عشقهای پنهان یشیلچام؛ رازهایی که سالها بعد فاش شدند

سینمای یشیلچام فقط با فیلمهای عاشقانه، ملودرامهای اشکانگیز و ستارههای ماندگارش شناخته نمیشود؛ پشت پرده این دوران طلایی سینمای ترکیه، روابط عاطفی و عشقهایی هم وجود داشت که بسیاری از آنها سالها پنهان ماندند یا بعدها از خلال خاطرات، مصاحبهها و روایتهای نزدیکان فاش شدند.
یشیلچام که نام خود را از خیابانی در منطقه بیاوغلوی استانبول گرفته، از دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰ قلب تپنده صنعت سینمای ترکیه بود. در این دوران، ستارهها تحت فشار شدید افکار عمومی، خانوادهها و مجلات هنری زندگی میکردند؛ به همین دلیل بسیاری از روابط عاشقانه یا اختلافهای شخصی، یا پنهان میماندند یا با گذشت سالها آشکار میشدند.
یکی از روایتهای پرحاشیه این دوران، زندگی عاطفی بلگین دوروک، ستاره محبوب و ظریفچهره سینمای ترکیه بود. او در آغاز مسیر بازیگریاش، با وجود مخالفت خانواده، با فاروق کنچ، کارگردان شناختهشده و از چهرههای قدیمی سینمای ترکیه، ازدواج کرد؛ مردی که اختلاف سنی قابلتوجهی با او داشت. این ازدواج اما دوام زیادی نیاورد و بعدها بلگین دوروک دلباخته اوزدمیر بیرسل، تهیهکننده مشهور سینما شد. همین رابطه باعث شد او از همسرش جدا شود و مسیر تازهای در زندگی شخصیاش آغاز کند.
بلگین دوروک، متولد ۱۹۳۶، از ستارههای مهم نسل کلاسیک یشیلچام بود و با فیلمهایی مانند مجموعه آثار «Küçük Hanımefendi» در حافظه مخاطبان ترک ماندگار شد. او در کنار زیبایی و محبوبیت، زندگی شخصی پرفرازونشیبی داشت و در سالهای پایانی عمر نیز از صحنه سینما فاصله گرفت. دوروک در سال ۱۹۹۵ درگذشت؛ اما نامش همچنان با دوران طلایی سینمای ترکیه گره خورده است.

در سوی دیگر، نام روچهان آدلی نیز با یکی از مشهورترین عشقهای یشیلچام، یعنی رابطه طولانیمدتش با ترکان شورای، همراه است. ترکان شورای که به «سلطان سینمای ترکیه» شهرت دارد، یکی از بزرگترین بازیگران تاریخ سینمای این کشور است و حضورش در صدها فیلم، او را به نمادی ماندگار از یشیلچام تبدیل کرده است.
اما روایتهای قدیمی نشان میدهد که روچهان آدلی پیش از رابطهاش با ترکان شورای، به نباهت چهره نیز علاقهمند بوده است. نباهت چهره، بازیگر و ملکه زیبایی سابق ترکیه، از چهرههای شاخص همان دوران بود. گفته میشود آدلی در یکی از کارتپستالهایی که از خارج از کشور برای او فرستاده بود، نوشته بود:
«نباهت، گل زیبای من… سلام از سرزمین لالهها.»
اشاره او به «سرزمین لالهها» بهاحتمال زیاد به هلند بازمیگشت؛ کشوری که در فرهنگ عمومی با گلهای لاله شناخته میشود. همین جمله کوتاه، سالها بعد به یکی از نشانههای علاقه پنهان آدلی به نباهت چهره تعبیر شد.
این روایتها نشان میدهد که پشت تصویر باشکوه یشیلچام، دنیایی از عشقهای ممنوعه، انتخابهای دشوار، جداییها و احساسات ناگفته وجود داشت. ستارههایی که روی پرده سینما عاشقانهترین نقشها را بازی میکردند، در زندگی واقعی نیز با عشقهایی روبهرو بودند که گاهی سرنوشت حرفهای و شخصیشان را تغییر میداد.





