پشتپرده عجیب یکی از جسورانهترین سکانسهای «Orphan Black»؛ وقتی صندلی دندانپزشکی الهامبخش یک بازی قدرت شد

سریال «Orphan Black» از همان آثاری است که همیشه فراتر از یک درام علمیتخیلی معمولی حرکت میکند؛ مجموعهای که با محور قرار دادن کلونسازی، مالکیت بدن، کنترل علمی و مرزهای نگرانکننده پژوهشهای پزشکی، مدام تماشاگر را با پرسشهای اخلاقی درگیر میکند. حالا یکی از پشتپردههای جالب این سریال فاش کرده که حتی یک مراجعه ساده به دندانپزشکی هم توانسته الهامبخش یکی از خاصترین و بحثبرانگیزترین سکانسهای آن شود.
در این سریال، تاتیانا مازلانی (Tatiana Maslany)، بازیگر «She-Hulk»، در نقشی خیرهکننده ۱۷ کلون متفاوت را بازی میکند؛ اجرایی که هنوز هم یکی از تحسینشدهترین بازیهای تلویزیونی در ژانر علمیتخیلی به حساب میآید. یکی از این شخصیتها، ریچل دانکن (Rachel Duncan) است؛ زنی سرد، شرکتی، حسابگر و بهشدت تشنه کنترل. در بخشی از داستان، رابطه او با پاول دیردن (Paul Dierden) با بازی دیلن بروس (Dylan Bruce)، از یک رابطه ظاهری فراتر میرود و به نمایش پیچیدهای از سلطه، فاصله عاطفی و قدرت بدل میشود.
هلن شیور (Helen Shaver)، کارگردان این صحنه، در گفتوگویی با نِردیست توضیح داده که قصدش این بوده از قالب تکراری یک سکانس صمیمی یا کلیشهای فراتر برود. از نگاه او، مسئله اصلی این نبود که دو شخصیت صرفا وارد یک رابطه فیزیکی شوند؛ بلکه مهم این بود که ریچل دقیقا چه میخواهد. شیور میگوید ریچل در این موقعیت هیچ اهمیتی به لذت پاول نمیدهد و او را فقط مثل ابزاری در اختیار خود میبیند. همین نگاه، مسیر طراحی صحنه را کاملا تغییر داد.
نقطه جالب ماجرا اینجاست که ایده اصلی، بعد از تجربه شخصی شیور در مطب دندانپزشکی به ذهنش رسید. او توضیح داده که احساس ورود دست و دستگاه به دهان، برایش حسی ناخوشایند، غریب و حتی ترسناک داشته؛ تجربهای که ناگهان او را به این تصویر رسانده که ریچل دهان پاول را باز کند، دستش را داخل آن ببرد و در عین حال به او اجازه لمس کردن ندهد. این تصویر، بهجای یک صحنه مرسوم، به نمایشی از بازرسی، تملک و تحقیر کنترلشده تبدیل شد.
خود تاتیانا مازلانی هم معتقد است این سکانس، لایه عمیقتری از شخصیت ریچل را آشکار کرد؛ وجهی که پیشتر کمتر دیده شده بود. او گفته جذابترین بخش ماجرا برایش این بوده که سمت سلطهگر ریچل را کشف کند و به جایی عمیقتر در روان این شخصیت برسد. به گفته مازلانی، این صحنه نه فقط درباره تنش فیزیکی، بلکه درباره دینامیک قدرت و لذت بهعنوان ابزار تسلط بود؛ چیزی که به تجربهای همزمان آسیبپذیر و توانمندکننده تبدیل شد.
دیلن بروس هم در توصیف رابطه ریچل و پاول، تعبیر تندی به کار برده و گفته این وضعیت انگار شبیه آن است که ریچل، پاول را مثل یک اسب مسابقه بررسی میکند؛ دندانهایش را چک میکند تا مطمئن شود تمیز، مناسب و شایسته اوست.
در نهایت، همین جزئیات است که «Orphan Black» را از بسیاری از سریالهای همردهاش جدا میکند؛ مجموعهای که حتی در یک صحنه بهظاهر شخصی هم، بهجای تکرار کلیشه، سراغ لایههای پیچیدهتری از قدرت، بدن و کنترل میرود.





