دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانمصاحبه و گفتگو

گفتگو با لوکا بونو، نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه «جسدها» درباره مهاجرت و نمایندگی لاتین‌ها

فیلم کوتاه درام «جسدها» به نویسندگی و کارگردانی لوکا بونو، داستان دو افسر پلیس لس آنجلس را روایت می‌کند که به یک تماس مربوط به بی‌نظمی در خانه‌ای در محله‌ای با اکثریت مهاجر و اقلیت‌ها پاسخ می‌دهند. در حین بررسی، افسر آلوارز (با بازی آلونسو گارسیا) نشانه‌های فرهنگی را می‌بیند که حکایت از موضوعی بزرگ‌تر دارد. او که در تقابل میان میراث لاتین خود و وظایفش به عنوان مأمور قانون است، به تأمل درباره انسانیت و همدلی می‌پردازد.

پیش از اکران فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم لاتین لس‌آنجلس، لوکا بونو با خبرنگار درباره وضعیت مهاجران و اهمیت نمایندگی لاتین‌ها صحبت کرده است.

خبرنگار: الهام ساخت این فیلم کوتاه از کجا بود؟

لوکا بونو: به نظرم ما در مقام فیلمسازها فرصت داریم موضوعات مهم و مرتبط را مطرح کنیم. بحث مهاجرت همیشه موضوعی مهم، حالا و در آینده بوده و هست. در ماه‌ها و سال‌های اخیر، با تیترها و اعداد و اخبار حساس‌برانگیز بمباران شده‌ایم و من می‌خواستم داستانی درباره این موضوع بگویم که انسانیت پشت این قضیه را نشان بدهد. برای من آن انسان‌ها، خانواده‌ها و آدم‌ها پشت اعداد و اخبار نادرست و جنجال‌ساز مهم بودند که باعث شد بخواهم این فیلم را بسازم.

خبرنگار: شنیدم شما در برزیل به دنیا آمده‌اید، بعد به فرانسه رفتید و سپس به آمریکا آمدید. چقدر با موضوع فیلم ارتباط دارید؟

بونو: من در برزیل به دنیا آمدم، خانواده‌ام کاملاً برزیلی‌اند و افتخار به هویت لاتین‌شان دارند. هشت سالگی به فرانسه و موناکو رفتیم، سپس ۱۴ سالگی به برزیل برگشتم و ۱۶ سالگی به آمریکا آمدم. همیشه برای من مهاجر بودن، غریبه بودن در مدارس، فرهنگ‌ها و کشورها موضوع بوده است. خانواده‌ام به خاطر کار پدرم جابه‌جا شد و من هم به خاطر علاقه به فیلم‌سازی به آمریکا آمدم. این حس جستجوی زندگی بهتر و دنبال کردن رویا را کاملاً می‌فهمم، حتی اگر شرایط من شبیه کسانی که در فیلم نشان دادم نباشد.

خبرنگار: قبلاً گفتید زیاد از فیلم‌های ترسناک خوشتان نمی‌آید ولی در فیلم شما نماهای ترسناک هم هست. درباره سبک فیلم‌برداری بیشتر بگویید.

بونو: درست است، من از ترسناک‌های خشن خوشم نمی‌آید، اما از کودکی می‌خواستم کارگردان شوم. خانواده‌ام در تلویزیون و بازیگری فعالیت داشتند و من ابزارهای لازم برای هر ژانری را در اختیار دارم. موضوع فیلم جدی و تاریک است و از تکنیک‌های سبک ترسناک برای ایجاد حس استفاده کردم. فیلم درباره نگاه و زاویه دید است و کمی پیچش دارد. این حس تعلیق به ترس واقعی آدم‌ها در هر دو طرف ماجرا مرتبط است.

خبرنگار: چگونه آلونسو گارسیا را برای نقش افسر آلوارز انتخاب کردید؟

بونو: او فوق‌العاده است و اهل پرو است، پس لاتین است. جالب است که او یکی از اولین کسانی بود که تست داد و من چند ماه دنبال بازیگر بودم، ولی همیشه فکر می‌کردم هیچ‌کس مثل او خوب نیست. توانایی‌اش در بیان احساسات بدون کلام خیلی خاص بود.

خبرنگار: در فیلم دیالوگ خیلی کم است. چطور این را طراحی کردید؟

بونو: موضوع نگاه است. من عمداً دیالوگ را کم گذاشتم تا نبودش جلب توجه کند و مخاطب فکر کند اگر دیالوگ بود، شخصیت‌ها چه می‌گفتند. این باعث می‌شود مردم فضای خالی را با احساسات و تفسیر خود پر کنند. این پایان باز هم به جهانی‌تر شدن داستان کمک می‌کند. یکی از الهام‌هایم دنیس ویلنوو است که معتقد است فیلم ابزارهای زیادی به جز دیالوگ دارد و گاهی دیالوگ زیاد می‌شود.

خبرنگار: درباره گردنبند افسر آلوارز و نمادگرایی آن بگویید.

بونو: این گردنبند در فرهنگ‌های لاتین بسیار شناخته شده است، هر کشوری اسم خودش را دارد اما همه به یک معنا است. وقتی او در ابتدا آن را پنهان می‌کند یعنی وظیفه و حرفه‌اش را به فرهنگ و انسانیتش ترجیح می‌دهد. اما وقتی گردنبند را دوباره بیرون می‌آورد یعنی حالا فرهنگ و انسانیت را جلوتر از وظیفه‌اش قرار داده است. این راهی بود برای بیان این تغییر بدون کلام.

خبرنگار: صحنه پیدا کردن خانواده در کمد، بدون کلام و پر از نگاه است. درباره آن بیشتر بگویید.

بونو: این صحنه از ترس و نگرانی شروع می‌شود و به نوعی رهایی و سپس شوک و سردرگمی می‌رسد. آن زن تازه بچه‌دار شده و خون روی زمین است. دستبند دختر کوچک به گردنبند افسر مرتبط است و نوعی پیوند ایجاد می‌کند. ما چندین برداشت مختلف از واکنش او گرفتیم تا حس‌های مختلف را نشان دهیم؛ ترس، تعجب، همدلی و… این صحنه مثل یک ترن هوایی احساسی است.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا