دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار

یادی از قدیمی‌های تئاتر اصفهان؛ یازدهمین استان

[ad_1]

جمشید پوراحمد
اصفهان شهر کودکی ام با خاطرات و رویاها و نوستالژی‌های آن… بزرگان تئاترش استاد فرهمند، رجایی، جهانگیر فروهر، وحدت، هوشنگ حریرچیان و زنده‌یاد رضا ارحام‌صدر؛ هنرمندی که غم و درد مردم روزگارش را در نهایت هنرمندی و ظرافت روی صحنه در قالب طنز اجرا می‌نمود و شهرت و محبوبیتش همچنان نزد ایرانیان به ویژه مردم اصفهان به یادگار مانده… تا هنرمندی بدون اغراق کاملا خودجوش و بدون حامی پا بر صحنه تئاتر گذاشت، حسن اکلیلی؛
اکلیلی خواسته یا ناخواسته مکتب ارحام صدر را دنبال و زنده کرد. با اجرای بیش از یکصد نمایش در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگر…
تفاوت خارق‌العاده حسن اکلیلی نسبت به ارحام صدر این است که ارحام صدر اجازه نمی‌داد بازیگران نمایش تحت هر شرایطی خنده از تماشاچی بگیرند اما اکلیلی راه را برای بازیگرانش به ویژه بازیگران جوانش باز کرد و این امتیاز تحسین‌برانگیز اوست.
حسن اکلیلی به غیر از نمایشنامه‌های موفق و پرمخاطبش در سریال‌های بسیاری با نقش‌های متفاوت بازی کرد و یکی از این سریال‌ها «آقای گرفتار» بود که کل جمعیت کشور گرفتار این سریال به‌یادماندنی بودند که باعث می‌شد خانواده‌ها دور هم جمع شوند!
با اینکه حسن اکلیلی حدود بیست سال است روی صحنه نرفته اما هر روز طرفدارانش بیشتر و بیشتر می‌شوند. یکی از مهم‌ترین دلایل این مقبولیت این است که با همیشه با غم و درد مردم شهرش همدردی داشت و دارد…
برای اکلیلی مردم اصفهان چون اعضای خانواده‌اش می‌مانند، او در غم و شادی آنان شریک است و چون پدر خانواده خدمتگزارشان.
موضوعات فرهنگی استانها در اولویت ساخت مستند «آفرین آفرینش» بوده و هست.
***
چندی پیش و به دعوت یکی از مدیران اداره ارشاد اصفهان، یک اجرای نمایش خصوصی را دیدیم که متاسفانه کارگردانش از ابتدایی‌ترین دانش یک کارگردان برخوردار نبود اما در عوض بسیار مدعی!
نکته قابل توجه اینکه شورای بازبینی، نمایش فوق را قابل اجرا ندانست که این موضوعی بسیار حائز اهمیت بود.
در این میان اما آنچه مرا متاثر و متاسف و حتی ناامید کرد اینکه براساس یک رویه کلیشه‌ای، در اکثر نمایش‌ها دو نابازیگر بسیار فربه و بی دلیل و بدون منطق زن‌پوش می‌شوند!
روزگاری بود که بعضی از مسئولان وقت نگران تهاجم فرهنگی بودند! حال کجایند این مسئولان فرهنگی که بیایند و ببینند که با دست توانگر خود، به چه آسانی زمینه‌های بروز فساد و اختلاس فرهنگی فراهم شده است!
برای فراهم کردن مقدمات یک نمایش، برای پیدا کردن یک دختر بچه، مادر و مادر بزرگ مرا وصل نمودند به مجموعه فرشچیان و جنابی که با شلوار زردشان هم مدیر فرهنگی بودند و هم مدرس و هم کارگردان و هم؟!!
از اعضای شورای بازبینی بعد از دقایقی صحبت با سه خانم بسیار محترم آن جناب تشریف آوردند و فرمودند دکتر مال هستند! از خجالت آب شدم و به همین دلیل به مدیر مجموعه پیشنهاد دادم کلاسی دوماهه و فشرده بازیگری در مجموعه برای مقاطع دانشگاهی ‌برگزار شود و از محل درآمد حاصله از سهم اینجانب، کتاب‌های تخصصی برای استفاده عموم خریداری شود.
آقای رئیس از پیشنهادم استقبال کرد البته در حد نوشتن یک نامه(!)
***
در خصوص کلاس بازیگری جلساتی با مدیران جوان اداره ارشاد برگزار کردم اما گفت‌وگو و نتیجه بی‌حاصل این نشست‌ها برایم سخت بود تا اینکه حسن اکلیلی را دیدم و طی چندین جلسه و ساعت‌ها گفت‌وگو قرار شد کار مشترکی را به روی صحنه ببریم.
می‌دانستم که اکلیلی به دلیل بی‌مهری‌هایی که در طول سالیان در حقش روا کرده بودند، آزرده‌خاطر است اما به احترام سال‌ها دوستی بین ما، حاضر به قبول پیشنهاد همکاری‌ام خواهد بود.
من و حسن اکلیلی ۳۵ سال پیش قرار انجام کار مشترکی داشتیم که عملی نشد اما کوتاه مدتی است در حال نگارش نمایشنامه «کریم پشه» هستیم که قرار است بهانه‌ای باشد تا این بازیگر توانا بعد از دو دهه به صحنه بازگردد…

[ad_2] نقل از بانی-فیلم


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا