دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
آمریکای شمالیدرامکمدیمعرفی سریالمعرفی فیلم و سریال

سریال «نامناسب برای محل کار» (Not Suitable for Work)

تجربه‌ای آشنا اما دلنشین از زندگی جوانان منهتن

شاید بشود گفت نوشتن درباره گروهی از جوانانِ بیست و چند ساله که در آپارتمان‌هایی روبه‌روی هم در منهتن، میان دغدغه‌های شغلی و عاطفی دست و پا می‌زنند، کاری است که جسارت می‌خواهد. بیش از سه دهه از زمانی که سریال افسانه‌ای «دوستان» (Friends) پرده از این قالب برداشت، می‌گذرد و هر سازنده‌ای که به سراغ این فرمول می‌رود، ناخواسته خود را در معرض مقایسه با آن قرار می‌دهد. حالا «میندی کیلینگ»، یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین چهره‌های کمدی تلویزیون آمریکا، با سریال تازه‌اش «نامناسب برای محل کار» دوباره به همین قلمرو آشنا قدم گذاشته است؛ این بار اما با اثری که نخستین تجربه تک‌سازندگی او پس از سریال «پروژه میندی» (The Mindy Project) به شمار می‌رود.

این سریال کمدی آمریکایی نخستین قسمت خود را در تاریخ ۲ ژوئن ۲۰۲۶ از پلتفرم «هولو» (Hulu) روانه آنتن کرد و در همان آغاز سه قسمت نخستش را به‌طور یکجا در اختیار مخاطبان قرار داد. بقیه قسمت‌ها به‌صورت هفتگی و سه‌شنبه‌ها منتشر می‌شوند تا اینکه فصل نخست با مجموع نه قسمت، در ۲۳ ژوئن به پایان برسد.

داستان از کجا آغاز می‌شود؟

ماجرا در محله «موری هیل» منهتن می‌گذرد؛ همان محله‌ای که شاید چندان «باکلاس» محسوب نشود و خودِ سریال هم با شوخی به این موضوع اشاره می‌کند. شخصیت «ای‌جی» با لحنی طنزآلود می‌گوید: «من به اندازه کافی باحال نیستم که توی بروکلین زندگی کنم — اونجا زنده‌زنده منو می‌خورن!» همین جمله، فضای کلی سریال را به‌خوبی ترسیم می‌کند.

در قلب داستان، پنج جوان جاه‌طلب قرار دارند که میان دو آپارتمان روبه‌روی هم تقسیم شده‌اند. در یک سو، «ای‌جی پاسکارلی» (با بازی الا هانت) قرار دارد؛ تحلیلگری سال‌اولی و وسواسی که تازه از بوستون به نیویورک آمده و در بانک سرمایه‌گذاری معتبر «فیشر استاسن» مشغول به کار شده است. هم‌خانه او «ابی چیلوکوری» (با بازی آوانتیکا) است؛ دستیار یک استایلیست مشهور سلبریتی‌ها و دوست صمیمی دوران دانشگاهِ ای‌جی.

در آن سوی راهرو، سه دوست صمیمی زندگی می‌کنند: «دیویس بو برادلی بارت سوم» (با بازی ویل آنگوس)، تحلیلگر مالی و هم‌کار ای‌جی که بلافاصله دلباخته او می‌شود؛ «جاش تایتلبام» (با بازی جک مارتین)، روزنامه‌نگاری آرمان‌گرا که پدرش مدیرعامل یک شرکت بزرگ رسانه‌ای است؛ و «کل واشینگتن» (با بازی نیکلاس دووِرنی)، دانشجوی پزشکی دانشگاه کلمبیا که عشق واقعی‌اش بازیگری است و در همان قسمت نخست، تحصیل پزشکی را رها می‌کند.

گره داستانی اصلی از همان ابتدا شکل می‌گیرد: ای‌جی متوجه می‌شود جاش همان مردی است که در دوران دانشگاه با او رابطه‌ای کوتاه داشته و بعد بی‌خبر ناپدید شده — اما جاش حتی او را به یاد نمی‌آورد. این تنها یکی از گره‌های پیچیده‌ای است که به‌مرور شبکه‌ای درهم‌تنیده از علاقه‌ها و رابطه‌های پنهان را میان این پنج نفر شکل می‌دهد.

شبکه‌ای از روابط و دلباختگی‌ها

یکی از جذابیت‌های سریال، همین درهم‌تنیدگی روابط است که گاه به مثلث‌های عشقی و حتی هندسه‌های پیچیده‌تر می‌رسد! دیویسِ رمانتیک و کمی پُرشور، دل به ای‌جی می‌بازد، اما ای‌جی خود درگیر جذابیتی پنهان نسبت به رئیس بی‌رحم و جذابشان، «بیل گیبسون» (با بازی جی الیس) است. در همین حال، کل به ابی علاقه‌مند می‌شود، در حالی که ابی تمام تلاشش را می‌کند تا مشتری‌اش، بازیگر مشهور «آستین بلانشت» (با بازی هری ریچاردسون) را قانع کند که مد را جدی بگیرد.

شیمی میان شخصیت‌ها در همه جا یکسان نیست، اما جرقه‌های واقعی به‌خصوص میان الا هانت و جی الیس به چشم می‌آید. ای‌جی در طول این نه قسمت، نه یک، نه دو، بلکه سه گزینه عاطفی جدی پیدا می‌کند که هر کدام به شکلی پُردردسر با دیگری تداخل پیدا می‌کنند — همان نوع پیچ‌های داستانی آبدار که اگر این آدم‌ها دوستانِ واقعیِ ما بودند، گروه چت دوستانه را از اموجی‌های شیطنت‌آمیز پُر می‌کرد.

بازیگران و شخصیت‌ها

ترکیب بازیگران سریال یکی از نقاط قوت اصلی آن است. الا هانت که پیش‌تر در «دیکنسون» (Dickinson) درخشیده بود، در نقش ای‌جی جذابیتی فراوان به خرج می‌دهد. آوانتیکا که با نقش کارن در بازسازی موزیکال «دختران بدجنس» (Mean Girls) سال ۲۰۲۴ توجه‌ها را جلب کرده بود، در نقش ابی ظاهر می‌شود. ویل آنگوس، جک مارتین و نیکلاس دووِرنی سه دوست آن سوی راهرو را بازی می‌کنند.

اما شاید بتوان گفت بخشی از درخشان‌ترین لحظات سریال به بازیگران فرعی تعلق دارد. کنستنس وو در نقش «ونسا هسو»، رئیس مستبد و دمدمی‌مزاجِ ابی، بهترین اجرای سال‌های اخیرش را به نمایش گذاشته است؛ نقشی که چاشنی صراحت تند او را با لایه‌ای سرد از تکبر شهری درمی‌آمیزد. ویکتور گاربر در نقش «وس درایدن»، مجری و روزنامه‌نگار تحقیقی مشهور، و جودی گلد در نقش تهیه‌کننده عبوس «پائولا» نیز حضوری به‌یادماندنی دارند.

از دیگر چهره‌های تکرارشونده می‌توان به ایگو نوودیم در نقش «کیت وودسون»، گرگ جرمن در نقش پدر جاش، و به‌ویژه مایکل بنجامین واشینگتن در نقش «آنتوان»، صاحبخانه جوان‌ها اشاره کرد که با انرژی عجیب و یگانه‌اش، هر صحنه‌ای را که در آن حاضر می‌شود، می‌رباید.

پشت صحنه: از موری هیل تا هادسون یاردز

سریال الهام‌گرفته از دوران زندگی خودِ میندی کیلینگ در نیویورک پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه دارتموث است. نکته جالب اینکه شهر نیویورک خود به یکی از شخصیت‌های اصلی سریال بدل می‌شود. برخلاف بسیاری از تولیدات این روزها که برای صرفه‌جویی به تورنتو و شهرهای دیگر می‌روند، بخش زیادی از فیلم‌برداری «نامناسب برای محل کار» در لوکیشن‌های واقعی نیویورک انجام شده است؛ از یک ساختمان اداری واقعی در هادسون یاردز گرفته تا مکان‌های نمادینی چون تئاتر «چری لِین» و «سنترال پارک».

نکته دلنشین درباره این پروژه، رفاقت واقعی میان بازیگران است. ویل آنگوس و جک مارتین که چهار سال است یکدیگر را می‌شناسند، در دوران فیلم‌برداری هم‌خانه واقعی بوده‌اند — درست مانند نقششان در سریال. الا هانت و آوانتیکا نیز رابطه‌ای صمیمی پیدا کرده‌اند؛ آن‌گونه که هانت می‌گوید: «بازی کردن این دوستی به سبک «برادسیتی» (Broad City) با آوانتیکا چیزی است که عاشقش شده‌ام. حاضرم سال‌ها و سال‌ها این کار را ادامه بدهم.»

طراحی لباس سریال، که توسط اریک دیمن (طراح آثاری چون «دختر شایعه‌پراکن» و «سکس و شهر») انجام شده، یکی دیگر از نقاط درخشان آن است؛ به‌ویژه استایل شخصیت ابی که با کت‌ها و کفش‌های پاشنه‌بلندِ شیک، روح نیویورکی را به تصویر می‌کشد.

فرایند تولید

ریشه این پروژه به ۴ آوریل ۲۰۲۴ بازمی‌گردد؛ زمانی که طرحی با نام اولیه «موری هیل» ساخته میندی کیلینگ، پس از رقابتی شدید میان چندین خریدار، به «هولو» رسید. در ۱۸ فوریه ۲۰۲۵، این پلتفرم سریال را که اکنون به «نامناسب برای محل کار» تغییر نام داده بود، رسماً سفارش داد. کیلینگ در کنار «چارلی گرندی» (همکار دیرینه‌اش و شوران اصلی سریال) و «هوارد کلاین» تهیه‌کنندگی اجرایی را بر عهده گرفت. شرکت‌های «کیلینگ اینترنشنال»، «۳ آرتس اینترتینمنت» و «برادران وارنر تلویژن» در تولید این اثر مشارکت داشتند.

نگاهی تازه به جان سریال

اگر بخواهیم از منظری متفاوت به این سریال نگاه کنیم، باید گفت «نامناسب برای محل کار» اثری است که جانش در آسودگی و گرمای آن نهفته است. این سریال در پی شکستن مرزها یا تکان دادن مخاطب نیست؛ بلکه می‌خواهد همان حسی را به بیننده بدهد که آدم پس از یک روز خسته‌کننده، روی مبل لم می‌دهد و خود را میان جمعی از دوستان آشنا می‌بیند.

آنچه این اثر را از بسیاری از هم‌نوعانش متمایز می‌کند، تصویری است که از رفاقت میان سه مردِ جوان ارائه می‌دهد. در روزگاری که بحث از «اپیدمی تنهایی مردان» داغ است، دیدن سه دوست که آن‌قدر به هم نزدیک‌اند که سنتی به نام «استیک و اشک» (غم‌خوریِ شیک و دوستانه) دارند — جایی که هر گاه یکی از آن‌ها خبر بدی می‌شنود، دیگران او را به رستورانی شیک می‌برند تا غمش را در کوکتل غرق کند — حسی تازه و دلگرم‌کننده دارد. این صمیمیت و گشودگی عاطفی میان جوانان مرد، چیزی است که کمتر در تلویزیون دیده می‌شود.

از سوی دیگر، سریال در لحظاتی که شخصیت‌هایش را با تمام نقص‌ها و خودخواهی‌هایشان نشان می‌دهد، درخششی واقعی پیدا می‌کند. همین‌جاست که قلم تیز و گزنده‌ای که می‌توانست به امضای سریال بدل شود، خود را نشان می‌دهد. دیالوگ‌هایی هستند که گوش را تیز می‌کنند: وقتی دیویس با لحنی تمسخرآمیز می‌گوید «عوضی نباش — خودت می‌دونی که من با زن‌ها خوب رفتار می‌کنم!»، یا آن‌جا که در پاسخ به درخواست کل برای جا زدن خودش به‌عنوان مدیر برنامه‌اش، با خونسردی می‌گوید: «من یه بانکدار سرمایه‌گذارم. فکر کردی بلد نیستم غیراخلاقی رفتار کنم؟»

این جنس جسارت در صحنه‌های دیگری هم خودنمایی می‌کند. در یکی از به‌یادماندنی‌ترین لحظات، با لحنی بی‌پرده درباره قدرت سخن می‌گوید: «آقا، صد دلار می‌دم به این زنه اون‌جا سرویس ندی. اصلاً نه، پونصد دلار. بی‌خیالِ حس همدلی و این حرفا. من تازه فهمیدم قدرت یعنی چی. از بهترین شبی هم که تو زندگیت داشتی بهتره. همه‌چی سرِ اهرم فشاره. قدرت واقعی همینه.» همین لحن گزنده در آموزش طنزآلودِ منابع انسانی شرکت هم دیده می‌شود: «با کسانی که باهاشون کار می‌کنید رابطه نداشته باشید. می‌دونم اینجا نیویورکه و این روزها هرزگی به‌نوعی قدرت‌بخشی محسوب می‌شه، اما این قانونه.»

این لحظه‌ها نشان می‌دهند که سریال توان رفتن به سمت تیزی و طعنه را دارد و هرگاه به این سمت می‌رود، شخصیت و هویت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

نقد اثر و جایگاه سریال

در پایگاه نقد «راتن تومیتوز»، سریال امتیاز تأیید ۵۰ درصد را بر اساس ۲۰ نقد، با میانگین ۵.۹ از ۱۰ کسب کرده است. در «متاکریتیک» نیز با امتیاز ۵۳ از ۱۰۰ بر اساس ۹ منتقد، در دسته «نقدهای مختلط یا متوسط» قرار گرفته است. منتقدان درباره این اثر اتفاق نظر کامل ندارند، اما حتی منتقدانی که با احتیاط به سریال نگریسته‌اند نیز اذعان دارند که این اثر به‌راحتی دیده می‌شود و جذابیت‌هایش به‌مرور بر مخاطب چیره می‌شود؛ آن‌گونه که یکی از منتقدان نوشت: «نرخ موفقیت شوخی‌ها هر چه قسمت‌ها جلوتر می‌رود، بالاتر می‌رود و اگر اهل سریال باشید، دلتان می‌خواهد ببینید این بچه‌ها در منهتن موفق می‌شوند یا نه.»

چرا باید این سریال را تماشا کنیم؟

«نامناسب برای محل کار» اثری است برای کسانی که نوجوانی و اوایل جوانی‌شان را با تماشای سریال‌هایی مانند «دوستان»، «دختر تازه» (New Girl) و «چطور با مادرتان آشنا شدم» (How I Met Your Mother) گذرانده‌اند. ترکیب کلاسیکِ جوانانِ بیست‌وچندساله در شهر بزرگ، به‌علاوه دردسرهای اوایل کار، به‌علاوه گره‌های عاطفی — فرمولی که بی‌دلیل به یک کلاسیک بدل نشده است.

این سریال، تصویری صادقانه از آشفتگی و شادمانیِ دهه بیست زندگی ارائه می‌دهد. همان‌طور که ویل آنگوس می‌گوید: «خیلی‌ها از دانشگاه فارغ‌التحصیل می‌شوند، وارد بازار کار می‌شوند و آماده‌اند تمام زندگی‌شان را وقف شغلشان کنند. این سریال به‌خوبی نشان می‌دهد که اوضاع لزوماً آن‌طور که می‌خواهید پیش نمی‌رود، چون دهه بیست زندگی این‌قدر آشفته و غیرقابل‌پیش‌بینی است.»

آوانتیکا نیز امیدش از این سریال را چنین بیان می‌کند: «امیدوارم تماشاگران در پایان فصل احساس کنند که با ما دوست شده‌اند. شادیِ بزرگی در زندگی کردن در کنار دوستان و ساختن خاطرات با آن‌ها وجود دارد.»

و شاید همین جمله الا هانت باشد که جان کلام را بیان می‌کند: «بخشی از زیبایی دوستی این است که دوستانت شاهد رشد تو از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر هستند. دوستانت کسانی‌اند که می‌بینند تو چطور رشد می‌کنی، و این رشدی که دوستانت می‌بینند، خیلی صمیمانه‌تر از دستاوردهایی است که دنیا می‌بیند.»

در روزگاری که گاه به دنبال پناهگاهی برای فرار از پیچیدگی‌ها هستیم، «نامناسب برای محل کار» همان تماشای آسوده و دلگرم‌کننده‌ای است که می‌تواند شما را به دنیایی پُر از شخصیت‌های دوست‌داشتنی، شوخی‌های هوشمندانه و گرمای رفاقت ببرد. پس قرارداد اجاره آپارتمان تازه‌تان را در موری هیل امضا کنید — چون به‌محض اینکه ببینید این جوان‌ها چه برنامه‌ای برایتان دارند، دیگر دلتان نمی‌خواهد از آنجا اسباب‌کشی کنید.

سه قسمت نخست سریال هم‌اکنون از «هولو» (Hulu) در دسترس است و باقی قسمت‌ها به‌صورت هفتگی منتشر می‌شوند.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا