سر پاتریک استوارت، ستاره «Star Trek» و «X-Men»، در ۸۶ سالگی درگذشت
سفر کاپیتان پیکارد به پایان رسید ...

سر پاتریک استوارت، بازیگر سرشناس بریتانیایی که بیشتر با نقش کاپیتان ژان-لوک پیکارد در مجموعه «Star Trek» و پروفسور چارلز اگزاویر در فیلمهای «X-Men» شناخته میشد، روز چهارشنبه در ۸۶ سالگی در خانهاش در لسآنجلس درگذشت.
نماینده رسمی استوارت با انتشار بیانیهای خبر درگذشت او را تایید کرد. در این بیانیه آمده است که او پس از «سفری کوتاه و دردناک» با بیماری آلزایمر و زوال عقل اجسام لوی، در کنار همسرش سانی اوزل از دنیا رفته است: «با اندوهی عمیق درگذشت سر پاتریک استوارت رو اعلام میکنیم. اون دیروز تو خونهاش در لسآنجلس، زیر مراقبت عاشقانه همسر عزیزش سانی، از دنیا رفت. خانواده و دوستاش در آغوش گرمشون نگهش داشتن و دورش پر بود از موسیقی زنده، دعا، اشک، خنده و همون احساس عمیقی که فقط خودش میتونست بعد از یه عمر از خودگذشتگی در ما بیدار کنه. آرامش و تاملی که روی صورتش بود رو همیشه گرامی میداریم؛ یادگاری ماندگار از وقار شکستناپذیرش.»
زوال عقل اجسام لوی (Lewy Body Dementia) یکی از شایعترین انواع زوال عقل پیشرونده است. در این بیماری، رسوبهای غیرطبیعی پروتئینی به نام «اجسام لوی» در سلولهای مغز تجمع میکنند و به تدریج حافظه، توان فکری و حرکتی بیمار را مختل میکنند. این بیماری برای عموم مردم کمتر شناختهشده است، اما پس از درگذشت رابین ویلیامز در سال ۲۰۱۴ و مشخص شدن اینکه او از این بیماری رنج میبرد، توجه بیشتری به آن جلب شد.
در بیانیهای که در صفحه اینستاگرام استوارت منتشر شد هم آمده است: «صدای پرطنین و استعداد بیهمتاش برای همیشه با بازیهای فراموشنشدنیاش در همه ژانرها گره خورده. اون وضعیت انسان رو با همه پیچیدگیهای شاعرانهاش کاوید و امید رو نهفقط به دوردستهای دنیای سینمایی مارول، بلکه به نمادینترین مرز نهایی علمیتخیلی، یعنی عرشه سفینه اینترپرایز، برد.» مرز نهایی در این بیانیه اشارهای است به جمله آغازین مشهور مجموعه «Star Trek»: «فضا؛ مرز نهایی…»؛ جملهای که در تیتراژ «The Next Generation» با صدای خود استوارت پخش میشد.
این بیانیه در ادامه به فعالیتهای انساندوستانه او هم اشاره کرده است: «دستاوردهای حرفهایاش با فروتنی، همراه با فعالیتهای خیرخواهانه و حمایتش از حقوق بشر، بازماندگان خشونت خانگی، پناهجویان سراسر دنیا، خدمات سلامت روان کهنهسربازها و حقوق حیوانات بود؛ مخصوصاً پیتبولهایی که سرپرستی موقتشون رو قبول میکرد و عاشقشون بود. اون یه شوالیه بود، یه رئیس دانشگاه، یه عاشق مسابقات اتومبیلرانی و یه طرفدار همیشگی فوتبال هادرزفیلد.» استوارت سالها رئیس افتخاری دانشگاه هادرزفیلد بود و تیم فوتبال هادرزفیلد تاون، باشگاه شهری نزدیک زادگاهش، را از کودکی دنبال میکرد. حمایت پرشور او از قربانیان خشونت خانگی هم ریشه در کودکی خودش داشت؛ او بارها گفته بود در کودکی شاهد خشونت پدرش علیه مادرش بوده است.
پاتریک هیوز استوارت ۱۳ ژوئیه ۱۹۴۰ در شهر میرفیلد در یورکشایر انگلستان به دنیا آمد. او در نوجوانی با گروههای تئاتر آماتوری منطقه بازی میکرد و در ۱۵ سالگی مدرسه را رها کرد. مدتی خبرنگار روزنامه بود، اما در نهایت بازیگری را به روزنامهنگاری ترجیح داد. موهایش را هم در ۱۸ سالگی از دست داد؛ ویژگیای که بعدها به یکی از نشانههای ماندگار چهرهاش تبدیل شد.
او نخستین اجرای حرفهایاش را سال ۱۹۵۹ در تئاتر رویال بریستول (Theatre Royal, Bristol) با نمایش «Cyrano de Bergerac» تجربه کرد و پس از کار در تئاتر لایبرری منچستر (Library Theatre)، در سال ۱۹۶۶ به کمپانی سلطنتی شکسپیر (Royal Shakespeare Company) پیوست. استوارت نزدیک به دو دهه از ستونهای اصلی این کمپانی بود و در دهها نمایش، از جمله «Uncle Vanya» در نقش آستروف، «A Midsummer Night’s Dream» در نقش اوبرون، «The Merchant of Venice» در نقش شایلاک و «Titus Andronicus» در نقش اصلی، روی صحنه رفت. نخستین حضور تلویزیونیاش هم سال ۱۹۶۷ در نقش یک افسر آتشنشانی در سریال «Coronation Street» بود؛ سریالی که از سال ۱۹۶۰ پخش میشود و طولانیترین سریال تلویزیونی درام روزانه جهان به شمار میرود. اولین حضورش در برادوی هم سال ۱۹۷۰ با نقش اسنات در نمایش «A Midsummer Night’s Dream» به کارگردانی پیتر بروک رقم خورد.

استوارت پیش از «Star Trek» در تلویزیون بریتانیا هم کارنامه درخشانی داشت. او در مینیسریال «North & South» از شبکه بیبیسی (BBC) در سال ۱۹۷۵، اقتباسی از رمان الیزابت گسکل، بازی کرد. پس از آن نقش سجانوس را در سریال تحسینشده «I, Claudius» بر عهده گرفت و از ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ هم در سریال «Maybury» نقش یک روانپزشک را بازی کرد. نخستین تجربههایش در سینمای فانتزی و علمیتخیلی هم به نقش لئوندگرنس در فیلم «Excalibur» ساخته جان بورمن در سال ۱۹۸۱ و نقش گرنی هالک در «Dune» ساخته دیوید لینچ در سال ۱۹۸۴ برمیگردد. گرنی هالک در این فیلم افسر ارشد خاندان آتریدیز و دستیار مورد اعتماد پل، با بازی کایل مکلاکلن، بود.
سال ۱۹۸۷ اما زندگی استوارت را برای همیشه تغییر داد. او برای نقش ژان-لوک پیکارد، فرمانده سفینه اینترپرایز در «Star Trek: The Next Generation»، انتخاب شد. این سریال نخستین اسپینآف لایو اکشن مجموعه «Star Trek» بود. انتخاب یک بازیگر تئاتر شکسپیری کچل برای نقش کاپیتان سفینهای در قرن ۲۴، در آن زمان سوالهای زیادی برانگیخت. استوارت سالها بعد در برنامه گفتوگومحور «Parkinson» از شبکه بیبیسی خاطرهای بامزه درباره این موضوع تعریف کرد: «تو همون اولین نشست خبری، یه خبرنگار از جین رادنبری پرسید: ببینید، این اصلاً منطقی نیست. یه بازیگر کچل رو برای این نقش آوردید. یعنی تا قرن ۲۴ هنوز درمانی برای ریزش موی مردونه پیدا نکردن؟ جین رادنبری هم جواب داد: نه، تا قرن ۲۴ دیگه هیچکس اهمیتی به این موضوع نمیده.» جین رادنبری، خالق مجموعه «Star Trek»، همیشه این مجموعه را تصویری از آیندهای آرمانی میدانست که در آن تعصبهای ظاهری و نژادی و جنسیتی جایی ندارند؛ پاسخ او به این خبرنگار هم دقیقاً از همین نگاه میآمد.
استوارت در تمام هفت فصل «The Next Generation» از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۴ نقش پیکارد را بازی کرد و پس از پایان سریال، این نقش را در چهار فیلم سینمایی «Star Trek: Generations» که در آن با ویلیام شاتنر، کاپیتان کرک مجموعه اصلی، همبازی شد، «Star Trek: First Contact»، «Star Trek: Insurrection» و «Star Trek: Nemesis» تکرار کرد. پس از آن، مجموعه سینمایی «Star Trek» به دست جیجی آبرامز و با شخصیتهای مجموعه اصلی از نو راهاندازی شد.
روزنامه نیویورک تایمز درباره سهم استوارت در موفقیت این سریال نوشته بود: «آقای استوارت با هالهای از اقتداری سختگیرانه اما منصفانه و جدیتی هدفمند، کاپیتان ژان-لوک پیکارد را در طول هفت فصل به مرکز اخلاقی «Star Trek: The Next Generation» تبدیل کرد و نگذاشت سریال به ورطه اغراق یا تقلید مسخرهآمیز از خودش بیفتد. هالیوود به او علاقهمند شد و او هم به هالیوود.» جملههایی مثل «Make it so» (انجامش بدید) و «Engage» (حرکت!) که پیکارد هنگام صدور فرمان به خدمهاش میگفت، در فرهنگ عامه به جملههایی ماندگار تبدیل شدند. استوارت هم بعدها همین جمله را عنوان کتاب خاطراتش کرد.
او در سال ۲۰۱۸ و پس از سالها دوری، با امضای قرارداد سریال «Star Trek: Picard» از پلتفرم پارامونت پلاس (Paramount+) به این نقش بازگشت. استوارت آن زمان در بیانیهای گفته بود: «همیشه به اینکه بخشی از «Star Trek: The Next Generation» بودم افتخار میکنم، ولی وقتی بهار ۲۰۰۲ فیلمبرداری آخرین فیلم تموم شد، واقعاً حس کردم دوران من با «Star Trek» به پایان طبیعی خودش رسیده. برای همین، اینکه حالا هیجانزده و پرانرژی دارم به ژان-لوک پیکارد برمیگردم تا ابعاد تازهای از اون رو کشف کنم، غافلگیری غیرمنتظره ولی دلنشینیه. دنبال یه زندگی تازه براش گشتن، اونم وقتی فکر میکردم زندگیش تموم شده.» جمله پایانی او بازی ظریفی با شعار معروف «Star Trek» است که در تیتراژ آغازین مجموعه میآید: «جستوجوی زندگیهای تازه و تمدنهای تازه». این سریال سه فصل پخش شد و در آوریل ۲۰۲۳ به پایان رسید. استوارت برای بازی در آن، جایزه سوپر منتقدان (Critics Choice Super Awards) را در بخش بهترین بازیگر سریال علمیتخیلی و فانتزی دریافت کرد.
دومین نقش ماندگار کارنامه استوارت، پروفسور چارلز اگزاویر یا همان پروفسور ایکس بود؛ رهبر و مربی جهشیافتهها که توانایی ذهنخوانی دارد. او این نقش را نخستین بار در سال ۲۰۰۰ در فیلم «X-Men» بازی کرد و پس از آن در «X2»، «X-Men: The Last Stand»، «X-Men Origins: Wolverine»، «The Wolverine»، «X-Men: Days of Future Past» و فیلم تحسینشده «Logan» در کنار هیو جکمن در نقش لوگان یا ولورین تکرارش کرد. استوارت در فیلم «Avengers: Doomsday» که قرار است ۱۸ دسامبر ۲۰۲۶ اکران شود، برای هشتمین بار در نقش پروفسور ایکس حاضر شده و بار دیگر در کنار دوست صمیمیاش ایان مککلن، بازیگر نقش مگنیتو، قرار گرفته است. به این ترتیب، این فیلم آخرین حضور پروفسور ایکس با بازی استوارت روی پرده سینما خواهد بود.

رابطه استوارت و مککلن، فراتر از تقابل پروفسور ایکس و مگنیتو، یکی از دوستیهای مشهور دنیای بازیگری بود. این دو در جریان فیلمبرداری «X-Men» به هم نزدیک شدند و بعدها با هم در نمایش «Waiting for Godot» اثر ساموئل بکت در وستاند لندن در سال ۲۰۰۹ و سپس در سال ۲۰۱۴ در برادوی، بهصورت همزمان در همین نمایش و «No Man’s Land» اثر هارولد پینتر، روی صحنه رفتند. مککلن سال ۲۰۱۳ مراسم ازدواج استوارت و سانی اوزل را هم اجرا کرد.
استوارت برخلاف ویلیام شاتنر و لئونارد نیموی، دیگر ستارههای «Star Trek»، که گاهی از گره خوردن نامشان با این مجموعه ابراز دلخوری میکردند، همیشه با شوخطبعی با شهرتش در فرهنگ عامه کنار آمد. او صداپیشگی در انیمیشنهایی مثل «The Simpsons»، «Family Guy» و «American Dad» را تجربه کرد و در کمدیهای مختلفی هم حاضر شد؛ از نقش پیشخدمت متکبر و خندهدار در «L.A. Story» ساخته استیو مارتین در سال ۱۹۹۱ گرفته تا نقش شاه ریچارد در «Robin Hood: Men in Tights» ساخته مل بروکس در سال ۱۹۹۳. او سال ۱۹۹۴ مجری برنامه «Saturday Night Live» هم شد.
استوارت در کمدی «Jeffrey» در سال ۱۹۹۵ که درباره جامعه هم جنس گرایان بود، حضور داشت. نیویورک تایمز درباره بازی او نوشت که استوارت «بعضی از بهترین دیالوگهای فیلم را دارد و آنها را با شور و وقاری ادا میکند که وقتی کلاه بره سرخابی، یونیفرم گروهی به نام پلنگهای صورتی که با خشونت علیه هم جنس گرایان مبارزه میکنند، به سر دارد، حتی دلنشینتر هم میشود». او بعدها راوی کمدی بیپروای «Ted» ساخته ست مکفارلن و دنباله آن شد. مکفارلن تهیهکننده اجرایی سریال «Blunt Talk» هم بود؛ کمدی ساخته جاناتان ایمز برای شبکه استارز (Starz) که استوارت در سال ۲۰۱۵ در نقش اصلی آن بازی کرد. استوارت در این سریال مجری انگلیسی پرمدعا و الکلیای بود که برای اجرای یک برنامه گفتوگومحور به لسآنجلس میرود. این سریال پس از دو فصل در اواخر سال ۲۰۱۶ لغو شد.
کارنامه سینمایی و تلویزیونی استوارت آثار متنوع دیگری را هم در بر میگیرد؛ از جمله «Conspiracy Theory»، «The Lion in Winter»، مینیسریال «Moby Dick» از شبکه یواسای (USA Network)، «A Christmas Carol» از شبکه تیانتی (TNT)، «Hamlet»، «Tinker Tailor Soldier Spy»، «The Kid Who Would Be King»، «The King of Texas»، «Coda» و فیلم «Match» در سال ۲۰۱۵ که در آن نقش یک مربی رقص خودشیفته و پرزرقوبرق را بازی کرد. در نقطه مقابل، او در فیلم ترسناک و دلهرهآور «Green Room» ساخته جرمی سولنیر، نقش رهبر گروهی از نئونازیها را با خونسردی ترسناکی بازی کرد. حضورهای مهمان بهیادماندنیاش در «Frasier» و «Extras» ساخته ریکی جرویس هم در خاطرهها مانده است. در «Extras» او نسخهای اغراقشده و خندهدار از خودش را بازی میکرد. صدای او را هم میشد در انیمیشنهایی مثل «The Prince of Egypt»، «Chicken Little» و «Jimmy Neutron: Boy Genius» و چندین بازی ویدیویی مجموعههای «Star Trek» و «X-Men» شنید. استوارت سال ۲۰۲۶ هم در کمدی «The Sheep Detectives» از آمازون امجیام استودیوز (Amazon MGM Studios) صداپیشه سر ریچفیلد بود. هیو جکمن در این فیلم نقش جورج، چوپانی را بازی میکند که هر شب برای گوسفندهایش رمان کارآگاهی میخواند، تا اینکه یک حادثه مرموز گوسفندها را مجبور میکند خودشان کارآگاه شوند.
با همه شهرت جهانیای که «Star Trek» و «X-Men» برای استوارت به ارمغان آوردند، تئاتر همیشه خانه اصلی او باقی ماند. او حتی در دوران پخش «The Next Generation» هم صحنه را رها نکرد. سال ۱۹۸۷ در تئاتر یانگ ویک (Young Vic) نقش جورج را در «Who’s Afraid of Virginia Woolf?» بازی کرد و سال ۲۰۰۱ در تئاتر گاتری (Guthrie Theater) شهر مینیاپولیس دوباره به این نقش بازگشت. او همچنین نسخه تکنفرهای از «A Christmas Carol» اثر چارلز دیکنز را خودش اقتباس کرد و در آن بهتنهایی بیش از ۴۰ شخصیت را بازی میکرد. این نمایش از سال ۱۹۹۱ بارها در لسآنجلس، برادوی و لندن روی صحنه رفت، جایزه الیویه (Olivier Awards) را برای او به ارمغان آورد و سال ۲۰۱۹، پس از ۱۷ سال، برای کمک به دو موسسه خیریه سیتی هاروست (City Harvest) و آرس نوا (Ars Nova) دوباره اجرا شد.
پس از پایان «The Next Generation»، استوارت فعالیت تئاتریاش را بیشتر کرد. سال ۱۹۹۶ در برادوی نقش پروسپرو را در «The Tempest» بازی کرد. سال بعد در تئاتر شکسپیر واشنگتن در اجرایی موسوم به «نگاتیو عکاسی» از «Othello» نقش اصلی را بر عهده گرفت؛ اجرایی جسورانه که در آن رنگ پوست شخصیتها برعکس شده بود و استوارت سفیدپوست در نقش اتللو، در میان بازیگرانی سیاهپوست بازی میکرد. او سال ۲۰۰۰ هم با «The Ride Down Mt. Morgan» به برادوی بازگشت. نمایشهایی مثل «Antony and Cleopatra»، «The Tempest» و بهویژه «Macbeth» به کارگردانی روپرت گولد، منتقدان بریتانیایی را که پس از رفتن او به «فضای» تلویزیون آمریکا کنارش گذاشته بودند، دوباره با او آشتی داد. بازیاش در «Macbeth» که در وستاند لندن، آکادمی موسیقی بروکلین (BAM) و برادوی اجرا شد، جایزه ایونینگ استاندارد (Evening Standard Theatre Awards) و نامزدی جایزه تونی (Tony Awards) را برایش به همراه داشت. نیویورک تایمز در سال ۲۰۰۸ در گزارشی درباره بازگشت او به تئاتر کلاسیک تیتر زیرکانهای انتخاب کرد: «To Boldly Go Where Shakespeare Calls» (با جسارت رفتن به جایی که شکسپیر فرا میخواند). این تیتر ترکیبی از شعار معروف «Star Trek»، یعنی «با جسارت رفتن به جایی که هیچکس پیشتر نرفته»، و نام شکسپیر بود و دو مسیر متفاوت زندگی هنری استوارت را در یک جمله خلاصه میکرد.
استوارت در همان سال ۲۰۰۸ نقش کلادیوس را در «Hamlet» در کنار دیوید تننت، ستاره سریال «Doctor Who»، بازی کرد و جایزه الیویه بهترین بازیگر نقش مکمل را گرفت. جایزه الیویه که به نام لارنس الیویه، بازیگر افسانهای بریتانیا، نامگذاری شده، معتبرترین جایزه تئاتر بریتانیاست و جایگاهی مشابه جایزه تونی در برادوی دارد. استوارت در مجموع سه جایزه الیویه گرفت که نخستینش سال ۱۹۷۹ برای نمایش «Antony and Cleopatra» به کارگردانی پیتر بروک بود. او در طول همکاریاش با کمپانی سلطنتی شکسپیر در بیش از ۶۰ نمایش حاضر شد و عنوان هنرمند وابسته افتخاری این کمپانی را هم داشت. «The Caretaker»، «A Life in the Theatre»، «The Master Builder»، «Twelfth Night» و «Bingo: Scenes of Money and Death» از دیگر نمایشهای کارنامه پربار او بودند.
صدای پرطنین استوارت هم بارها مورد تقدیر قرار گرفت. او سال ۱۹۹۵ برای نسخه انگلیسیزبان «Peter and the Wolf» اثر سرگئی پروکویف، جایزه گرمی (Grammy Awards) بهترین آلبوم گفتاری کودکان را برد. سال ۲۰۲۳ هم کتاب خاطراتش با عنوان «Making It So» از سوی انتشارات گلری بوکس (Gallery Books)، زیرمجموعه سایمون و شوستر (Simon & Schuster)، منتشر شد و به فهرست پرفروشهای نیویورک تایمز راه یافت. نسخه صوتی این کتاب که با صدای خود استوارت ضبط شده بود، جایزه آدی (Audie Awards) را در بخش زندگینامه و خاطرات گرفت و آدیبل (Audible) آن را یکی از بهترین کتابهای صوتی خاطرات چهرههای مشهور در آن سال معرفی کرد. استوارت آوریل ۲۰۲۶ هم هر ۱۵۴ غزلواره ویلیام شکسپیر را به همراه تاملاتش درباره فرایند روایت، در کتاب صوتی «Patrick Stewart Performs the Complete Sonnets of William Shakespeare» از سوی سایمون و شوستر آدیو (Simon & Schuster Audio) خوانده بود.
ملکه الیزابت دوم در سال ۲۰۰۱ نشان افسری امپراتوری بریتانیا (OBE) را به استوارت اعطا کرد و سال ۲۰۱۰ هم به پاس خدماتش به هنر نمایش، به او عنوان شوالیه داد. از آن پس، عنوان «سر» پیش از نام او آمد؛ عنوانی که در بریتانیا به مردانی داده میشود که به مقام شوالیه رسیدهاند. استوارت در کنار این افتخارات، چندین بار نامزد جوایز امی (Emmy Awards)، گلدن گلوب (Golden Globe Awards) و جوایز انجمن بازیگران (SAG Awards) هم شده بود.
استوارت سه بار ازدواج کرد. همسر نخستش شیلا فالکونر، طراح رقص، و همسر دومش وندی نوس، از تهیهکنندگان «Star Trek: The Next Generation»، بود. از او همسرش سانی اوزل، خواننده و ترانهسرا، و دو فرزندش از ازدواج نخست، سوفی استوارت و دنیل استوارت که او هم بازیگر است، به یادگار ماندهاند.
پاتریک استوارت شاید تنها بازیگری بود که شکاف میان تئاتر شکسپیری و فرهنگ عامه را نهتنها پر کرد، بلکه نشان داد اصلاً چنین شکافی وجود ندارد. او همان وقاری را که به شاه لیر و مکبث میبخشید، به کاپیتان یک سفینه فضایی و رهبر گروهی از جهشیافتهها هم داد و همین باعث شد پیکارد و پروفسور ایکس، بهجای شخصیتهایی کارتونی، به چهرههایی اخلاقی و باورپذیر تبدیل شوند. نسلی از تماشاگران تلویزیون، پیش از آنکه نام شکسپیر را بشناسند، صدای بازیگر شکسپیریاش را شنیده بودند. جالب اینجاست که بازیگری که در ۱۸ سالگی موهایش را از دست داد و همین ویژگی در ابتدای کار «Star Trek» سوژه پرسش خبرنگاران شد، سرانجام ثابت کرد حق با جین رادنبری بود: تا قرن ۲۴ که هیچ، حتی در همین قرن هم دیگر کسی به آن اهمیت نداد. حالا قرار است «Avengers: Doomsday» در دسامبر، آخرین فرصت تماشاگران برای دیدن او روی پرده سینما باشد؛ خداحافظیای که به لطف حضور دوباره ایان مککلن در کنارش، شاید بیش از هر چیز یادآور دوستیای باشد که خودش یکی از زیباترین نقشهای زندگیاش بود.





