
داور دست در جیب میبرد و کارتی بالا میآورد؛ هنوز چیزی نگفته، همه میدانند چه اتفاقی افتاده است. زرد یعنی اخطار و قرمز یعنی پایان حضور بازیکن در زمین. امروز این تصویر چنان با فوتبال گره خورده که تصور مسابقه بدون آن دشوار است. اما کارتهای زرد و قرمز از ابتدا بخشی از بازی نبودند؛ پیدایش آنها به مشکلات ارتباطی داوران و ایدهای الهامگرفته از چراغ راهنمایی برمیگردد.
پیش از کارتها، اخطار و اخراج چگونه اعلام میشد؟
پیش از معرفی کارتها، داوران اخطار و اخراج را با صحبتکردن و اشاره به بازیکنان اعلام میکردند. خودِ این مجازاتها وجود داشت، اما نشانه بصری یکسانی برای نمایش آنها در کار نبود.
در مسابقات بینالمللی، این روش همیشه روشن و بیدردسر نبود. اختلاف زبان، هیاهوی ورزشگاه و اعتراض بازیکنان میتوانست باعث شود تصمیم داور درست فهمیده نشود. گاهی حتی تماشاگران و مربیان هم نمیدانستند آیا بازیکنی رسماً اخطار گرفته یا فقط با تذکری شفاهی روبهرو شده است.
فوتبال به زبانی نیاز داشت که بدون ترجمه، تصمیم داور را به همه منتقل کند.
جام جهانی ۱۹۶۶؛ آشکارشدن یک مشکل قدیمی
در جام جهانی ۱۹۶۶ انگلستان، ابهام درباره اخطارها و مشکلات ارتباطی بار دیگر توجه مسئولان داوری را جلب کرد. دیدار پرتنش انگلستان و آرژانتین در مرحله یکچهارم نهایی، از رویدادهای مهمی بود که ضرورت روشنترشدن شیوه اعلام تصمیمها را نشان داد.
کن آستون، داور انگلیسی که در آن مسابقات مسئولیت نظارت بر داوری را بر عهده داشت، به دنبال راهحلی بود که به زبان بازیکن یا داور وابسته نباشد.
مسئله فقط این نبود که بازیکن حرف داور را بفهمد؛ باید نیمکتها، تماشاگران و هر کسی که مسابقه را دنبال میکرد نیز از تصمیم او باخبر میشدند.
چراغ راهنمایی و جرقه یک ایده
طبق روایت مشهور آستون، ایده هنگام رانندگی و با دیدن چراغ راهنمایی به ذهنش رسید. رنگها میتوانستند همان کاری را در زمین فوتبال انجام دهند که در خیابان انجام میدادند: انتقال سریع یک پیام روشن.
- زرد: احتیاط؛ بازیکن اخطار گرفته است.
- قرمز: توقف؛ بازیکن باید زمین را ترک کند.
تعبیر دقیقتر برای رنگ زرد در این روایت، «احتیاط» است، پیام آن به بازیکن این بود که رفتارش به مرز خطر رسیده و ادامه تخلف میتواند پیامد جدیتری داشته باشد.
آستون این پیشنهاد را به فیفا ارائه کرد. جذابیت طرح در سادگی آن بود: دو کارت کوچک میتوانستند چیزی را روشن کنند که گاهی چند جمله و چند اشاره هم از توضیحش عاجز بودند.
نخستین استفاده در جام جهانی ۱۹۷۰
کارتهای زرد و قرمز برای نخستین بار در جام جهانی ۱۹۷۰ مکزیک به کار گرفته شدند. از آن پس، اخطار دیگر فقط گفتوگویی میان داور و بازیکن نبود؛ تصمیمی بود که همه میتوانستند آن را ببینند.
بااینحال، نکته جالب این است که در جام جهانی ۱۹۷۰ هیچ بازیکنی اخراج نشد. بنابراین، با وجود معرفی کارت قرمز، این کارت در آن دوره به هیچ بازیکنی نشان داده نشد.
این موضوع گاهی باعث اشتباه در روایت تاریخ فوتبال میشود: معرفی کارت قرمز و نخستین استفاده از آن در جام جهانی، دو اتفاق جداگانهاند.
نخستین کارت قرمز جام جهانی به چه کسی رسید؟
چهار سال بعد، در جام جهانی ۱۹۷۴ آلمان غربی، نخستین کارت قرمز تاریخ این رقابتها بالا رفت.
در ۱۴ ژوئن ۱۹۷۴، دوعان باباجان، داور ترکیهای، در دیدار آلمان غربی و شیلی، کارلوس کاسلی، بازیکن شیلی، را اخراج کرد. نام او بهعنوان نخستین بازیکنی ثبت شد که در جام جهانی کارت قرمز دریافت کرد.
البته کاسلی نخستین بازیکن اخراجشده تاریخ جام جهانی نبود. اخراج از دوره نخست این مسابقات در سال ۱۹۳۰ وجود داشت؛ تفاوت این بود که پیش از سال ۱۹۷۰، داور برای اعلام آن کارت قرمز نشان نمیداد.
به بیان ساده، کارتها مجازاتهای تازهای اختراع نکردند؛ مجازاتهای موجود را قابلدیدن کردند.
یک راهحل کوچک با اثری جهانی
اهمیت ایده آستون فقط در دو رنگ نبود. او راهی پیدا کرد تا تصمیم داور از محدودیت زبان و فاصله عبور کند. بازیکنی در زمین، مربیای کنار خط و تماشاگری روی سکو، همگی میتوانستند در یک لحظه پیام یکسانی دریافت کنند.
کارتها اختلاف بر سر درست یا نادرستبودن تصمیم داور را از بین نبردند؛ فوتبال هنوز هم پر از اعتراض است. اما ابهام درباره اینکه «داور چه تصمیمی گرفته» بسیار کمتر شد.
گاهی یک تغییر ماندگار، به فناوری پیچیده نیاز ندارد. کافی است کسی مشکل را درست ببیند و برای حل آن، ایدهای آشنا را از خیابان به زمین فوتبال بیاورد.





