثار ماجراجویانه قدیمی جذاب باشند. «Biff Baker, U.S.A.» از جنس سرگرمیهای سادهای است که شاید برای یک بعدازظهر آرام مناسب باشند: سفر به نقطهای تازه از جهان، کشف یک توطئه، چند جاسوس مرموز و زوجی که بدون آمادگی قبلی خود را وسط دردسر پیدا میکنند.
هسته داستان حتی امروز نیز ظرفیت بازآفرینی دارد. میتوان این ایده را به یک اثر تاریخی جدیتر درباره آغاز جنگ سرد تبدیل کرد و تضاد میان ظاهر عادی یک زوج تاجر و فعالیتهای پنهانی آنها را گسترش داد. نسخهای مدرن میتواند نگاه انتقادیتری به سیاست خارجی آمریکا، فضای امنیتی دهه ۱۹۵۰ و کلیشههای فرهنگی آن دوران داشته باشد؛ بدون آنکه جذابیت ماجراجویانه اثر اصلی را از دست بدهد.
«Biff Baker, U.S.A.» نتوانست آلن هیل جونیور را به ستارهای ماندگار تبدیل کند؛ این اتفاق بیش از یک دهه بعد با «Gilligan’s Island» رخ داد. بااینحال، سریال فراموششده او نشان میدهد که هیل مدتها پیش از پوشیدن لباس اسکیپر، توانایی حمل یک مجموعه تلویزیونی را داشت. شاید بیف بیکر در نبرد با جاسوسها چندان موفق نبود که منتقدان را شکست دهد، اما امروز میتواند قطعهای سرگرمکننده و ارزشمند از تاریخ ناپایدار تلویزیون اولیه آمریکا باشد.





