گابریل باسو از فصل سوم «The Night Agent» و سقوط اخلاقی پیتر ساترلند میگوید
هشدار اسپویلر: این گزارش حاوی جزئیات داستانی فصل سوم سریال «The Night Agent» است

فصل سوم سریال «The Night Agent» یکی از تیرهترین، پرفشارترین و روانشناسانهترین فصلهای این مجموعه است؛ جایی که پیتر ساترلند، مأمور وفادار و همیشه در خط مقدم، بیش از هر زمان دیگر با پیامدهای تصمیمهای خود روبهرو میشود. تصمیمی که از یک سو جان رز لارکین و هزاران نفر دیگر را نجات داد و از سوی دیگر، مسیر انتخابات ریاستجمهوری آمریکا را تغییر داد و پیروزی را به ریچارد هیگن، فرماندار جاهطلب، هدیه کرد.
این فصل، بیش از هر چیز درباره بهای حقیقت، فساد سیستماتیک در قدرت و ناتوانی انسان از فرار از عواقب اخلاقی انتخابهای خود است. گابریل بسو، بازیگر نقش پیتر ساترلند، درباره تجربههایش در این فصل، چالشهای بازیگری، سکانسهای اکشن، فشارهای روانی شخصیت و حتی حضور نداشتن رز در فصل سوم صحبت کرده است.
عذاب وجدان پیتر؛ معاملهای با بهای سنگین
پیتر ساترلند در فصل سوم، با پیامدهای معاملهاش با جیکوب مونرو، دلال مرموز اطلاعات، زندگی میکند. مونرو اطلاعات لازم را برای نجات رز فراهم کرد، اما در مقابل، شبکهای از معاملات سیاسی و مالی تاریک را تقویت کرد که نتیجهاش تغییر نتیجه انتخابات بود. پیتر میگوید: «او تصمیم گرفت تا جان بسیاری را نجات دهد. اما اینکه تصمیم خوبی بود، معنیش این نیست که همهچیز بعد از آن خوب پیش میرود. باید با عواقبش زندگی کند.»
این احساس گناه، در طول فصل، بر ذهن و رفتار پیتر سایه میاندازد. او به کمک خبرنگاری به نام ایزابل – زنی جسور و بیپروای واقعی – تلاش میکند ابعاد شبکه پولهای سیاه هیگن و بانوی اول را کشف کند. هر چه بیشتر پیش میروند، عمق فساد آشکارتر میشود.
قاتل بیرحم؛ ورود «پدر»
پشتپرده این شبکه تاریک، بانکداری قدرتمند قرار دارد که برای متوقف کردن پیتر و ایزابل، قاتلی بیرحم با نام «پدر» را میفرستد. تعقیب و گریزهای متعدد این سه شخصیت، یکی از بخشهای پرتنش و پرریتم فصل سوم است.
در نهایت، «پدر» موفق میشود پیتر را دستگیر کند و او را با استفاده از نوعی داروی شبیه به سرم حقیقت، بازجویی کند. این بازجویی یکی از مهمترین و روانشناسانهترین سکانسهای کل فصل است.
سکانس بازجویی؛ بهترین بازی گابریل بسو از نگاه سازندگان
بسو درباره این صحنه میگوید: «مشاوران فنی توضیح دادند این دارو طوری عمل میکند که انگار آدم مست است؛ هر چیزی به ذهنش بیاید، بیدرنگ از دهانش خارج میشود. نه منسنجم است، نه قابل کنترل. فکر میکنم پیتر بعداً هیچ چیزش را یادش نخواهد آمد و احساس خستگی شدید خواهد داشت.»
این بازجویی، نقطهای است که احساسات سرکوبشده پیتر درباره پدرش – که به خیانت متهم شده بود – فوران میکند. سازنده سریال، شاون رایان، این سکانس را «بهترین بازی بسو در کل سریال» توصیف کرده است.
بسو نیز از همکاری با استیون مویر، بازیگر نقش «پدر»، بسیار راضی بوده: «بیشتر وقتمان در حال تعقیب و گریز بودیم. این اولینبار بود که نشستیم و با هم یک صحنه واقعی بازی کردیم. تجربه فوقالعادهای بود.»
دیالوگ جنجالی پیتر با رئیسجمهور
یکی از لحظات ماندگار فصل، جایی است که پیتر خطاب به رئیسجمهور میگوید: «با نهایت احترام، قربان… لعنت به شما.»
بسو میگوید: «حس خوبی داشت. شخصیت رئیسجمهور فکر میکند بالاتر از قانون است؛ مثل بسیاری از سیاستمداران امروز. اینکه پیتر بتواند فساد را ببیند و مستقیماً مقابلش بایستد، واقعاً به دل خیلیها مینشیند.»
حضور پیتر در کاخ سفید؛ اما خود گابریل بسو هرگز وارد آن نشده
با وجود اینکه شخصیت پیتر در طول سریال بارها وارد کاخ سفید میشود، بسو میگوید: «نه، هرگز داخل کاخ سفید نرفتهام. ما فقط بیرونش را برای پروژه House of Dynamite دیدهایم.»
وقتی پرسیده میشود آیا معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس – که بسو نقش او را در فیلم «Hillbilly Elegy» بازی کرده بود – او را دعوت کرده یا نه، پاسخ میدهد: «نه، هیچکس دعوتم نکرده. و راستش نمیخواهم بروم.»
انتخاب همکار جدید برای پیتر؛ پیشنهادی غیرمنتظره
در پایان فصل سوم، معاون مدیر موسلی اعلام میکند که پیتر قرار است یک شریک/همکار جدید داشته باشد. بسو در پاسخ به اینکه ترجیح میدهد چه کسی همراه پیتر باشد، میگوید: «برعکس چیزی که همه فکر میکنند، دوست دارم کسی حتی شدیدتر و پرانرژیتر از خود پیتر کنار او باشد. دو آدرنالین-جونکی کنار هم… یکیشان بگوید: “نه، خانواده تعطیل! فردا این عملیات، پسفردا هم آن یکی!”»
او میگوید حضور چنین شخصیتی میتواند باعث شود پیتر برای اولینبار خود واقعیاش را از بیرون ببیند.
خطرناکترین و نفسگیرترین بدلکاریها
بسو میگوید خطرناکترین بدلکاری فصل، چرخش معکوس ۱۸۰ درجه در استانبول بوده: «با سرعت حدود ۳۰ مایل، روی سنگفرش، با یک رنو خراب… فقط یک دهفوت فضا داشتم. اگر نمیرسیدم، مستقیم میرفتم توی بتون.»
اما سختترین بدلکاری از نظر بدنی، صحنه نبرد زیر آب بوده: «هشت تا نه ساعت داخل تانک آب در جمهوری دومینیکن بودیم. از همه زوایا فیلمبرداری میکردیم. واقعاً خستهکننده بود.»
رابطه عاشقانه با ایزابل؟ پیتر فقط یک نفر را میخواهد: رز
در فصل سوم، برخلاف حدس بسیاری از طرفداران، بین ایزابل و پیتر رابطه عاشقانهای شکل نمیگیرد. بسو درباره این موضوع میگوید: «پیتر هنوز عاشق رز است. او کسی نیست که بگوید “خب رز نیست، بگذار با این یکی باشم.” الان کارش برایش مهمتر است، اما اگر قرار باشد وارد رابطهای شود، قطعاً دنبال رز میگردد.»
بسو همچنین اعتراف کرد که نبود رز، جنبهای از تردید را از پیتر حذف کرده و او را به نسخه کاملتری از خودش تبدیل کرده است.
فصل سوم «The Night Agent» با محوریت عذاب وجدان، فساد سیاسی، تعقیب و گریزهای نفسگیر و سکانسهای احساسی عمیق، یکی از بهترین فصلهای سریال محسوب میشود. گفتوگوی گابریل بسو نیز نشان میدهد که شخصیت پیتر ساترلند در این فصل به بلوغ جدیدی رسیده و اکنون بیش از هر زمان دیگر میداند که بهای حقیقت چقدر سنگین است.





