بعضی از ترسناکترین چیزها، همانهایی هستند که قرار است خندهدار باشند؛ و برعکس، گاهی خندهدارترین پدیدهها آنهاییاند که قرار است کاملاً جدی گرفته شوند. دلقکها نمونه خوبی هستند: موجوداتی که از قرار معلوم برای خنداندن ساخته شدهاند، اما طبق یک نظرسنجی Vox در سال ۲۰۱۶، آمریکاییهای بیشتری از دلقکها میترسند تا از تغییرات اقلیمی.
وضعیت پزشکان طاعون در ایتالیا (Italy) قرن هفدهم هم کموبیش همینطور بود. در جریان شیوع طاعون خیارکی (Bubonic Plague) در دهه ۱۶۵۰ میلادی، پزشکانی که مسئول مراقبت از بیماران—چه فقیر و چه ثروتمند—بودند، بهخاطر لباسهای عجیب، غریب و وحشتآورشان اغلب مورد تمسخر قرار میگرفتند.
هرچند این موج طاعون به ویرانی مرگ سیاه قرن چهاردهم نرسید، اما تخمین زده میشود که بیش از یک میلیون نفر را در ایتالیا و مناطق اطراف، طی حدود یک دهه—و عمدتاً بین سالهای ۱۶۵۶ تا ۱۶۵۸—به کام مرگ کشاند. هیچکس در امان نبود. از آنجا که نظریه میکروبی بیماریها تا حدود ۲۰۰ سال بعد هنوز مطرح نشده بود، مردم آن دوران تصور میکردند شرایط اضطراری، راهحلهای افراطی میطلبد؛ و نتیجهاش این شد که پزشکان با دیوانهوارترین لباس قابل تصور به خیابانها فرستاده شدند.
لباس پزشک طاعون؛ پرندهای از دل کابوس

اول از همه، این پزشکان ماسک میزدند—اما نه هر ماسکی. ماسکی به شکل صورت یک پرنده سفید با منقاری بلند، همراه با عینک و اغلب کلاه سیلندری. آنها ردای بلند و تیره، دستکشهای ضخیم و حتی باتومی به دست داشتند که با آن به اشیا یا افراد اشاره میکردند—شاید چون از پشت آن ماسکها شنیده شدن صدا کار سادهای نبود.
پاول فورست (Paul Fürst)، بازدیدکننده آلمانیِ ایتالیا در همان دوران، درباره این رسم عجیب پزشکان ایتالیایی نوشت: «فکر میکنی افسانه است، آنچه درباره «دکتر منقار» نوشتهاند… اما باور کن و روی برنگردان، چرا که طاعون بر رم حکومت میکند.»
برای آلمانیهای قرن پانزدهم—و راستش برای ما هم—این لباس بیش از حد اغراقآمیز به نظر میرسید. با این حال، پشت این ظاهر ترسناک، منطقی وجود داشت؛ هرچند منطقی که از دید علم امروز هیچ پشتوانهای ندارد.
به گفته وینستون بلک (Winston Black)، تاریخنگار مستقل پزشکی و مذهب در قرون وسطی و نویسنده کتاب «The Middle Ages: Facts and Fictions»: «تمام اجزای لباس پزشک طاعون، بهویژه شکل ماسک، قرار بود از پزشک محافظت کند. اما این حفاظت نه در برابر میکروب یا باکتری—که تا دوران مدرن ناشناخته بود—بلکه در برابر چیزی به نام هوای آلوده یا میاسما بود.»
نظریه میاسما؛ وقتی «هوای بد» مقصر همهچیز بود
میاسما (Miasma)—که با نامهای «هوای بد» یا «هوای شبانه» هم شناخته میشد—به گاز یا بخاری سمی گفته میشد که بهزعم مردم از مواد آلی در حال فساد برمیخاست و از راه تنفس یا پوست انسان را بیمار میکرد.
امروزه میدانیم که آب آلوده، بهداشت ضعیف و نبود سیستم فاضلاب عامل اصلی بسیاری از همهگیریها تا قرن نوزدهم بودهاند. اما مردم آن زمان از این موضوع بیخبر بودند. بهجای اصلاح این مشکلات، انرژی خود را صرف تکمیل لباس پزشک طاعون میکردند.
بلک توضیح میدهد: «طبق یکی از دستورالعملها، شنل و کلاه باید تمام بدن را بپوشاند و از چرم مراکشی روغنخورده ساخته شود تا مانع نفوذ میاسما از منافذ پوست شود. اما مهمترین بخش، ماسک منقارمانند بود. داخل آن را با گیاهان خوشبو یا تندبو پر میکردند تا میاسما را مسدود یا فیلتر کند.»
یکی از محبوبترین گیاهان، افسنطین (Wormwood) بود—ماده اصلی نوشیدنی ابسنت (Absinthe)—که بویی بسیار تند دارد. گاهی هم در ماسک اسفنج آغشته به سرکه میگذاشتند، چون تصور میشد بوی تیز سرکه جلوی نفوذ میاسما را میگیرد.
زندگی یک پزشک طاعون؛ کارمند شهر، نه درمانگر شخصی
اطلاعات زیادی از زندگی روزمره پزشکان طاعون قرن هفدهم در دست نیست. آنچه میدانیم این است که آنها معمولاً پزشکان شهری بودند؛ کارمند دولتهای محلی یا پادشاهیها در شهرهای بزرگی مثل رم (Rome) و میلان (Milan)، و شاید حتی بخشهایی از جنوب فرانسه (France).
بلک میگوید: «از آنجا که آنها کارمندان عمومی بودند، احتمالاً «مراجع خصوصی» نداشتند. وظیفهشان این بود که در زمان شیوع طاعون در شهر بگردند و تصمیم بگیرند کدام خانهها باید قرنطینه یا پلمب شود، کدام محلهها بسته شود و چه اقداماتی لازم است.»
به بیان دیگر، آنها بیش از آنکه پزشک بالین باشند، ابزار مدیریت بحران شهری محسوب میشدند.
آیا واقعاً چنین لباسی پوشیده میشد؟
با اینکه قطعاً پزشکانی در قرن هفدهم از بیماران طاعونی مراقبت میکردند، اما شواهد قطعی مبنی بر اینکه این لباسهای افراطی واقعاً بهطور گسترده پوشیده میشدهاند، بسیار اندک است. بیشتر آنچه امروز میشناسیم، از نوشتهها و تصاویر طنزآمیز میآید—چیزی شبیه کاریکاتورهای سیاسی امروزی.
مشهورترین تصویر، حکاکی مسی گرهارت آلتسنباخ (Gerhart Altzenbach) در سال ۱۶۵۶ با عنوان «دکتر منقار از رم» (Doctor Beak from Rome) است. به گفته بلک: «اینکه نام اثر چنین است، نشان میدهد بسیاری این شخصیت را جدی نمیگرفتند و آن را پدیدهای ایتالیایی و تا حدی مضحک میدانستند.»
مهمترین توصیف مستند از این لباس به شارل دو لورم (Charles de Lorme)، پزشک دربار سلطنتی فرانسه، نسبت داده میشود. گاهی او را مخترع لباس پزشک طاعون میدانند، اما بلک معتقد است این ادعا اغراقآمیز است: «از اواخر قرن شانزدهم، توصیفهایی از ماسکهای محافظ وجود دارد. شاید دو لورم نخستین کسی بود که لباسی با هدف محافظت از تمام بدن طراحی کرد. با این حال، بیشتر اروپاییها بر این باور بودند که منشأ این لباس، ایتالیا بوده است.»
میراثی فراتر از یک لباس ترسناک
حتی اگر این پوشش آنقدر که امروز تصور میکنیم رایج نبوده باشد، خود ایده پزشک طاعون و این لباس عجیب نشاندهنده تحولاتی مهم در پزشکی و بهداشت عمومی آن دوران است.
به گفته بلک: «پزشکان کمکم درک قویتری از مسری بودن بیماریها پیدا میکردند و تعداد بیشتری از آنها در نقشهای عمومی فعالیت میکردند؛ یعنی برای سلامت کل شهر یا محله استخدام میشدند، نه فقط برای درمان بیماران ثروتمند.»
نکته جالب
واژه «مالاریا» (Malaria) مستقیماً از نظریه میاسما میآید و در ایتالیایی به معنی «هوای بد» است—یادگاری زبانی از زمانی که مردم واقعاً باور داشتند نفس کشیدن هوای آلوده، صرفا منشأ بیماری است.
نهایتا باید گفت، پزشکان طاعون قرن هفدهم، با آن ماسکهای منقارمانند و لباسهای وهمآلود، نه فقط نمادی از ترس و خرافه، بلکه نشانهای از تلاش بشر برای فهم بیماری پیش از علم مدرن بودند؛ تلاشی که امروز شاید خندهدار یا ترسناک به نظر برسد، اما در زمان خود، آخرین امید در برابر مرگی همهگیر بود.





