دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
نقد و بررسینقد و بررسی فیلم

«سانی دنسر»؛ بلوغِ دوباره زیر آفتابِ مصنوعی امید، میان صداقت احساسی و شیرینیِ بیش‌ازحد

«Sunny Dancer» (سانی دنسر) اثری است که درباره یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های ممکنِ نوجوانی ساخته شده، اما آگاهانه از نمایش مستقیم تلخی‌ها پرهیز می‌کند. این فیلم/مینی‌درام (که در قالبی اپیزودیک‌ـ‌روایی و مناسب مخاطب نوجوان عرضه شده) به‌جای تخت بیمارستان، سرم و پزشک، ما را به اردوی تابستانی می‌برد؛ جایی که ظاهراً همه‌چیز شبیه یک داستان معمول بلوغ است. اگر صدای فیلم را قطع کنید، شاید حتی متوجه نشوید که محور روایت سرطان کودکان است. این انتخاب، نه از سر انکار واقعیت، بلکه تصمیمی فرمی برای تمرکز بر زندگی پس از بحران است؛ تصمیمی که هم نقطه قوت فیلم است و هم محدودیتش.

قهرمان داستان ایوی (با بازی درخشان بلا رمزی) دختری ۱۷ساله است که ده ماه از ورودش به دوره بهبودی گذشته. او «سالم» است، اما بیماری، بخش مهمی از نوجوانی‌اش را بلعیده و او را از تجربه‌های ساده‌ای مثل دوستی، دل‌دادگی و بی‌خیالی هم‌سن‌وسالانش محروم کرده است. والدین نگرانش، آیوی را تقریباً به اجبار راهی اردوگاهی به نام CRF (Children Run Free) می‌کنند؛ مکانی که برای کمک به کودکان و نوجوانان مبتلا یا بهبودیافته از سرطان طراحی شده تا دوباره طعم کودکی را بچشند.

ایوی از همان ابتدا موضع می‌گیرد. او بیزار است از هرچیزی که بوی ترحم بدهد و اردو را تحقیرآمیزانه «کمپ شیمی‌درمانی» می‌نامد. تضاد اصلی فیلم همین‌جاست: میلِ عمیق به «عادی‌بودن» در برابر نفرت از برچسب «بیمار». اما خیلی زود روشن می‌شود که CRF آن جهنمی نیست که ایوی تصور می‌کرده و گاهی—دست‌کم در سینما—والدین حق دارند.

مدیر اردو پاتریک (با بازی دقیق نیل پاتریک هریس) پدری است که فرزندش را به سرطان باخته و زندگی‌اش را وقف ساختن تجربه‌ای انسانی‌تر برای خانواده‌های دیگر کرده است. هریس هوشمندانه از افتادن به دام «بزرگسالِ بامزه» یا «مربیِ بی‌خبر» پرهیز می‌کند؛ پاتریک همدل است، اما درد خودش را پنهان نمی‌کند و وقتی نیش‌وکنایه‌های ایوی زخم می‌زند، واکنش نشان می‌دهد—بی‌آنکه از تلاشش برای بخشیدن «فرصت دومِ بی‌گناهی» دست بکشد.

در سوی نوجوانان، جمعی رنگارنگ شکل می‌گیرد: دوستی‌های فوری، میلِ عجولانه به تجربه‌های نخست، شوخی‌ها و رازها. فیلم آگاه است که هر نوجوان، تجربه‌اش را یگانه می‌پندارد و همین را با لحنی بالغ به تصویر می‌کشد. البته برخی تیپ‌ها کلیشه‌ای‌اند، اما شیمی گروهی بازیگران جوان و لحظات بداهه‌پردازی‌شان، شیرینی لازم را به روایت تزریق می‌کند.

«سانی دنسر» به‌شدت به الگوهای شناخته‌شده‌ی آثار بلوغ متکی است: مقاومت اولیه، گرم‌شدن تدریجی، دوستی، دل‌دادگی و در نهایت پذیرش. پرده سوم به قلمرو کلیشه قدم می‌گذارد—جملاتی از جنس «اینجا فقط ایوی‌ام، نه ایوی با سرطان»—اما انصافاً کمتر کسی از چنین پایانی در داستانی با این موضوع گلایه می‌کند.

فیلم از مونتاژهای موسیقایی فراوان بهره می‌برد؛ گاهی موثر و گاهی بیش‌ازحد شیرین. در لحظاتی حس می‌کنید قند احساسی بالا رفته، اما بلافاصله بداهه‌های بازیگران جوان و شوخ‌طبعی‌های ریز، تعادل را برمی‌گرداند.

بلا رمزی ستون فقرات اثر است. او آیوی را نه با انفجارهای احساسی، بلکه با تلاش‌های ناموفق برای عادی‌بودن می‌سازد؛ با بی‌اعتمادیِ درونی نسبت به این‌که «چیز خوبی دوام بیاورد». رشد اجتماعیِ متوقف‌شده، در نگاه‌ها و مکث‌ها جاری است و طبیعی جلوه می‌کند. در کنار او، نیل پاتریک هریس عمق می‌بخشد: پاتریکی که میان صبر و فوران، میان حرفه‌ای‌گری و سوگِ حل‌نشده نوسان می‌کند و باورپذیر است. سایر بازیگران جوان نیز—حتی وقتی شخصیت‌ها کم‌پرداخت‌اند—با انرژی و زبان بدن، خلاها را پر می‌کنند.

کارگردان/نویسنده جورج ژاک در یادداشت‌های تولید گفته هدفش ساخت «فیلمی شاد درباره سرطان» بوده، بی‌آنکه وزن موضوع پنهان شود. این هدف تا حد زیادی محقق می‌شود. فیلم بدترین لحظات را نشان نمی‌دهد، اما سایه بیماری را از قاب بیرون نمی‌برد. این انتخاب باعث می‌شود اثر برای مخاطب نوجوان قابل‌تماشا و برای بزرگسال قابل‌تحمل باشد.

بااین‌حال، همین تصمیم گاهی احساس می‌شود که ایده روی کاغذ قوی‌تر از اجراست؛ چون وقتی بخش بزرگی از زمان صرف یک داستان استاندارد اردوگاهی می‌شود، خطر کم‌عمق‌شدنِ پیام وجود دارد.

موسیقی (با مشارکت اِسته هایم) حال‌وهوای ایندیِ ملایمی دارد؛ خوش‌نشین اما نه ماندگار. فیلم‌برداری، طراحی صحنه و لباس تمیز و کارراه‌انداز هستند و تمرکزشان روی انرژی جمعی و فضای باز است، نه خلق نمادهای پیچیده. همه‌چیز در خدمت روان‌بودن روایت قرار می‌گیرد.

«سانی دنسر» نه می‌خواهد اشک بگیرد و نه قصد دارد زخم‌ها را انکار کند. این اثر با انتخابی آگاهانه، از نمایش مستقیم رنج می‌گریزد تا امکانِ نفس‌کشیدن بدهد. گاهی بیش‌ازحد شیرین و قابل‌پیش‌بینی می‌شود، اما با صداقت بازی‌ها—به‌ویژه بلا رمزی—و نگاه انسانی‌اش، تماشاگر را همراه نگه می‌دارد.

اگر به‌دنبال اثری تیره و بی‌رحم درباره سرطان هستید، جای دیگری را انتخاب کنید. اما اگر می‌خواهید ببینید چگونه می‌توان ژانری تلخ را اندکی آفتابی‌تر کرد، «سانی دنسر» پیشنهاد معقولی است.

جمع بندی

امتیاز - ۶٫۲

۶٫۲

متوسط

درامی بلوغ‌محور درباره نوجوانی پس از سرطان که با حذف نمایش مستقیم رنج، بر دوستی، عشق و فرصت دومِ زندگی تمرکز می‌کند؛ گاهی کلیشه‌ای، اما صادق و دلنشین.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا