فرانکنشتاین پس از دو قرن؛ هشداری ماندگار درباره علمِ بیمهار

تصویر رایجی که امروزه از «هیولای فرانکنشتاین» در فیلمها، سریالها و حتی لباسهای هالووین میبینیم، موجودی سنگینحرکت و نالهکنان است که گاهی در کنار دکتر ویکتور فرانکنشتاین، «دانشمند دیوانه»ی اولیه، ظاهر میشود. این موجود آزمایشگاهی آنقدر وارد فرهنگ عمومی شده که نام «فرانکنشتاین» به بخشی از زبان روزمره تبدیل شده است؛ از «غذاهای فرانکنشتاینی» (Frankenfoods) گرفته تا گیتار معروف «فرانکناسترت» (Frankenstrat). ارجاعات به رمان مری شِلی (Mary Shelley) که بیش از ۲۰۰ سال پیش منتشر شد، در همهجا دیده میشود. از نمایش موزیکال «نمایش راکی هارور» (The Rocky Horror Show) تا فیلم سال ۱۹۳۱ که بوریس کارلوف (Boris Karloff) را به شهرت رساند، بازگوییهای این داستان همهجا حضور دارند.
اما فراتر از کلیشههای هیولا، داستان اصلی «فرانکنشتاین» هنوز حرفهای بسیار مهمی برای خوانندگان امروزی دارد؛ بهویژه برای کسانی که با پرسشهای اخلاقیِ ناشی از پیشرفتهای علمی امروز دستوپنجه نرم میکنند.
فرانکنشتاین برای دانشمندان و مهندسان
همین نگاه بود که به انتشار نسخهای خلاقانه و متفاوت از این رمان انجامید. انتشارات MIT Press کتابی با عنوان «Frankenstein: Annotated for Scientists, Engineers and Creators of All Kinds» (فرانکنشتاین: نسخه حاشیهنویسیشده برای دانشمندان، مهندسان و همه آفرینندگان) منتشر کرد. این نسخه بهطور خاص برای دانشجویان رشتههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) طراحی شده، اما دامنه جذابیت آن بسیار گستردهتر است و برای هر کسی که میخواهد گذشته و آینده نوآوری علمی را بهتر درک کند، خواندنی است.
در زمان انتشار اولیه «فرانکنشتاین»، این کتاب اثری شوکآور محسوب میشد؛ اثری با توصیفهای صریح از بیماریهای روانی و علمی که از نظر اخلاقی پرمخاطره بود. دقیقاً همین دو ویژگی باعث ماندگاری داستان شدهاند. به گفته گیتا ماناکتالا (Gita Manaktala)، مدیر تحریریه MIT Press، «سخت است درباره فرانکنشتاین صحبت کنیم، بدون آنکه وارد بحث علم و فناوری شویم». از الکتریسیتهای که دکتر فرانکنشتاین برای جانبخشی به مخلوقش استفاده میکند تا سفر قطبیای که چارچوب روایی داستان را میسازد، علم در تار و پود رمان تنیده شده است.
مری شِلی؛ نویسندهای جوان با تجربهای سنگین
ویراستاران کتاب در مقدمه به زندگی شخصی مری شِلی نیز پرداختهاند. او زمانی که نخستین پیشنویس «فرانکنشتاین» را نوشت، تنها ۱۹ سال داشت؛ تقریباً همسن دانشجویانی که این نسخه از کتاب برای آنها تهیه شده است. شِلی پیش از آن، یک فرزندش را از دست داده بود (دختری بینام که چند روز پس از تولد درگذشت)، خانه خانواده را ترک کرده و با شاعر پرسی بیش شِلی (Percy Bysshe Shelley) فرار کرده بود و تحصیلاتی بسیار جدیتر از اغلب زنان – و حتی مردان – همدوره خود داشت. با این حال، او همچنان بسیار جوان بود.
به گفته دیوید گوستون (David Guston) و اد فین (Ed Finn)، ویراستاران کتاب و استادان دانشگاه ایالتی آریزونا (Arizona State University – ASU)، اگر مری شِلی امروز در چنین دانشگاهی تحصیل میکرد، احتمالاً بهعنوان «دانشجوی در معرض خطر» شناخته میشد و تحت برنامههای حمایتی قرار میگرفت.
اما بهجای آن، او به همراه لرد بایرون (Lord Byron) و پرسی شِلی به دریاچه ژنو (Lake Geneva) رفت و در مسابقه داستاننویسیای شرکت کرد که در نهایت به خلق نخستین نسخه «فرانکنشتاین» انجامید؛ داستانی که از آموزشها و تجربههای شخصی زندگیاش تغذیه میکرد.
پرسشی که هنوز زنده است
به گفته گوستون، داستان فرانکنشتاین «مجموعهای بسیار انعطافپذیر از پیامها و تصاویر» را در خود دارد، اما در هسته آن پرسشی عمیق نهفته است؛ پرسشی که به اسطوره پرومتئوس (Prometheus) و حتی به کتاب پیدایش (Genesis) بازمیگردد: «مسئولیت ما در برابر چیزها یا موجوداتی که خلق میکنیم چیست؟»
این پرسش امروز به همان اندازه که در دوران صنعتیشدن و کشف الکتریسیته مطرح بود، در زمینههایی مانند ویرایش ژن، حفاظت از محیط زیست، هوش مصنوعی و دیگر فناوریهای نوین نیز قابل بررسی است.
حاشیهنویسیهایی از دل علوم مختلف
برای برجستهکردن این پرسشها، ویراستاران از طیف گستردهای از صاحبنظران دعوت کردهاند؛ از نویسندگان علمی–تخیلی و روانشناسان (Psychologists) گرفته تا فیزیکدانان (Physicists). این افراد متن رمان را با توضیحات و تحلیلهای خود حاشیهنویسی کردهاند. دامنه این توضیحات بسیار متنوع است: از شرح کیمیاگری توسط جوئل اِی. کلاین (Joel A. Klein)، تاریخدان علم از دانشگاه کلمبیا (Columbia University)، تا بررسی جایگاه فناوری در اعدامهای دولتی توسط مری مارگارت فونو (Mary Margaret Fonow)، پژوهشگر مطالعات جنسیت در ASU.
به گفته اد فین، این رویکرد «دیدگاهی کاملاً متمایز به رمان ارائه میدهد و آن را مستقیماً برای مخاطبانی هدفگذاری میکند که برای کتاب بسیار مهماند، اما شاید تصور نمیکردند این اثر اساساً برای آنها نوشته شده باشد».
کتابی وصلهدوزیشده، درست مثل هیولا
نسخه کاغذی این کتاب خود شبیه موجودی است که از تکههای مختلف ساخته شده؛ درست مانند هیولای فرانکنشتاین. پشت یک جلد گرافیکی چشمگیر، خواننده با اجزای متعارف یک کتاب دانشگاهی روبهرو میشود: پیشگفتار و مقدمه ویراستاران با پانویس، متن حاشیهنویسیشده رمان، مجموعهای از مقالات تحلیلی، و یک خطزمان تاریخی از زندگی مری شِلی.
به گفته ماناکتالا، «فرانکنشتاین» همچنان یکی از پرکاربردترین کتابها در کلاسهای دانشگاهی است، اما این نسخه، فرانکنشتاینی «تشریحشده» است؛ گویی روی میز کالبدشکافی قرار گرفته و اندامهای علمی، فلسفی و تاریخی آن برای بررسی بیرون کشیده شدهاند.
فراتر از «غذای فرانکنشتاینی»
اد فین تأکید میکند که «فرانکنشتاین» ابزاری عالی برای واردکردن خوانندگان به گفتوگویی گستردهتر درباره مسئولیت علمی است. برخلاف استفاده تحقیرآمیز از نام فرانکنشتاین در اصطلاحاتی مانند «فرانکنفود» برای محصولات دستکاریشده ژنتیکی (GMOs)، خود رمان «نگاهی بسیار متفکرانه، ظریف و باز به مسئله آزادی علمی و مسئولیت» دارد.
ماناکتالا نیز میگوید: «این کتاب بیوقفه میپرسد مرزها کجا هستند، تا کجا باید پیش رفت و پیامد کارهایی که در جهان انجام میدهیم چیست». بهویژه برای دانشجویانی که درباره موضوعاتی مانند ویرایش ژن و هوش مصنوعی میآموزند، این پرسشها ارزش بررسی عمیق دارند و ادبیات علمی–تخیلی راهی خلاقانه برای طرح آنهاست.
فرانکنبوک؛ فرانکنشتاین در فضای دیجیتال
برای در دسترس نگهداشتن کتاب برای طیف گستردهتری از مخاطبان دانشگاهی، ویراستاران نسخهای دیجیتال و حاشیهنویسیشده به نام «فرانکنبوک» (Frankenbook) نیز ایجاد کردهاند؛ وبسایتی که توسط MIT Press میزبانی میشود و قرار است حاشیهنویسیهای نسخه چاپی در آن گسترش یابد. این سایت امکان حاشیهنویسی جمعی را هم فراهم کرده تا دانشجویان و استادان بتوانند دیدگاههای خود را اضافه کنند.
اثری زنده و در حال تکامل
ماناکتالا میگوید انتشارات MIT Press بهدنبال آن است که آثار کلاسیک مهم دیگری از ادبیات داستانی را نیز با همین رویکرد حاشیهنویسی کند، هرچند هنوز عنوان مشخصی انتخاب نشده است. به گفته او، این کار «راهی است برای زنده و مرتبط نگهداشتن آثار بزرگ ادبی برای طیف وسیعی از خوانندگان».
در نهایت، «فرانکنشتاینِ حاشیهنویسیشده» و نسخه آنلاین «فرانکنبوک»، درست مانند داستانی که روایت میکنند، آثاری فرهنگی هستند که همچنان در حال شکلگیری و تکاملاند؛ یادآور این حقیقت که پرسش از مسئولیت انسان در برابر آفریدههایش، هرگز کهنه نمیشود.





