درگیری اولیه کلینت ایستوود و دان سیگل بر سر «Coogan’s Bluff»؛ همکاری مهمی که با یک مشاجره تند آغاز شد

پیش از آنکه کلینت ایستوود در سال ۱۹۷۱ با نقش هری کالاهان در «Dirty Harry» به یکی از چهرههای ماندگار سینمای جنایی تبدیل شود، فیلم «Coogan’s Bluff» مسیری جالب را در کارنامه او رقم زد؛ اثری که از یک سو یادآور حالوهوای وسترنهای مشهورش بود و از سوی دیگر، نشانههایی از شخصیت سرسخت و قانونمداری را در خود داشت که بعدها در «Dirty Harry» به اوج رسید. این فیلم نهفقط یکی از نخستین آثار مهم آمریکایی ایستوود در مقام بازیگر اصلی پس از سهگانه وسترن ایتالیاییاش بود، بلکه آغاز نخستین همکاری او با دان سیگل هم به حساب میآمد؛ فیلمسازی که بعدها به یکی از مهمترین همکاران حرفهای او تبدیل شد.
با این حال، شروع این همکاری اصلا آرام و بیحاشیه نبود. در مراحل اولیه شکلگیری «Coogan’s Bluff»، اختلافی جدی میان ایستوود و سیگل بر سر فیلمنامه به وجود آمد؛ اختلافی که آنقدر بالا گرفت که به مشاجره مستقیم کشید و در نهایت، تهیهکننده پروژه ناچار شد برای آشتی دادن این دو وارد ماجرا شود.

در سال ۱۹۶۸، کلینت ایستوود هنوز به جایگاه اسطورهای سالهای بعد نرسیده بود. او بیشتر با سریال «Rawhide» از شبکه سیبیاس (CBS) شناخته میشد و سهگانه «Dollars» هم تازه داشت در آمریکا بیشتر دیده میشد. با وجود این، ایستوود هنوز باید خودش را به عنوان یک ستاره قابل اتکا در گیشه هالیوود ثابت میکرد. او در همان سال در یک وسترن دیگر هم بازی کرد و بهتدریج نشان داد که میتواند بار یک تولید هالیوودی را به دوش بکشد، اما برای تثبیت این موقعیت به یک موفقیت مهم دیگر نیاز داشت؛ موفقیتی که «Coogan’s Bluff» برایش فراهم کرد.
داستان این تریلر جنایی درباره معاون کلانتر آریزوناست که برای انتقال یک قاتل به نیویورک فرستاده میشود. این فیلم از چند جهت برای ایستوود اهمیت داشت. او با این پروژه برای نخستین بار پس از سالها به یونیورسال پیکچرز (Universal Pictures) بازگشت؛ استودیویی که یک دهه پیش به دلیلی عجیب او را اخراج کرده بود. همچنین «Coogan’s Bluff» نخستین نقطه برخورد حرفهای او با دان سیگل بود.

ایستوود بعدها در کتاب «Conversations with Clint: Paul Nelson’s Lost Interviews with Clint Eastwood, 1979-1983» درباره روند شکلگیری فیلم توضیح داد که یونیورسال (Universal Pictures) چند نسخه مختلف از فیلمنامه را در اختیار داشت. او گفته بود که همه این نسخهها را خوانده و از میان آنها، فیلمنامه اصلی یا دستکم نسخهای را که رولند کیبی نوشته بود، بیشتر پسندیده است. اما بعد دان سیگل وارد پروژه شد تا برداشت خودش را از داستان بنویسد؛ نسخهای که اصلا به مذاق ایستوود خوش نیامد.
به گفته ایستوود، سیگل پس از سفر به نیویورک، داستان تازهای نوشت و وقتی آن را ارائه داد، واکنش بازیگر کاملا منفی بود. این نارضایتی خیلی زود به یک بحث تند در دفتر جنینگز لنگ، تهیهکننده فیلم، تبدیل شد. ایستوود صریحا اعلام کرد که از داستان خوشش نمیآید و سیگل هم با عصبانیت جواب داد: «به جهنم. اگر خوشت نمیآید، مشکل خودت است.» همین جمله نشان میداد که رابطه این دو در همان شروع کار تا چه اندازه پرتنش شده بود.
به نظر میرسد ریشه این اختلاف حتی پیش از نوشته شدن نسخه سیگل شکل گرفته بود. ایستوود در همان گفتوگوها توضیح داده بود که دان سیگل دوست داشت در همان لوکیشن اصلی بنویسد، چون معتقد بود این روش به او کمک میکند فضای داستان را بهتر دربیاورد. اما ایستوود با این نگاه موافق نبود. از نظر او، اگر قصه واقعا محکم باشد، فرقی نمیکند در کجا نوشته شود؛ میشود آن را اینجا نوشت و در هند قرار داد یا در هند نوشت و در جای دیگری روایت کرد. این تفاوت نگاه، از همان ابتدا شکافی خلاقانه میان آنها ایجاد کرده بود.

چنین اختلافی میتوانست هر همکاریای را از همان ابتدا نابود کند، بهویژه وقتی یک طرف ماجرا کلینت ایستوود باشد؛ بازیگری که بعدها بارها نشان داد در برابر چیزی که با نگاهش به فیلمسازی همخوانی نداشته باشد، کوتاه نمیآید. با این حال، در ماجرای «Coogan’s Bluff» اوضاع به شکلی دیگر پیش رفت و اینجا نقش جنینگز لنگ تعیینکننده شد.
ایستوود بعدها گفته بود که لنگ به جای آنکه اجازه دهد درگیری بیشتر شود، از آنها خواست بنشینند و مشکل را با هم حل کنند. به این ترتیب، به جای آنکه سیگل دوباره برای نوشتن به نیویورک برود، هر دو کنار هم نشستند و فیلمنامه را بازنگری کردند. نتیجه این همکاری مشترک آن بود که نسخههای مختلف موجود را مرور کردند و از هرکدام، بهترین بخشهایی را که دوست داشتند بیرون کشیدند تا به یک نسخه نهایی برسند.
این تصمیم در نهایت جواب داد. «Coogan’s Bluff» در گیشه به موفقیت رسید و نقدهای عمدتا مثبتی هم دریافت کرد. اما اهمیت واقعی فیلم فقط در فروش یا بازخورد منتقدان خلاصه نمیشد. این اثر پایهگذار یکی از مهمترین همکاریهای خلاقانه در کارنامه کلینت ایستوود شد؛ مشارکتی که بعدها به فیلمهای مهمی مانند «Two Mules for Sister Sara» در سال ۱۹۷۰، «The Beguiled» در سال ۱۹۷۱، «Dirty Harry» در همان سال و «Escape from Alcatraz» در سال ۱۹۷۹ منتهی شد.
در واقع، اگر آن مشاجره اولیه در دفتر تهیهکننده به جدایی کامل ایستوود و سیگل ختم میشد، شاید بخشی از مهمترین فصلهای سینمای این بازیگر و کارگردان هرگز شکل نمیگرفت. به همین دلیل، «Coogan’s Bluff» فقط یک فیلم جنایی در کارنامه کلینت ایستوود نیست؛ بلکه نقطه شروع همکاریای است که بعدها به ساخت چند اثر ماندگار در تاریخ سینمای آمریکا انجامید.





