دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
آمریکای شمالیدرامکمدیمعرفی فیلم و سریال

سریال «Californication» (کالیفرنیکیشن)

سفر تلخ و خنده‌دار نویسنده‌ای که میان عشق، شهرت و وسوسه‌های لس‌آنجلس گم می‌شود

«کالیفرنیکیشن» (Californication) یک کمدی‌درام آمریکایی است که پشت ظاهر بی‌پروای خود، داستان مردی گرفتار بحران هویت، اعتیاد و ناتوانی در انتخاب درست را روایت می‌کند. این سریال ساخته تام کاپینوس، طی هفت فصل و ۸۴ قسمت از شبکه شوتایم (Showtime) پخش شد؛ پخش آن از ۱۳ اوت ۲۰۰۷ آغاز شد و در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴ به پایان رسید.

در مرکز داستان، هنک مودی، نویسنده‌ای مشهور اما فرسوده، قرار دارد؛ مردی که زمانی با کلماتش جهان می‌ساخت، اما حالا حتی از نوشتن یک جمله ساده هم عاجز است. لس‌آنجلس برای هنک هم پناهگاه است و هم دام؛ شهری پر از نور طلایی، مهمانی‌های شبانه، ستاره‌های خودشیفته و وسوسه‌هایی که هر بار او را از زندگی خانوادگی‌اش دورتر می‌کنند.

داستان سریال «کالیفرنیکیشن» و عوامل سازنده

هنک مودی با بازی دیوید دوکاونی، نویسنده‌ای اهل نیویورک است که پس از اقتباس هالیوودی و سطحی از رمانش، دچار بحران نویسندگی می‌شود. کتابی تیره و شخصی، در هالیوود به فیلمی رمانتیک و تجاری با عنوان «یک چیز کوچک دیوانه‌وار به نام عشق» (A Crazy Little Thing Called Love) تبدیل شده و همین اتفاق، خشم و سرخوردگی هنک را بیشتر می‌کند.

او در لس‌آنجلس زندگی می‌کند و هنوز دل‌بسته کارن ون‌در‌بیِک، عشق قدیمی و مادر دخترش، است. کارن با بازی ناتاشا مک‌الهون، زنی معمار و طراح داخلی است که میان علاقه عمیق به هنک و خستگی از رفتارهای غیرمسئولانه او گرفتار شده است. دخترشان، بکا، با بازی مادلین مارتین، مهم‌ترین نقطه روشن زندگی هنک است؛ دختری نوجوان که به‌تدریج در حال کشف جهان بزرگسالان است و ناخواسته بخشی از ویژگی‌های پدرش را در خود می‌بیند.

هنک بارها تلاش می‌کند پدر و شریک عاطفی قابل اعتمادی باشد، اما اعتیاد به الکل، مصرف مواد، روابط متعدد و ناتوانی‌اش در نه گفتن، هر بار همه‌چیز را به هم می‌ریزد. ماجرا از زمانی پیچیده‌تر می‌شود که هنک با میا، دختر شانزده‌ساله نامزد کارن، رابطه‌ای دارد؛ اتفاقی که از نظر اخلاقی و قانونی پیامدهای سنگینی ایجاد می‌کند و یکی از تاریک‌ترین لایه‌های شخصیت او را آشکار می‌سازد.

در کنار هنک، چارلی رانکل با بازی ایوان هندلر، بهترین دوست و مدیر برنامه‌های او، قرار دارد. چارلی مردی دست‌وپاچلفتی اما وفادار است که خود نیز درگیر بحران‌های کاری، مالی و زناشویی است. همسرش مارسی، با بازی پاملا ادلون، شخصیتی پرانرژی، عصبی و غیرقابل‌پیش‌بینی دارد و رابطه پرتنش او با چارلی، یکی از منابع اصلی طنز سریال است.

فصل‌های بعدی، هنک را از دانشگاه و کلاس‌های نویسندگی به دنیای سینما، موسیقی و توان‌بخشی می‌برند. او با تهیه‌کننده موسیقی لو اشبی، ستاره راک اتیکوس فِچ و زنی به نام فِیث آشنا می‌شود و هر بار به شکلی تازه با افسردگی، احساس گناه و وابستگی عاطفی‌اش به کارن روبه‌رو می‌شود. حضور بازیگرانی مانند راب لو، مگی گریس، تیم مینچین، آرزدیا و مریلین منسون نیز به فضای پرستاره و موسیقایی مجموعه رنگ‌وبوی خاصی داده است.

یکی از نکات جالب سریال، علاقه آشکار آن به فرهنگ راک است. نام بسیاری از قسمت‌ها و رمان‌های هنک از آلبوم‌ها و ترانه‌های گروه‌هایی مانند متالیکا، اسلیر و مستودون گرفته شده‌اند. حتی نام «کالیفرنیکیشن» نیز پیش‌تر در فرهنگ موسیقی و رسانه استفاده شده بود و گروه رد هات چیلی پپرز به‌دلیل شباهت آن با نام آلبوم و ترانه مشهورش از شبکه شوتایم شکایت کرد؛ پرونده‌ای که در نهایت خارج از دادگاه حل‌وفصل شد.

نقد و بررسی سریال «کالیفرنیکیشن»

مهم‌ترین برگ برنده سریال، اجرای دیوید دوکاونی است. او هنک را نه صرفا یک مرد زن‌باره و دائم‌الخمر، بلکه انسانی باهوش، زخمی و عمیقا پشیمان نشان می‌دهد. هنک اغلب تصمیم‌های بد می‌گیرد، اما سریال تلاش می‌کند نشان دهد پشت این رفتارها، ترس از تنهایی و ناتوانی در کنار آمدن با شکست پنهان شده است.

فصل اول از نظر تعادل میان طنز، تلخی و درام خانوادگی، منسجم‌ترین بخش مجموعه است. روابط هنک با کارن و بکا، در کنار بحران حرفه‌ای او، به داستان عمق می‌دهد و روابط اروتیک صرفا وسیله‌ای برای شوکه کردن مخاطب نیستند؛ بلکه معمولا پیامدهایی برای زندگی شخصیت‌ها ایجاد می‌کنند. در ادامه، این تعادل تا حدی از بین می‌رود و تکرار الگوی «وسوسه، خیانت، پشیمانی و عذرخواهی» باعث می‌شود مسیر تحول هنک کند و گاهی دورانی به نظر برسد.

با این حال، سریال در نمایش لس‌آنجلس موفق است. شهر در «کالیفرنیکیشن» فقط یک پس‌زمینه نیست؛ بلکه مانند شخصیتی زنده، زیبا و خطرناک عمل می‌کند. نور عصرگاهی، بارهای شبانه، خانه‌های مجلل، استودیوهای موسیقی و هتل‌های مشهور، تصویری جذاب اما مسموم از رؤیای کالیفرنیایی می‌سازند.

شوخی‌های تند، زبان بی‌پرده و نمایش گسترده روابط جنسی ممکن است امروز برای بخشی از مخاطبان تاریخ‌مصرف‌دار یا حتی آزاردهنده به نظر برسد. برخی نگاه‌های سریال به زنان و روابط قدرت نیز همیشه قابل دفاع نیستند. از سوی دیگر، همین بی‌پروایی در کنار شخصیت‌های خاکستری، موسیقی پرانرژی و طنز سیاه، هویت متفاوتی به مجموعه بخشیده است. سریال در سال‌های نخست دو جایزه امی برای فیلم‌برداری دریافت کرد و دیوید دوکاونی نیز برای بازی‌اش در سال ۲۰۰۸ برنده جایزه گلدن‌گلوب شد.

تماشای سریال «کالیفرنیکیشن» پیشنهاد می‌شود یا نه؟

به طور کلی بله؛ «کالیفرنیکیشن» برای مخاطبانی مناسب است که از شخصیت‌های بی‌نقص و قهرمان‌های قابل‌پیش‌بینی خسته شده‌اند. هنک مودی گاهی دوست‌داشتنی، گاهی خودخواه و گاهی به‌شدت غیرقابل‌تحمل است؛ اما همین تناقض، او را به شخصیتی زنده و قابل بحث تبدیل می‌کند. رابطه او با بکا، کشمکش دائمی‌اش با کارن و دوستی‌اش با چارلی، به سریال قلبی انسانی می‌دهد که پشت جنجال‌ها و شوخی‌هایش پنهان نمی‌ماند.

تماشای مجموعه برای دوستداران موسیقی راک، طنز تلخ، فضای هالیوودی و روایت‌های مربوط به بحران خلاقیت نیز جذاب خواهد بود. بااین‌حال، محتوای صریح، مصرف مواد مخدر، الکل، خیانت و موقعیت‌های اخلاقی بحث‌برانگیز باعث می‌شود این سریال برای همه مناسب نباشد. «کالیفرنیکیشن» اثری بی‌عیب نیست و کیفیت فصل‌های آن یکدست باقی نمی‌ماند، اما همچنان پرتره‌ای سرگرم‌کننده و گاهی تلخ از مردی است که می‌خواهد آدم خوبی باشد، درحالی‌که بارها خودش بزرگ‌ترین مانع این هدف می‌شود.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا