نقد و بررسی فصل دوم سریال «افلاطونی» (Platonic)؛ دوستی به جای عشق، خنده به جای کلیشه
«افلاطونی» (Platonic) فصل دوم؛ کمدی دوستداشتنی که دوستی را دوباره تعریف میکند

سریال کمدی «افلاطونی» (Platonic) محصول اپل تیوی پلاس (Apple TV+) و ساخته نیکولاس استولر (Nicholas Stoller) و فرانچسکا دلبانکو (Francesca Delbanco) در فصل دوم بار دیگر ثابت میکند که برای ماندگار ماندن در خاطر مخاطب، نیازی به عاشقانههای کلیشهای یا پیچیدگیهای بیمورد نیست. اینجا همهچیز درباره دوستی است؛ دوستیای که به همان اندازه یک رابطه عاشقانه میتواند پرشور، عمیق، پرچالش و گاهی ویرانگر باشد.
در قلب این سریال، زوج کمیک خارقالعادهای قرار دارد: رز بیرن (Rose Byrne) در نقش سیلویا و ست روگن (Seth Rogen) در نقش ویل. این دو بازیگر که پیشتر در فیلمهای کمدی محبوبی چون «همسایهها» (Neighbors) و دنباله آن همبازی بودهاند، در «افلاطونی» شیمیای خلق کردهاند که شاید مثالزدنیترین نمونه دوستی بدون بار رمانتیک در تلویزیون معاصر باشد.

سیلویا و ویل دوستانی قدیمیاند که پس از سالها دوری، دوباره به زندگی یکدیگر بازمیگردند. همانطور که فصل اول نشان داد، پیوندشان نه بر اساس جذابیتهای جنسی بلکه بر پایه شوخطبعی، درک متقابل و شور ماجراجویی ساخته شده است. فصل دوم این رابطه را در مسیرهای جدیدی میبرد: از کمک به هم در بحرانهای شخصی گرفته تا تجربههای عجیب و گاهی بچهگانه که از هر کمدی موقعیت دیگری خندهدارتر به نظر میرسند.
برخلاف بسیاری از کمدیهای تلویزیونی که تلاش میکنند ژانر را «بازآفرینی» کنند، «افلاطونی» با ساختاری کلاسیک و آزمایششده کار میکند؛ ترکیبی از داستانکوتاههای اپیزودیک و یک خط روایی ملایم که فصل را به هم پیوند میدهد. اما چیزی که آن را متمایز میکند، فهمی دقیق از پتانسیل زمان در تلویزیون است: مخاطب پنج ساعت کامل در هر فصل فرصت دارد با کاراکترها وقت بگذراند، بدون اینکه مجبور باشد درگیر زرقوبرق یا جدیت تصنعی سایر آثار شود.
در فصل دوم، این «کنار هم بودن» به اوج میرسد. سیلویا و ویل ممکن است یک مراسم عروسی را با هم برگزار کنند، یا ویل به خانه مهمان سیلویا نقل مکان کند. هیچ محدودیتی برای ماجراجوییها و حماقتهای آنها وجود ندارد، جز این که باید خنده را در مرکز همه چیز حفظ کنند — و موفق میشوند.
اگرچه هر دو بازیگر عملکردی مثالزدنی دارند، اما رز بیرن در فصل دوم در اوج است. او با مهارتی فوقالعاده میان کمدی فیزیکی و بازی زبانی جابهجا میشود. یکی از درخشانترین لحظات او، صحنهای در رستوران است که سیلویا پس از خوردن شکلات حاوی ماریجوانا، با اعتمادبهنفسی مست و متزلزل تلاش میکند رازهای دوستانش را کشف کند. هر نگاه، حرکت و کلمه بهدقت طراحی شده تا تماشاگر را به خنده بیندازد. این دقت در فضاسازی کمدی، کمتر در آثار تلویزیونی دیده میشود و بیرن این فضا را به اوج میرساند.

«افلاطونی» جسارت آن را دارد که رابطهای محوری و عمیق را بدون هیچ تنش جنسی یا بوسه ناغافل به تصویر بکشد. اینجا صمیمیت به شکلی متفاوت بروز میکند: در شوخیهای درونی، حمایت بیقیدوشرط، موشکافی اشتباهات یکدیگر و حتی تبدیل شدن به بدترین مشوق برای کارهای بیپروای طرف مقابل. سریال بهخوبی نشان میدهد که چنین روابطی میتوانند به همان اندازه روابط عاشقانه مهم، شکلدهنده و پراثر باشند.
یکی از ویژگیهای تحسینبرانگیز فصل دوم این است که نویسندگان، تأثیرات منفی این دوستی را هم سانسور نمیکنند. سیلویا و ویل بارها مجبور میشوند فکر کنند آیا واقعاً برای هم «اثر بد» دارند یا اینکه فقط با هم راحتتر از رو در رو شدن با مشکلات شخصیشان هستند. این لایه از خودآگاهی، کمدی را به سطح تازهای از پختگی میرساند.
فصل دوم پر است از لحظات احساسی و موقعیتهای قابلتأمل: مثلاً اپیزودی که به شکلی ظریف «کد سوئیچینگ» میان دوستان قدیمی و شریک عاطفی جدید را بررسی میکند، یا روایتی که قالب رایج «خراب کردن اوضاع با حرف بیجا» را وارونه میکند. این اپیزودها نشان میدهند که «افلاطونی» نه فقط یک کمدی برای خندیدن، بلکه نگاهی هوشمندانه به پیچیدگیهای روابط انسانی دارد.
«افلاطونی» (Platonic) در فصل دوم نشان میدهد که برای ساخت یک اثر کمدی موفق، کافی است شخصیتهایی داشت که تماشاگر بخواهد با آنها وقت بگذراند. بدون بار اضافی عاشقانه، بدون تلاش تصنعی برای «مهم» جلوه دادن خود، سریال با اتکا به بازیهای قوی و نوشتاری دقیق، یکی از بهترین نمونههای کمدی دوستانه تلویزیون معاصر باقی میماند.
جمع بندی
امتیاز ما - ۹
امتیاز منتقدین - ۸٫۵
امتیاز مخاطبان - ۸٫۲
۸٫۶
عالی
فصل دوم «افلاطونی» اثری شیرین، هوشمند و خندهدار است که دوستی را با همان اهمیت عشق نشان میدهد و با زوج رز بیرن و ست روگن، لذتی ناب از وقتگذرانی با شخصیتها ارائه میکند.





