دستور پخت‌ها و دستور انواع نوشیدنی و دمنوش رو از دست ندید

ادامه ...
اخبار سینما جهانمصاحبه و گفتگو

کریستوفر نولان از «The Odyssey» می‌گوید؛ از شباهت اودیسئوس و اوپنهایمر تا رؤیای ساخت فیلم ترسناک

کارگردان برنده اسکار در گفت‌وگویی مفصل، درباره فروش افتتاحیه تاریخی «The Odyssey»، فیلم‌برداری کامل با دوربین‌های آیمکس، تأثیر سگ خانوادگی‌اش بر داستان و بازگشت «The Prestige» با نسخه ۷۰ میلی‌متری صحبت کرده است

کمتر فیلم‌سازی در سینمای امروز به اندازه کریستوفر نولان اعتماد تماشاگران را به دست آورده است. او طی بیش از ۲۵ سال، سرگرمی‌های عظیم سینمایی را با ایده‌های پیچیده درباره زمان، حافظه، اخلاق، جنگ و مسئولیت انسانی ترکیب کرده؛ مسیری که پس از موفقیت هفت‌اسکاری «Oppenheimer»، از جمله دریافت جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، با حماسه اسطوره‌ای «The Odyssey» ادامه یافته است.

سیزدهمین فیلم بلند نولان، نخستین اثر داستانی است که تمام آن با دوربین‌های آیمکس فیلم‌برداری شده. اقتباس او از منظومه کهن هومر، سفر ده‌ساله و پرمخاطره اودیسئوس با بازی مت دیمون را پس از جنگ تروا روایت می‌کند؛ سفری برای بازگشت به خانه که در نگاه نولان، فقط یک ماجراجویی اسطوره‌ای نیست و پرسش‌هایی جدی درباره جنگ، تمدن، میهمان‌نوازی و مرز میان نبوغ و ویرانگری مطرح می‌کند.

«The Odyssey» پس از استقبال گسترده منتقدان و تماشاگران، کار خود را با فروش جهانی ۲۶۴ میلیون دلار آغاز کرد؛ رقمی که بهترین افتتاحیه جهانی کارنامه نولان محسوب می‌شود. فیلم در بازار آمریکای شمالی نیز ۱۲۴ میلیون دلار فروخت و بهترین افتتاحیه داخلی او خارج از مجموعه «Batman» را ثبت کرد. حدود ۲۳.۸ درصد از این فروش داخلی به سالن‌های آیمکس اختصاص داشت. مجموع فروش فیلم‌های نولان نیز اکنون از مرز ۶.۲ میلیارد دلار عبور کرده است.

ردپای اودیسه در تمام فیلم‌های نولان

آشنایی نولان با «The Odyssey» به دوران مدرسه و حضور در یک نمایش بازمی‌گردد. او سال‌ها بعد، برای مدتی کوتاه در توسعه فیلم «Troy» محصول ۲۰۰۴ مشارکت داشت و همان زمان نیز تصویری مشخص از اسب تروا در ذهنش شکل گرفت: هدیه‌ای فریبنده و سرنوشت‌ساز که در ساحل تروا قرار گرفته است. نولان همین تصویر هولناک را در ۳۰ ثانیه ابتدایی «The Odyssey» به نمایش می‌گذارد.

او هنگام نگارش فیلم‌نامه متوجه شد که عناصر منظومه هومر، ناآگاهانه در بسیاری از آثار قبلی‌اش حضور داشته‌اند. به همین دلیل، «The Odyssey» را می‌توان نقطه تلاقی بخش بزرگی از فیلم‌شناسی او دانست.

تلاش اودیسئوس برای رسیدن به خانواده، یادآور آلفرد بوردن با بازی کریستین بیل در «The Prestige»، کاب با بازی لئوناردو دی‌کاپریو در «Inception» و سربازان متفقین در «Dunkirk» است. تماشای خانه از جایگاهی دور و شبح‌گونه نیز پژواک تجربه کوپر با بازی متیو مک‌کانهی در «Interstellar» و بروس وین در «The Dark Knight Rises» به نظر می‌رسد.

در جای دیگری، رهایی با یک جهش سرنوشت‌ساز از نوعی زندان، «The Dark Knight Rises» را به یاد می‌آورد. تردید اودیسئوس درباره خاطرات پراکنده‌اش به وضعیت لئونارد شلبی با بازی گای پیرس در «Memento» شباهت دارد و شخصیت تازه‌ای با بازی ان هتوی نیز، مانند سلینا کایل، شاهد مهارت غیرمنتظره مردی گوشه‌نشین در تیراندازی با کمان می‌شود.

مهم‌تر از همه، «The Odyssey» از نظر پرداختن به پیامدهای ویرانگر جنگ، در کنار «Tenet» و «Oppenheimer» قرار می‌گیرد. اسب تروا برای اودیسئوس همان جایگاهی را دارد که بمب اتم برای جی. رابرت اوپنهایمر با بازی کیلین مورفی داشت؛ هر دو مرد نگران‌اند که هوش و ابتکار خارق‌العاده‌شان نه‌تنها قواعد جنگ، بلکه بنیان جامعه متمدن را ویران کرده باشد.

در ادامه، متن این گفت‌وگو با کریستوفر نولان را می‌خوانید.

گفت‌وگو با کریستوفر نولان درباره «The Odyssey»

حضور کوتاه شما در پروژه «Troy» چند دهه قبل، نقطه آغاز این مسیر بود. در سال‌های اخیر نیز جلسات پرسش‌وپاسخ دو فیلم «Dune» و «Gladiator II» را برگزار کردید؛ آثاری که عناصری از «The Odyssey» در آن‌ها دیده می‌شود. آیا آن گفت‌وگوها شما را به ساخت این فیلم نزدیک‌تر کردند؟

راستش را بخواهید، آگاهانه نمی‌دانم. توانایی ریدلی اسکات و دنی ویلنوو در جهان‌سازی و قدرت سینما برای گشودن پنجره‌ای به جهانی دیگر، همیشه الهام‌بخش است. وقتی سراغ دنیای «The Odyssey» و اساطیر یونان می‌روید، عملاً با پروژه‌ای بسیار عظیم در زمینه جهان‌سازی روبه‌رو هستید. لذت‌بردن از کار فیلم‌سازان دیگر در این حوزه، قطعاً بخشی از هیجانی است که چنین پروژه‌ای ایجاد می‌کند.

آیا با دیگر فیلم‌سازان احساس رقابت دارید؟

کاملاً؛ البته در دوستانه‌ترین شکل ممکن. وقتی چیزی در یک فیلم الهام‌بخشتان می‌شود، می‌خواهید ببینید خودتان چه چیزی می‌توانید به آن اضافه کنید. از نظر من، سالم‌ترین شکل رقابت این است که با تمام تاریخ سینما و همچنین فیلم‌سازان هم‌دوره خود رقابت کنید.

بخش مهمی از این فرایند به نگاه‌کردن به الهام‌های گذشته مربوط می‌شود. دوران سینمای صامت همیشه منبع بزرگی از الهام برای من بوده است. به یاد دارم در کودکی، نسخه بازسازی‌شده «Lawrence of Arabia» را هنگام اکران سال ۱۹۸۷ دیدم. آن فیلم حماسه‌ای حیرت‌انگیز بود و چنین تجربه‌هایی در ذهن باقی می‌مانند. اگر بتوانید اثری در همان مسیر بسازید، چیزی به آن گفت‌وگوی سینمایی اضافه کنید یا تجربه‌ای مشابه را به تماشاگر امروز ارائه دهید، با هدفی هیجان‌انگیز روبه‌رو هستید.

گفته بودید «The Odyssey» در تمام آثار شما حضور داشته است. در نتیجه، آثار قبلی‌تان نیز در اقتباس تازه دیده می‌شوند. اودیسئوس و اوپنهایمر هر دو از تأثیر خود بر جنگ و چیزی که در جهان رها کرده‌اند، پشیمان‌اند. آیا این دو فیلم را آثاری همراه و مرتبط می‌بینید؟

حالا که ساخت «The Odyssey» تمام شده و به آن نگاه می‌کنم، فکر می‌کنم شباهت‌های جالبی وجود دارد. سعی می‌کنم هر فیلم را با تعدادی دغدغه و پرسش مضمونی نیمه‌باز ترک کنم؛ پرسش‌هایی که هم برای خودم و هم، امیدوارم، برای تماشاگر باقی بمانند.

این‌ها موضوعاتی‌اند که می‌خواهم بدون خودآگاهی بیش از حد، بیشتر بررسی‌شان کنم. هنگامی که تلاش می‌کنید «The Odyssey» را برای مخاطب معاصر روایت کنید و هم‌زمان به تاریخ باستان‌شناختی و فروپاشی عصر برنز می‌پردازید، شباهت‌های قابل‌توجهی با «Oppenheimer» پدیدار می‌شوند.

در چند سال اخیر، عکس‌هایی از شما هنگام پیاده‌روی با سگتان منتشر شده است.

متأسفم! (می‌خندد)

سگ‌دارشدن شما چه تأثیری بر بخش احساسی داستان و رابطه اودیسئوس با سگ شکاری‌اش داشت؟

وقتی به فیلم‌هایی که ساخته‌اید نگاه می‌کنید و شباهتشان را با زندگی‌تان می‌بینید، ماجرا جالب می‌شود. ازدواج می‌کنید و بعد فیلمی می‌سازید که آن رابطه در آن اهمیت دارد. صاحب فرزند می‌شوید و سپس متوجه می‌شوید فیلم‌هایی درباره تلاش برای بازگشت نزد فرزندانتان می‌سازید.

من هرگز سگ نداشتم، اما چند سال قبل، هم‌زمان با رفتن فرزندانمان به دانشگاه، اولین سگمان را گرفتیم. آن‌ها کمی دلخور بودند، چون همیشه سگ می‌خواستند، اما به دلیل سفرهای زیاد هرگز نتوانسته بودیم یکی داشته باشیم.

وقتی به «The Odyssey» رسیدم، متوجه شدم با نهایت یک «فیلم درباره سگ» روبه‌رو هستم! صاحب سگ‌شدن قطعاً باعث شد آمادگی بیشتری برای پرداختن به این بخش از داستان داشته باشم.

تماشاگران مدت‌هاست از شما می‌خواهند یک فیلم ترسناک بسازید، اما بخش‌های طولانی «The Odyssey» نیز از چند زیرگونه وحشت استفاده می‌کنند.

دقیقاً می‌خواستم همین را بگویم. دیگر لازم نیست از من بخواهند داستانی ترسناک تعریف کنم؛ فقط باید بلیت بخرند! (می‌خندد)

آیا «The Odyssey» میل شما به ساخت فیلم ترسناک را برطرف کرد یا آن را بیشتر کرد؟

اشتیاقم را بسیار بیشتر کرده است. همیشه معتقد بوده‌ام که باید از نظر مفهومی با احتیاط فراوان به ژانر وحشت نزدیک شد. به بیان دیگر، به یک ایده واقعاً فوق‌العاده نیاز دارید.

وقتی فیلمی مانند «Obsession» را می‌بینید، با ایده‌ای درخشان روبه‌رو هستید. آن فیلم به‌شدت خوب کار می‌کند. مسئله جنبه فنی یا عطش من برای امتحان‌کردن فناوری‌های خاص نیست؛ همه‌چیز به داستان مربوط می‌شود. بنابراین همیشه در حال جست‌وجو هستم.

قانون زئوس و خوش‌بینی نولان به سرشت انسان

یکی از مفاهیم محوری «The Odyssey»، قانون زئوس است؛ اصلی که بر احترام به غریبه، میهمان‌نوازی و رفتار متقابل استوار است و شباهت زیادی به «قانون طلایی» دارد: با دیگران همان‌گونه رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود.

تأکید فیلم بر قانون زئوس و سوءاستفاده برخی شخصیت‌ها از آن، از نظر مضمونی یادآور فیلم دانمارکی «Speak No Evil» محصول ۲۰۲۲ است؛ داستانی درباره اینکه چگونه پایبندی سخت‌گیرانه به ادب اجتماعی می‌تواند ما را به خطر بیندازد. آیا خوش‌بین هستید که قانون طلایی در نهایت پیروز شود؟

بله. مقایسه شما با «Speak No Evil» جالب است، چون آن فیلم بسیار تاریک است. من «The Odyssey» را از زاویه‌ای روشن‌تر می‌بینم. احترام متقابل، دست‌کم تا اندازه‌ای، همان چیزی است که تمدن را تعریف می‌کند.

فکر نمی‌کنم بتوان چنین اصلی را به‌طور کامل از طریق چارچوبی مانند مذهب بر انسان تحمیل کرد. برای اینکه احترام متقابل طی هزاران سال تا این اندازه فراگیر و مؤثر باقی مانده باشد، باید چیزی ذاتی در وجود ما باشد.

نخستین فیلم داستانی کاملاً آیمکس

«The Odyssey» به کمک محفظه عایق صدای تازه‌ای که برای دوربین‌های آیمکس طراحی شده، به نخستین فیلم داستانی بدل شد که تمام تصاویر آن با این دوربین‌ها ثبت شده‌اند. دوربین‌های آیمکس به دلیل اندازه و صدای زیادشان، پیش‌تر به‌ویژه هنگام ضبط صحنه‌های گفت‌وگومحور محدودیت‌هایی ایجاد می‌کردند.

اکنون که توانسته‌اید یک فیلم کامل را با دوربین آیمکس بسازید، چه پیشرفت‌های دیگری را برای این سامانه ضروری می‌دانید؟

یک سال پیش از «The Dark Knight»، در «The Prestige» کمی با دوربین‌های آیمکس کار کرده بودم؛ اما در «The Dark Knight» بود که فناوری مختص مستندسازان را وارد سازوکار فیلم‌سازی هالیوود کردیم.

گروه فیلم‌برداری هالیوودی با گروه مستندسازی کاملاً متفاوت کار می‌کند. به همین دلیل، در آن فیلم اصلاحات زیادی انجام دادیم: لنزهای متفاوت، روش‌های تازه برای تنظیم فوکوس و سامانه‌های نظارت داخلی جدید. این روند طی سال‌ها ادامه یافت؛ به‌ویژه با همکاری آیمکس و پاناویژن برای ساخت مجموعه متنوع‌تری از لنزها و لنزهای سریع‌تر.

بخشی از کار به این مربوط می‌شد که بدنه لنزها بتواند به‌درستی با سامانه‌های کنترل فوکوسی که دستیاران دوربین در هالیوود استفاده می‌کنند، هماهنگ شود. این موضوع کمی تخصصی و فنی است، اما همیشه روندی تکاملی داشته است.

اینکه آیمکس اکنون راهی برای قرار‌دادن دوربین در محفظه‌ای پیدا کرده که آن را عملاً بی‌صدا می‌کند، جهشی بزرگ به شمار می‌رود. بااین‌حال، مطمئنم هنوز امکان بهبود وجود دارد. می‌دانم هویته ون هویتما، مدیر فیلم‌برداری فیلم، و گروهش بازخوردهای زیادی درباره دوربین‌های جدید و محفظه عایق صدا ارائه کرده‌اند.

سامانه‌های دوربین به‌تدریج تکامل پیدا می‌کنند. تا زمانی که یک دوربین را به محیط واقعی نبرید، دشوار است بفهمید چگونه باید آن را بهتر کرد. تعهد ما به آیمکس این بود که دوربین جدید کیلی (Keighley) را در این تولید به کار بگیریم و هم‌زمان با دوربین‌های دیگر، آن را به‌طور کامل آزمایش کنیم.

همکاری با چهره‌های قدیمی و نیروهای تازه

نولان سال‌ها با گروهی ثابت از عوامل پشت دوربین همکاری می‌کرد. والی فیستر برای مدتی طولانی مدیر فیلم‌برداری آثار او بود و پس از ورود فیستر به عرصه کارگردانی، هویته ون هویتما جای او را گرفت. در سال‌های بعد، چهره‌های تازه‌ای مانند لودویگ گورانسون در مقام آهنگ‌ساز، جنیفر لیم در تدوین و روث د‌یانگ در طراحی تولید نیز به تیم نولان اضافه شدند.

آیا موفقیت همکاری با هویته ون هویتما باعث شد برای به‌کارگیری هنرمندان جدید در بخش‌های دیگر آمادگی بیشتری پیدا کنید؟

راهی کاملاً دیپلماتیک برای پاسخ‌دادن به این پرسش به ذهنم نمی‌رسد؛ جز اینکه همیشه باید میان همکاری با کسانی که با آن‌ها آشنایی و راحتی دارید و نیاز به ایده‌ها و دیدگاه‌های تازه تعادل برقرار کنید.

در دوره‌های مختلف تلاش کرده‌ام این تعادل را به شکل‌های متفاوتی حفظ کنم. از همکاری با تمام اعضای گروهم بسیار خوش‌شانس بوده‌ام. این مسیر با والی فیستر آغاز شد که سال‌ها مدیر فیلم‌برداری من بود. او سپس برای کارگردانی رفت و من همکاری با هویته را شروع کردم. مسئله همیشه برقراری تعادل است و فکر می‌کنم در این فیلم به ترکیب بسیار خوبی رسیدیم.

آیا رابرت پتینسون مسیر فیلم بعدی نولان را مشخص کرده است؟

رابرت پتینسون پس از پایان فیلم‌برداری «Tenet»، کتابی از سخنرانی‌های اوپنهایمر را به نولان هدیه داد. همین کتاب به یکی از نخستین عوامل شکل‌گیری فیلم «Oppenheimer» تبدیل شد.

آیا پتینسون برای هدیه پایان فیلم‌برداری «The Odyssey» تحت فشار بود؟ هدیه قبلی او سرانجام به یک فیلم تبدیل شد.

نه، این بار قطعاً چنین چیزی وجود نداشت! آیا راب یک رمان ترسناک از استیون کینگ به من داد که بتوان اقتباسی عالی از آن ساخت؟ متأسفانه پاسخ منفی است. اما از همکاری دوباره با راب بسیار لذت بردم و همیشه بابت هدیه‌ای که در پایان «Tenet» به من داد، از او سپاسگزار خواهم بود.

بازگشت «The Prestige» با نسخه ۷۰ میلی‌متری

نولان قصد دارد «The Prestige» را به مناسبت بیستمین سالگرد اکرانش دوباره به سینماها بازگرداند. این فیلم با بازی کریستین بیل و هیو جکمن، داستان رقابت ویرانگر دو شعبده‌باز را در لندن قرن نوزدهم روایت می‌کند و در گذر زمان به یکی از محبوب‌ترین آثار کارنامه نولان تبدیل شده است.

با وجود چهار همکاری مشترک با کریستین بیل، آیا ممکن است روزی دوباره با او فیلم بسازید؟

البته. او یکی از بازیگران بزرگ نسل خود است و تجربه‌های فوق‌العاده‌ای از همکاری با او داشته‌ام. بسیار خوشحالم که «The Prestige» دوباره اکران می‌شود، چون یکی از نادیده‌گرفته‌شده‌ترین بازی‌های کریستین در آن فیلم است. هیجان‌زده‌ام که آن را به تماشاگران تازه معرفی کنیم.

قرار است نسخه‌های بزرگ‌شده ۷۰ میلی‌متری تهیه کنیم. والی فیستر فیلم را با نگاتیو ۳۵ میلی‌متری و لنزهای آنامورفیک فیلم‌برداری کرد و کار شگفت‌انگیزی انجام داد. چند روز پیش برای بررسی کیفیت، یک نسخه ۳۵ میلی‌متری را تماشا کردم و فیلم‌برداری او خارق‌العاده است. طراحی تولید نیتن کراولی نیز فوق‌العاده به نظر می‌رسد. فیلم در نسخه ۷۰ میلی‌متری واقعاً زیبا خواهد بود و به‌زودی فرایند آماده‌سازی آن را آغاز می‌کنیم.

چرا نولان از بازیگران نقش‌های کوچک دوباره استفاده می‌کند؟

وفاداری نولان به همکارانش فقط شامل ستاره‌های بزرگ نمی‌شود. بازیگرانی مانند جاش استوارت، شان ایوری و لری هولدن فقید نیز در چند پروژه او حضور داشته‌اند.

چه چیزی باعث می‌شود بازیگران نقش‌های کوچک را در فیلم‌های بعدی خود نیز به کار بگیرید؟

در اصل فقط می‌خواهید بهترین فرد را برای هر نقش انتخاب کنید. از زمان «Memento» با یک مدیر انتخاب بازیگر ثابت، جان پاپسیدرا، همکاری کرده‌ام که یکی از بهترین افراد حوزه خودش است. او در طول این سال‌ها بازیگران فوق‌العاده‌ای را در سطوح مختلف شهرت به من معرفی کرده است.

کار در شرایط دشوار فیلم‌های عظیم، فشار زیادی بر بازیگرانی وارد می‌کند که نقش‌های کوچک‌تری دارند. به‌خصوص در روزهای بسیار شلوغ که بخش زیادی از زمان صرف ستاره‌ها و مسائل مکانیکی صحنه می‌شود، این بازیگران ناگهان وارد موقعیتی دشوار می‌شوند و باید فوراً نتیجه مطلوب را ارائه دهند. پیداکردن بازیگرانی عالی که بتوانند نقش‌های کوچک را به‌خوبی اجرا کنند، بخشی از نبوغ جان است.

راز نولان برای ماندن در محدوده بودجه و برنامه

با وجود مقیاس عظیم پروژه‌های نولان، فیلم‌های او معمولاً در محدوده بودجه تعیین‌شده و حتی زودتر از برنامه زمانی به پایان می‌رسند؛ اتفاقی که در تولید فیلم‌های پرهزینه هالیوودی چندان بدیهی نیست.

راز شما برای کنترل بودجه و زمان تولید چیست؟

این موضوع بدیهی نیست، چون هر گروه فیلم‌سازی براساس اولویت‌ها و انتخاب‌های خود، رویکرد متفاوتی دارد. من خیلی زود متوجه شدم اگر در محدوده بودجه و برنامه زمانی باقی بمانم، با دخالت کمتری روبه‌رو می‌شوم. دلیلی به دیگران نمی‌دهم که وحشت‌زده شوند.

وقتی از آن مرز عبور کنید، افراد بالای سرتان می‌ایستند و هر تصمیمی را زیر سؤال می‌برند. اگر در سمت درست این خط باقی بمانید، نوع متفاوتی از آزادی خلاقانه به دست می‌آورید.

تمام فیلم‌سازی‌ها نوعی مصالحه خلاقانه‌اند و من ترجیح می‌دهم این مصالحه‌ها را با شرایط خودم انجام دهم. بخشی از این شرایط، پایبندی به بودجه و برنامه است. در آن صورت تصمیم‌ها در اختیار خودتان باقی می‌مانند، هرچند باز هم باید سازش‌هایی انجام دهید.

البته همه فیلم‌سازان چنین نگاهی ندارند و آن رویکرد نیز کاملاً معتبر است. برای ساخت فیلم فقط یک راه درست یا غلط وجود ندارد؛ واقعیت همین است.

«The Odyssey»؛ حماسه‌ای درباره بازگشت، تمدن و پیامدهای نبوغ

«The Odyssey» برای نولان صرفاً فرصتی برای بازسازی هیولاها، نبردها و جهان اساطیری یونان نیست. او در سفر اودیسئوس همان دغدغه‌هایی را دنبال کرده که بارها در آثار قبلی‌اش دیده‌ایم: مردی دورافتاده از خانه، حافظه‌ای نامطمئن، اختراعی که به سلاح تبدیل شده و پرسشی اخلاقی درباره بهایی که تمدن برای پیروزی می‌پردازد.

بااین‌حال، نولان این بار در دل جهانی خشن و هولناک، به اصل احترام متقابل امیدوار مانده است. از نگاه او، تمدن فقط با قانون یا چهارچوب مذهبی حفظ نمی‌شود؛ انسان‌ها باید در درون خود نیز توانایی احترام‌گذاشتن به یکدیگر را داشته باشند.

موفقیت تجاری خیره‌کننده فیلم نشان می‌دهد تماشاگران همچنان آماده‌اند در کنار جلوه‌های عظیم و تصاویر آیمکس، با پرسش‌های دشوار روبه‌رو شوند. نولان هم ظاهراً پس از سفر به جهان هومر، هنوز عطش تجربه‌های تازه دارد؛ به‌خصوص در ژانر وحشت. پس اگر روزی فیلم ترسناک تمام‌عیاری از او ساخته شد، شاید بتوان ریشه آن را در هیولاها، اشباح و تاریکی‌های همین سفر طولانی اودیسئوس پیدا کرد.


نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا