شیامالان خواستار بازنگری در «Lady in the Water» شد؛ فرصتی دوباره برای فیلمی بدنام؟
کارگردان «The Sixth Sense» معتقد است فانتزی بحثبرانگیز سال ۲۰۰۶ او، نزدیکترین تجربهاش به پیوند قصهگویی خانوادگی و سینمای دلهره بوده است.
نزدیک به دو دهه پس از استقبال سرد منتقدان از «Lady in the Water»، ام. نایت شیامالان هنوز از این فیلم دست نکشیده است. او معتقد است اثری که به یکی از پرحاشیهترین نقاط کارنامهاش تبدیل شد، ارزش دوباره دیدهشدن را دارد؛ نه صرفاً برای دفاع از یک شکست قدیمی، بلکه بهعنوان فیلمی که دو وجه اصلی سینمایش را کنار هم قرار داده است.
شیامالان در گفتوگویی تازه با رپ، پیش از برنامه مرور ۱۳ فیلمش در بیاند فست و در مجموعه امریکن سینماتک، با این پرسش روبهرو شد که کدام اثرش بیش از بقیه به ارزیابی دوباره نیاز دارد. پاسخ او بیدرنگ «Lady in the Water» بود؛ فیلمی برگرفته از یک قصه پیش از خواب که پس از جدایی پرتنش او از دیزنی ساخته شد و از زمان اکران در سال ۲۰۰۶، بارها به دستمایه طعنه و تمسخر تبدیل شده است.
او میگوید فیلم «حالوهوایی نامتعارف و دلی گرم» دارد و نزدیکترین تجربهاش به آمیختن دو سوی شخصیت فیلمسازی اوست: قصهگویی برای خانوادهها و ساخت تریلرهای پرتعلیق. از این منظر، آنچه برای برخی تماشاگران آشفتگی لحن و روایت بود، برای سازندهاش تلاشی برای کنار هم نشاندن دو جهان است.
این نخستین بار نیست که شیامالان از فیلم دفاع میکند. او پیشتر در مصاحبه با آتلانتیک گفته بود هنوز آن را «دوست دارد» و چیزی را که بسیاری بینظمی میدانند، نوعی «جاز» میبیند. او همچنین این تولید ۷۰ میلیون دلاری را «درخشان و بدفهمیدهشده» توصیف کرده است. میزان دلبستگیاش به پروژه از همان زمان ساخت روشن بود: در سال ۲۰۰۶ با مایکل بامبرگر، روزنامهنگار، برای نگارش کتابی درباره روند تولید آن با عنوان «The Man Who Heard Voices: How I Risked My Career on a Fairy Tale» همکاری کرد.
با این حال، فاصله میان نگاه کارگردان و تجربه بسیاری از تماشاگران کم نبود. مخالفان فیلم، روایت آن را گیجکننده، خودمهمپندارانه و گرفتار ژرفنمایی میدانستند. یکی از جزئیات عجیب و بهیادماندنی داستان، شخصیتی بود که در قالب یک «آزمایش علمی» فقط یک سمت بدنش را تمرین میداد؛ در نتیجه، دست و پای یک طرف او بسیار عضلانیتر از طرف دیگر بود. برای منتقدان، چنین ایدههایی بیشتر به غرابت بیدلیل فیلم دامن میزدند تا اینکه جهان آن را غنیتر کنند.
البته مخالفتها یکدست نبود. مجله فرانسوی کایه دو سینما، که سالها از سینمای شیامالان حمایت کرده، «Lady in the Water» را چنان پسندید که در فهرست ۱۰ فیلم برتر سال خود قرار داد. همین شکاف نشان میدهد بحث درباره فیلم از ابتدا تنها بر سر خوب یا بد بودن یک قصه فانتزی نبود؛ شیوه قصهگویی و میزان پذیرش منطق نامتعارف آن نیز در واکنشها نقش داشت.
فیلم با بازی پل جیاماتی و برایس دالاس هاوارد، از شخصیترین و از نظر فرم عجیبترین تولیدات استودیویی دوره خود است. شیامالان در آن، نقش نویسندهای را به خودش سپرد که قرار است جهان را تغییر دهد و در مقابل، یک منتقد سینمای متکبر را به کام مرگ فرستاد. این انتخابها در سال ۲۰۰۶ به حساسیتها درباره خودستایی فیلم دامن زدند و جداکردن قصه از تصویر عمومی کارگردان را دشوارتر کردند.
«Lady in the Water» آغاز دورهای سخت برای شیامالان بود؛ دورهای از ناکامیهای انتقادی و تجاری که تا سال ۲۰۱۳ و با «The Happening»، «The Last Airbender» و «After Earth» ادامه یافت. او بعدها با تأمین مالی شخصی فیلمهایی چون «The Visit»، «Split»، «Old»، «Knock at the Cabin» و «Trap» دوباره جای پای خود را پیدا کرد و وارد فصلی مستقلتر و کنجکاویبرانگیز از کارنامهاش شد.
پروژه بعدی او «Remain»، هجدهمین فیلم بلندش، است که فیلمنامه آن را با نیکلاس اسپارکس نوشته است. جیک جیلنهال نقش مردی را بازی میکند که در خانهای دورافتاده در کیپ کاد با زنی روبهروست که شاید واقعی باشد و شاید نه. برادران وارنر اکران فیلم را برای فوریه برنامهریزی کرده است.
تماشای دوباره «Lady in the Water» لزوماً به معنای تبرئه آن نیست. ممکن است ایرادهای روایت همچنان پابرجا باشند، اما فاصله زمانی میتواند امکان دیدن جسارت و آسیبپذیری پشت آنها را فراهم کند. شاید پرسش جذاب امروز نه این باشد که آیا شیامالان شاهکاری بدفهمیده ساخته، بلکه این باشد که چرا چنین افسانه شخصی و نامتعارفی هنوز پس از دو دهه، بحث برمیانگیزد.





