دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسی

بررسی فیلم Midwinter Break (تعطیلات میان‌زمستانی)

سفری سرد به قلب یک ازدواج خاموش؛ وقتی تعطیلات، به آینه رنج‌های فروخورده بدل می‌شود

فیلم‌هایی که بحران یک رابطه زناشویی را در قالب سفری بیرونی به تصویر می‌کشند، سابقه‌ای طولانی و معتبر در تاریخ سینما دارند؛ از «L’avventura» ساخته میکل‌آنجلو آنتونیونی گرفته تا «By the Sea» به کارگردانی آنجلینا جولی. «Midwinter Break» ساخته پولی فایندلی نیز آگاهانه خود را در همین سنت جای می‌دهد: روایتی از زوجی که هم‌زمان در جغرافیایی ناآشنا و در زندگی مشترک خود احساس غریبی می‌کنند. با این تفاوت که فیلم، از همان ابتدا، به‌جای ظرافت شاعرانه یا کشف تدریجی، بر سنگینی، سکون و اندوهی لجوجانه تکیه می‌زند؛ انگار به مخاطب می‌گوید: «اگر فکر می‌کنی این تعطیلات قرار است کمی گرم‌کننده باشد، دوباره فکر کن.»

استلا (لزلی منویل) و جری (کیاران هایندز) زوجی سالخورده و تنها هستند که در روستایی آرام در ایرلند زندگی می‌کنند. فرزندشان بزرگ شده و از خانه رفته و زندگی مشترک‌شان به نقطه‌ای رسیده که بیشتر شبیه هم‌زیستی خاموش است تا رابطه‌ای زنده. جری بازنشسته‌ای الکلی است که نوشیدن برایش به عادتی بی‌چون‌وچرا بدل شده و استلا، زنی عمیقاً مذهبی، بخش بزرگی از هویت و رنج‌های فروخورده‌اش را به ایمان کاتولیکی گره زده که گاه رنگی افراطی به خود می‌گیرد.

در آستانه کریسمس، استلا برای فرار از تکرار ملال‌آور روزها و شاید برای شکستن طلسم این زندگی سرد، جری را با سفری ناگهانی به آمستردام غافلگیر می‌کند. اما خیلی زود روشن می‌شود که این سفر، نه برای تفریح و نه حتی برای ترمیم رابطه، بلکه پوششی است برای تصمیمی درونی و شخصی: استلا به صومعه‌ای تاریخی در شهر دل بسته و در رویای پیوستن به گروهی مذهبی است که به معنای ترک همسر و زندگی فعلی‌اش خواهد بود.

فیلم به‌تدریج و با فلاش‌بک‌هایی مه‌آلود و کوتاه، به حادثه‌ای در بلفاستِ دوران درگیری‌های سیاسی ایرلند شمالی بازمی‌گردد؛ زمانی که استلای جوان، باردار و بی‌پناه، در میانه تیراندازی زخمی می‌شود. این خاطره، همچون زخمی کهنه اما همیشه باز، بر تمام تصمیم‌ها و سکوت‌های او سایه انداخته است. فایندلی این گذشته را نه با توضیح مستقیم، بلکه با تصویرهایی لرزان، مبهم و در سطح زانو روایت می‌کند؛ انتخابی بصری که بیش از آن‌که روشنگر باشد، حس دفن‌شدگی و سرکوب را منتقل می‌کند.

«Midwinter Break» از لوکیشن‌های آمستردام نهایت استفاده را می‌برد: کانال‌ها، محله دِ پایپ، موزه رایکس و حتی خانه آنه فرانک. فیلم‌برداری لوری رز، شهر را حتی در سرمای زمستان، دیدنی و دل‌فریب نشان می‌دهد. اما این زیبایی بصری، در تضادی تلخ با حال‌وهوای زوج اصلی قرار می‌گیرد. استلا و جری تقریباً هیچ لحظه‌ای از این سفر را واقعاً لذت نمی‌برند و این بی‌لذتی، به‌تدریج به تماشاگر هم منتقل می‌شود.

ریتم اعتیاد جری، پنهان‌کاری‌های تکراری‌اش و انکار خاموش استلا، به‌جای تعمیق درام، گاه به چرخه‌ای قابل پیش‌بینی بدل می‌شود. فیلم، آگاهانه یا ناخواسته، آن‌قدر خوددار و خویشتن‌دار است که اجازه نمی‌دهد تنش‌ها به شکلی مؤثر به اوج برسند.

لزلی منویل و کیاران هایندز، حتی در ضعیف‌ترین لحظات فیلم، تماشایی‌اند. منویل، طبق معمول، پیچیدگی‌های درونی زنی سرکوب‌شده را با ظرافتی تحسین‌برانگیز به تصویر می‌کشد. نقطه اوج فیلم، مونولوگ طولانی استلا در صومعه است؛ جایی که او بالاخره از بار سال‌ها رنج، ایمان و احساس گناه سخن می‌گوید. این صحنه، بی‌اغراق، یکی از بهترین بازی‌های کارنامه منویل است و نشان می‌دهد فیلم چه ظرفیت بزرگی داشته که اغلب از آن استفاده نکرده است.

در مقابل، شخصیت جری کمتر بسط می‌یابد. الکلی بودن او بیشتر به یک ویژگی تکرارشونده تقلیل می‌یابد تا مسیری روان‌شناختی که بتواند همدلی مخاطب را برانگیزد. نتیجه، تصویری یک‌سویه از یک ازدواج شکست‌خورده است که در آن، بار دراماتیک بیش از حد بر دوش استلا می‌افتد.

فیلمنامه که اقتباسی از رمان برنارد مک‌لاورتی است، بیش از آن‌که سینمایی باشد، حال‌وهوای ادبی دارد؛ انگار هنوز به صفحه کتاب تعلق دارد. سکوت‌ها، ناگفته‌ها و فاصله‌ها قرار است معنا بسازند، اما در بسیاری از لحظات، این سکوت به رخوت بدل می‌شود. ایمان مذهبی، سیاست ایرلند شمالی و حتی عشق فرسوده میان استلا و جری، همگی مطرح می‌شوند اما هیچ‌کدام به‌طور کامل پرورده نمی‌شوند.

«Midwinter Break» فیلمی هوشمندانه در ایده و محترم از نظر اجراست، اما بیش از حد آرام، سرد و فروخورده باقی می‌ماند. بازی‌های درخشان منویل و هایندز و تصاویر زیبای آمستردام نمی‌توانند کمبود جان‌دار بودن روایت را جبران کنند. این فیلم، بیش از آن‌که درباره یک تعطیلات میان‌زمستانی باشد، درباره «زمستانی طولانی در دل یک زندگی» است؛ زمستانی که تماشایش، هرچند قابل احترام، چندان گرم‌کننده نیست.

جمع بندی

امتیاز - ۶

۶

متوسط

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا