«عقیمسازی» (Fixed)؛ کمدی بیپروا، پر از ناهنجاری، با قلبی بزرگ پشت تمام شلوغیها

فیلم «عقیمسازی» (Fixed) ساخته خالق شناختهشده انیمیشن، گِندی تارتاکوفسکی، جسورانه وارد قلمرویی شده که کمتر فیلم انیمیشن جریان اصلی به آن پا میگذارند: نمایش بیپرده، بیرحمانه و همزمان طنزآلود از واقعیتهای ناخوشایند و کمتر گفتهشده زندگی سگها. اگر فیلمهایی مانند «لسی» یا «مارلی و من» رابطه انسان و سگ را در قالبی شاعرانه و اشکآور به تصویر میکشند، «عقیمسازی» ترجیح میدهد به نیمه پنهان، هرجومرجبار و حتی چندشآور این رابطه بپردازد. حاصل کار یک انیمیشن R-rated (بزرگسال) است که هم شوکه میکند، هم میخنداند و هم در لحظات غافلگیرکنندهای، احساسات تماشاگر را درگیر میسازد.
فیلم روایت یک شب ماجراجویانه و کاملاً بیقید را دنبال میکند؛ بول (با صداپیشگی آدام دیواین)، سگ نر تریر و پرانرژی که پس از یک روز پر از خرابکاری و برآورده کردن غرایز بیانتها، متوجه میشود صاحبش برای فردا وقت عقیمسازی او را گرفته است. این یعنی تنها ۲۴ ساعت وقت دارد تا با سه دوست صمیمیاش – راکو (ایدریس البا)، باکسر مطمئنبهنفس، لاکی (بابی موینیهان)، بیگل عجیبوغریب، و فچ (فرد آرمیزن)، داشهوند مدل اینستاگرامی – به سفری پر هرجومرج در گوشهوکنار شهر برود و «آخرین آزادیهایش» را جشن بگیرد.
در این مسیر، آنها سنجابها را به خاکوخون میکشند، یک چیواوا اسیر را آزاد میکنند و حتی در یکی از سکانسهای بهیادماندنی، آنقدر بالا میروند که بول چیزهایش را به شکل دو فرشته سخنگو و مشاجرهکننده روی شانههایش توهم میزند.

تارتاکوفسکی که با آثار تحسینشدهای چون «سامورایی جک»، «اولیه» و «هتل ترانسیلوانیا» شناخته میشود، اینبار تمام قیدوبندهای کار کودک را کنار گذاشته و با همکاری جان ویتی فیلمنامهای نوشته که به همان اندازه که بیپرواست، مملو از شوخیهای رکیک کلامی و بصری است.
طراحی بصری «عقیمسازی» بیشتر از آنکه شبیه آثار قبلی او باشد، یادآور کارهای دیوانهوار و اغراقآمیز «Ren & Stimpy» (نمایش رن و استیمپی) است: شخصیتها رنگارنگ، با طراحی عمداً نازیبا و حالات چهرهای که در نهایت اغراق و با جزئیات چندشآور به تصویر کشیده شدهاند. این استایل دقیقاً با لحن منحرف و هتاک داستان جور درمیآید، گویی کارتون شنبهصبح بچهها را به دامان یک مهمانی زیرزمینی و بیقید پرتاب کرده باشید.
فیلم با طول مناسب ۸۰ دقیقهای خود، در نیمه نخست با ریتمی سریع و پشتسرهم از شوخیها، موقعیتهای غیرمنتظره و کمدی فیزیکی، تماشاگر را درگیر میکند. صحنههایی مثل «خانه فا .حشههای سگها» اگرچه در امتداد فضای واقعگرایانه اغراقآمیز فیلم نیستند، اما با اضافه کردن خردهروایتی با محوریت یک رابطه همجنسگرایانه، از فرصت برای ایجاد تنوع و «کثافتکاری برابر» بهره میبرند.
با این حال، نیمه دوم کمی از شدت خنده و تازگی افت میکند، زیرا شوخیهای جنسی گیجگاهی تکراری میشوند و عنصر غافلگیری کاهش مییابد. اما حتی در لحظات افت، شخصیتپردازی منسجم و انرژی بازیگران صداپیشه باعث میشود فیلم از مسیر خود خارج نشود.

آنچه «عقیمسازی» را فراتر از یک شوخی طولانی و «آشوب کارتونی» میبرد، بنیان احساسی داستان است. بول و دوستانش، با وجود حرکات غریزی و خودخواهانه، پیوندی صمیمی و حمایتی دارند که گاهی حتی صادقانه و گرم است. شخصیت راکو با صدای چشمگیر ادریس البا بهخصوص بهعنوان رهبر پرصلابت اما مهربان گروه، حضوری بهیادماندنی دارد.
رابطه عاشقانه میان بول و «هانی» (با صداپیشگی کاترین هان)، تازی افغان و سگ نمایشگاهی همسایه، یکی از دلگرمکنندهترین و غیرقابلانتظارترین جنبههای فیلم است. شیمی میان دیواین و هان سبب میشود این داستان فرعی، علاوه بر خنده، بار احساسی و حتی لایهای از بلوغ شخصیتی را به روایت اضافه کند. تحول بول، که سرانجام نسبت به سرنوشتش آشتی میکند، حالوهوایی از داستان «بلوغ» را به فیلم میبخشد.
نقاط قوت
- سبک بصری جسور، رنگارنگ و عامدانه نازیبا در خدمت طنز
- شوخیهای بیپرده و خلاقانه که مرزهای انیمیشن جریان اصلی را جابهجا میکند
- صداپیشگی قدرتمند، بهخصوص ایدریس البا و کاترین هان
- وجود لایهای صمیمی و احساسی زیر پوسته شوخیهای جنسی و دیوانهوار
نقاط ضعف
- افت نسبی ریتم و تازگی شوخیها در نیمه دوم
- بخشهایی که بیش از حد به شوکآفرینی جنسی تکیه میکنند و روال داستان را تضعیف میسازند
نهایتا «عقیمسازی» شاید یکی از بیپردهترین و بیپرواترین انیمیشنهای آمریکایی سالهای اخیر باشد؛ ترکیبی از ادبیات خیابانی، شوخی جنسی، طراحی بصری عجیب و داستانی سرراست که شگفتانگیزانه در پسزمینهاش، پیوندی صمیمی و حتی رمانتیک را پرورش میدهد. فیلم مانند سگ قهرمانش، پر از «جرئت» و هیجان است، اما در نهایت قلبی بزرگ دارد که تماشاگر را درگیر میکند.
جمع بندی
امتیاز - ۷٫۵
۷٫۵
متفاوت اما گیرا
«عقیمسازی» انیمیشنی است پر از شوخیهای بیپروا و طراحی بصری دیوانهوار که در پشت جنجال و هرجومرجش، داستانی درباره دوستی و پذیرش سرنوشت روایت میکند.





