دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سریال خارجیگزارش خبری

واکنش تند بعضی طرفداران به دکتر رابی در فصل دوم «The Pitt»؛ نوآ وایل: مرز میان بازیگر و شخصیت برای بخشی از مخاطبان مبهم شده است

نوآ وایل، بازیگر، تهیه‌کننده اجرایی و کارگردان سریال «The Pitt»، می‌داند که بخشی از مخاطبان این مجموعه در فصل دوم، واکنش بسیار تندی به شخصیت دکتر مایکل «رابی» رابینویچ نشان داده‌اند؛ شخصیتی که به‌دلیل بحران‌های شخصی و فشارهای روانی، در این فصل بارها با همکارانش درگیر شد و رفتارهایی از او دیده شد که برای بسیاری از بینندگان، غافلگیرکننده و حتی آزاردهنده بود. با این حال، وایل ترجیح می‌دهد خودش را چندان درگیر فضای منفی شبکه‌های اجتماعی نکند.

او معتقد است در سال‌های اخیر، برای بخشی از مخاطبان، مرز میان بازیگر و نقشی که بازی می‌کند، کم‌رنگ شده است. به گفته وایل، گاهی تماشاگران، رفتار یک شخصیت را به خود بازیگر نسبت می‌دهند یا دیالوگ‌های یک کاراکتر را نه بخشی از جهان داستان، بلکه بازتاب مستقیم باورهای تیم سازنده می‌دانند. از نگاه او، هر جمله‌ای که یک شخصیت در یک صحنه می‌گوید، لزوما حامل یک پیام پنهان اجتماعی یا بیانیه فکری از سوی سازندگان نیست؛ گاهی آن دیالوگ فقط برای ساختن تنش در همان صحنه و پیش بردن درام نوشته شده است.

وایل می‌گوید تصورش این است که موج انتقادهای تند، بیشتر از سوی گروهی کوچک اما بسیار پرصدا مطرح شده، نه همه مخاطبان سریال. او هم ترجیح می‌دهد وارد چنین فضاهایی نشود، چون به گفته خودش، روحیه‌اش برای درگیر شدن با حمله‌های مستقیم و تند مناسب نیست. او با لحنی صریح می‌گوید بهتر می‌داند کارش را انجام دهد و قضاوت نهایی را به تماشاگر بسپارد.

نکته جالب اینجاست که گاهی پسرش او را از شدت گرفتن واکنش‌ها در فضای آنلاین باخبر می‌کند. وایل با لحنی طنزآمیز گفته پسرش مثل یک سپر محافظ عمل می‌کند و وقتی انتقادها بالا می‌گیرد، به او زنگ می‌زند و می‌گوید: «بابا، خیلی از دستت عصبانی‌اند.» حتی شوخی می‌کند که اگر قرار است دکتر موهان را بهتر درمان نکند، شاید بهتر باشد آن روز به بازار نرود.

او در عین حال تاکید می‌کند که خشم بخشی از مخاطبان نسبت به دکتر رابی، از سر ناامیدی بوده است؛ ناامیدی از این‌که شخصیتی که در فصل اول چهره‌ای قهرمانانه‌تر از خود نشان داده بود، در فصل دوم رفتاری ضعیف‌تر و کمتر قابل دفاع داشته است. وایل توضیح می‌دهد که هدف سریال، نمایش مردی بوده که درگیر یک بحران جدی سلامت روان است و در نتیجه، رفتارش گاهی غیرمسئولانه، غیرحرفه‌ای و حتی دور از شخصیت معمول خودش می‌شود. به گفته او، این شخصیت درواقع در نقطه‌ای قرار دارد که از دیگران می‌خواهد او را در لحظه فروپاشی‌اش ببینند و شاید حتی مانع آسیب زدنش به خودش شوند. اما بخشی از مخاطبان این رفتارها را صرفا زن‌ستیزانه یا بی‌رحمانه تعبیر کرده‌اند، در حالی که به باور وایل، ماجرا تصویر بسیار بزرگ‌تر و پیچیده‌تری داشته است.

نوآ وایل امسال برای «The Pitt» سه نامزدی جایزه امی به دست آورده و همین موضوع نشان می‌دهد این سریال نه‌فقط در میان مخاطبان، بلکه در فضای حرفه‌ای تلویزیون هم به اثری مهم تبدیل شده است. او از این‌که مجموعه توانسته درباره سلامت روان، فرسودگی شغلی و فشارهای پنهان حرفه پزشکی گفت‌وگو ایجاد کند، ابراز رضایت می‌کند. از نگاه او، آنچه در فصل دوم اهمیت داشت، فقط یک بحران پرسر‌وصدای نمایشی نبود، بلکه این ایده بود که حتی فشار انباشته یک شیفت کاری معمولی در زندگی یک پزشک هم می‌تواند به اندازه کافی دراماتیک و درگیرکننده باشد.

وایل می‌گوید فصل دوم نسبت به فصل اول، تا حدی تجربه‌گرایانه‌تر بود و همین، رضایت او از واکنش مثبت بسیاری از مخاطبان را بیشتر کرده است. به باور او، استقبال از این فصل نشان می‌دهد سریال برای جذاب ماندن، لزوما نیازی به حادثه‌های عظیم و شوک‌آور مانند سانحه هوایی یا فاجعه‌های بزرگ ندارد. همین که روایت بتواند از دل یک روز کاری، بحران روانی، تنش انسانی و روابط میان شخصیت‌ها، قصه‌ای جذاب بسازد، برای او یک موفقیت مهم است.

او همچنین می‌گوید حضور در سریالی که مردم درباره‌اش حرف می‌زنند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند، برایش بسیار رضایت‌بخش است. از نظر وایل، یک سریال موفق باید به اصطلاح به «سریال کنار آبسردکن» تبدیل شود؛ یعنی اثری که مردم در محل کار، خانه یا جمع‌های دوستانه درباره‌اش بحث کنند، اختلاف نظر داشته باشند و از دل این گفت‌وگوها، به درک مشترک‌تری برسند. او معتقد است «The Pitt» بیشتر از آن‌که میان آدم‌ها شکاف ایجاد کرده باشد، باعث شکل‌گیری پل‌های ارتباطی شده است.

بخش مهم دیگری از صحبت‌های وایل به صنعت تولید تلویزیون در لس‌آنجلس مربوط می‌شود. او از جمله چهره‌هایی است که در سال‌های اخیر به‌طور جدی از بازگرداندن تولیدات به لس‌آنجلس دفاع کرده و «The Pitt» که در محوطه استودیوی برادران وارنر (Warner Bros.) فیلم‌برداری می‌شود، حالا به نمونه‌ای عینی در این بحث تبدیل شده است. وایل می‌گوید سال‌ها در این صنعت و در کنار خانواده‌هایی بزرگ شده که چند نسل از عمرشان را در سینما و تلویزیون گذاشته‌اند و در یکی دو سال اخیر، افول جدی فرصت‌های کاری در این حوزه را از نزدیک دیده‌اند.

به گفته او، هنوز هم در لس‌آنجلس حجم بزرگی از استعداد و نیروی حرفه‌ای وجود دارد و «The Pitt» به‌خوبی نشان داده که اگر این توانایی‌ها به کار گرفته شوند، می‌توان تولیدی موفق و باکیفیت ساخت. او معتقد است در سال‌های گذشته، در تلاش برای گرفتن مشوق‌های مالیاتی یا دور زدن حمایت‌های اتحادیه‌ای، توجه کافی به این ظرفیت بزرگ نشده و در نتیجه، بسیاری از پروژه‌ها نه‌فقط از ایالت، بلکه از خود آمریکا خارج شده‌اند.

وایل تاکید می‌کند «The Pitt» از نظر اقتصادی هم ثابت کرده که فیلم‌برداری در لس‌آنجلس هنوز می‌تواند مقرون‌به‌صرفه باشد، به شرط آن‌که مقیاس تولید کنترل شود و از ابتدا با برنامه‌ریزی درست پیش بروند. او یادآوری می‌کند زمانی که گروه تولید کار را در محوطه برادران وارنر آغاز کرد، آنجا حال‌وهوایی شبیه شهر ارواح داشت؛ تورهای بازدید از استودیوها از کنار صحنه‌های خالی عبور می‌کردند و درباره کارهایی حرف می‌زدند که زمانی در آنجا انجام می‌شد. اما حالا به گفته وایل، این فضا دوباره جان گرفته و پرجنب‌وجوش شده است؛ تغییری که او امیدوار است به یک روند گسترده‌تر در صنعت تبدیل شود.

با وجود همه جنجال‌های پیرامون دکتر رابی، وایل می‌گوید در مجموع از واکنش مخاطبان به مسیر سلامت روان این شخصیت در فصل دوم رضایت دارد. او توضیح می‌دهد که ایده اصلی این بوده که پس از عبور از ساختار کلی قصه، یعنی فروپاشی روانی شخصیت اصلی در دل یک رویداد پرآسیب، مخاطب با هزینه انباشته یک شیفت کاری عادی در زندگی یک پزشک همراه شود. به باور او، همین نگاه باعث شده فصل دوم هم تلخ‌تر باشد و هم از نظر احساسی، تاثیرگذارتر.

او همچنین خبر داده که فصل بعدی سریال در ماه نوامبر روایت خواهد شد؛ زمانی سردتر که از نظر بصری و روایی، حال‌وهوایی متفاوت نسبت به آنچه تاکنون دیده‌ایم ایجاد می‌کند. وایل می‌گوید سازندگان می‌خواستند با فصل دیگری از سال بازی کنند. از آنجا که سریال به‌تازگی از فضای داغ و پرحرارت چهارم ژوئیه عبور کرده، حالا به نظرشان مناسب بوده که داستان را به زمان دیگری منتقل کنند. از سوی دیگر، آن‌ها می‌خواستند دکتر رابی برای مدتی از بیمارستان دور مانده باشد و پاییز، با باران‌های نخست، جاده‌های لغزنده، نوع تازه‌ای از پرونده‌ها و زیبایی‌شناسی متفاوت، بستر مناسبی برای این تغییر بوده است.

نوآ وایل در بخش دیگری از گفت‌وگویش، با نگاهی نوستالژیک به نخستین حضورش در نشریه ورایتی هم اشاره کرده؛ حضوری که به ۹ فوریه ۱۹۹۰ و مینی‌سریال «Blind Faith» از شبکه ان‌بی‌سی (NBC) برمی‌گردد. او با شوخی تعریف کرده که پدربزرگش هر دو بخش آن مجموعه را تماشا کرده و بعد گفته بود: «برای آن ذره کوچک از نوآ، مجبور شدم مقدار خیلی زیادی “Blind Faith” ببینم.» وایل همچنین از یک باور اشتباه دوران جوانی‌اش یاد کرده؛ این‌که تصور می‌کرد برای گرفتن کارت اتحادیه بازیگران، باید دست‌کم هفت کلمه دیالوگ داشته باشد، در حالی که جمله او فقط پنج کلمه بوده است. برای همین، تمام صبح دنبال راهی بوده که دیالوگش را طولانی‌تر کند و وقتی کارگردان گفته «حرکت»، جمله‌اش را با «ببخشید» شروع کرده تا تعداد کلمات بیشتر شود، بعد هم فهمیده اصلا چنین قانونی وجود نداشته است.

او در پاسخ به چند پرسش شخصی هم نکات جالبی مطرح کرده است. وایل می‌گوید در کودکی زیاد او را با لقب «Wile E. Coyote» از مجموعه «Road Runner» یا «Noah’s Ark» صدا می‌زدند. اعتراف می‌کند هنوز هم بسیاری از علایق دوران کودکی‌اش را حفظ کرده، اما یکی از عجیب‌ترین شیفتگی‌هایش، علاقه شدید به «Grease 2» بوده؛ تا جایی که تمام دیالوگ‌ها و ترانه‌هایش را از حفظ است و گاهی در ماشین، به‌تنهایی «Cool Rider» را اجرا می‌کند.

او همچنین فاش کرده که از کارائوکه ترس شدیدی دارد و حتی شنیدن نامش هم باعث اضطرابش می‌شود، چون از کودکی به‌خاطر آواز خواندن خجالت‌زده شده و از اجرای عمومی می‌ترسد. با این حال، می‌گوید هنوز تلاش می‌کند بر این ترس غلبه کند. به شوخی اضافه می‌کند که اگر تنها زیر دوش باشد، دیگر کاملا در حال‌وهوای آلبوم بازیگران «Dreamgirls» می‌رود.

وایل درباره استعداد پنهانش هم با طنز گفته: «بازیگری؛ به کسی نگویید، تنها استعداد من همین است.» بستنی نعنا و چیپس شکلاتی مک‌کانلز و بستنی کره بادام‌زمینی و شکلات هاگن‌داز را هم از طعم‌های محبوبش معرفی کرده و گفته در دوران جوانی‌اش، از طرفداران جدی موج شربت‌های یخی دهه ۱۹۷۰ بوده است.

او در پاسخ به این‌که بدون چه چیزی نمی‌تواند زندگی کند، از همسرش نام برده و بلافاصله با لحنی شوخ‌طبعانه توضیح داده که منظورش این نیست که همسرش را «شیء» خطاب کند، بلکه می‌خواهد بگوید تا چه اندازه به او وابسته و متکی است.

از میان همه سریال‌های تاریخ تلویزیون، وایل گفته بیش از هر چیز دوست داشت عضوی از گروه بازیگران «Deadwood» باشد. او توضیح داده که همیشه دلش می‌خواسته در یک وسترن بازی کند و نوشته‌های دیوید میلچ را نوعی شعر آمیخته با ناسزا می‌داند. او از بازیگرانی مثل ایان مک‌شین، تیم اولیفنت و کیث کارادین با تحسین یاد کرده و گفته حضور برد دوریف در سریالشان، فرصتی برایش فراهم کرده تا شخصا از بازی او در نقش پزشک «Deadwood» تعریف کند. برد دوریف پدر فیونا دوریف است؛ بازیگری که در «The Pitt» نقش دکتر مک‌کی را بازی می‌کند.

وایل در میان شخصیت‌های داستانی، بیش از همه اتیکس فینچ را تحسین می‌کند؛ شخصیتی که برای او با بازی گریگوری پک گره خورده است. او به‌ویژه از صحنه پایانی یاد کرده که در آن به جیم و اسکات گفته می‌شود: «بلند شو، جیم، پدرت دارد عبور می‌کند.» از نگاه وایل، وقار آرام و قهرمانی بی‌صدا در این شخصیت، تاثیری ماندگار بر او گذاشته است.

در پایان، او به دو توصیه مهمی اشاره می‌کند که در زندگی حرفه‌ای‌اش برایش ماندگار شده‌اند: یکی جمله معروف جرج کلونی که گفته بود «کارت را جدی بگیر، خودت را نه» و دیگری حرف بیل راسل، اسطوره بسکتبال، که گفته بود در زندگی بهتر است بیشتر به فهمیدن دیگران فکر کنیم تا فهمانده شدن خودمان. وایل می‌گوید این نگاه به او یاد داده که شنیدن دیدگاه دیگران، گاهی بسیار ارزشمندتر از اصرار بر بیان مداوم نظر شخصی خودمان است.

در مجموع، صحبت‌های نوآ وایل نشان می‌دهد «The Pitt» حالا فقط یک درام پزشکی موفق نیست، بلکه به مجموعه‌ای تبدیل شده که هم در سطح روایت، درباره فرسودگی، سلامت روان و خطاهای انسانی بحث ایجاد می‌کند و هم در سطح صنعتی، نمونه‌ای قابل اتکا برای دفاع از تولید در لس‌آنجلس به حساب می‌آید. شاید همه مخاطبان با مسیر دکتر رابی در فصل دوم موافق نباشند، اما همین اختلاف نظرها، سریال را به اثری زنده و بحث‌برانگیز تبدیل کرده است؛ همان چیزی که هر درام موثر تلویزیونی به آن نیاز دارد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا