«کالین از حسابداری»؛ یک کمدی رمانتیک عجیبوغریب که یواشکی دل آدم را میبرد

بعضی سریالها را از همان قسمت اول میفهمید قرار نیست فقط یک سرگرمی چندساعته باشند. یواشیواش جا باز میکنند، با شوخیهای ریزشان، آدمهای بههمریختهشان و لحظههایی که انگار زیادی واقعیاند. «کالین از حسابداری» (Colin from Accounts) دقیقاً از همانهاست؛ یک رامکام استرالیایی جمعوجور، بامزه و فوقالعاده دوستداشتنی که بدون ادا درآوردن، تبدیل میشود به یکی از شیرینترین چیزهایی که این مدت دیدهاید.
و بهترین بخشش؟ اصلاً زور نمیزند که خاص باشد.
بگذارید از عنوان بامزهاش شروع کنیم
اولین باری که اسم سریال را میبینید، احتمالاً فکر میکنید قرار است با داستان یک کارمند خسته بخش مالی روبهرو شوید. ولی نه؛ «کالین» درواقع یک سگ است. یک سگ زخمیِ بدشانس که خیلی اتفاقی میشود دلیل آشنایی دو آدمی که احتمالاً در حالت عادی هیچوقت سمت هم نمیرفتند.
و راستش همین ایده از همان اول کار سریال را درمیآورد؛ چون «کالین از حسابداری» دقیقاً بلد است چطور از موقعیتهای کاملاً معمولی، چیزی بامزه، گرم و انسانی بیرون بکشد.
همهچیز با یک لحظه خیلی احمقانه شروع میشود
اشلی، یک دانشجوی پزشکی پرانرژی و کمی شلخته، وسط خیابان حواس گوردون را پرت میکند؛ گوردونی که از او بزرگتر است، کمی خسته به نظر میرسد و زندگیاش آنقدرها هم هیجانانگیز نیست. چند ثانیه بعد، گوردون با یک سگ تصادف میکند.
همین.
نه موسیقی عاشقانهای پخش میشود، نه باد در موهای شخصیتها میپیچد، نه دنیا میایستد. فقط دو آدم دستپاچه میمانند با یک سگ زخمی که حالا باید نجاتش بدهند.
و دقیقاً از همین نقطه، سریال آرامآرام شروع میکند به ساختن رابطهای که آنقدر طبیعی است که گاهی یادتان میرود دارید سریال میبینید.
چیزی که «کالین از حسابداری» را اینقدر دوستداشتنی میکند
خیلی از رامکامهای امروزی یا زیادی شیریناند، یا زیادی تلاش میکنند متفاوت باشند. این یکی اما انگار اصلاً به خودش فشار نمیآورد. شوخیهایش راحتاند، دیالوگها طبیعیاند و آدمهایش شبیه آدمهاییاند که واقعاً ممکن است دوروبرتان ببینید.
اشلی گاهی بیفکر رفتار میکند، گاهی زیادی حرف میزند، گاهی هم کاملاً نمیداند چه میخواهد. گوردون هم آن مرد بالغ و همیشهمطمئنِ کلیشهای نیست؛ غر میزند، اشتباه میکند، کم میآورد و بعضی وقتها مثل یک بچه رفتار میکند.
و همین باعث میشود رابطهشان واقعی از آب دربیاید.
این دو نفر مدام سوتفاهم دارند، روی اعصاب هم میروند، چیزهایی را پنهان میکنند، بعد دوباره به هم نزدیک میشوند. یعنی درست شبیه رابطههای واقعی، نه آن نسخه فیلترشدهای که معمولاً در کمدیهای رمانتیک میبینیم.
سریالی که بلد است چطور بامزه باشد
طنز سریال از آن مدل شوخیهایی نیست که مدام بخواهد برایتان لحظه وایرال بسازد. بیشتر از دل خجالت کشیدنها، سکوتهای بدموقع، حرفهای اشتباه و موقعیتهای ناجور بیرون میآید.
و نکته قشنگش اینجاست که سریال هیچوقت شخصیتهایش را مسخره نمیکند.
وقتی گوردون در یک موقعیت افتضاح گیر میکند، حس نمیکنید نویسنده دارد هلش میدهد که فقط مخاطب بخندد. وقتی اشلی خرابکاری میکند، سریال فوری تبدیلش نمیکند به یک آدم احمق کارتونی. همهچیز آنقدر نرم و انسانی پیش میرود که خندهها هم واقعیتر به نظر میرسند.
و حالا برسیم به خودِ کالین
کالین فقط یک سگ بامزه نیست که برای بانمکتر شدن داستان گذاشته باشند وسط ماجرا. کمکم تبدیل میشود به قلب رابطه اشلی و گوردون. چیزی که مجبورشان میکند مسئولیتپذیر باشند، کنار هم وقت بگذرانند و حتی درباره آینده فکر کنند.
حالا بماند که خود کالین هم با آن قیافه مظلوم و چرخ کوچکی که دارد، عملاً غیرممکن است دلتان را نبرد. جالب اینجاست که سریال حتی از همین ایده ساده هم برای سوالهای احساسیتر استفاده میکند: اگر یک روز کالین نباشد، باز هم این دو نفر دلیلی برای ماندن کنار هم دارند؟ و این همان جایی است که میفهمید «کالین از حسابداری» فقط یک کمدی سبک نیست.
شیمیای که ساختگی نیست …
یکی از مهمترین دلیلهایی که سریال اینقدر خوب جواب داده، این است که بازیگران اصلیاش — پاتریک برامل و هریت دایر — در زندگی واقعی هم زوجاند. و این را کاملاً حس میکنید.
بینشان آن راحتی و صمیمیتی وجود دارد که بهزور ساخته نمیشود. وقتی با هم شوخی میکنند، دعوا میکنند یا حتی ساکت کنار هم مینشینند، حس میکنید واقعاً سالهاست همدیگر را میشناسند.
همین شیمی باعث میشود حتی سادهترین صحنهها هم جذاب بمانند.
ولی چرا باید این سریال را ببینید؟
چون از آن سریالهایی است که حال آدم را خوب میکند، بدون اینکه مصنوعی باشد. چون یادش نرفته آدمها میتوانند همزمان هم بامزه باشند، هم آسیبپذیر، هم دوستداشتنی، هم اعصابخردکن.
چون لازم نیست آخر هر قسمت یک اتفاق بزرگ بیفتد تا مشتاق ادامهاش شوید.
و چون وسط اینهمه سریال پرزرقوبرق و پرادعا، «کالین از حسابداری» خیلی ساده میآید، کارش را میکند و یواشکی تبدیل میشود به یکی از محبوبترین چیزهایی که دیدهاید.
ساده بگوییم، «کالین از حسابداری» آن مدل رامکامی نیست که بخواهد عشق را خیلی رویایی و بینقص نشان بدهد. اتفاقاً قشنگیاش همین است که عشق را وسط دستپاچگی، خجالت، اشتباه و آدمهای کمی خراب پیدا میکند.
اگر دلتان یک سریال گرم، بامزه، صمیمی و واقعاً حالخوبکن میخواهد، این یکی را از دست ندهید.
احتمالش زیاد است که بعد از چند قسمت، نه فقط عاشق اشلی و گوردون، بلکه دلتنگ یک سگ به اسم کالین هم بشوید.





