عشق یه طرفه؛ چطور بر احساسمان پیرامون کسی که هیچگاه به واقع با او نبودهایم، غلبه کنیم

چطور بر احساسمان پیرامون کسی که هیچگاه به واقع با او نبودهایم، غلبه کنیم. گاهی اوقات نمیتوانیم از زود وابسته شدن خودداری کنیم.
پیش از آغاز باید گفت که میتوانید نسخه ویدئوی این گفتار را از این لینک تماشا کنید. غلبه بر کسی که با او قرار گذاشتهاید و سپس جدا شدهاید میتواند سخت باشد، اما میدانیم که گاهی اوقات، غلبه بر کسی که هرگز با او قرار نگذاشتهاید میتواند حتی سختتر باشد.
ممکن است کسی باشد که نمیداند شما به او علاقه دارید یا کسی که احساس مشابهی ندارد. ممکن است یک رابطه عاشقانه یا موقعیت غیررسمی باشد که به چیزی بیشتر تبدیل نشود. یا ممکن است فقط مکان اشتباه یا زمان اشتباه برای شما دو نفر باشد.
همه ما در این نقطه بودهایم. عشق یک طرفه یا عشق بالقوهای که برآورده نمیشود میتواند شما را با یک آشفتگی درهم از احساسات و “چه میشد اگر”های ماندگار رها کند که منجر به سردرگمی، ناامیدی و دلشکستگی میشود.
سابرینا رومانوف، روانشناس بالینی متخصص در روابط میگوید: «عشق یک طرفه میتواند سختتر فراموش شود زیرا ما به این توهم پایبند هستیم که این شخص برای ما «کامل» بود و ما با آنها «تا ابد در خوشبختی» زندگی خواهیم کرد.»
در ادامه، ما مفهوم عشق یک طرفه را بررسی میکنیم و چرا رها کردن آن میتواند بسیار سخت باشد. همچنین از یک متخصص رابطه چند نکته برای کمک به شما برای غلبه بر کسی که هرگز با او قرار نگذاشتهاید میپرسیم. با فرامدیا همراه باشید.
در یک نگاه

غلبه بر کسی که با او اصلا قرار نگذاشتهاید میتواند واقعاً سخت باشد. شما هزاران ستاره آرزو کردهاید و قلعههای افسانهای را روی هوا ساختهاید و پایان خوش خود را با هم تصور کردهاید. با این حال، با وجود تمام فانتزیهای شما، همه چیز خوب پیش نمیرود.
اگرچه عذابآور هست، اما شاید زمان آن رسیده باشد که بپذیرید هرگز اتفاق نمیافتد و آنها را رها کنید. برای مدتی تماس با آنها را محدود کنید، در حالی که روی خودتان تمرکز میکنید. از خودتان مراقبت کنید و خود را در اولویت قرار دهید زیرا در حال گذراندن فرآیند بهبودی هستید و به خود اجازه میدهید همهی احساساتتان را حس کنید. برای حمایت به عزیزان خود تکیه کنید. تمرکز خود را از آنچه میتوانست باشد به آنچه میتواند باشد تغییر دهید و دنبالش کنید …
درک عشق یکطرفه

عشق یکطرفه یعنی اینکه شما به کسی علاقه دارید اما او از احساسات شما بیخبر است، یا همون احساسی را که داریذ نسبت به شما ندارد، یا به هر دلیلی نمیتواند کاری برای این احساس انجام دهند.
عشق یکطرفه اینگونه مشخص میشود:
خیالپردازی: مدام به این فکر میکنید که چه میشد و امیدوارید که یک اتفاقی بیفتد.
زیادهروی در تحلیل: هر حرف، نگاه، حرکت یا پیامی را تحلیل میکنید تا معنایی پنهانی در آن پیدا کنید. حتی کمترین توجه یا محبت از طرف آن فرد برایتان بیسار مهم خواهد بود.
شیفتگی: ممکن است وسواس پیدا کنید، مدام به او فکر کنید، سعی کنید بهترین ظاهر را جلوی او داشته باشید و برای آینده با او خیالبافی کنید.

تکطرفه بودن: اگه آن فرد از احساس شما بی خبر است، شما یک رابطه یکطرفه را تجربه میکنید. این روال و تداوم آن بد خواهد بود، زیرا برای جلب توجه فرد بسیار تلاش میکنید، و شاید حس کنید آن فرد قدر نشناس و بیتوجه است.
مقایسه کردن: شاید مداوم خودتان را با دیگران مقایسه کنید، به دنبال آن هستید که آن عشق ذهنی شما، در آنها چی میسبیند که در شما نمیبیند.
شک کردن به خود: ممکن است احساس ناامنی کنید و فکر کنید که شما برای او کافی نیستید.
دلتنگی: عشق یکطرفه میتواند ناامید کننده باشد و منجر به دلشکستگی شود. مانند آنکه محبوبترین شیرینی شما، مقابل چشمتان هست اما نمیتواند از آن استفاده کنید.
اما ما هرگز واقعاً قرار نگذاشتیم…

اینها برخی از دلایلی است که میتواند فراموش کردن کسی که هرگز با او قرار نگذاشتهاید را سخت کند:
ایدهآلسازی
دکتر رومانوف میگوید: «وقتی با کسی وارد رابطه میشوید، نقصها یا دلایلی را کشف میکنید که شاید با او سازگار نباشید، که میتواند جدایی را قابل تحملتر کند.»
از طرف دیگر، وقتی با کسی قرار نمیگذارید، تمایل دارید تصویری ایدهآل از او در ذهن خود بسازید و مرز بین آنچه هست و آنچه میخواهید باشد را محو کنید. دکتر رومانوف توضیح میدهد که رها کردن این توهمِ کمال میتواند دشوار باشد.
نبودِ پایان قطعی

اگرچه جداییها میتوانند بیرحمانه باشند، اما نوعی پایان قطعی را فراهم میکنند. حداقل به این ترتیب میدانید که همه چیز بین شما تمام شده است.
بدون در نظر گرفتن واقعیتِ جدایی، ممکن است به رویاپردازی در مورد آنچه میتوانست باشد، ادامه دهید. بدون یک پایان مشخص، همه “چه میشد اگر”ها میتوانند حرکت رو به جلو را برای شما سخت کنند. نبودِ پایان قطعی میتواند احساسات شما را در حالت تعلیق رها کند.
ترس از پشیمانی
ممکن است زمان، انرژی و تلاش عاطفی قابل توجهی را صرف دوستی یا رابطه خود با آن شخص کرده باشید. رها کردن همه اینها و پذیرفتن اینکه نمیتواند چیزی بین شما وجود داشته باشد، میتواند دشوار باشد.
ممکن است از این بترسید که بعداً از کنار گذاشتن همه اینها و نگرفتن فرصت برای چیز بیشتر بودن، پشیمان شوید. این ترس از پشیمانی میتواند باعث شود به این احتمال که روزی چیزی بین شما وجود داشته باشد، پایبند باشید.
امیدواری و ترس از تنهایی

ته دلتان امیدوارید که شاید روزی چیزی بین شما رخ دهد. امید احساسی قدرتمند است که میتواند وابستگی عاطفیِ زیادی ایجاد کند. ی
عشق یکطرفه بسیار دردناک است زیرا فرد مقابل برای شما یک «فانتزی» تمام عیار است و وجهه انسانی یا سمت بدِ او را نمیبینید.
ترس از تنها بودن، همه را نگران میکند. شاید نگران باشید با رها کرد آن فرد، شخصِ دیگری را که مانند او، دوستش داشته باشید، پیدا نکنید.
علاوه بر این، اگه این فرد در میان دوستانتان بوده و شاید به شما بسیار کمک کرده باشد؛ قطع کردن ارتباط به چنین فردی، به معنای پایان رابطه با فردیست که برای شما از یک شریک احتمالی، فراتر بوده.
هیجان تعقیب
دکتر رومانوف میگوید بعضی مواقع، وسواس پیدا میکنیم، به نوعی به دنبال او هستیم یا شاید تصور میکنیم طرف مقابل ما را دنبال میکند. در این مواقع، ما در گیر و دار هیجان این حس تعقیب و دنبال شدن هستیم، تا اینکه واقعا خواهان ارتباط عملی با او باشیم. رها کردن وی یا این حس، بیش از آنکه، دلتنگیآور باشد، آزار دهنده هست، زیرا احساس «از دست دادن» به فرد میدهد.
چقدر طول میکشد تا فراموششان کرد؟

یک بررسی در سال ۲۰۲۱ نشان میدهد که عشق یک طرفه به طور متوسط ۱۰ تا ۱۷ ماه طول میکشد.
با این حال، دکتر رومانوف میگوید، مقدار دقیق زمانی که برای فراموش کردن کسی که هرگز با او قرار نگذاشتهاید طول میکشد، میتواند بسته به شدت احساسات شما نسبت به آنها متفاوت باشد. هر چه احساسات شما نسبت به آنها عمیقتر باشد و زمان، انرژی و تلاش بیشتری را در رابطه سرمایهگذاری کرده باشید، فراموش کردن آنها بیشتر طول میکشد.
دکتر رومانوف توضیح میدهد که معمولاً این نوع دلشکستگی برای بهبودی بیشتر طول میکشد زیرا فرصت نداشتی تا نقصها و چیزهایی را که در شخص مقابل دوست نداری ببینی، بنابراین به نسخه ایدهآل شده او در ذهنت چسبیدهای.
پایان دادن، چه از طریق مکالمه یا درک کلی، میتواند به تسریع روند بهبودی کمک کند. داشتن یک سیستم پشتیبانی قوی برای تکیه کردن نیز میتواند نقش مهمی ایفا کند.
در نهایت، این بستگی به شما و تمایل شما برای ادامه حرکت دارد. اگر بتوانید آنچه مقدر نیست را بپذیرید و رها کنید، میتوانید خود را برای افراد و تجربیات جدید باز کنید.
راهکارهایی برای بهبود عاطفی

برخی از راهکارهایی که میتوانند به شما در بهبود عاطفی و حرکت رو به جلو کمک کنند:
خودشناسی
مدتی را صرف خودشناسی کنید تا بفهمید چرا اینقدر به این شخص وابسته هستید و چرا اینقدر در حرکت کردن مشکل دارید.
جوابها ممکن است بیشتر از آنچه فکر میکنید به گذشته برمیگردد. دکتر رومانوف توصیه میکند در مورد اینکه چگونه وارد این پویایی میشوید که یک شریک غیرقابل دسترس میخواهید فکر کنید و در مورد اینکه چگونه این ممکن است به آسیبهای حلنشده مربوط شود، تأمل کنید، زیرا این الگو معمولاً به روابط اولیه زندگی با مراقبان برمیگردد.
پذیرش و پردازش و درک

پذیرفتن واقعیت وضعیت آنطور که هست مهم است، حتی اگر به معنای رها کردن ایده «خوشبختی تا ابد» با آن شخص باشد.
دکتر رومانوف میگوید: «باید بدانید که شما به پتانسیل آنها جذب شدهاید و در نهایت آنچه را که آنها برای شما نمادین بودند – یک شریک زندگی، فردی برای ارتباط عمیق، و آیندهای که برای خودتان رویای آن را دیدهاید – را تشخیص دهید. به خود یادآوری کنید که میتوانید همه این چیزها را با کسی داشته باشید که واقعاً این احساسات را پاسخ میدهد و میخواهد با شما باشد.»
رها کردن آسان نیست و طبیعی است که احساس غم، ناامیدی، پشیمانی، عصبانیت و ناامیدی کنید. به خودتان زمان بدهید تا همه احساسات را احساس کنید و آنها را پردازش کنید.
مراقبت از خودت

در طول این فرآیند، روی سلامت جسمی و روحی خودتان تمرکز کنید.
کارهایی انجام دهید که به شما حس لذت، آرامش و رضایت میدهند، چه یوگا باشد، چه رقصیدن، نقاشی کشیدن، شیرینی پختن، ورزش کردن یا وقت گذروندن با عزیزانتان.
سعی کن خودتان رو در معرض آدمها و تجربههای جدید قرار دهید. در معرض قرار گرفتن و بروز دادن خودتان و تجربه جدید، شاید ترسناک باشد اما اغلب نتیجه رضایت بخشی در پی دارد.
داشتن یک روتین روزانهی سالم و منظم هم مفید است. به شما کمک میکند تا احساس کنترل و ثبات در زندگی خود داشته باشید.
تعیین محدودیت
اگه با این آدم به طور مرتب در ارتباط هستید، شاید مجبور باشید برای محافظت از خودتان بعضی محدودیتها را تعیین کنید. بین خودتان و او فاصله بگذارید، تا بتوانید این حس را فراموش کنید.
دنبال کردن قانون بیتماسی(یا در ارتباط نبودن با فرد) میتواند به ایجاد فاصله عاطفی در رابطه شما کمک کند. یعنی نه تماس بگیرید، نه پیام بدهید و نه به آن فرد بیرون بروید. پیامهای شبانه و چک کردن شبکههای اجتماعی هم ممنوع! در غیر این صورت هر بار که با او صحبت میکنید یا ملاقات میکنید، دوباره وارد همان چرخه خواهید شد.
کمک گرفتن

از دوستانتان و خانواده خود کمک بگیرید. وقت گذراندن با انها به شما یادآوری میکند، کسانی را دارید که دوستتان دارند و به شما اهمیت میدهند.
اگر با این وضعیت به سختی کنار میآیید، به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید. افراد متخصص میتوانند چرایی احساس شما و تداوم آن را درک کنند و به شما برای شرایط خاصتان مشاوره دهند.
جمع بندی
فراموش کردن کسی که با او حتی قرار نگذاشتهاید سخت است. با اینکه ناراحتکنندهست، باید با خودتان صادق باشید و بپذیرید که این اتفاق نخواهد افتاد. به جای فکر کردن به «چه میشد اگر» روی حالا و واقعیات متمرکز شوید.

یه روز آدم مناسبت رو پیدا میکنی و این ارزشش رو داره. پس تحمل کن!





