۱۰ چهره سرشناس انقلاب فرانسه

انقلاب فرانسه مسیر تاریخ فرانسه را در قرن هجدهم تغییر داد. مردم فرانسه از نحوه حکومت سلطنت بر کشور و خرج کردن مالیات هایشان خسته شده بودند. اوضاع در ۱۴ جولای ۱۷۸۹ به اوج خود رسید، زمانی که جمعیت زیادی از مردم به زندان باستیل یورش بردند، زندانیان را آزاد کردند و سلاح ها را به سرقت بردند.
از آنجا، پادشاه و ملکه دستگیر شدند، شورشهای بیشتری رخ داد و گروه جدیدی از مردم کنترل را به دست گرفتند: انقلابیون.
چندین شهروند فرانسوی مسئول انقلاب فرانسه و دوران ترور پس از آن بودند. کمی تحقیق کردیم تا ۱۰ انقلابی مشهور فرانسوی را برایتان معرفی کنیم پس با فرامدیا همراه باشید.
۱ . امانوئل-ژوزف سیس

امانوئل-ژوزف سیس نویسنده و روحانی برجستهی فرانسوی قرن هجدهم بود. پیش از آغاز انقلاب فرانسه، جمعیت این کشور به سه «طبقه»ی مجزا تقسیم میشد. طبقهی روحانیون، طبقهی پادشاهان و اشراف، و طبقهی دیگر شامل همهی مردم باقیمانده بود. طبقهی سوم ۹۸ درصد از جمعیت را تشکیل میداد.
در سال ۱۷۸۹، سیس جزوهای سیاسی منتشر کرد که خواستار حق رأی و مشارکت گستردهتر برای طبقهی سوم شد. هرچند خودِ سیس عضو طبقهی اول بود، اما نیاز فزایندهی طبقهی سوم به مشارکت بیشتر در سیاست و لزوم داشتن نمایندگی مشروع برای چنین بخش بزرگی از جمعیت فرانسه را درک میکرد.
جزوهی سیس به طور گستردهای خوانده شد و جنجال زیادی در فرانسه به پا کرد و به هدایت مردم به سوی انقلاب کمک کرد. او در سال ۱۷۹۹ توسط همرزمان انقلابیاش به عنوان مدیر فرانسه انتخاب شد، اما همچنین نقش مهمی در پایان انقلاب ایفا کرد.
او به همراه ناپلئون بناپارت، در اواخر سال ۱۷۹۹ با کودتای ۱۸ برومر، علیه دولت انقلابی فاسدِ آن زمان قیام کرد که این واقعه پایان جنگ را رقم زد. سپس به عنوان کنسول جمهوری فرانسه انتخاب شد. امانوئل-ژوزف سیس به طور واقعی از آغاز تا پایان در انقلاب فرانسه مشارکت داشت.
۲ . مارکی دو لافایِت

علاقهمندان به تاریخ آمریکا احتمالاً نام لافایت را میشناسند. او پیش از آنکه در انقلاب کشور خود شرکت کند، در سال ۱۷۷۶ در کنار سربازان آمریکایی برای استقلال آمریکا جنگید.
با بازگشت او به فرانسه در ۱۷۸۷، زمزمههای انقلاب فرانسه به گوش میرسید. لافایت به سرعت در این جنبش مشارکت کرد و در سال ۱۷۸۹ برای تدوین اعلامیهی حقوق بشر و شهروند با سیس همکاری نزدیک داشت. این اعلامیه، ارزشهای انقلاب فرانسه را ترسیم میکرد و بر حس رو به رشد دموکراسی در سراسر اروپا تأثیر میگذاشت.
لافایت اغلب با انقلابیونِ رادیکالتر درگیر میشد و سرانجام زمانی که خانوادهی سلطنتی در ۱۷۹۱ تقریباً از فرانسه فرار کردند، به او لقبِ خیانتکار داده شد. او برای فرار از دستگیری از فرانسه گریخت و در اتریش زندانی شد و به مدت ۵ سال در اسارت به سر برد. او سرانجام پس از کودتای ناپلئون، دوباره به کشور بازگشت و به از او استقبال شد.
۳ . ماکسیمیلیان روبسپیر

احتمالاً حتی اگر هرگز به طور جدی دربارهی انقلاب فرانسه مطالعه نکرده باشید، با شنیدن نام ماکسیمیلیان روبسپیر متعجب نمیشوید. او یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین شخصیتهای انقلاب فرانسه به شمار میرود. او همچنین یکی از خشنترین و رادیکالترینِ انقلابیون بود.
به نظر میرسد روبسپیر از نیتِ خیرخواهانهای برخوردار بود. او به عنوان وکیل مدافع فقرا شناخته میشد، خواهان کنترل قیمت کالاهای مصرفی روزانه بود و لغو بردهداری در مستعمرات فرانسه را ترویج میکرد.
با آغاز انقلاب فرانسه، انقلابیون به دو گروه تقسیم شدند: ژیروندنها یا بریسوتنها و مونتانیارها یا ژاکوبنها. در سال ۱۷۹۱، ژیروندنها خواستار جنگ علیه اتریش و پروس شدند و مونتانیارها با آن مخالفت کردند. روبسپیر رهبر مونتانیارها بود.
این دو گروه تا سال ۱۷۹۳ با هم درگیر بودند تا اینکه ژیروندنها از قدرت برکنار شدند و روبسپیر به همراه مونتانیارها کنترل را به دست گرفتند. این تغییر همچنین با آغاز دورهی تِرور همراه بود که روبسپیر در رأس آن قرار داشت. در این مرحله از انقلاب فرانسه، اوضاع به شدت خشونتآمیز شد و بسیاری از مردم با گیوتین به مرگ محکوم شدند. بیش از ۴۰ هزار نفر با دستور مستقیم روبسپیر کشته شدند.
وضعیت آشکارا از کنترل خارج شده بود. مردم در وحشت روبسپیر و گیوتین زندگی میکردند و علیه او دست به توطئه زدند. سرانجام او خود نیز در سال ۱۷۹۴ به تیغهی گیوتین سپرده شد که این واقعه به دورهی ترور پایان داد.
۴ . لویی-آنتوان دو سن ژوست

لویی-آنتوان دو سن ژوست انقلابی دیگری است که با نیت خیر اما با سرانجامی تلخ شناخته میشود و او نیز در نهایت با گیوتین اعدام شد.
سن ژوست تنها ۲۵ سال داشت که درگیر انقلاب فرانسه شد. او بیشتر به خاطر رهبریِ جنبشی که منجر به مرگ پادشاه شد، شناخته میشود. او خواهان محاکمهی پادشاه به عنوان خائن تحت نام لوئی کاپت بود.
پس از مرگ پادشاه، سن ژوست قانون اساسی فرانسه ۱۷۹۳ را نوشت. او رابطهی نزدیکی با روبسپیر برقرار کرد و به او در اجرای دورهی ترور کمک کرد. او حتی به دلیل بیرحمیاش در فرستادن افراد مظنون به خیانت به پای گیوتین، با لقب «فرشتهی مرگ» شناخته میشد. سن ژوست همراه با روبسپیر سقوط کرد و هر دوی آنها در یک روز با گیوتین اعدام شدند.
۵ . کلر لاکومب
کلر لاکومب بیشتر به خاطر نقشش در تأسیس گروه انقلابی زنان، یعنی «انجمن زنان جمهوریخواه انقلابی» شناخته میشود. او این گروه را در سال ۱۷۹۳ به همراه یکی دیگر از انقلابیون به نام پائولین لئون تأسیس کرد.
پیش از آن، در دهم آگوست ۱۷۹۲، کاخ تویلری (مجاور کاخ لوور که در قرن نوزدهم در آتشسوزی نابود شد و هرگز بازسازی نشد) توسط گروهی از انقلابیون مورد حمله قرار گرفت. لاکومب در آنجا حضور داشت و حتی پس از اینکه در بازویش تیر خورد، به مبارزه ادامه داد. او به خاطر شجاعتش بعدها به لقب «قهرمانِ دهم آگوست» شناخته شد.
او به سرعت در انقلاب بیشتر درگیر شد و در آنجا با لئون آشنا شد و «انجمن زنان جمهوریخواه انقلابی» را تأسیس کرد. این گروه عمدتاً از زنان کارگر بازارهای پاریس تشکیل شده بود و در آن زمان با گروههای رادیکال دیگری مانند «سانکولوت»ها و «انراژه»ها مرتبط بودند.
با آغاز دورهی ترور، روبسپیر و پیروانش برای ریشهکن کردن گروههای انقلابی رادیکال، از جمله گروه لاکومب، تلاش کردند. انقلاب به طور فزایندهای بر حقوقِ مردان متمرکز شد و دیگر به حقوق زنان توجهی نداشت و «انجمن زنان جمهوریخواه انقلابی» برای ادامهی فعالیت مبارزه کرد.
در نهایت، انقلابیون مرد به همراه نیازهایشان پیروز شدند. لاکومب دستگیر شد و سپس آزاد شد، اما در اکتبر ۱۷۹۳ فعالیت همهی گروههای زنان ممنوع شد. لاکومب اعدام نشد، اما پس از آزادی از زندان در ۱۷۹۵، دیگر هیچ اشارهای به او در اسناد تاریخی وجود ندارد.
۶ . ژاک-پیر بریسو

پیش از این شما را با ماکسیمیلیان روبسپیر، رهبر مونتانیارها آشنا کردیم. ژاک-پیر بریسو یکی از مهمترین رهبران گروه مقابل، یعنی ژیروندنها به شمار میرود.
پیش از پرداختن به جزئیات مربوط به بریسو، میخواهیم کمی بیشتر دربارهی این دو گروه انقلابی صحبت کنم. مونتانیارها رادیکالتر از این دو گروه بودند و برای رفع نیازهای کارگران و طبقات پایین جامعه مبارزه میکردند. ژیروندنها بسیار محافظهکارتر بودند و این گروه از بازرگانان، تجار و سرمایهداران تشکیل شده بود.
بریسو عضو مهمی از کنوانسیون ملی جدید بود، که اولین حکومتِ انقلاب فرانسه به شمار میرفت. اما زمانی که مونتانیارها به قدرت رسیدند، او را به خیانت متهم کردند و در سال ۱۷۹۳ با گیوتین اعدام شد.
۷ . ژان پل مارا

ژان پل مارا روزنامهنگار برجستهای در دوران انقلاب فرانسه بود. او سردبیری نشریهی رادیکال «لِامی دو پِوپل» (دوست مردم) را برعهده داشت و اغلب مقالاتی را منتشر میکرد که از طبقهی فقیر جامعهی فرانسه دفاع میکرد.
مارا علاوه بر روزنامهنگاری، عمیقاً درگیر بسیاری از رویدادهای انقلابی بود. این شامل راهپیمایی زنان به سوی ورسای و کشتارهای سپتامبر میشد. مارا همچنین مبارزه علیه ژیروندنها را به عهدهی خود میدانست.
او چندین مقاله در انتقاد از انقلابیون محافظهکارتر منتشر کرد و از ابراز عقیدهی صریح خود ابایی نداشت. برخی از پژوهشگران میگویند که انقلاب به دلیل نوشتهها و نفوذ او به سمت رادیکالیسمِ بیشتری سوق پیدا کرد. در سال ۱۷۹۳، او توسط یک هوادار ژیروندن به نام شارلوت کوردای به قتل رسید. کوردای نیز چهار روز بعد با گیوتین اعدام شد.
۸ . شارلوت کوردی

پیشتر به طور خلاصه به شهرت شارلوت کوردای اشاره کردیم: ترور ژان پل مارا. حالا میخواهیم کمی بیشتر دربارهی چگونگی رسیدن کوردای به این نقطه برایتان بگوییم.
کوردی از حامیان انقلاب بود، اما خود را بیشتر به ژیروندنهای محافظهکار نزدیک میدید. او از چرخش خشونتآمیز و رادیکال انقلاب وحشت داشت و همانند بسیاری دیگر، مارا را مقصر میدانست. او حتی در اعترافاتش گفت که مارا را برای «نجات صدها هزار نفر» به قتل رسانده است. از نظر او، با مرگِ مارا خشونتها پایان مییافت.
مارا به دلیل یک بیماری پوستی مجبور بود حمامهای درمانی بگیرد. کوردی با ادعای داشتن اطلاعاتی دربارهی قیام ژیروندنها، خود را به محل اقامت مارا رساند. مارا او را در حالی که در وان حمام بود، پذیرفت و بعد از اینکه کوردی اطلاعات جعلیاش را به او داد، او را با چاقو زد. مارا اندکی بعد درگذشت.
کوردای به سرعت دستگیر، محاکمه و به تیغهی گیوتین سپرده شد. او چهار روز پس از قتل مارا جان باخت.
۹. ژرژ دانتون

در خلال انقلاب فرانسه، چندین کلوب مردمی با هدف گردهم آوردن انقلابیون شکل گرفت. ژرژ دانتون رهبر باشگاه کوردالیهها بود و تحت رهبری او، این باشگاه به نیرویی سیاسی قدرتمند تبدیل شد.
دانتون نقش مهمی در حملهی دهم آگوست به کاخ تویلری ایفا کرد که منجر به دستگیری و تصاحب پادشاه و خانوادهی سلطنتی شد. حداقل او خود را بابت این حمله مسئول میدانست. مورخان از نقشِ واقعی او در برنامهریزی حمله مطمئن نیستند.
پس از حمله به کاخ تویلری، دانتون به عنوان اولین رئیس کمیتهی امنیت عمومی منصوب شد، کمیتهای که در دوران حکومت وحشت تشکیل شده بود. با این حال، همانند بسیاری دیگر، مونتانیارها در نهایت علیه دانتون شوریدند و او را در سال ۱۷۹۴ به تیغهی گیوتین سپردند.
۱۰. پولین لئون
پیشتر به پولین لئون بهطور خلاصه اشاره کردیم. او به همراه کلر لاکومب، «انجمن زنان جمهوریخواه انقلابی» را تأسیس کرد. لئون در پاریس بزرگ شد و بر این باور است که پس از دیدنِ اعدامِ رهبران یک شورش نان، به انقلاب پیوست.
لئون در سال ۱۷۹۲ به نمایندگی از زنان پاریسی در برابر مجلس قانونگذاری حاضر شد. او خواستار تشکیل یک نیروی شبهنظامی زنانه شد تا زنان فرانسه نیز بتوانند برای انقلاب بجنگند. در سال ۱۷۹۳، او به همراه کلر لاکومب، «انجمن زنان جمهوریخواه انقلابی» را تأسیس کرد.
علاوه بر این، لئون رهبر «فم سانکولوت» (نسخهی زنانهی گروه رادیکال سانکولوتها) بود و همچنین به طور مرتب در جلسات «باشگاه کوردالیهها» شرکت میکرد. او همچنین با تئوفیل لکْلِرک، رهبر گروه «انراژه»ها ازدواج کرده بود.
لئون و لکلرک در سال ۱۷۹۴ دستگیر شدند و پس از آزادی او، دیگر هیچ اطلاعاتی از زندگیاش در دست نیست.
جمع بندی
انقلاب فرانسه دورانی پرآشوب در تاریخ این کشور بود و افراد بیشماری در آن نقش داشتند. امیدوارم از اینکه کمی بیشتر دربارهی ۱۰ شخصیت مهم از این دوره آموخته باشید!





