دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
دانستنیمجله فرا

چه زمانی باید دوستانمان را مسئول بدانیم؟ نقدی بر مطلق‌گرایی اخلاقی کریستین کورسگارد

«مسئولیت اخلاقی» مفهومی است که هم در فلسفه و هم در زندگی روزمره ما حضوری پررنگ دارد. اغلب ما هنگام ارتباط با دیگران، آنان را مسئول رفتار خود می‌دانیم—و بر اساس آن، واکنش نشان می‌دهیم: تحسین، سرزنش، بخشش یا خشم.

کریستین کورسگارگ، فیلسوف اخلاق و استاد دانشگاه هاروارد، بر این باور است که باید همیشه و بدون استثنا دیگران (از جمله دوستان‌مان) را مسئول بدانیم. او این دیدگاه را بر اساس فلسفه کانت بنا کرده و معتقد است عدم پایبندی به این اصل، به معنای بی‌اعتنایی به خودمختاری انسان‌هاست.

جردن مایرز، فیلسوف و نویسنده این نوشتار، در برابر این رویکرد مطلق‌گرایانه موضع می‌گیرد و استدلال می‌کند که نه‌تنها گاه جایز است مسئولیت را از دیگران سلب کنیم، بلکه در برخی شرایط حتی واجب اخلاقی است چنین کاری انجام دهیم.

نگاه کورسگارگ به مسئولیت

کورسگارگ در آثار خود، به‌ویژه کتاب «ایجاد پادشاهی اهداف» (۱۹۹۶)، مفهوم «مسئول دانستن» را به مجموعه‌ای از رفتارها و نگرش‌های اخلاقی نسبت به دیگران پیوند می‌دهد: پذیرفتن قول‌ها و تعهدات، همکاری، عشق ورزیدن، دوستی، حتی به خطر انداختن شادی یا موفقیت خود به امید انسانیت طرف مقابل.

او با تکیه بر امر قاطع کانت («چنان رفتار کن که انسانیت را، چه در شخص خود و چه در شخص دیگری، همواره به عنوان هدف و هرگز صرفاً به عنوان وسیله به کار بگیری») استدلال می‌کند:

  • احترام به دیگری به‌عنوان یک عامل اخلاقی خودمختار ⇒ مستلزم مسئول دانستن دائمی اوست.
  • حتی در شرایطی که انتخاب‌ها و رشد اخلاقی فرد تحت‌تأثیر ژنتیک یا تربیت خارج از کنترل بوده، نمی‌توان او را از مسئولیت معاف کرد.

آزمایش فکری کورسگارگ: انتخاب آزاد یا توهم؟

برای تبیین موضع خود، کورسگارگ آزمایشی ذهنی مطرح می‌کند: فرض کنید دستگاهی در مغز شما افکاری را به‌طور همزمان و بدون جلب توجه شما، وارد می‌کند. گرچه این افکار القایی هستند، احساس می‌کنید انتخاب‌هایتان آزادانه انجام شده‌اند. در چنین وضعی، حتی اگر بدانید «برنامه‌ریزی» شده‌اید، ناچارید همچنان «گویی آزاد هستید» تصمیم بگیرید و عمل کنید.

نتیجه‌گیری کورسگارگ: چون ناگزیر هستیم خود را عامل آزاد فرض کنیم، باید همیشه و در قبال همه افراد، مسئولیت اخلاقی را اعمال کنیم.

نقد جردن مایرز: جایی برای استثنا وجود دارد

مایرز معتقد است که زندگی روزمره نمونه‌های فراوانی دارد که در آن همزمان خود را «عامل آزاد» و «موجودی تعیین‌شده» می‌بینیم.
برای نمونه:

  • انتخاب کار در کتابخانه، چون می‌دانیم محیط عمومی ما را وادار به تمرکز می‌کند.
  • خودداری از خرید شکلات، چون از ضعف اراده خود آگاهیم.
  • بستن بخشی از درآمد در حساب پس‌انداز، برای جلوگیری از ولخرجی.

این مثال‌ها نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری ما گاه بر پایه پذیرش جنبه‌های قطعی و تعیین‌شده رفتارمان است. در چنین مواردی، مسئول دانستن «همیشگی» دیگران یا حتی خودمان، هم غیرواقع‌بینانه و هم غیرموجه است.

بهره‌گیری از دیدگاه پیتر استراسون

مایرز برای تفاوت‌گذاری دقیق‌تر، به مقاله مشهور پیتر استراسون «آزادی و رنجش» (۱۹۷۴) ارجاع می‌دهد. استراسون دو نوع نگرش نسبت به دیگران را مطرح می‌کند:

  1. نگرش واکنشی: واکنش‌های اخلاقی معمول انسان‌ها (بخشیدن، سرزنش، امتنان، احترام، همدلی…) که بر پایه دیدن فرد به‌عنوان عامل آزاد شکل می‌گیرد.
  2. نگرش عینی: تعلیق واکنش‌های اخلاقی و دیدن فرد به‌عنوان پدیده‌ای برای بررسی، نه یک عامل آزاد؛ یعنی نگاه «تعیین‌شده» به رفتار او.

کورسگارگ نگرش واکنشی را ضروری و تغییرناپذیر می‌داند، اما استراسون می‌پذیرد که در برخی شرایط، نگرش عینی جایگزین نگرش واکنشی می‌شود.

مایرز معتقد است هر دو دیدگاه ناکامل‌اند: کورسگارگ بیش از حد مطلق‌گراست و استراسون، معیارهای روشنی برای کاربرد نگرش عینی ارائه نمی‌دهد.

سه حالت مجاز یا الزامی برای نگرش عینی

مایرز سه موقعیت اصلی را برمی‌شمارد که در آنها تعلیق مسئولیت اخلاقی مجاز یا حتی واجب است:

  1. تأمل فرد بر خود
    مواقعی که فرد آگاهانه رفتار خود را از منظر قطعی بررسی می‌کند (گذشته‌نگر یا آینده‌نگر) برای برنامه‌ریزی یا پیشگیری از خطا.
  2. رابطه تخریب‌شده
    هنگامی که شخص مقابل، شایستگی تعامل اخلاقی را از بین برده است—مثلاً به رابطه بی‌اعتنا بوده یا توان درک و پذیرش دلایل اخلاقی را ندارد.
  3. شرایط تعیین‌کننده قوی
    زمانی که متغیرهای بیرونی یا درونی آزادی و فردیت را به‌شدت مختل کرده‌اند.
    مثال مایرز: نسخه تغییر یافته آزمایش کورسگارگ که در آن دستگاه بخشی از رفتار را القا می‌کند و نمی‌دانیم کدام بخش. اگر چنین عاملی در قتل یا رفتار شدیداً غیراخلاقی نقش داشته باشد، تعلیق نگرش واکنشی الزامی خواهد بود.

مایرز هم‌چون کورسگارگ و استراسون، ارزش «مسئول دانستن» را برای پیوند انسانی تأیید می‌کند، اما هشدار می‌دهد که پایبندی مطلق به این اصل می‌تواند به بی‌عدالتی منجر شود.

در نگاه او، روابط انسانی نیازمند انعطاف و شناخت شرایطی است که در آنها باید داوری اخلاقی را متوقف یا تعدیل کرد. احترام به خودمختاری انسان‌ها مهم است، اما گاهی اخلاق حکم می‌کند که مسئولیت را موقتاً از دوش دیگری برداریم.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا