افسانهای شکستناپذیر: چرا «افسانه بیلی جین» (The Legend of Billie Jean) پس از ۴۰ سال هنوز الهامبخش است؟
نگاهی به فیلمی که در اکران شکست خورد، اما به جواهری ماندگار از سینمای دهه هشتاد تبدیل شد

در تیرماه ۱۳۶۴ (جولای ۱۹۸۵)، همه نگاهها به فیلمهایی چون «بازگشت به آینده» (Back to the Future)، «مکس دیوانه: فراتر از تاندردوم» (Mad Max Beyond Thunderdome)، «کوکون» (Cocoon) و «رامبو: اولین خون بخش دوم» (Rambo: First Blood Part II) بود. حتی «ای.تی.» (E.T.) دوباره به سینماها بازگشته بود. در میان این غولها، فیلمی اکران شد که در گیشه، رتبه چهاردهم را کسب کرد؛ اما امروز، پس از چهار دهه، «افسانه بیلی جین» (The Legend of Billie Jean) به اثری کالت و الهامبخش برای نسلی از مخاطبان بدل شده است.
داستانی از قدرت و مقاومت

«افسانه بیلی جین» روایت دختر جوانی به نام بیلی جین دیوی (هلن اسلیتر) است که در کورپس کریستی تگزاس زندگی میکند. برادر او، بینکس (کریستین اسلیتر، در اولین نقش سینماییاش)، توسط قلدرهای محل کتک میخورد و اسکوترش آسیب میبیند. بیلی جین برای دریافت هزینه تعمیر اسکوتر، با پدر قلدرها، آقای پایات (ریچارد بردفورد)، مواجه میشود؛ اما مورد تعرض جنسی قرار میگیرد و در پی یک حادثه، بینکس به طور تصادفی به پایات شلیک میکند. این خواهر و برادر، همراه دوستانشان، ناگهان به فراریانی بدل میشوند که تنها خواستهشان «عدالت» است: ۶۰۸ دلار بابت تعمیر اسکوتر، چون «حق، حق است».
الهام از یک افسانه واقعی

فیلمنامه اثر، الهامگرفته از زندگی فولان دوی، زن هندی مبارزی است که علیه ظلم قیام کرد و به قهرمانی مردمی تبدیل شد. فیلم، قدرت گرفتن یک دختر را در جامعهای مردسالار به تصویر میکشد؛ موضوعی که هنوز هم تازگی و اهمیت دارد. هلن اسلیتر که امروز دکترای اسطورهشناسی دارد، میگوید: «در سینما کمتر دختری را میبینیم که برای برادر کوچکش بجنگد. فیلم، بهطور ویژهای حس بیقدرتی و تلاش برای بهدستآوردن هویت را نمایش میدهد.»
پشتصحنهای پر از چالش و صمیمیت

متیو رابینز، کارگردان اثر، پس از موفقیت با فیلم «اژدهاکش» (Dragonslayer)، جذب فیلمنامهای شد که موضوع قدرت گرفتن زنان جوان را مطرح میکرد. او و همکار نویسندهاش، والتر برنستین، سعی کردند لحن اثر را انسانیتر و واقعیتر کنند؛ حتی با وجود چالشهایی مثل تغییر ندادن نام شخصیت (با توجه به محبوبیت ترانه «بیلی جین» از مایکل جکسون) یا دخالتهای تهیهکننده مشهور، جان پیترز، در همه چیز حتی مدل موی بیلی جین!
ماجرای کوتاه کردن موهای هلن اسلیتر به یکی از خاطرهانگیزترین بخشهای تولید بدل شد؛ جایی که جان پیترز اصرار داشت بهترین آرایشگر خود را از لسآنجلس به تگزاس بفرستد. خود اسلیتر میگوید: «تماماً با نقش یکی شده بودم. جوان بودم و از اینکه نقش اصلی فیلمی را دارم، سر از پا نمیشناختم. احساس میکردم باید همه چیز را تجربه کنم.»
قهرمان زن در دنیایی مردانه

یکی از نکات برجسته فیلم، حضور چند شخصیت زن در کنار قهرمان اصلی است؛ موضوعی که در فیلمهای اکشن دهه ۸۰ کمتر دیده میشد. امیلی وی. گوردون، فیلمنامهنویس نامزد اسکار و از طرفداران دوآتشه فیلم، میگوید: «فیلم مشکلات نوجوانی را بزرگسالانه اما افسانهای نشان میدهد؛ از سوءاستفاده جنسی تا فقر و فرار از قانون. با وجود تلخیها، حس میکنی میتوانی بر مشکلات غلبه کنی، چون شور و سرکشی جوانی در رگهای فیلم جاری است.»
حتی در یکی از صحنههای ماندگار، وقتی شخصیت پاتر (یاردلی اسمیت) خیال میکند تیر خورده اما متوجه میشود اولین عادت ماهانهاش را تجربه کرده، فیلم با نگاهی مثبت و بیتعارف به موضوعی میپردازد که معمولاً در سینمای آن زمان تابو بود.
رابطهها و خاطرات پشت دوربین

اغلب بازیگران فیلم بسیار جوان بودند و فضای صمیمی و دوستانهای بینشان برقرار بود. کریستین اسلیتر بعدها اعتراف کرد که شیفته هلن اسلیتر بوده و حتی به شوخی گفته بود اگر ازدواج میکردند، نیازی به تغییر نام خانوادگی نداشتند! این نزدیکی و جوانی بازیگران، به فیلم شور و انرژی خاصی داده است.
میراثی که باقی ماند

در زمان اکران، فیلم شکست خورد و منتقدان هم روی خوشی به آن نشان ندادند. با این حال، تکآهنگ «شکستناپذیر» (Invincible) از پت بناتار، که برای فیلم ساخته شده بود، به موفقیت رسید و در تابستان ۱۹۸۵ همهجا شنیده میشد. اما دلیل محبوبیت و ماندگاری «افسانه بیلی جین» چیست؟
این فیلم، پیش از همهگیر شدن شبکههای اجتماعی، داستان دختری را روایت میکند که با شعار «حق، حق است» به نماد عدالتخواهی و قدرتگیری تبدیل میشود؛ تا جایی که به نوعی، به شکل نمادین «وایرال» میشود. متیو رابینز معتقد است که در خلق این فضا، همدلی و توجه به شخصیتهای زن نقش مهمی داشته است. کیت گوردون، بازیگر و کارگردان، میگوید: «در آن زمان، کمتر فیلمی شخصیت زن را اینقدر پیچیده و الهامبخش نشان میداد. پسرها همیشه قهرمان داشتند، اما برای دختران نوجوان چنین الگویی کم بود.»
در نهایت، «افسانه بیلی جین» شاید در اکران اول شکست خورد، اما امروز الهامبخش نسلی است که به دنبال عدالت و هویت هستند. فیلمی که نشان میدهد حتی اگر صدایت شنیده نشود، حتی اگر در اقلیت باشی، باز هم میتوانی اثرگذار باشی؛ فقط کافی است به خودت و صدای درونت ایمان داشته باشی. چون «حق با حق است» و همین، افسانه بیلی جین را پس از چهل سال شکستناپذیر نگه داشته است.





