سپیده معافی از نامزدی تاریخی امی تا راز دکتر البرز هاشمی در فصل سوم «The Pitt»

سپیده معافی، بازیگر ایرانی-آمریکایی سریال «The Pitt»، نامزدی خود در جوایز امی ساعات پربیننده در بخش بازیگر زن مکمل را اتفاقی تاریخی و عمیقاً شخصی میداند. او که برای ایفای نقش دکتر بران الهاشمی، پزشک ارشد تازهوارد مرکز پزشکی تروما پیتسبورگ، نامزد شده، میگوید این موفقیت برایش معنایی فراتر از یک افتخار حرفهای دارد.
معافی که در اردوگاه پناهندگان در آلمان متولد شده و خانوادهاش از کشور خارج شدند، درباره این نقطه از زندگیاش گفت: «داستان زندگی من عجیب است. زندگی من و خانوادهام میتوانست به شکل کاملاً متفاوتی رقم بخورد.» او بهعنوان نخستین زن با تبار خاورمیانهای که در بخش بازیگر زن مکمل امی ساعات پربیننده نامزد شده، هنوز در حال کنار آمدن با بزرگی این اتفاق است.
برای او، اهمیت این نامزدی با ویژگیهای دکتر الهاشمی گره خورده است؛ شخصیتی که در فصل دوم «The Pitt» با هوش، جسارت، همدلی و انضباطی چشمگیر وارد فضای پرتنش اورژانس میشود. معافی گفت: «ما از نظر تاریخی اغلب در حاشیه داستانها انتخاب شدهایم و به ابزاری دوبعدی برای شخصیتهای اصلی تبدیل شدهایم. اینکه بتوانم زنی با چنین هوش سرسختانه، شجاعت، همدلی، دیدگاه و استقامتی را بازی کنم، بهخودیخود باورنکردنی است. و بعد، دریافت چنین نامزدی تاریخی برای بازی در نقش زنی مانند او، واقعاً مرا به اوج شادی رسانده است.»
او میگوید بخشی از پیوندش با دکتر الهاشمی ناخودآگاه شکل گرفت. نخستین روز حضور معافی در صحنه «The Pitt»، نخستین روز کاری شخصیتش در بیمارستان هم بود؛ همزمانیای که به او امکان داد اضطراب، هیجان، تردید و اعتمادبهنفس شخصیت را بیواسطهتر درک کند. معافی توضیح داد: «کمی ترس، هیجان، عدمقطعیت و اعتماد به تواناییمان وجود داشت؛ در عین حال، هر دو داشتیم با احتیاط مسیرمان را پیدا میکردیم. اینها چیزهایی هستند که بهعنوان بازیگر خیلی لذتبخشاند، چون لازم نیست برایشان تلاش کنی؛ از قبل زیر پوستت وجود دارند.»
او همچنین میان خودش و دکتر الهاشمی شباهتهای عاطفی میبیند: «فکر میکنم قلب مشابهی داریم. هر دو آدمهایی هستیم که از قلبمان هدایت میشویم و در کارمان بسیار متمرکز و دقیقیم؛ او درباره پزشکی و من درباره حرفهام.» معافی اضافه کرد تجربه بزرگ شدن با احساس تعلق نداشتن، هویتهای گسسته و حس متفاوت بودن، برایش راهی به درون این شخصیت باز کرده است: «احساس میکنم بازی کردن او مرا تغییر داده است. حالا که مشغول فیلمبرداری فصل سوم هستیم، او همچنان الهامبخش من است و چیزهای زیادی به من یاد میدهد. عاشق این زن هستم.»
دکتر الهاشمی در ابتدا با اعتمادبهنفس و قاطعیت بسیار وارد بیمارستان میشود، اما معافی معتقد است این ویژگی هم بخشی از هویت واقعی اوست و هم نوعی سپر دفاعی. او گفت: «او راههایی برای زره پوشیدن پیدا کرده، چون زنان و بهخصوص زنانی که در موقعیت رهبری هستند، دائماً زیر سؤال میروند.»
این بازیگر تاکید کرد مسئله نابرابری جنسیتی در محیطهای حرفهای، بهویژه در پزشکی، برای او صرفاً یک شعار نیست: «این فقط فمینیسم شعاری نیست. بعضیها میگویند همهچیز به شکاف جنسیتی مربوط نمیشود، اما مربوط میشود؛ بهخصوص در پزشکی. هیچ زنی که با او حرف زدهام، تجربه متفاوتی را توصیف نکرده است.»

به گفته معافی، زنان در جایگاههای مدیریتی اغلب ناچارند دائماً لحن، انرژی و حتی ظاهر خود را مدیریت کنند تا جدی گرفته شوند، بیآنکه «بیش از حد مسلط» یا «بیش از حد پرقدرت» به نظر برسند. او توضیح داد: «مدام باید خودت را بررسی کنی؛ اینکه چطور خودت را ارائه میدهی، انرژیات را چطور تنظیم میکنی و حتی ظاهرت چه داستانی را روایت میکند. اینکه آراسته باشی، اما نه بیش از حد آراسته؛ واقعاً عجیب است که ما زنان باید از چه چیزهایی عبور کنیم.»
در فصل سوم «The Pitt» که تنها چهار ماه پس از وقایع فصل دوم میگذرد، شرایط دکتر الهاشمی تغییر کرده است. معافی میگوید شخصیتش همچنان مسئولانه و دقیق عمل میکند و اداره اورژانس زیر نظر او منسجمتر پیش میرود: «او یک محیط سالم، اما منظم و سختگیرانه را اداره میکند و همهچیز زیر نظرش خوب پیش میرود. این به او احساس آرامش میدهد، نه از جنس اینکه “ببینید من چه کردم”، بلکه از این جنس که “کار باید همینطور انجام شود.”»
او معتقد است علاوه بر تغییرات فنی در بیمارستان، تغییری عاطفی و رفتاری هم در محیط کار ایجاد شده است؛ تغییری که بر تشویق، دیده شدن و مراقبت از سلامت روان همکاران تکیه دارد. معافی گفت: «وقتی کسی به شما میگوید “کارت خوب بود” یا واقعاً شما را میبیند، حتی ناخودآگاه روشنتر میشوید. قلبتان سبکتر میشود، چون احساس میکنید دیده و قدردانی شدهاید.»
یکی از مهمترین خطوط داستانی دکتر الهاشمی در فصل دوم، آشکار شدن ابتلای او به صرع لوب گیجگاهی بود. معافی میگوید از مرحله تست بازیگری میدانست شخصیتش با یک وضعیت عصبی دستوپنجه نرم میکند، اما از جزئیات نحوه روایت آن خبر نداشت. او پس از خواندن فیلمنامه قسمت اول و دیدن لحظهای که شخصیتش دچار مکثی غیرعادی میشود، با گروه سازنده تماس گرفت تا مطمئن شود برداشتش درست بوده است: «پرسیدم آیا این یعنی او صرع لوب گیجگاهی دارد؟ و آنها گفتند بله. از همان ابتدا میدانستم که در مقطعی نزدیک پایان فصل، این راز آشکار خواهد شد.»
معافی در طول فصل تلاش کرد نشانهها را آشکارا بازی نکند تا تماشاگر نیز مانند دیگر شخصیتها درگیر حدسزدن شود. او گفت: «او دروغ نمیگوید؛ فقط فکر میکند اگر دیگران بدانند، قضاوتش میکنند. هنوز درباره وضعیتهای عصبی، معلولیت و هر نوع بیماری انگ وجود دارد. حتی با وجود حمایتهای قانونی، مردم ممکن است شما را متفاوت ببینند یا دربارهتان قضاوت کنند.»
او افزود دکتر الهاشمی تمام عمرش این موضوع را جز از کسانی که واقعاً لازم بوده بدانند، پنهان کرده است و همین سابقه به او کمک کرد انتخابهای بازیگریاش در پنهانکاری باورپذیر باشد: «دوست دارم از یک شخصیت غافلگیر شوم و با خودم فکر کنم درون او چه میگذرد، بهجای اینکه همهچیز از ابتدا به من گفته شود.»
این راز سرانجام در رابطه پرتنش دکتر الهاشمی با دکتر رابی با بازی نوآ وایلی، نقشی کلیدی پیدا میکند. رابی پس از دیدن یکی از حملههای او، نسبت به وضعیتش پرسشهایی مطرح میکند و الهاشمی ابتدا همهچیز را انکار میکند. اما در ادامه حقیقت را با او در میان میگذارد؛ تصمیمی که معافی آن را حاصل ارتباط پیچیده میان این دو شخصیت میداند: «فکر میکنم چیزی که هم آنها را از هم دور میکند و هم جذب هم میکند، این است که واقعاً همدیگر را میبینند. نمیتوانند از یکدیگر پنهان شوند. او تصمیم میگیرد خودش را کاملاً آشکار کند، به امید اینکه این کار آنها را نزدیکتر میکند، اما نتیجه برعکس میشود.»
معافی بازی در صحنه افشای بیماری و واکنش دکتر رابی را از دشوارترین تجربههای حرفهای خود توصیف کرد. او گفت: «در تمام آن شیفت ۱۴ ساعته و هفت ماه فیلمبرداری، حس میکردم دکتر الهاشمی میخواهد نحوه دیده شدنش را کنترل کند. انگار با خودش میگوید اگر ذرهای ضعف یا یک اشتباه نشان بدهم، رابی دلیلی پیدا میکند که به من بتازد. او آنقدر محکم و دقیق است که در آن صحنه ناگهان احساس کردم پنج ساله شدهام؛ انگار هیچ سازوکار محافظتیای باقی نمانده است.»
او این وضعیت عاطفی را به «آتشفشانی زیر پوست» تشبیه کرد که شخصیت تلاش میکند فورانش را کنترل کند: «شاید سختترین کاری که بهعنوان بازیگر انجام دادهام، همین همراه شدن با احساسات رو به افزایش و کنترل کردنشان بدون خاموش کردنشان بوده است. نمیخواهید آنها را سرکوب کنید؛ او بیشتر عمر حرفهایاش همین کار را کرده، اما این لحظه متفاوتی است.»
در پایان فصل دوم، وقتی دکتر الهاشمی در پی دو حمله در یک روز با احتمال دور شدن از کار روبهرو میشود، فشارهای سالها تلاش بیوقفه و ترس از دست دادن همهچیز بر او فرو میریزد. معافی میگوید این لحظه برای شخصیتش بسیار تاریک است، اما پایان راه نیست: «او تمام دوران حرفهایاش را صرف بینقص بودن کرده است؛ بدون یک لغزش و بدون یک اشتباه. بعد ناگهان کسی تهدید میکند که همهچیز را از او بگیرد.»
او تاکید کرد بیمارستانها باید بتوانند برای پزشکانی با وضعیتهای عصبی، بیماریهای مزمن، معلولیت، بارداری یا شرایط مرتبط با افزایش سن، راهکارهای حمایتی و سازگاریهای لازم را فراهم کنند. به باور او، دکتر الهاشمی در عین مخالفت با نگاه صفر و یکی که او را میان مرخصی طولانی یا خروج کامل از کار قرار میدهد، ناچار است با حقیقتی مهم روبهرو شود: «نمیتواند با این سرعت به دویدن ادامه دهد. باید کمی آهستهتر شود، از خودش مراقبت کند و سلامت خود را در اولویت بگذارد.»
بازخورد مخاطبان نسبت به این نقش، بخش مهمی از تجربه معافی بوده است؛ بهویژه پیامهایی از افراد خاورمیانهای که از تصویری چندوجهیتر از زنان این منطقه گفتهاند. او گفت: «پیامهای زیبایی از آدمهای بخش خودم از جهان دریافت کردهام که میگویند این شخصیت و کار من به آنها امکان دیده شدن میدهد؛ نه فقط بهعنوان مادر، دختر یا همسر تروریستها.»
او اضافه کرد دکتر الهاشمی نماینده زنانی است که با قدرت، پشتکار، همدلی و توان رهبری بزرگ شده است؛ ویژگیهایی که لزوماً به حرفه پزشکی محدود نمیشوند. پیامهای افراد مبتلا به بیماریها و وضعیتهای عصبی نیز برای او تاثیرگذار بودهاند: «چند نفر از دوستانم به من گفتند تا پیش از دیدن سریال نمیدانستند این دورههای صرعی را تجربه میکنند. چندین دوست دیگر هم گفتند تمام عمر با چنین شرایطی زندگی کردهاند و دیدن این نوع حملهها در یک اثر نمایشی برایشان تقریباً التیامبخش بوده است.»
معافی همچنین از واکنش زنان شاغل در پزشکی و حتی کودکانی که طرفدار شخصیت دکتر الهاشمی شدهاند، شگفتزده است. او گفت برخی مخاطبان به او گفتهاند این نقش باعث شده به پزشکی یا فعالیتهای امدادی و بشردوستانه فکر کنند: «قرار نیست بگوییم دنیا را نجات میدهیم، اما اینکه کسی بهواسطه داستانی احساس ارتباط، دیده شدن یا الهام گرفتن کند، از هر چیز دیگری در دنیا رضایتبخشتر است.»
او که در کودکی با اختلال نقص توجه و بیشفعالی دستوپنجه نرم میکرد، موسیقی را نخستین چیزی میداند که به زندگیاش جهت داد: «داروها با بدنم سازگار نبودند و در مدرسه خیلی سختی میکشیدم، تا وقتی که موسیقی را پیدا کردم. بعد از آن، همهچیز در زندگیام نظم گرفت و واقعاً به آدم دیگری تبدیل شدم.» معافی سالها بعد از موسیقی به بازیگری رسید و میگوید پیدا کردن معنا میتواند تمام زندگی انسان را از نو سازمان دهد.
تمام قسمتهای فصل دوم «The Pitt» از اچبیاو مکس (HBO Max) در دسترس است.





