برای دریافت سریع‌تر اخبار ما، سایت را در گوگل دنبال کنید

دنبال کردن ...
اخبار سریال خارجیبررسی

قسمت چهارم فصل دوم «Boston Blue»؛ ارتقای دنی در سایه پرونده‌ای که سارا را به چالش می‌کشد

قسمت چهارم فصل دوم «Boston Blue» با کشف بقایای انسانی در شکم یک کوسه سفید بزرگ، شروعی جلب‌توجه‌کننده دارد، اما تاثیرگذارترین داستانش نه در بندر، بلکه در بازگشت سارا سیلور به اشتباهی از گذشته شکل می‌گیرد. «Everything Right Can Still Be Wrong» هم‌زمان می‌خواهد آغاز کار دنی ریگان در مقام گروهبان، یک معمای قتل و دردسر تازه شان و جونا را روایت کند. حاصل، قسمتی نابرابر است که گاهی شوخی و شلوغی را جایگزین عمق می‌کند، درحالی‌که مهم‌ترین کشمکش اخلاقی‌اش سهم کمتری از زمان دارد. جزئیات داستان در ادامه فاش می‌شود.

شان و جونا برای رسیدگی به درگیری میان ماهیگیران و یک فعال محیط‌زیست به بندر می‌روند. ماهیگیران یک کوسه سفید بزرگ را شکار کرده‌اند و ویو شی به این اقدام اعتراض دارد. وقتی او برای جلوگیری از تاکسیدرمی کردن کوسه، به لاشه‌اش چاقو می‌زند، یک دست انسان از شکم حیوان بیرون می‌افتد. این کشف، پرونده را به دنی و لینا می‌رساند و خیلی زود معلوم می‌شود قربانی پیش از خورده شدن، تکه‌تکه شده است.

پشت این شروع عجیب، زمینه‌ای جدی وجود دارد: تقابل حفاظت از زیست‌بوم دریایی با نگرانی ماهیگیرانی که محدودیت‌های تازه را تهدیدی برای معاش خود می‌دانند. مقتول، استیو رینولدز، زیست‌شناسی دریایی بوده که برای حمایت قانونی از کوسه‌ها تلاش می‌کرده است. بااین‌حال، قسمت چندان در این تعارض مکث نمی‌کند و آن را به مجموعه‌ای از مشاجره‌ها، رفتارهای نمایشی و مظنون‌هایی تبدیل می‌کند که یکی پس از دیگری وارد داستان می‌شوند.

ویو با استیو بر سر شیوه فعالیتشان اختلاف داشته، اما خودش می‌گوید این بحث‌ها بازدید صفحه‌اش را بالا می‌برده و برایش سودآور بوده است. تصاویر دوربین قایق او، پلیس را به کارآموز استیو، ماریسا، می‌رساند. ماریسا اعتراف می‌کند پس از مشاجره درباره امضا نشدن توصیه‌نامه‌اش برای هاروارد، استیو را به آب هل داده است. او تصور می‌کرده استیو، که غواص بوده، به ساحل برمی‌گردد و حالا از احتمال مرگش وحشت دارد. اما نبود خون و شواهد مربوط به تکه‌تکه شدن جسد، نشان می‌دهد پاسخ نهایی جای دیگری است.

تحقیق پس از عبور از ماهیگیران و روابط پنهان ویو، سرانجام به دیلن، فیلم‌بردار او، می‌رسد؛ مردی که شیفته ویو و تصویری بوده که او از فعالیتش ارائه می‌کرده است. قتل استیو برای دیلن راهی برای اثبات عشق بوده، نه نتیجه مستقیم اختلاف بر سر حفاظت از کوسه‌ها. این پایان، پرونده را از نزاعی اجتماعی به خشونتی شخصی می‌برد، اما تغییر مسیر آن‌قدر خوب پرداخت نشده که همه پیچ‌وخم‌های قبلی را به روایتی منسجم تبدیل کند.

در کنار این تحقیق، دنی نخستین روزهای کارش در مقام گروهبان را می‌گذراند. جلسه منابع انسانی درباره مرز دوستی و مسئولیت حرفه‌ای، او را نگران می‌کند که چطور باید بر لینا نظارت داشته باشد، بدون اینکه رابطه‌شان آسیب ببیند. این موقعیت ظرفیت خوبی برای نشان دادن تغییر در همکاری آن‌ها دارد، اما بیشتر به شوخی‌های تکرارشونده درباره توصیه‌های اداری محدود می‌شود. دنی همچنان همان پرونده‌ها را با همان همکار دنبال می‌کند و ارتقایش هنوز تغییر چشمگیری در روایت ایجاد نکرده است.

ترس لینا از کوسه‌ها، که به تماشای «Jaws» برمی‌گردد، فرصتی برای کشمکش فراهم می‌کند. او حتی از نزدیک شدن به کوسه مرده هم راحت نیست و می‌خواهد پرونده به دیگران سپرده شود، اما دنی نمی‌پذیرد. در نهایت، دنی از نگرانی درباره رنجاندن همکارش فاصله می‌گیرد و شوخی و صمیمیت به رابطه‌شان برمی‌گردد. این نتیجه برای دو شخصیت دلپذیر است، ولی چالش‌های واقعی جایگاه تازه او را چندان روشن نمی‌کند.

همچنین بخوانید...
مگی لاوسون به عنوان بازیگر اصلی در سریال جدید «Boston Blue» از دنیای «Blue Bloods» به تلویزیون بازمی‌گردد

شان و جونا نیز پس از کشف اولیه از پرونده اصلی کنار می‌روند تا میان دو زن همسایه میانجیگری کنند. دوستی قدیمی آن‌ها پس از غیبت یکی در مراسم خاک‌سپاری شوهر دیگری به دشمنی تبدیل شده و حالا مشاجره، درگیری و حتی گروگان‌گیری از دل آن بیرون می‌آید. ماجرا به کشف یک فرد تحت تعقیب هم می‌رسد، اما همچنان بیشتر بهانه‌ای برای موقعیت‌های کمیک است تا فرصتی برای رشد دو پلیس جوان.

یک سال از حضورشان در گروه گذشته، بااین‌حال سریال هنوز اغلب آن‌ها را درگیر اختلاف‌های پرسر‌وصدا و کم‌اهمیت می‌کند. گلایه‌شان از اینکه ناچارند نقش مددکار اجتماعی را بازی کنند، به مسئله‌ای واقعی اشاره دارد: پلیس در بسیاری از موقعیت‌ها باید با بحران‌های انسانی‌ای مواجه شود که صرفا با بازداشت حل نمی‌شوند. افسوس که این نکته در شلوغی داستان گم می‌شود، به‌جای آنکه موضوع همکاری پلیس و خدمات اجتماعی را جدی‌تر پیش بکشد.

داستان سارا از جنس دیگری است. دن کوپر، مردی که سال‌ها پیش در پرونده تعرض جنسی تحت رسیدگی او زندانی شده، حاضر نیست برای به دست آوردن آزادی مشروط دوباره اعتراف کند. او پیش از محاکمه اقرار کرده بود، اما اکنون می‌گوید برای فرار از خطر حکمی طولانی‌تر و با مشاوره حقوقی نامناسب، جرمی را پذیرفته که مرتکب نشده است. برای سارا، این فقط باز شدن یک پرونده قدیمی نیست؛ بخشی از پیشرفت حرفه‌ای او بر محکومیتی بنا شده که حالا باید درستی‌اش را زیر سوال ببرد.

جسیکا، زن آسیب‌دیده در آن پرونده، نیز با بار سنگین دیگری روبه‌روست. بازگشت به تحقیق یعنی مرور دوباره ترس و درد، آن هم پس از تجربه‌ای که اعتمادش به نظام قضایی را مخدوش کرده است. سارا می‌خواهد از نو شروع کند، اما برای جسیکا این شروع دوباره ساده نیست. وقتی او سرانجام جزئیات بیشتری را بازگو می‌کند، اشاره‌اش به گردنبند سرقتی‌ای که مهاجم به گردن داشته، سرنخ تعیین‌کننده‌ای می‌شود. سارا عامل واقعی را پیدا می‌کند و از او اعتراف می‌گیرد؛ مسیر تازه تحقیق به آزادی کوپر و پیگیری جرایم مرد اصلی می‌انجامد.

بهترین لحظه این خط داستانی، بااین‌حال، عذرخواهی سارا از کوپر و تصمیم او برای اصلاح روندهاست. قسمت به‌درستی نشان می‌دهد آزاد کردن یک بی‌گناه، پایان تمام مسئله نیست. باید فهمید اطلاعات تازه چگونه از چشم مامور مسئول دور مانده و چرا شواهد پرونده‌های تعرض به‌موقع بررسی و میان بخش‌های مرتبط به اشتراک گذاشته نشده‌اند. همکاری سارا و می برای تغییر این روند، مسئولیت‌پذیری را از یک ابراز تاسف شخصی فراتر می‌برد.

این اصلاحات می‌توانند در انتخابات پیش روی می نیز اهمیت پیدا کنند. هنوز معلوم نیست تد لانگ‌فلو چگونه به آن‌ها واکنش نشان خواهد داد، اما احتمال استفاده سیاسی از چنین تصمیم‌هایی، زمینه‌ای قابل‌توجه برای ادامه داستان است. سریال در این بخش به پرسشی دشوار می‌رسد: آیا پذیرفتن خطای دستگاه قضایی نشانه ضعف است، یا شرط لازم برای قابل‌اعتماد شدن آن؟

عنوان «Everything Right Can Still Be Wrong» بیش از همه در داستان سارا معنا پیدا می‌کند؛ جایی که طی شدن ظاهری مراحل قانونی، درست بودن نتیجه را تضمین نکرده است. معمای کوسه شروع متفاوتی دارد و رابطه دنی و لینا همچنان گرم و تماشایی است، اما قسمت از تقسیم نامتوازن زمان لطمه می‌خورد. اگر سهم بیشتری به پیامدهای اشتباه سارا و مسئولیت‌های تازه دنی داده می‌شد، این اپیزود می‌توانست فراتر از چند پرونده موازی برود و تصویر عمیق‌تری از قدرت، خطا و پاسخ‌گویی پلیس بسازد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا