«پیرپسر» | تراژدی پدر، عشق و جنون در دل خانهای فرسوده
فیلم «پیرپسر» (The Old Bachelor) ساخته اکتای براهنی بیتردید یکی از متفاوتترین و جسورانهترین تولیدات سینمای ایران در دهه ۱۴۰۰ است؛ اثری که با الهام از تراژدیهای کلاسیک و ادبیات جهان، قصهای تلخ، پرفشار و مملو از تنش خانوادگی را به تصویر میکشد.
براهنی که پیشتر با فیلم «پل خواب» نگاه تیزبین و دغدغهمندش به روان انسان و روابط معیوب را نشان داده بود، در این اثر دوم، سراغ فضایی رفته که هم یادآور شکسپیر و داستایوفسکی است و هم ریشه در تراژدیهای شاهنامهای دارد. «پیرپسر» نه فقط داستانی خانوادگی، بلکه بازنمایی فروپاشی اخلاق، بحرانهای اقتصادی، اعتیاد و کشمکشهای امیال در فضایی چارچوبگونه است.
غلام باستانی، مردی معتاد، هوسباز و زورگو، با دو پسرش علی و رضا در خانهای قدیمی و رو به زوال زندگی میکند. علی و رضا که هر کدام از مادری متفاوت متولد شدهاند، در آستانه میانسالی زیر بار فشار مالی و روحی، آرزو دارند خانه را فروخته و زندگی تازهای بسازند، اما غلام با لذتجویی و خودخواهی، این خواسته را بیپاسخ میگذارد.
ورود رعنا، زنی به ظاهر مستقل و جذاب، به عنوان مستأجر طبقه بالا، مثل جرقهای آتش اختلافات پدر و پسران را شعلهور میکند. رقابت عشقی، حسادت بیمارگونه و ناپسند، خانه را به میدان جنگی ناخواسته بدل میسازد.
«پیرپسر» یک اقتباس آزاد از چند منبع مهم است:
- رستم و سهراب: کشمکش پدر و پسر تا مرز نابودی.
- برادران کارامازوف داستایوفسکی: برادران گرفتار پدری فاسد و خودویرانگر.
- برخی مضامین شکسپیری: سقوط شخصیتها بر اثر حرص، شهوت و کینه.
این ترکیب باعث شده فیلم در کنار واقعگرایی اجتماعی، بیرونزدگیهای سبک تراژیک و فرم تئاتری هم داشته باشد.
فیلم از حضور جمعی از بهترین بازیگران ایرانی بهره میبرد:
- حسن پورشیرازی به عنوان غلام باستانی: پرقدرت، چندلایه و منزجرکننده. او با نمایش همزمان جذابیت و نفرت، یکی از بهترین نقشهای کارنامهاش را ارائه میدهد.
- لیلا حاتمی در نقش رعنا: زنی که میان خواستههایش و فشارهای بیرونی گیر کرده. بازی حاتمی سرشار از جزئیات و آرامش زیر پوستهای ناآرام است.
- حامد بهداد در نقش علی: آرام، درونگرا و خرد شده از درون. بهداد در یکی از کماغراقترین بازیهای خود ظاهر میشود.
- محمد ولیزادگان در نقش رضا: عصبی، پرتنش و آماده انفجار.
- بازیهای مکمل از محمدرضا داوودنژاد، بابک حمیدیان و رضا رویگری نیز فضای فیلم را کامل میکنند.
اکتای براهنی با استفاده از مدت زمان بلند (۱۹۰ دقیقه) و قابهای طولانی، ریتمی کند اما پرتنش خلق کرده است. فیلمبرداری ادیب سبحانی، با استفاده از رنگهای سرد و سایههای سنگین، حس فرسودگی و ناپایداری را تقویت میکند. صدای محیط و موسیقی حسام ناصری به جای اغراق، در خدمت ایجاد حالتی مستندگونه از خشونت و فشار روحی است.
براهنی به وضوح میخواهد تماشاگر را در همان فضای خفقانآور خانه زندانی کند؛ جایی که دیوارها شاهد فروپاشی انسانها هستند.
منتقدان داخلی و خارجی بهطور کلی نگاه مثبتی به فیلم داشتهاند و آن را یکی از تجربههای جدی و هنری سینمای ایران در سالهای اخیر دانستهاند. نکاتی که در نقدها به چشم میخورد:
نقاط قوت:
- شخصیتپردازی واقعگرایانه و چندلایه.
- دیالوگنویسی حسابشده که گاه جنبه ادبی و فلسفی پیدا میکند.
- بازیهای قدرتمند بهویژه از پورشیرازی، حاتمی و بهداد.
- فضاسازی خفه و منطبق بر مضمون فیلم.
نقاط ضعف:
- زمان طولانی که برای برخی تماشاگران طاقتفرساست.
- ریتم کند که گاه باعث فاصله گرفتن مخاطب عام میشود.
- خشونت و تلخی بیامان که عدهای آن را بیش از حد میدانند.
«پیرپسر» نخستین بار در پنجاهوسومین جشنواره بینالمللی فیلم روتردام (۲۰۲۴) در بخش «پرده بزرگ» روی پرده رفت و جایزه بهترین فیلم را گرفت. همچنین در جشنواره ترانسیلوانیا، گالووی ایرلند، لوکا ایتالیا، اکسگراند آلمان و لندنبریز انگلستان به نمایش درآمد و مورد تحسین قرار گرفت. این فیلم در ایران از خرداد ۱۴۰۴ اکران شد و واکنشهای زیادی برانگیخت.
نهایتا «پیرپسر» فیلمی برای همه سلیقهها نیست. این اثر تلخ، سنگین و گاه بیرحم، بیشتر برای تماشاگر جدی و صبور ساخته شده است؛ کسی که میخواهد از دل یک خانه قدیمی و رابطهای بیمار، به لایههای عمیقتری از مناسبات انسانی سرک بکشد. اکتای براهنی با دومین فیلم بلند خود نشان داده که به دنبال سینمایی هنری–روایی و جسورانه است؛ سینمایی که حتی در سختترین شرایط، از طرح مسائل ابایی ندارد.





