دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
چهره هادانستنیمجله فرا

مارکو پولو که بود؟

جهانگرد افسانه‌ای و نخستین پنجره اروپا به چین و شرق دور

تصور دنیایی بدون اینترنت، کتاب‌های فراوان و رسانه‌های مدرن دشوار است؛ دنیایی که در آن مردم تقریباً هیچ اطلاعی از سرزمین‌ها، فرهنگ‌ها و ملت‌های دوردست نداشتند و تنها می‌توانستند درباره «آن سوی افق» خیال‌پردازی کنند. در چنین جهانی، نامی ظهور کرد که برای همیشه تاریخ سفر و اکتشاف را تغییر داد: مارکو پولو (Marco Polo).

مارکو پولو یکی از بزرگ‌ترین جهانگردان تاریخ بود؛ کسی که سفرهایش (می‌توان او را شبیه «ایندیانا جونز» (Indiana Jones)، اما بدون بدل‌کار دانست) قرن‌ها الهام‌بخش مسافران و کاشفان دیگر شد. در زمانی که او سفر خود را آغاز کرد، اروپاییان غربی تقریباً هیچ آگاهی دقیقی از کشورهایی که مارکو به آن‌ها رفت نداشتند. چین (China) به‌ویژه سرزمینی رازآلود بود که به‌دلیل احاطه شدن با کوه‌های خطرناک، بیابان‌ها و اقیانوس‌ها، دسترسی به آن بسیار دشوار به نظر می‌رسید.

پیش از آن‌که سفر از اروپا به چین رایج شود، اطلاعات و کالاهای سرزمین‌های دور عمدتاً از طریق جاده ابریشم (Silk Road) به دست می‌آمد. جاده ابریشم شبکه‌ای از مسیرهای بازرگانی بود که امکان انتقال کالاهایی مانند ابریشم و سنگ‌های قیمتی را از آسیای مرکزی به اروپا فراهم می‌کرد. سفرهای مارکو پولو در امتداد جاده ابریشم و دیگر راه‌های باستانی تجاری ــ که او را فراتر از هر اروپایی پیش از خود برد ــ در کتاب مشهورش با نام «توصیف جهان» («The Description of the World») که بیشتر با نام «سفرهای مارکو پولو» («The Travels of Marco Polo») شناخته می‌شود، ثبت شد. این کتاب نخستین نگاه جدی اروپا به بخش‌های ناشناخته جهان بود.

تولد و سال‌های آغازین زندگی

مارکو پولو در سال ۱۲۵۴ میلادی در شهر بازرگانی ونیز (Venice) به دنیا آمد. او در کودکی تحت سرپرستی مادرش بزرگ شد، زیرا پدرش نیکولو پولو (Niccolò Polo) تاجری موفق بود که بخش زیادی از عمر خود را در سفر به سرزمین‌های دور همراه با برادرش می‌گذراند. زمانی که مارکو به سنین نوجوانی رسید، پدر و عمویش به ونیز بازگشتند، اما با خبری تلخ روبه‌رو شدند: مادر مارکو در غیاب آن‌ها از دنیا رفته بود.

نیکولو و برادرش در جریان سفرهای قبلی خود به شرق، با حاکم مغول چین، یعنی قوبلای خان (Kublai Khan)، دوستی غیرمنتظره‌ای برقرار کرده بودند. قوبلای خان از آن‌ها خواست تا با گروهی از راهبان و کشیشان مسیحی به چین بازگردند تا مسیحیت را آموزش دهند و همچنین روغن مقدس متبرک‌شده توسط پاپ (Pope) را با خود بیاورند. این دو برادر در سال ۱۲۷۱ میلادی، زمانی که مارکو تنها ۱۷ سال داشت، او را نیز همراه خود کردند.

تهیه روغن مقدس کار دشواری نبود، اما جلب همکاری روحانیون آسان پیش نرفت. کلیسا فقط دو راهب فرقه‌ای (Friars) را اعزام کرد که آن‌ها هم در میانه راه منصرف شدند و بازگشتند.

سفر بزرگ؛ ۲۴ سال در جاده‌ها

در مجموع، مارکو پولو، پدرش و عمویش ۲۴ سال از عمر خود را در سفر گذراندند؛ سفری که بیش از ۲۴ هزار مایل (حدود ۳۸٬۶۰۰ کیلومتر) را در بر می‌گرفت و از خاورمیانه، آسیای مرکزی و چین عبور می‌کرد. بخش اعظم این زمان ــ حدود ۱۷ سال ــ در خدمت دربار قوبلای خان در چین سپری شد.

سفر به چین و حضور در دربار قوبلای خان

مسیر آن‌ها به چین از راه‌های بازرگانی کشورهای گوناگونی مانند ایران باستان (Persia)، بخش‌هایی از هند (India)، اندونزی (Indonesia) و سرزمین‌های مختلف چین می‌گذشت. در طول این مسیر، مارکو با محصولات و فناوری‌هایی آشنا شد که تا آن زمان برای اروپاییان ناشناخته بودند؛ از جمله چینی‌آلات (Porcelain)، زغال‌سنگ (Coal)، ابریشم (Silk)، قطب‌نما (Compass) و برای نخستین بار پول کاغذی (Paper Money).

این سفر طولانی به‌دلیل نبود وسایل حمل‌ونقل مدرن بیش از سه سال و نیم به طول انجامید. شرایط سخت آب‌وهوایی، از باران و برف گرفته تا گرمای طاقت‌فرسا، مسیر را دشوارتر کرد. افزون بر این، گمان می‌رود مارکو در طول سفر نزدیک به یک سال به بیماری‌ای شبیه مالاریا (Malaria) دچار بوده است.

سرانجام در سال ۱۲۷۵ میلادی، گروه به شهر شانگدو (Shangdu) در چین رسید و مارکو به قوبلای خان معرفی شد. مغول‌ها (که مارکو از آن‌ها با عنوان «تاتارها» (Tartars) یاد می‌کرد) از قرن سیزدهم میلادی با جنگاوری‌های سواره‌نظامی خود بر چین و بخش‌های زیادی از آسیا حکومت می‌کردند. با این حال، رهبرانی چون چنگیز خان (Genghis Khan) و قوبلای خان دریافتند که اداره یک امپراتوری بزرگ نیازمند مهارت‌های اداری، فرهنگی و فنی است. به همین دلیل، آن‌ها از صنعت‌گران، بازرگانان، مبلغان مذهبی و متخصصان خارجی استقبال می‌کردند.

قوبلای خان چنان از مارکو خوشش آمد که او را به‌عنوان قاصد و فرستاده دربار منصوب کرد. مارکو گذرنامه‌ای زرین دریافت کرد که به او اجازه می‌داد آزادانه در سراسر چین سفر کند. این مأموریت‌ها مارکو را به نخستین اروپایی تبدیل کرد که پهنه وسیع چین را از نزدیک دید. او حتی در کتابش ادعا می‌کند که خان او را به سمتی مشابه فرماندار منصوب کرده بود، هرچند منتقدان معتقدند مقام واقعی او احتمالاً پایین‌تر بوده است.

مارکو چین را کشوری با صنعتی پیشرفته و سطحی از فناوری و فرهنگ می‌دانست که از نظر او بسیار جلوتر از اروپا بود.

بازگشت به ونیز و چالش‌های پس از آن

پس از ۱۷ سال اقامت در دربار قوبلای خان، خانواده پولو تصمیم به ترک چین گرفتند. آن‌ها نگران بی‌ثباتی سیاسی بودند؛ چینی‌ها نسبت به حاکمیت مغولان ناراضی شده بودند و قوبلای خان نیز رو به پیری می‌رفت. با این حال، خان در ابتدا اجازه خروج نداد. سرانجام، فرصتی نجات‌بخش پیش آمد: فرستادگانی از ایران (Persia) برای درخواست یک شاهزاده به‌عنوان همسر یکی از خویشاوندان قوبلای خان وارد چین شدند. خان تصمیم گرفت خانواده پولو را از افراد معتمد برای همراهی شاهزاده در این سفر دریایی انتخاب کند. پس از تحویل امن شاهزاده، خانواده پولو راه بازگشت به ونیز را در پیش گرفتند.

مارکو در سال ۱۲۹۵ میلادی به ونیز بازگشت. اطلاعات زیادی از زندگی شخصی او در دست نیست، اما گفته می‌شود با زنی به نام دوناتا (Donata) ازدواج کرد و صاحب سه دختر به نام‌های فانتینا (Fantina)، بِلِلا (Bellela) و مورِتا (Moreta) شد.

تولد کتاب «سفرهای مارکو پولو»

مارکو خاطرات سفر خود را بلافاصله ننوشته بود. سرنوشت او را به زندان کشاند؛ زیرا در نبردی میان ونیز و جنوا (Genoa) شرکت کرد. جنوا پیروز شد و مارکو به یک سال زندان محکوم گردید. اما همین زندان به نقطه عطفی در تاریخ بدل شد.

او در زندان داستان سفرهایش را برای هم‌بندی‌اش، نویسنده‌ای به نام روستیچلو (Rustichello)، تعریف و دیکته کرد. این اثر نخست به زبان فرانسوی کهن منتشر شد، اما بعدها بیش از ۱۵۰ نسخه مختلف از آن پدید آمد که بسیاری‌شان به‌دلیل ترجمه‌ها و ویرایش‌های نادرست دچار تحریف شدند. برخی پژوهشگران حتی معتقدند روستیچلو بخش‌هایی را برای جذاب‌تر شدن داستان اغراق‌آمیز کرده است.

منتقدان می‌گویند اگر مارکو واقعاً به چین رفته بود، باید از دیوار بزرگ چین (Great Wall of China)، چوب غذاخوری (Chopsticks) یا بستن پای زنان (Foot Binding) یاد می‌کرد. حامیان او پاسخ می‌دهند که بخش‌های بزرگ دیوار چین در آن زمان هنوز ساخته نشده بود و مهم‌تر آن‌که مارکو درباره استفاده از پول کاغذی با دقت سخن گفته؛ موضوعی که هیچ اروپایی پیش از او ثبت نکرده بود.

میراث ماندگار مارکو پولو

فارغ از این‌که همه جزئیات سفرهای او را باور کنیم یا نه، تأثیر مارکو پولو بر تاریخ غیرقابل انکار است. نوشته‌های او:

  • الهام‌بخش نخستین نقشه‌های دقیق اروپایی از آسیا شد.
  • بسیاری از کاشفان را به سفر ترغیب کرد.
  • و حتی الهام‌بخش کریستف کلمب (Christopher Columbus) بود؛ کسی که هنگام جست‌وجوی سرزمین افسانه‌ای «شرق» که مارکو وصف کرده بود، در سال ۱۴۹۲ میلادی به قاره آمریکا رسید.
  • نام او حتی وارد فرهنگ عامه شد و بازی مشهور «مارکو پولو» (Marco Polo Game) از نام او الهام گرفته است.

افسانه شبح همسر مارکو پولو

بر اساس یک افسانه محلی، مارکو با دختر قوبلای خان به نام هائو دونگ (Hao Dong) ازدواج کرده بود. گفته می‌شود زمانی که مارکو به‌دلیل ازدواج با زنی غیرمسیحی زندانی شد، به هائو دونگ خبر دادند که او مرده است. هائو دونگ از شدت اندوه، لباس‌هایش را آتش زد و خود را به کانال‌های آب ونیز انداخت. روح او هنوز هم بنا بر روایت‌ها در تورهای ارواح ونیز (Venice Ghost Tours) معرفی می‌شود.

مارکو پولو نه‌تنها یک جهانگرد، بلکه پلی میان شرق و غرب بود؛ پلی که تصور اروپاییان از جهان را برای همیشه دگرگون کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا