سازندگان سریال «Elle» از پایان فصل اول، جیمز ون در بیک و رازهای فصل دوم میگویند
هشدار اسپویل: این مطلب بخشهای مهم داستان و پایان فصل اول سریال «Elle» را فاش میکند.

لورا کیترل و کارولین دریس توضیح دادهاند که چگونه پیشدرآمد «Legally Blonde» شکل گرفت، لکسی مینتری به ال وودز جوان تبدیل شد و جیمز ون در بیک پایان شخصیت خود را تغییر داد.
سازندگان سریال «Elle» پیش از پخش فصل اول، نگرانی متفاوتی با بسیاری از مدیران تلویزیونی داشتند. آنها بهجای فکر کردن به تمدید سریال، باید مراقب بودند جزئیات فصل دومی را لو ندهند که فیلمبرداری آن پیشاپیش انجام شده بود. اعتماد زودهنگام آمازون نیز بیپاسخ نماند؛ به اعلام این شرکت، «Elle» در نخستین هفته انتشار به پربینندهترین سریال پرایم ویدئو تبدیل شد.
لورا کیترل، خالق سریال، و کارولین دریس در گفتوگویی مفصل از انتخاب بازیگر جوان نقش ال وودز، بازسازی فضای سال ۱۹۹۵، ارجاعات موسیقایی و سینمایی و حضور جیمز ون در بیک گفتهاند. آنها همچنین توضیح دادهاند که این بازیگر فقید چگونه پایان دین ویلسون را بازنویسی کرد تا شخصیت شرور داستان، فرصتی برای بیان انگیزههایش داشته باشد.
داستان «Elle»؛ ال وودز پیش از ورود به هاروارد

«Elle» پیشدرآمد فیلم محبوب «Legally Blonde» است و سالهای دبیرستان ال وودز را روایت میکند؛ دورانی سرنوشتساز پیش از آنکه او برای تحصیل در رشته حقوق راهی هاروارد شود و نخستین پرونده مهم خود را حل کند.
داستان فصل اول در سال ۱۹۹۵ میگذرد. ال با بازی لکسی مینتری، پس از اشتباه حرفهای پدر جراحش وایت، با بازی تام اورت اسکات، ناچار میشود همراه خانواده از بلایر به سیاتل نقل مکان کند. این دختر پرانرژی و صورتیپوش، درست مانند روزهای ابتدایی حضورش در هاروارد، برای سازگار شدن با محیط تازه به مشکل میخورد؛ با این تفاوت که این بار باید میان نوجوانان شیفته موسیقی گرانج در شمال غرب آمریکا جایی برای خود پیدا کند.
هشت قسمت فصل اول، روابط دوستانه و عاطفی ال را دنبال میکنند و در ادامه او را در مسیر افشای توطئهای مرتبط با سوءاستفاده از بودجه مدرسه قرار میدهند. نام قسمتها نیز از دیالوگهای فیلم سال ۲۰۰۱ با بازی ریس ویترسپون گرفته شده است؛ از جمله جمله معروف «هرکس گفته نارنجی همان صورتی جدید است، حتماً مشکل جدی داشته».
چگونه لکسی مینتری به ال وودز جوان تبدیل شد؟
یکی از دشوارترین چالشهای تولید، پیدا کردن بازیگری بود که بتواند روح شخصیت مشهور ال وودز را بازآفرینی کند، بدون آنکه اجرایش صرفاً تقلیدی از ریس ویترسپون به نظر برسد.
لورا کیترل میگوید نگرانی او همان روز نخست فیلمبرداری برطرف شد: «بعضی از ویژگیهای ال را عمداً در اختیار لکسی گذاشتیم. گاهی از او میخواستیم جملهای از فیلم را بگوید و او دقیقاً همان چیزی را که لازم بود اجرا میکرد. پیدا کردن چنین بازیگری یکی از بزرگترین نگرانیهای من بود، اما در همان روز اول فهمیدیم که دیگر لازم نیست بابت این بخش نگران باشیم.»
به گفته سازندگان، شباهت مینتری تنها به لحن گفتار محدود نیست. کارولین دریس، لبخند زدن و شیوه راه رفتن او را بسیار نزدیک به ال وودز توصیف میکند. یکی از ظریفترین جزئیات بازی نیز نحوه تایپ کردن ال است؛ رفتاری که خود مینتری با چندین بار تماشای فیلم اصلی کشف کرد.
کیترل توضیح میدهد: «او همان چند ثانیه تایپ کردن ال در فیلم را دیده و متوجه شده بود این شخصیت چگونه با صفحهکلید کار میکند. این نشان میدهد تا چه اندازه به جزئیات توجه داشته است.»
ادای احترام به «The Breakfast Club»
یکی از قسمتهای فصل اول به فیلم کلاسیک نوجوانانه «The Breakfast Club» ادای احترام میکند. در این قسمت، شخصیتها نهتنها در موقعیتی مشابه فیلم قرار میگیرند، بلکه خودشان نیز متوجه این شباهت هستند و آشکارا میگویند قرار است روزی شبیه «The Breakfast Club» را پشت سر بگذارند.
کیترل میگوید داستان در مقطعی به حضور تمام نوجوانان در مدرسه طی یک روز تعطیل نیاز داشت و الگوی فیلم «The Breakfast Club» راهی طبیعی برای گرد هم آوردن آنها در روز شنبه بود.
او معتقد است اشاره به فرهنگ عامه نباید صرفاً برای جلب توجه مخاطب وارد داستان شود؛ این ارجاعات باید همان موضوعاتی باشند که شخصیتها در زندگی عادی دربارهشان حرف میزنند. حتی اگر بخشی از تماشاگران یک اشاره را متوجه نشوند، ممکن است بعداً برای شناخت آن فیلم یا قطعه موسیقی کنجکاو شوند.
کیترل ابراز امیدواری کرده است نوجوانانی که «Elle» را میبینند، از طریق این قسمت به تماشای «The Breakfast Club» ترغیب شوند.
شوخی تاریک با نیروانا و بازگشت مارلنا
بازسازی سال ۱۹۹۵، سازندگان را با چالش حفظ تعادل روبهرو کرد. آنها میخواستند نشانههای دهه ۹۰ در سراسر سریال دیده شوند، اما نمیخواستند مخاطب با انبوهی از ارجاعات آشکار و تصنعی مواجه شود.
یکی از جسورانهترین نمونهها در قسمت نخست اتفاق میافتد. ال پیراهن گروه نیروانا را پوشیده و کیمبرلی به او میگوید: «پوشیدن این پیراهن توسط تو، دومین اتفاق بدی است که برای نیروانا افتاده.» این شوخی تاریک، اشارهای به مرگ کرت کوبین دارد و به گفته کیترل، آزمونی برای تعیین مرزهای کمدی سریال بود.
ارجاع محبوب کارولین دریس اما به خط داستانی تسخیر شدن مارلنا در مجموعه تلویزیونی «Days of Our Lives» مربوط میشود؛ ماجرایی مشهور که در فاصله سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۵ پخش شد.
دریس میگوید همین اشاره یکی از دلایل علاقهمند شدنش به همکاری در پروژه بوده است: «نمیخواستیم فقط درباره آن حرف بزنیم؛ میخواستیم مخاطب واقعاً ببیند تسخیر شدن یک شخصیت در تلویزیون روزانه دهه ۹۰ چه شکلی بود. برای طرفداران آن سریال، چنین چیزی بخشی عادی از برنامهای بود که بعد از مدرسه تماشا میکردند.»
موسیقی دهه ۹۰؛ از مارایا کری تا گرانج سیاتل
موسیقی در «Elle» نقشی اساسی در بازآفرینی سال ۱۹۹۵ دارد. گروه نویسندگان برای انتخاب ترانهها، جدول زمانی مفصلی از رویدادهای فرهنگ عامه تهیه کرده بودند. گاهی موسیقی متناسب با صحنه انتخاب میشد و گاهی انتشار یک آلبوم یا ترانه، ایده ساخت صحنهای تازه را به وجود میآورد.
نمونه مهم این رویکرد، اجرای کارائوکه ترانه «Just a Girl» از گروه نو داوت است. آلبوم «Tragic Kingdom» در سال ۱۹۹۵ منتشر شد و سازندگان از همان ابتدا بهدنبال راهی برای وارد کردن آن به سریال بودند. وقتی در داستان قرار شد لیز به ال یاد بدهد کمتر نگران قضاوت دیگران باشد، اجرای کارائوکه به بهترین موقعیت برای استفاده از این ترانه تبدیل شد.
حضور تام اورت اسکات نیز فرصتی برای قرار دادن اشارهای کوچک به فیلم «That Thing You Do!» فراهم کرد. ترکیب موسیقایی غیرمنتظره با ترانه «Wonderwall» ابتدا ناممکن به نظر میرسید، اما سمی کوهن، کارگردان قسمت، با تدوین دقیق نتها توانست این قطعات را با یکدیگر هماهنگ کند.
کارولین دریس درباره تنوع موسیقی سریال میگوید: «سلیقه ال از فرهنگ پاپ بلایر، مارایا کری و ایس آو بیس میآید و در سوی دیگر، گرانج سیاتل را داریم. این دو جهان بهطرز جالبی در کنار یکدیگر قرار گرفتند و مجبور نبودیم به یک سبک مشخص وفادار بمانیم.»
ترانه «Fantasy» از مارایا کری نیز از نخستین گزینههای سازندگان برای آغاز سریال بود. آنها قطعات دیگری، از جمله یکی از ترانههای ایس آو بیس را امتحان کردند، اما همواره به «Fantasy» بازمیگشتند. کیترل معتقد است این ترانه چنان سریع فضای زمانی داستان را مشخص میکند که تقریباً دیگر نیازی به نمایش عبارت «بلایر، ۱۹۹۵» نیست.
آخرین نقش جیمز ون در بیک
یکی از مهمترین بازیگران فصل نخست، جیمز ون در بیک است؛ ستارهای که نامش با سریال نوجوانانه «Dawson’s Creek» پیوند خورده است. او در «Elle» نقش دین ویلسون، مدیر آموزشوپرورش و نامزد انتخابات شهرداری را بازی میکند.
اوا، مادر ال با بازی جون دایان رافائل، پس از نقل مکان خانواده برای یافتن مسیری تازه در زندگی به کارزار انتخاباتی ویلسون میپیوندد. اما در پایان مشخص میشود ویلسون گرداننده اصلی طرح سوءاستفاده از بودجه مدرسه بوده است؛ توطئهای که ال موفق به افشای آن میشود.
ون در بیک هنگام فیلمبرداری برای سرطان روده بزرگ مرحله سوم تحت درمان بود. جیسون مور، تهیهکننده اجرایی و کارگردان دو قسمت ابتدایی، پیشتر در چهار قسمت از «Dawson’s Creek» نیز با او همکاری کرده بود. به گفته مور، بازیگر فقید حضور مقابل دوربین را فرصتی برای فاصله گرفتن از درد و بیماری خود میدانست.
مور به نقل از او گفته است: «وقتی مشغول بازی هستم، دردم را احساس نمیکنم. تمرکز روی کار باعث میشود کاملاً از آن فاصله بگیرم؛ نهفقط هنگام روشن بودن دوربین، بلکه زمانی که در کنار تمام آن آدمها هستم.»
جیمز ون در بیک ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ در ۴۸سالگی درگذشت و «Elle» به آخرین نقشآفرینی او تبدیل شد. سازندگان سریال نیز با تقدیم ویژهای در اثر، یاد او را گرامی داشتند.
دریس میگوید حضور ون در بیک برای عوامل تجربهای فراموشنشدنی بود: «اینکه کسی که در دوران رشد قهرمان ما بود، شخصیت نوشتهشدهمان را ارتقا دهد، برایمان هیجانانگیز بود. با وجود جایگاهش، با همه بسیار مهربان و فروتن رفتار میکرد.»
او گاهی دخترانش را به محل فیلمبرداری میآورد و بخشهای مختلف تولید را به آنها نشان میداد؛ از میز نویسندگان تا جایگاه کارگردان. سازندگان میگویند تماشای اشتیاق او باعث شد خودشان نیز بیش از گذشته قدردان شغل رؤیاییشان باشند.
چرا دین ویلسون به یک شرور تکبعدی تبدیل نشد؟
افشای نقش دین ویلسون در توطئه مالی، یکی از پیچشهای اصلی پایان فصل است. سازندگان از اینکه جیمز ون در بیک را در نقشی منفی و تا حدی کمدی قرار داده بودند، رضایت داشتند؛ وجهی از بازی او که به گفته کیترل، جز در فیلم «The Rules of Attraction» کمتر دیده شده بود.
با وجود بازداشت ویلسون، پایان شخصیت او صرفاً به شکست و خروج از داستان محدود نمیشود. این تغییر به پیشنهاد خود ون در بیک انجام شد.
کارولین دریس توضیح میدهد که پایان توطئه مدرسه از ابتدا برای فصل اول برنامهریزی شده بود و احتمالاً داستان ویلسون نیز در همان فصل به پایان میرسید. بااینحال، ون در بیک در تعطیلات آخر هفته با او تماس گرفت و پیشنهاد کرد صحنه کوتاهی میان ویلسون و اوا اضافه شود.
او میخواست شخصیتش فرصت داشته باشد توضیح دهد که ذاتاً انسان بدی نیست، بلکه تحت فشار شرایط تصمیمی اشتباه گرفته است. دریس در ابتدا پایان قاطعتری برای او تصور کرده بود، اما پیشنهاد بازیگر را پذیرفت: «من فکر میکردم بهتر است او در پایان بگوید: “گیرتان انداختم!” اما جیمز پیشنهاد کرد ویلسون توضیح دهد با چه شرایطی روبهرو بوده، چرا دست به آن کار زده و اینکه اشتباه کرده است. بلافاصله فهمیدم پیشنهاد او بهتر است.»
بلوغ همزمان ال و مادرش
«Elle» تنها داستان رشد یک نوجوان نیست. اوا، مادر ال، نیز پس از جابهجایی خانواده ناچار میشود زندگی خود را دوباره ارزیابی کند. این ساختار برای مخاطبانی طراحی شده که فیلم اصلی را در نوجوانی دیدهاند و اکنون ممکن است ارتباط بیشتری با نسل والدین برقرار کنند.
کیترل میگوید این خط داستانی از ابتدا در ساختار سریال وجود داشت: «دوست دارم فکر کنم اکنون بیشتر از ۱۶سالگی زندگیام را شناختهام، اما در بسیاری از زمینهها اینطور نیست. به همین دلیل، سفر اوا کاملاً طبیعی به نظر میرسید.»
ال و اوا هر دو در محیطی بسته و مرفه بزرگ شدهاند و تا پیش از نقل مکان، کمتر مجبور شدهاند خودشان را به چالش بکشند. بحران خانوادگی از آنها میخواهد به زندگی ساختهشده خود نگاه کنند و تصمیم بگیرند چگونه با تغییر روبهرو شوند. تفاوت در این است که سریال این تجربه را هم از نگاه یک نوجوان و هم از زاویه دید زنی بزرگسال بررسی میکند.
روایت رابطه لیز و کیمبرلی
سریال در مقایسه با فیلم «Legally Blonde» فضای بیشتری به شخصیتهای کوییر اختصاص میدهد. رابطه لیز و کیمبرلی، داستان عاشقانه دو دختر جوان را دنبال میکند که میکوشند رابطه خود را از نو آغاز کنند.
این خط داستانی برای لورا کیترل جنبهای شخصی دارد. او در دوران دبیرستان و تقریباً همزمان با تماشای نخستین فیلم «Legally Blonde»، گرایش خود را آشکار کرد. کیترل میگوید برخی آثار تلویزیونی در آن دوره به او برای پذیرش خود کمک کردند و به همین دلیل، حضور چنین بازنماییای را در سریالی درباره نوجوانان ضروری میدانست.
او به صحنهای کوتاه در فیلم اصلی اشاره میکند که ویوین از واژهای توهینآمیز درباره انید استفاده میکند و ال میگوید هرگز چنین کلمهای را به کار نمیبرد. کیترل توضیح میدهد: «حتی به چنین لحظات کوچکی در فرهنگ عامه چنگ میزدم، چون با خودم فکر میکردم شاید جهان بیرون جای امنی باشد و بتوانم بهعنوان یک نوجوان متفاوت آشکارا وارد آن شوم. هدیه کوچکی که فیلم به من داد، باعث شد بخواهم این موضوع در سریال حضور داشته باشد.»
کارولین دریس نیز لیز را نماینده نوعی اعتمادبهنفس میداند که در تجربه شخصی او از دهه ۹۰ وجود نداشت؛ دختری که با گرایش خود راحت است، رابطه خوبی با مادرش دارد و از تنها یا متفاوت بودن نمیترسد. در مقابل، کیمبرلی با اضطرابها و موانع ملموستری دستوپنجه نرم میکند.
سازندگان همچنین تأکید داشتند دوستان ال پیش از ورود او به مدرسه، زندگی و روابط مستقلی داشته باشند. ال قرار نیست مرکز جهانی باشد که با حضورش ناگهان ساخته میشود؛ او وارد جمعی میشود که هر عضو آن گذشته، تعارض و خواستههای خودش را دارد.
فصلهای آینده «Elle» تا کجا پیش میروند؟
لورا کیترل میگوید سازندگان قصد دارند دوران دبیرستان ال وودز را با شتاب پشت سر نگذارند. در نسخهای اولیه، فصل اول قرار بود تمام سال سوم دبیرستان او را پوشش دهد، اما در نهایت داستان تنها به یک نیمسال محدود شد.
درباره اینکه سریال تا دوران دانشگاه ادامه پیدا میکند یا با یک جهش زمانی زمینه حضور ریس ویترسپون را فراهم خواهد کرد، هنوز پاسخی قطعی وجود ندارد. کیترل میگوید: «پاسخ واقعی این است که تا هر زمان آمازون اجازه بدهد ادامه میدهیم. عمداً در دوران دبیرستان او بسیار آهسته پیش رفتهایم، چون میخواهیم برای روایت این مسیر وقت بگذاریم.»
فصل نخست «Elle» اکنون از پرایم ویدئو پخش میشود و فصل دوم نیز پیش از آغاز نمایش سریال ساخته شده است. موفقیت اولیه مجموعه نشان میدهد مخاطبان هنوز برای بازگشت به جهان ال وودز اشتیاق دارند؛ اما نقطه قوت این پیشدرآمد فقط نوستالژی نیست. سریال میکوشد پشت ظاهر صورتی و شوخطبع قهرمانش، قصهای درباره یافتن هویت، پذیرش تغییر و کشف قدرت فردی بسازد؛ همان ویژگیهایی که سالها پیش ال وودز را به شخصیتی ماندگار تبدیل کردند.





