پشتپرده فصل سوم «عصر طلایی» (The Gilded Age): جادوی طراحی صحنه از نیویورک تا انگلستان
چطور تیم تولید «عصر طلایی» با ترکیب لوکیشنهای واقعی و جلوههای ویژه، تماشاگر را به قلب قرن نوزدهم میبرد؟

از روزهایی که بزرگترین نقطه اوج سریال «عصر طلایی» (The Gilded Age) عبور شخصیت اگنس (کریستین برنسکی) از یک سوی خیابان به سوی دیگر بود، راهی طولانی آمدهایم! فصل سوم این سریال موفق HBO، مخاطب را از آریزونا تا آن سوی اقیانوس اطلس برده و البته زمان زیادی هم در خانههای باشکوه و پرزرق و برق نیویورک سپری کرده است. این گستردگی جغرافیایی، چالشهایی جدید برای باب شاو (Bob Shaw)، طراح صحنه سریال، و تیمش ایجاد کرده است؛ مخصوصاً حالا که آنها دیگر مهارت کافی در ساخت کاخهای مرمری و اپراخانههای باشکوه فصلهای قبل را به دست آوردهاند.
خانهها و لوکیشنها: از لانگ آیلند تا کویینز و فراتر
عمارت راسل و فضای نیویورک سریال، واقعاً در لانگ آیلند ساخته شدهاند و در نقطه مقابل، خانه ون رایِن در کویینز قرار دارد. اما فصل سوم، تیم تولید را مجبور کرد تا لوکیشنهایی کاملاً متفاوت هم بسازند؛ از شهرکهای معدنی غربی گرفته تا یک ملک اشرافی انگلیسی.
باب شاو در مصاحبهای میگوید: «وقتی یک دکور مثل خانه راسل را میسازید، خراب کردن و دوباره ساختنش تقریباً به اندازه ساخت اولیه هزینه دارد. شهر غربی قطعاً برای ما غافلگیرکننده بود و تصمیم گرفتیم آن را در همان محل ساخت دکورهای قبلی بسازیم.»
یکی از نقاط قوت «عصر طلایی» این است که ترکیب لوکیشنها و دکورهای ساختهشده را به گونهای انجام میدهد که هیچ مرزی حس نمیشود؛ شخصیتها میتوانند در نیوپورت از دری وارد شوند و به اتاقی در نیویورک قدم بگذارند! این کار با همکاری تیم جلوههای ویژه (VFX) و طراحی صحنه انجام میشود تا توسعه فضاها کاملاً نامرئی و یکپارچه باشد.
ساخت یک عمارت انگلیسی خیالی؛ تلفیق واقعیت و هنر دیجیتال
در فصل سوم، تیم تولید مجبور شد ملک اشرافی خیالی «سیدموث» (Sidmouth)، خانه دوک باکینگهام (بن لمب) و دوشس جدید، گلادیس راسل (تایسا فارمیگا)، را خلق کند. شاو میگوید: «جولیان فلووز (Julian Fellowes)، شورانر سریال، به جزئیات این بخش بسیار حساس بود.» برای این منظور، آنها از بخشهایی از عمارت «اوکر کورت» (Ochre Court) در نیوپورت استفاده کردند؛ عمارتی که زمانی بزرگترین خانه نیوپورت بود اما به دلیل استفاده به عنوان کلاسهای اجتماعی در دوران کرونا، در فصل اول نتوانستند از آن بهره ببرند.
شاو اضافه میکند: «از همان ابتدا اوکر کورت در لیست من بود و بالاخره استفاده از آن خیلی رضایتبخش بود. ظاهر بیرونی آن بسیار باشکوه است، اما سقف منصارد فرانسوی دارد که با سبک انگلیسی فرق میکند.» برای رفع این مشکل، داگلاس پرور، سرپرست جلوههای ویژه، به انگلستان رفت و با اسکن سهبعدی یک خانه دیگر، این دو ساختمان را به صورت دیجیتال با هم ترکیب کردند تا عمارت سیدموث شکل بگیرد.
همکاری خلاقانه طراحی صحنه و جلوههای ویژه
فرآیند ساخت لوکیشنها در این سریال، نمونهای درخشان از همکاری بخشهای مختلف است؛ از طراحی و ساخت دکور تا توسعه بصری با کمک VFX (جلوههای ویژه بصری). مثلاً در شهر غربی، ابتدا دکور اصلی ساخته شد و سپس تیم جلوههای ویژه براساس نیاز صحنهها، بخشهایی را به صورت دیجیتالی گسترش دادند. شاو میگوید: «همیشه باید تا آخرین لحظه در تماس باشیم، چون گاهی بعد از تدوین مشخص میشود بخشهایی که فکر میکردیم مهم نیستند، در واقع در قاب هستند.»
نمونه دیگر این همکاری، سکانسی در پایان قسمت ششم «اگر میخواهی املت درست کنی» است که شخصیت برتا (کری کون) از قلعه سیدموث خارج میشود. در این نما، سقف ورودی عمارت در واقع بتنی بود، اما شاو پس از پایان کار با پرور تماس گرفت و با چند نمونه تصویری، ایده سقف کاذب را داد که در نهایت با جلوههای ویژه ساخته شد و بخش مهمی از قاب را به خود اختصاص داد.
تیم دکور و حمل و نقل؛ اسبها و کالسکههای واقعی و دیجیتال
برای صحنههای پرتحرکتر، مانند تصادف کالسکه که منجر به نجات جان اسکار (بلیک ریتسون) توسط جان آدامز (کلیبورن الدر) میشود، بخشی از کار با اسبها و کالسکههای واقعی و بخشی با نمونههای دیجیتال انجام شده است. شاو توضیح میدهد: «در نیویورک تهیه کالسکه و واگنها بر عهده تیم دکور است، اما در لسآنجلس این کار توسط گروه تیمستر انجام میشود. خوشبختانه امروزه با اینترنت راحتتر میتوان کلکسیونرها و تجهیزات لازم را پیدا کرد.»
در نهایت، هرچند لوکیشنهای پشت صحنه سریال کاملاً پر شدهاند، اما «عصر طلایی» همچنان با خلاقیت و دقت، هر بار دنیای تازهای خلق میکند. این سریال نه فقط به لطف قصه و بازیگرانش، بلکه به خاطر تیم طراحی صحنه و جلوههای ویژهای که مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند، امروز یکی از درخشانترین نمونههای تولید تلویزیونی است. پس دفعه بعد که وارد دنیای پرزرقوبرق «عصر طلایی» شدید، یادتان باشد پشت هر پلان، ماهها خلاقیت و همکاری فشرده نهفته است.





