چرا پل نیومن از مقایسه شدن با مارلون براندو عصبانی میشد؟

برای بسیاری، پل نیومن همیشه مترادف با صراحت بوده است. او نیز مانند مارلون براندو و جیمز دین، پس از به شهرت رسیدن در دهه ۱۹۵۰ نماینده نوع حساستری از مردانگی شد. در مقایسه با نسلهای قدیمیتر ستارههای هالیوود، بازیگرانی مانند نیومن انرژی خام و بیپیرایهای داشتند. او حتی هیچگاه سنش را پنهان نکرد؛ موهایش که خاکستری شد، تا پایان عمر همانطور باقی ماند. حقیقتا دشوار است ستاره بزرگ دیگری از هالیوود قدیم را تصور کنیم که با موهای نقرهای، مانند نیومن در وسترن کلاسیک «Butch Cassidy and the Sundance Kid» محصول ۱۹۶۹ به کارگردانی جورج روی هیل، حریفانش را با لگدی غافلگیرانه از پا درآورد.
نیومن از تعریفهای توخالی هم خوشش نمیآمد؛ بهخصوص وقتی خبرنگاران بازی او را با مارلون براندو مقایسه میکردند. اوریانا فالاچی، خبرنگار ایتالیایی که خودش هم شخصیتی خاص و صریح داشت، هنگام مصاحبه با او در سال ۱۹۶۳ این موضوع را از نزدیک تجربه کرد.
وقتی فالاچی با اصرار نیومن اعتراف کرد که او «کمی» یادآور براندو است، این حرف بازیگر را بهشدت عصبانی کرد. نیومن پاسخ داد: «وقتی خبرنگاران به من میگویند بازیات درست مثل براندو است، یا حتی میگویند شبیه مارلون براندو هستی، دیگر با آنها حرف نمیزنم. هیچچیز احمقانهتر از این نیست که بگویند یک براندوی دیگر یا یک کلارک گیبل دیگر از راه رسیده؛ این یعنی فرار از مسئولیت ارائه یک نظر صادقانه.»
نیومن با همان صراحت همیشگی توضیح داد چرا با چنین مقایسهای مشکل دارد. از نگاه او، براندو که هشت سال قبل نخستین جایزه اسکار خود را برای «On the Waterfront»، اثری ساختارشکن در نظام استودیویی، دریافت کرده بود، کیفیت منحصربهفردی روی پرده داشت.
او درباره براندو گفت: «تواناییاش در این است که مثل آتشفشانی در آستانه فوران میسوزد. او براندو است و فقط براندو؛ یعنی بهترین بازیگری که در آمریکا داریم.» نیومن تاکید داشت که خودش بهعنوان بازیگر فاقد چنین ویژگیای است، اما آیا ارزیابی او واقعا درست بود؟

توصیف نیومن از مارلون براندو کاملا دقیق به نظر میرسد. همین کیفیت بود که بازی براندو در نقش استنلی کوالسکی خشن، بیثبات و آزارگر را در اقتباس سینمایی «A Streetcar Named Desire» محصول ۱۹۵۱ تا این اندازه ترسناک کرد. حتی بیش از ۲۰ سال بعد، زمانی که نقش دن ویتو کورلئونه آرام و مسلط را در «The Godfather» بازی کرد، میشد نشانههایی از ویتوی جوان و خطرناکی را دید که پلههای قدرت را در دنیای تبهکاران طی کرده بود.
براندو در سالهای پایانی فعالیتش به شکل بدنامی به اعتبار گذشته خود تکیه میکرد، اما بااینحال، همچنان کیفیتی متمایز در بازیهایش وجود داشت. نیومن تصور میکرد خودش از چنین تواناییای برخوردار نیست. او توضیح داد: «من همیشه خودم نیستم. اگر نقش یک کابوی را بازی کنم، کابوی هستم؛ اگر جراح باشم، جراح هستم و اگر نقش ژیگولو را بازی کنم، ژیگولو هستم. اما وقتی مردم براندو را تماشا میکنند، در واقع دارند براندو را میبینند که نقش کابوی، جراح یا ژیگولو را بازی میکند.»
اینجا جایی است که میتوان با نیومن مخالفت کرد. او در سالهای جوانی معمولا این حس را منتقل میکرد که شخصیتهایش خودشان هم از قلابی بودن تصویری که ساختهاند، باخبرند. گاهی نمیتوانستند با ظاهر زیرک و خونسردشان همخوان باشند؛ مانند ادی فلسن معروف به «فست» در «The Hustler» محصول ۱۹۶۱. گاهی نیز زیر چهره زیبا و جذابشان هیولایی پنهان بود؛ مانند مرد زنباره و شخصیت اصلی وسترن تلخ «Hud» محصول ۱۹۶۳.
با افزایش سن نیومن، تنها چیزی که تغییر کرد این بود که شخصیتهایش شناخت بیشتری از ضعفها و کاستیهای خود پیدا کردند. نمونه روشن آن، بازگشت او به نقش «فست» ادی در «The Color of Money» محصول ۱۹۸۶ بود؛ فیلمی که تنها اسکار رقابتی دوران بازیگریاش را برای او به همراه داشت.
البته چنین برداشتی از سوی کسی مطرح میشود که امروز میتواند تمام کارنامه پل نیومن را یکجا مرور کند. اینکه خود نیومن در زمان حیاتش فکر میکرد مهارت لازم برای ساختن شخصیتی سینمایی مانند براندو را ندارد، به شکلی عجیب کاملا با منش او همخوان بود؛ صادق، بیتظاهر و بهتمام معنا «نیومنوار».





